بایگانی مطالب برچسب: آب

آب را مثال بی‌ارزشی نزنید آقای رئیس‌جمهور!

گزارش معیوب ناظران بر آب در زمانه «بحران»

در پایان سال‌های برنامه‌های توسعه پنج‌ساله کشور، ناظران گزارشی از میزان تحقق اهداف برنامه‌ها منتشر می‌کند. گزارش‌هایی که معمولاً چندان امیدبخش نیست. موضوعی که بخشی از آن طی سال‌ها به گردن «نظارت نداشتن بر اجرای برنامه‌ها»‌ افتاده است. حالا گزارش یک‌ساله وزارت نیرو از اجرای اهداف در برش یک‌ساله برنامه هفتم پیشرفت کشور، به دولت و مجلس ارائه شده است. اما مرکز پژوهش‌های مجلس در بررسی این گزارش در مورد گزارش معیوب ناظران هشدار داده است و می‌گوید این موضوع می‌تواند موجب شود برنامه‌ها یا به‌صورت کامل یا به‌موقع عملی نشوند و بحران آب عمیق‌تر شود. این مطالعه می‌گوید در مورد تأمین از منابع آب سطحی، تأمین از منابع آب زیرزمینی، مصارف بخش کشاورزی و جبران تراز در سدها، تحقق محاسبه‌شده صحیح نیست. همچنین، سنجه‌های برنامه برای یک سال نرمال باید با توجه‌ به تغییرات بارش، با تناسب منطقی بین اهداف برنامه و عملکرد سالیانه صورت بگیرد، ولی گزارش ناظر اجرایی این‌گونه نیست. حتی در مواردی تعارض موجود بین وضعیت سنجه در سال پایه و در طول سال‌های برنامه نامشخص است و همچنین اهداف ناهمگن تنظیم‌ شده‌اند.

برنامه‌های ناکافی برای نجات «اصفهان»

برنامه هفتم توسعه، دولت را مکلف به استفاده از پساب برای تأمین آب مورد نیاز آبیاری فضای سبز و صنایع کرده است. حالا شهرداری اصفهان از طرحی رونمایی کرده که به «رینگ پساب» موسوم است و طبق گفته شهرداری، می‌تواند تمام آب مورد نیاز فضای سبز اصفهان را از طریق تصفیه‌خانه‌ها فراهم کند. شهرداری اصفهان مدعی است مزایای طرحی که حداقل پنج سال احداث و تکمیل آن به درازا خواهد کشید، بیشتر از این حرف‌هاست و رینگ پساب آبخوان‌ها را هم تغذیه می‌کند. کارشناسان اما می‌گویند اقدام شهرداری برای نجات درختان نصف جهان عالی است، اما راه‌حل نجات کلانشهر اصفهان و زاینده‌رود نیست و تمرکز بر آن به‌عنوان راه‌حل اصلی، مسئله را به حاشیه می‌برد: «طرح‌های پساب و انتقال آب در کنار هم نمی‌توانند نیمی از اضافه‌برداشت از حوضه آبریز زاینده‌رود را هم جبران کنند. همه‌چیز کاهش برداشت و احیای زاینده‌رود و زنده‌کردن طبیعی آبخوان‌هاست. این موضوعی است که نباید به حاشیه برود.»

بهشت ایرانی جهنم می‌شود

در تاریخ ایران، باغ تنها فضایی برای آسایش یا تفریح نبوده؛ تصویری از نظم، عقلانیت و هماهنگی میان انسان و جهان است. باغ ایرانی تلاشی است برای بازآفرینی بهشت گمشده بر زمین؛ نظمی هندسی که در آن آب، گیاه، نور و بنا، استعاره‌ای از چهار عنصر خلقت‌اند. اما در روزگار ما، این میراث جهانی آرام‌آرام رنگ می‌بازد. شهرهای مدرن، با توسعه مهارنشدنی، ریشه باغ‌ها را می‌خشکانند و آنها را به تکه‌هایی از خاطره بدل می‌کنند. در اصفهان، که روزگاری به «شهر باغ‌ها» شهره بود، دیگر جز نامی از بسیاری از باغ‌های قاجاری و صفوی باقی نمانده است. در شیراز، باغ‌های تاریخی در سایه برج‌ها فرو رفته‌اند. در تهران، آخرین نفس‌های باغ‌های قاجاری شمیران میان ویلاهای لوکس و خیابان‌های آسفالته گم شده است. در این میان، پرسش اصلی آن است که چگونه میراثی که در سال ۲۰۱۱ با عنوان «باغ ایرانی» در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد، امروز تا این اندازه آسیب‌پذیر و بی‌دفاع مانده است؟

