بایگانی مطالب: جامعه

تسهیلات ۶۰هزار میلیارد ریالی برای زنان سرپرست خانوار تهران

معاون رئیس جمهور در امور زنان از اختصاص ۶۰ هزار میلیارد ریال تسهیلات ویژه با ضمانت دولت برای حمایت از زنان سرپرست خانوار استان تهران خبر داد.

بیمه‌شدگان تأمین اجتماعی چگونه و چقدر کمک‌هزینه ازدواج دریافت کنند؟

امیر عباس قدرتی رئیس اداره بیمه بیکاری و تعهدات کوتاه مدت سازمان تأمین اجتماعی در خصوص تعهدات سازمان تأمین اجتماعی‬ گفت: حمایت‌های بی مه‌ای سازمان تأمین اجتماعی به دو دسته کلی تعهدات کوتاه مدت و بلند مدت طبقه بندی می‌شوند. تعهدات بلند مدت شامل مستمری‌‏هایی است که در دوران بازنشستگی و یا از کارافتادگی به مشمولان پرداخت می‌‏شود و یا در صورت فوت بیمه شده اصلی به بازماندگان واجد شرایط تعلق می‌‏گیرد.

پادکست خبری ٢۳ تیر

سیل کپرها را برد، ریزگرد نفس‌ها را

درحالی‌‌که روستاهای دو شهرستان «قلعه‌گنج» و «جازموریان» شب پنجشنبه طعمه سیلاب شدند و ده‌ها خانه، راه و نخلستان در تاریکی و بی‌خبری تخریب شد، مدیرکل بحران استان کرمان می‌گوید «اطلاع‌رسانی قبلی انجام شده بود». اما واقعیت میدانی چیز دیگری‌ست؛ دهیاران روستاهایی مانند «گونچان» و «شمس‌آباد» تأکید می‌کنند هیچ هشدار رسمی دریافت نکرده‌اند و مردم تنها با شنیدن صدای باران و هجوم ناگهانی آب، فهمیدند بحرانی در راه است. آن شب نه لودری آمد، نه امدادی، نه حتی تلفنی که پاسخ دهد. مردم با بیل و بی‌سیم، راه سیلاب را باز کردند. در همین حال، سایر شهرستان‌های جنوبی با ریزگردهای شدید درگیر بودند.

تجربه یک روزه آموزش بحران در مدرسه

|پیام ما| این نوشته روایت یکی از معلمان درباره تجربه جنگ دوازده‌روزه و گفت‌وگوی معلمان با یکدیگر است. در این مطلب که به‌دست «پیام ما» رسیده، با آموزش در شرایط اضطراری و چرخه مدیریت بحران آشنا می‌شویم و داستان‌هایی واقعی از مواجهه با جنگ و ضرورت گفت‌وگو و شنیدن دراین‌باره می‌خوانیم. این نوشته همچنین از اهمیت و چگونگی کمک‌های اولیه روان‌شناختی می‌گوید که دانستن آنها برای معلمان ضروری است. تمام نام‌ها در نوشته پیش رو مستعار است و معلم‌ها می‌توانند فعالیت‌هایی که در این مطلب آمده را در مدرسه با حضور دانش‌آموزان اجرا کنند.

راه پرغبار بازگشت

ازدحام جمعیت در اردوگاه‌های مرزی، به‌ویژه زیر آفتاب داغ «میلک»، «نیمروز»، «زاهدان» و «دوغارون» شرایط نامساعدی را برای اتباع افغانستانی به‌وجود آورده است؛ اتباعی که با اتوبوس‌هایی که دستور توقف در مسیر ندارند، از سراسر ایران به نقاط مرزی منتقل می‌شوند. در اردوگاه‌ها نه غذا توزیع می‌شود و نه آب. تصاویر منتشرشده از این کمپ‌ها بسیار تکان‌دهنده است. گسیل جمعیت غیر قابل پیش‌بینی اتباع به مناطق مرزی در شرق کشور، خیران به‌ویژه در سیستان‌وبلوچستان را بر آن داشت تا از رخداد فجایع انسانی یا آنچه کرامت هر آدمی را زیر سؤال می‌برد، جلوگیری کنند. براساس آمار فعالان حاضر در منطقه، تقریباً روزانه ۷ تا ۱۰ هزار تبعه افغانستانی به این اردوگاه‌ها وارد می‌شوند. سرویس بهداشتی به تعداد بسیار کمی موجود است و اجابت مزاج به‌دشواری انجام می‌شود. با وجود گرمای شرق و جنوب‌شرقی کشور هیچ امکانی برای استحمام وجود ندارد و فعالان می‌گویند بوی زهم، نامطبوع و کثیفی بیش‌ازحد سوله‌ها و اتاق‌ها، عملاً آنها را بی‌استفاده کرده و حتی در گرمای ۴۰ درجه، مردم را به محیط باز کشانده است. فعالان جهادی حاضر در اردوگاه الغدیر می‌گویند دولت تقریباً به اوضاع سامان داده است، اما در میلک، زهک، نیمروز و سایر نقاط مرزی شرایط همچنان آشفته است. گزارش‌های مردمی نیز می‌گوید بسیاری از اتباع به‌دلیل گردوغبار زیاد مسیر، با بیماری‌های چشمی و تنفسی به اردوگاه‌ها وارد می‌شوند.

