از مغالطه سعدآباد تا کشتی تسئوس چند گُداره؟!
25 مهر 1405، 22:03
پارادوکس «کشتی تسئوس» یکی از پرسشهای قدیمی فلسفه درباره هویت است. در این پارادوکس چنین مطرح میشود که اگر قطعات یک کشتی را بهتدریج تعویض کنیم، بهطوریکه پس از مدتی هیچیک از اجزای اولیه آن باقی نمانده باشد، آیا کشتی هنوز همان کشتی اولیه است؟ حال اگر قطعات قدیمی را جمع کنیم و با استفاده از آنها کشتی تازهای بسازیم، کدامیک از این دو کشتی، تسئوس واقعی است؟ پاسخدادن به این پرسش چندان ساده و راحت نیست؛ چون اینجا مسئله فقط حفظ نام و شکل ظاهری کشتی نیست، بلکه مسئله نسبت میان هویت، تداوم و تغییر است؛ اینکه هویت یک «کل» از چه اجزایی ساخته میشود، به چه چیزی وابسته است و از چه نقطهای تغییر آن اجزا به تغییر خودِ آن کل منجر میشود.
شاید در مواجهه نخست، پارادوکس «کشتی تسئوس» با ماجرای اخیر جابهجایی اموال و کارکنان پژوهشکده هنرهای سنتی نسبت خاصی نداشته باشد؛ اما در عین حال، چندان بیارتباط هم نیست. کافی است از مدیران ارشد وزارت میراث فرهنگی بپرسیم اگر یک نهاد میراثی (پژوهشکده هنرهای سنتی) را آرامآرام از اجزای سازندهاش تهی کنیم، اما نام آن را نگه داریم، آیا هنوز با همان نهاد قبلی مواجهیم؟
مسئله تصمیم ناگهانی برای انتقال اموال پژوهشکده هنرهای سنتی از ارگ آزادی را باید از حیث همین مغالطه تحلیل و بررسی کرد. ابتدا خبرهایی درباره صدور مجوز انتقال قطعی آثار پژوهشکده هنرهای سنتی به مجموعه سعدآباد و ایجاد موزه هنرهای ملی ایران منتشر شد. حتی تصویر مکاتبات قائممقام وزیر و معاون میراث فرهنگی درباره انتقال قطعی این اموال به سعدآباد نیز در رسانهها منتشر شد. در توضیحات بعدی اما روایت تغییر کرد و سعدآباد صرفاً یکی از گزینههای اولیه معرفی شد. وزارتخانه فخیمه میراث فرهنگی اعلام کرد مقصد نهایی آثار، موزه ملی ایران است و انتقال نیز بهصورت امانی و با هدف حفاظت از آثار انجام میشود.
اما مسئله دقیقاً از جایی شروع میشود که بخواهیم موضوع را عوض کنیم. اگر پرسش فقط این باشد که آثار ارزشمند را کجا بهتر و امنتر نگهداری میکنند، پاسخ را باید در استانداردهای موزهای، امنیت، کنترل شرایط محیطی، مرمت و امیناموالی اصولی جستوجو کرد. اما اگر پرسش درباره سرنوشت تنها نهاد تخصصی هنرهای سنتی باشد، صرف انتقال آثار بهتنهایی پاسخ مسئله نیست. اینجاست که میتوان از چیزی به نام «مغالطه سعدآباد» سخن گفت؛ البته نه به معنای متهمکردن افراد به دروغ یا سوءنیت، بلکه به معنای تغییر صورت مسئله از سوی آنها برای رسیدن به هدفی خاص. وقتی نگرانی درباره یک نهاد، کارکرد و هویت آن مطرح است، اینکه آثار آن کجا نگهداری شوند، یک پرسش است و اینکه آن نهاد میراثی چگونه به حیات خود ادامه دهد، پرسشی دیگر. در جریان این مغالطه، بهجای حل مسئله اصلی، یعنی ثبات جایگاه پژوهشکده هنرهای سنتی، شوربختانه تنها صورت مسئلهها تغییر کرد.