جاده سلامت نودشه و اراده سبز مردمان هورامان

مدیریت آب ایران، ابزار ندارد

|پیام‌ما| نشست مشترک کارشناسان علوم‌انسانی با سخنگوی صنعت آب کشور از سوی «مدرسه محیط‌زیستی زاگرس مهربان» برگزار شد. نشستی که به نقد و بررسی مدیریت کلان آب کشور پرداخت، اما بر ایجاد بازار آب تمرکز کرد. مخالفان ایجاد این بازار می‌گویند نهاد بازار با آنچه در تجارب خارج از کشور وجود دارد، قابل‌مقایسه نیست و کارایی آن را نخواهد داشت. همچنین، جامعه‌شناسان می‌گویند در این طرح‌ها جامعه در نظر گرفته نشده و به حاشیه رفته است. اما موافقان معتقدند مسیری جز بازاری‌کردن آب به‌نفع ایجاد «بهره‌وری» و «کاهش مصرف» وجود ندارد. نهاد بازار مسیر خودش را طی خواهد کرد و فقط رگولاتور می‎خواهد.

سدسازی به قیمت نابودی تاریخ ایران

وقتی سخن از سدسازی در ایران به میان می‌آید، معمولاً نخستین محورهای بحث، تخریب محیط‌زیست، برهم‌خوردن نظام‌های هیدرولوژیک رودخانه‌ها و نابودی زیست‌بوم‌های پایین‌دست است. اما کمتر گفته می‌شود که یکی از پیامدهای مهم‌ و جبران‌ناپذیر سدسازی، ضربه‌ای است که به پیکره میراث‌فرهنگی و محوطه‌های تاریخی وارد می‌شود. نخستین اعتراض گسترده و عمومی به یک پروژه سدسازی در ایران، در جریان ساخت سد سیوند بر رودخانه پلوار در استان فارس شکل گرفت. این سد نه‌تنها بخشی از محوطه باستانی «تنگ بلاغی» را به زیر آب برد، بلکه نگرانی‌های جدی درباره افزایش رطوبت و تهدید میراث جهانی پاسارگاد ایجاد کرد. همین تجربه بود که برای نخستین‌بار واکنش جامعه مدنی و رسانه‌ها را نسبت به تبعات سدسازی در حوزه میراث‌فرهنگی به‌طور جدی برانگیخت. در این یادداشت می‌خواهیم به‌شکلی کوتاه و مستند مرور کنیم که در دهه‌های گذشته سدسازی چه بر سر میراث‌فرهنگی ایران آورده است. نباید فراموش کنیم که محیط‌زیست و میراث‌فرهنگی در ایران توأمان مورد تخریب و ظلم قرار گرفته‌اند. این دو عرصه هم‌زمان و هم‌سرنوشت، قربانی توسعه شتاب‌زده و بی‌محابا شده‌اند.

روایت تازه‌ای از آب؛ بازاندیشی ارتباط با مردم

بحران آب در ایران بیش از آنکه مسئله‌ای مهندسی باشد، مسئله‌ای اجتماعی و فرهنگی است. جامعه‌شناسی تأکید دارد بدون تغییر در معنا و ارزش اجتماعی آب، هیچ اصلاح فنی و مدیریتی به نتیجه پایدار نمی‌رسد. بنابراین، ساخت «روایت جدید آب» ضرورتی حیاتی است؛ روایتی که با زبان مردم سخن بگوید و به‌جای نصیحت، از گفت‌وگو بهره برد.