پادکست ۲۱ تیر

آتش‌نشانی آب نداشت وقتی مغازه‌ها می‌سوختند

آتش دوازده ساعت تمام در مغازه‌های کوچک مجتمع نور شعله کشید و همه‌چیز را سوزاند. صبح که آفتاب در جزیره طلوع کرد، مجتمع نور، تاریک‌ترین نقطه درگهان بود. اکنون یک هفته از حادثه گذشته و ۲۵۰ نفر از کاسب‌های این بازار، در مغازه‌هایشان خاکستر دارند. آتش‌سوزی مهیب بدون تلفات جانی مهار شد، اما تمام سرمایه بازاری‌ها را سوزاند؛ ویترین‌های شلوغ، مانکن‌ها، لباس‌ها، کفش‌ها، عطر و ماتیک‌های رنگ‌به‌رنگ را. مغازه‌داران که چندین آتش‌سوزی را در بازارها و مجتمع‌های تجاری قشم به خاطر داشتند، ساعت‌ها روبه‌روی پاساژ ایستادند و سوختنش را تماشا کردند؛ آنها دیدند که دست‌کم نیم‌ساعت بعد از جان گرفتن آتش، چند ماشین آتش‌نشانی به محل حادثه آمدند، دیدند که بعضی آب نداشتند و بعضی لوله انتقال آبشان آنقدر کوتاه بود که به آتش گسترده در طبقه اول نمی‌رسید.

بی‌خانمانی یک ساعت پیش از آتش‌بس

«در تماس اول به پدرم گفتم خسارت جزئی است،‌ ساعتی بعد دوباره صحبت کردیم و گفتم اندکی بیشتر از جزئی،‌ چند ساعت بعد دوباره پدرم زنگ زد،‌ این‌بار گفتم ساختمان ریزش دارد و ناپایدار است. در چهارمین تماس بالاخره حقیقت را گفتم؛‌ خانه‌مان به‌شکل کامل تخریب شده؛ نه تنها خانه ما، بلکه کل ساختمان.» اینها را «سینا طوسی»، عضو داوطلب هلال‌احمر که تک‌تک روزهای جنگ دوازده‌روزه در تهران مشغول امدادرسانی در خانه‌های ویران‌شده از حملات اسرائیل به ایران بود، می‌گوید. ساعت ۴ صبح هم‌زمان با آتش‌بس پدرش از شمال با او تماس گرفت و گفت همسایه‌ها خبر داده‌اند انفجاری در حوالی خانه‌شان رخ داده است. سینا در تمام طول مسیر تمرین کرد آرام باشد و خودش را نبازد. نیروهای هلال‌احمر در کوچه حاضر بودند، گفتند شما را چه کسی اعزام کرده؟ جواب داد: اینجا خانه ماست. همه شوکه‌شده کنار رفتند و راه را باز کردند، سینا برادرش را دید که سفینه اسباب‌بازی پرت‌شده بر اثر انفجار از انبار را در دست گرفته بود و گریه می‌کرد. هم‌زمان با تسلی دادن به برادر، چشمش به خانه و ساعت دیواری بود، ‌همان ساعتی که از کودکی تا همین شب قبل هر بار که بیدار می‌شد، چشمش به آن می‌افتاد و بیش از هر شیء دیگری در خانه برایش عزیز بود. بیل مکانیکی آمد و ضربه‌ای به دیوار خانه زد، به یکباره همه خاطرات ویران شد، ساعت دیواری، مجسمه محبوب مادر و هزاران چیز دیگر که ماحصل یک عمر تلاش پدرش از کار نجاری بود.

حمله به روح ورزش در روز المپیک