در توضیحاتی که اخیراً مدیرکل دفتر وزارتی وزارت م.گ.ص ارائه کرده، تأکید شده است که پژوهشکده هنرهای سنتی تعطیل یا منتقل نمیشود و آنچه در دستور کار قرار دارد، انتقال امانی بخشی از آثار برای حفاظت است. همچنین گفته شده است که گزینه موزه ملی ایران پس از بررسی تخصصی و مشورت با مسئولان پژوهشکده هنرهای سنتی، بهعنوان مقصد آثار انتخاب شده است. اما اینجا یک تفکیک ساده و بسیار مهم وجود دارد: مشورت با موافقت یکی نیست. مشورت یعنی نظر کسی شنیده شده است و موافقت یعنی آن نظر با تصمیم اتخاذشده همسو بوده است. حضور یک متخصص در فرایند تصمیمگیری نیز لزوماً به معنای تأیید تصمیم نهایی نیست. بنابراین، اگر قرار است گفته شود تصمیمی با موافقت متخصصان اتخاذ شده، شفافترین راه آن است که معلوم شود چه کسانی، در کدام جلسه، درباره چه موضوعی و با چه جمعبندیای موافقت کردهاند. بدیهی است که صورتجلسه، نظرهای موافق و مخالف و مبنای تصمیم، در چنین موضوعی نه حاشیه، بلکه بخشی از خود پاسخ است.
پرسش اساسی دیگر این است که ماهیت پژوهشکده هنرهای سنتی چیست؟ آیا صرفاً مجموعهای از اشیاست که میتوان آنها را از نقطهای به نقطه دیگر انتقال داد؟ یا نهادی زنده، پژوهشی، آموزشی و هنری است که آثار تنها یکی از اجزای آن را تشکیل میدهند؟ اگر پژوهشکده هنرهای سنتی را نهادی تخصصی بدانیم، فقط از آثار تشکیل نشده است، بلکه استادکاران، هنرمندان، پژوهشگران، کارگاهها، ابزارها، دانش فنی، آموزش، رابطه استاد و شاگرد، مستندات، حافظه نهادی، تجربههای انباشته و ارتباط میان این عناصر، شبکهای را شکل میدهند که ماهیت آن را تعریف میکند. ارزش آن نیز دقیقاً ناشی از همین پیوندهاست.
شاید بتوانیم یک اثر هنری را در مخزنی استاندارد نگهداری کنیم؛ اما آیا میتوان مهارتی را که در یک کارگاه و در رابطه میان استاد و شاگرد شکل گرفته، به همان شیوه در مخزن نگهداری کرد؟ میتوان یک شیء را با کامیون جابهجا کرد؛ اما آیا میتوان زمینه اجتماعی، آموزشی و نهادی آن را نیز با همان کامیون جابهجا کرد؟ اینها پرسشهای مهم و اساسیای هستند که متولیان وزارت میراث فرهنگی باید به آنها بهطور شفاف پاسخ دهند؛ چراکه تنها یک تصمیم اداری روتین نیست، بلکه سرنوشت بخشی از میراث هنری ملی و معاصر ایران در میان است.
بدیهی است که حفاظت از اثر ملموس ممکن است به دما، رطوبت، امنیت، بستهبندی و مخزن استاندارد نیاز داشته باشد. اما حفاظت از میراث ناملموس به تداوم، انتقال دانش، حضور حاملان، آموزش، تمرین و امکان زیست یک سنت نیاز دارد. بنابراین، ممکن است یک اثر از نظر فیزیکی به بهترین شکل حفاظت شود، اما اگر شبکه انسانی و نهادی پیرامون آن تضعیف شود، نمیتوان گفت تمام میراث مرتبط با آن به همان اندازه حفاظت شده است. دقیقاً این تمایز مهمی است که مدیران وزارت میراث، بدون توجه به آن، همچنان بر کار خود اصرار دارند.
و اینجاست که دوباره باید به کشتی تسئوس بازگردیم. فرض کنیم آثار را برای حفاظت منتقل کردند؛ اما اگر در مراحل بعد، کارگاهها از کارکرد اصلی خود فاصله گرفتند، ارتباط هنرمند و پژوهشگر کمرنگ شد، آموزش و انتقال مهارت از محیط خود جدا شد، اسناد و حافظه نهادی پراکنده شدند و مکان تاریخی پژوهشکده نیز از کارکرد خود تهی شد و به فضای اداری برای نیروهای جدیدالورود تبدیل شد، تکلیف چیست؟ اگر تابلوی پژوهشکده هنرهای سنتی همچنان بر سر جای خود باقی باشد، آیا هنوز میتوان آن را تنها نهاد تخصصی این حوزه به شمار آورد؟ این درست همان پرسش کشتی تسئوس است: اگر اجزای سازنده یک کل را یکییکی از آن جدا کنیم، از چه زمانی دیگر با همان کل مواجه نیستیم؟ و مهمتر از این موارد، چه کسی مسئولیت تبعات مهلک این تصمیم را بر عهده میگیرد و نقش نهادهای نظارتی کشور در صیانت از بیتالمال و میراث ملی مردم ایران چیست؟
بنابراین، مسئله اصلی ما فقط این نیست که آثار پژوهشکده در ارگ آزادی بمانند یا به موزه ملی بروند. مسئله این است که در مدیریت میراث فرهنگی، آیا نهادهای میراثی را مجموعهای از اموال میبینیم یا آن را شبکهای زنده از انسان، دانش، مکان، تجربه، حافظه و آثار میدانیم؟ کسانی که بر این جابهجایی اصرار دارند، به این نکته مهم واقف نیستند که میراث فرهنگی را نمیتوان فقط با فهرست اموال و محل نگهداری آنها تعریف کرد. گاهی مهمترین بخش میراث چیزی است که در هیچ فهرست اموال و هیچ مخزنی ثبت نمیشود: رابطه میان انسانها، دانش، مهارت، مکان و حافظه. مغالطه کشتی تسئوس به ما یادآوری میکند که حفظ نام یک چیز، الزاماً به معنای حفظ هویت و ماهیت آن نیست. ممکن است ساختمان باقی بماند، تابلو باقی بماند و آثار نیز در موزههایی استاندارد و امن نگهداری شوند؛ اما اگر پیوندهایی که این عناصر را به نهادی زنده تبدیل میکردند، یکی پس از دیگری گسسته شوند، بیتردید آن پدیده دچار استحاله میشود و به چیز دیگری تبدیل خواهد شد.
در پایان، این نوشتار را با طرح یک پرسش به پایان میبرم: وقتی یک تصمیم اجرایی تبعات و نتایج مخربی برای پژوهشکده هنرهای سنتی ایران، بهعنوان تنها نهاد تخصصی این حوزه، به دنبال دارد، چرا باید مصرانه همچنان بر اجرای آن تأکید کرد؟ بهراستی چه هدفی در پس این اصرارها نهفته است؟
برچسب ها:
ارگ آزادی، پژوهشکده هنرهای سنتی، حفاظت آثار، کشتی تسئوس، مغالطه سعدآباد، موزه ملی ایران، میراث ناملموس، هنرهای سنتی ایران، هویت نهادی، وزارت میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روز جهانی غذا و سهم هر انسان از سفره جهان
هنر زیستن در تضاد
طراحی شهری مُرد؛ زنده باد طراحی شهری!
پیشهمایش «زن در تاریخ محلی سیستان و بلوچستان» برگزار شد
تلاشی برای جبران غفلت از تاریخ زنان
جاذبههای ساسانی بیشاپور در انتظار دیدهشدن
پس از لکههای نفتی، چه بر سر قشم آمد؟
نان را از سفره روستاییان دریغ نکنید
روایت زندگی و آخرین گشت «عمو حیدر»؛ محیطبان باسابقه لرستان
آن سوی آخرین گشت
کنشگری و مطالبهگری آنلاین؛ از صدای شهروند تا اصلاح تجربه سفر هوایی
قدرت صدای جمعی
چرا محیطزیست به یکی از متغیرهای تعیینکننده اقتصاد جهان تبدیل شده است؟
هزینههای پنهان بحرانهای محیطزیستی
وب گردی
- هتل سنتی چیست؟ تنوع خدمات و تفاوت آن با هتل عادی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید