روایت فعالان فرش، ورنی، معرق و زیورآلات از کاهش فروش، افزایش هزینه تولید و دشواری ادامه کار

وقتی هنر دست نان نمی‌شود





وقتی هنر دست نان نمی‌شود

21 مهر 1405، 22:33

بازار صنایع‌دستی در رکودی بی‌سابقه فرو رفته است؛ مسئولان در این‌باره چه می‌کنند؟ هیچ.
تقریباً تمامی حوزه‌های صنایع‌دستی، چه در صادرات و چه در فروش داخلی، با رکودی بی‌سابقه مواجه‌اند؛ به‌طوری‌که فعالان این حوزه می‌گویند میزان فروش محصولاتشان نسبت به سال گذشته ۷۰ درصد و در مقایسه با دو سال گذشته ۹۰ درصد کاهش داشته است.
نکته دیگر این است که نسل جوان دیگر تمایلی به یادگیری و فعالیت در رشته‌های صنایع‌دستی ندارد و بسیاری از فعالان فعلی نیز کوچ شغلی کرده‌اند و در حرفه‌های دیگری مشغول به کار شده‌اند.

شرایط نامساعد بازار فرش و گلیم

 

محمودی، از فعالان و کارشناسان صنایع‌دستی در حوزه فرش و گلیم، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «بازار فروش صنایع‌دستی در شرایط بسیار نامساعدی قرار دارد و فعالان این حوزه برای عرضه و فروش محصولات خود با دشواری‌های زیادی روبه‌رو هستند. صادرات صنایع‌دستی به‌شدت کاهش یافته و بازار داخلی نیز وضعیت مطلوبی ندارد. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان و بافندگان با این مسئله مواجه‌اند که محصولات تولیدشده‌شان به‌راحتی به فروش نمی‌رسد و بازار پاسخگوی ظرفیت تولید و فعالیت آن‌ها نیست.»

او با اشاره به فعالیت خود در حوزه فرش‌بافی در سیرجان می‌افزاید: «من از فرش‌بافان سیرجان هستم و از نزدیک با وضعیت این حوزه و مشکلاتی که فعالان آن با آن مواجه‌اند، آشنایی دارم. شرایط کنونی بازار نشان می‌دهد که فروش فرش و دیگر محصولات صنایع‌دستی با دشواری همراه شده است. کاهش صادرات در کنار نامساعد بودن بازار داخلی، وضعیت فعالیت کسانی را که در این حوزه کار می‌کنند، پیچیده‌تر کرده است.»

 

مردم با معرق چوبی آشنایی کافی ندارند

 

امیر توحیدی‌پور، از هنرمندان دارای معلولیت که در زمینه معرق چوبی رنگی فعالیت می‌کند، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «شرایط بازار معرق چوبی نیز مانند بسیاری دیگر از رشته‌های صنایع‌دستی مناسب نیست و هنرمندان این حوزه با مشکلات متعددی در زمینه فروش آثار خود مواجه‌اند. بااین‌حال، نمی‌توان تمام مشکلات بازار صنایع‌دستی را صرفاً به جنگ و تحریم‌ها نسبت داد؛ چراکه بخشی از دشواری‌های این حوزه به ناشناخته ماندن برخی رشته‌های هنری و نبود شناخت کافی در میان مردم بازمی‌گردد.»

او با اشاره به تفاوت معرق چوبی رنگی با رشته‌های هنری شناخته‌شده‌تر می‌افزاید: «بسیاری از مردم با این هنر آشنایی ندارند. برای مثال، نقاشی هنری است که عموم مردم با آن آشنا هستند و می‌توانند درک روشن‌تری از آن داشته باشند، اما معرق چوبی رنگی هنوز برای بخش بزرگی از جامعه شناخته‌شده نیست. همین مسئله باعث می‌شود مخاطبان این آثار محدودتر باشند و فروش آن‌ها با دشواری بیشتری انجام شود. بنابراین، مشکلات این رشته تنها به وضعیت اقتصادی و شرایط عمومی بازار مربوط نیست، بلکه میزان شناخت و آشنایی مردم با این هنر نیز در امکان عرضه و فروش آثار نقش دارد.»

توحیدی‌پور یکی دیگر از موانع فروش آثار معرق را قیمت بالای تابلوها و کاهش قدرت خرید مردم می‌داند و می‌گوید: «قیمت تابلوهای معرق بالاست و مردم قدرت خرید کافی ندارند. در شرایطی که وضعیت معیشت مردم مناسب نیست، خرید آثار هنری برای بسیاری از خانواده‌ها در اولویت قرار نمی‌گیرد و طبیعی است که بازار این محصولات نیز با رکود مواجه شود. وقتی مردم برای تأمین هزینه‌های زندگی با دشواری روبه‌رو هستند، نمی‌توان انتظار داشت مانند گذشته یا به میزان موردنیاز تولیدکنندگان برای خرید آثار هنری هزینه کنند.»

او با اشاره به محدود بودن فروش در مسیرهای مختلف عرضه آثار هنری ادامه می‌دهد: «در شرایط فعلی، فروش آثار معرق نه در بازار داخلی، نه در حوزه صادرات، نه در شبکه‌های اجتماعی و نه در فروشگاه‌ها وضعیت مناسبی دارد. به این ترتیب، هنرمند نمی‌تواند صرفاً با تغییر محل عرضه یا استفاده از شیوه فروش دیگری، مشکل رکود بازار را برطرف کند. وقتی قدرت خرید مخاطبان کاهش یافته و این هنر نیز در میان بخش بزرگی از مردم شناخته‌شده نیست، امکان فروش آثار از مسیرهای مختلف همچنان محدود می‌ماند.»

این هنرمند درباره حمایت‌های موجود از فعالان صنایع‌دستی نیز می‌گوید: «بیمه هنرمندان برای فعالان این حوزه برقرار بوده و همچنان مشمول معافیت مالیاتی می‌شویم، اما این حمایت‌ها به‌تنهایی برای حل مشکلات تولید کافی نیست. مسئله اصلی، افزایش شدید قیمت مواد اولیه و نامناسب بودن شرایط فروش است. در واقع، حتی اگر بخشی از حمایت‌های قانونی برای هنرمندان در نظر گرفته شده باشد، زمانی که هزینه تولید بالا می‌رود و بازار توان جذب آثار را ندارد، ادامه فعالیت اقتصادی با دشواری همراه می‌شود.»

توحیدی‌پور با اشاره به صرفه اقتصادی نداشتن تولید در شرایط کنونی تأکید می‌کند: «با وجود رکود بازار و افزایش هزینه‌ها، گاهی بهتر است کار نکنیم؛ چراکه ادامه فعالیت در این شرایط صرفه اقتصادی ندارد. تنها راهی که ممکن است به فروش بیشتر منجر شود، تولید آثار بازاری است، اما من شخصاً به‌هیچ‌وجه حاضر نیستم چنین کاری انجام دهم. برای من اهمیت دارد اثری که تولید می‌کنم با رویکرد و معیارهای هنری‌ام هماهنگ باشد و صرفاً برای فروش بیشتر، مسیر دیگری را انتخاب نکنم.»

او می‌افزاید که بخشی از درآمدش از راه تدریس تأمین می‌شود، اما این درآمد نیز نتوانسته مشکل هزینه‌های نگهداری کارگاه را برطرف کند. به گفته توحیدی‌پور، درآمد اندکی از تدریس دارد، بااین‌حال اداره و نگهداری کارگاه معرق‌سازی در شرایط فعلی به‌صرفه نیست. به این ترتیب، رکود بازار تنها بر میزان فروش آثار تأثیر نگذاشته، بلکه ادامه فعالیت کارگاه و حفظ امکان تولید را نیز با مشکل مواجه کرده است؛ وضعیتی که هنرمند را میان ادامه فعالیتی که برایش صرفه اقتصادی ندارد و کنار گذاشتن حرفه‌ای که در آن تخصص دارد، قرار می‌دهد.

 

ورنی‌بافی در تبریز؛ هنری که تولیدکنندگانش از ادامه آن ناامید شده‌اند

 

عظیم مرادی، تولیدکننده ورنی در تبریز، به خبرنگار «پیام ما» می‌گوید: «بازار ورنی در شرایطی بسیار راکد و نابسامان قرار دارد و فعالیت در این حوزه با دشواری‌های زیادی همراه شده است. افزایش شدید قیمت مواد اولیه، در کنار رکود بازار و کاهش فروش، شرایطی را به وجود آورده که ادامه کار را برای بسیاری از فعالان این رشته دشوار کرده است. به گفته او، وضعیت بازار به اندازه‌ای نامساعد شده که شمار زیادی از تولیدکنندگان و فعالان این حوزه ناچار شده‌اند فعالیت خود را کنار بگذارند و به مشاغل دیگری روی بیاورند.»

او با اشاره به کاهش تعداد فعالان ورنی‌بافی در تبریز می‌افزاید: «از حدود ۲۰۰ نفری که پیش‌تر در این حوزه فعالیت می‌کردند، اکنون تقریباً ۴۰ نفر باقی مانده‌اند. این کاهش نشان می‌دهد که بخش بزرگی از فعالان این رشته دیگر امکان یا تمایل ادامه فعالیت در این بازار را ندارند. در شرایطی که هزینه تهیه مواد اولیه افزایش یافته و فروش محصولات کاهش پیدا کرده است، تولیدکنندگان برای ادامه کار با دشواری بیشتری روبه‌رو هستند.»

مرادی با اشاره به نبود علاقه در میان نسل جوان برای ورود به این حوزه صنایع‌دستی می‌گوید: «جوانان علاقه‌ای به ورنی‌بافی ندارند و من هم هیچ اصراری ندارم که نسل جوان وارد این حرفه شود. وقتی شرایط بازار این‌قدر نامساعد است و آینده روشنی پیش روی تولیدکننده قرار ندارد، نمی‌توان انتظار داشت جوانان به فعالیت در این رشته علاقه‌مند شوند. حتی اگر امکانش را داشتم، خودم هم تغییر شغل می‌دادم.»

او درباره میزان کاهش فروش ورنی نیز توضیح می‌دهد: «میزان فروش نسبت به سال گذشته ۷۰ درصد و در مقایسه با دو سال گذشته ۹۰ درصد کاهش یافته است.» این ارقام از افت شدید بازار حکایت دارد؛ بازاری که به گفته او، طی دو سال گذشته بخش عمده‌ای از توان فروش خود را از دست داده است. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان نه‌تنها برای فروش محصولاتشان با مشکل مواجه‌اند، بلکه ادامه فعالیت در این رشته نیز برایشان به تصمیمی دشوار تبدیل شده است.

مرادی که خود سال‌ها در حوزه تولید ورنی فعالیت داشته است، نه‌تنها این رشته را به جوانان آموزش نمی‌دهد، بلکه فرزندانش را نیز از انتخاب آن به‌عنوان حرفه آینده‌شان برحذر داشته است. او حتی به فرزندانش توصیه کرده هرگز وارد این رشته نشوند؛ تصمیمی که از نگاه او با وضعیت نامساعد بازار و دشواری‌های ادامه فعالیت در این حوزه ارتباط دارد. به این ترتیب، ورنی‌بافی برای یکی از تولیدکنندگان این رشته دیگر حرفه‌ای نیست که بتوان با اطمینان از آینده آن سخن گفت یا نسل بعد را به ادامه‌اش تشویق کرد.

 

زیورآلات از سبد خانوار حذف شد

 

بیتا ابطحی، فارغ‌التحصیل رشته صنایع‌دستی، گفت: «به نظر من، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های امروز، کاهش کیفیت آموزش عملی است. صنایع‌دستی رشته‌ای است که اساس آن بر کار عملی استوار است و نمی‌توان انتظار داشت دانشجو تنها با آموزش نظری یا شرکت در کلاس‌های آنلاین، مهارت لازم را به دست آورد.»

او توضیح داد: «بسیاری از ابزارها و تجهیزات موردنیاز رشته‌های مختلف صنایع‌دستی را نمی‌توان در خانه تهیه کرد یا به کار گرفت. برای مثال، راه‌اندازی کارگاه چوب در محیط یک آپارتمان امکان‌پذیر نیست؛ کارگاه قلم‌زنی و بسیاری از کارگاه‌های دیگر نیز به فضا و تجهیزات تخصصی نیاز دارند. در دوره تحصیل ما، امکانات کارگاهی دانشگاه فراهم بود و دانشجویان می‌توانستند به‌صورت عملی با ابزارها کار کنند.»

این فارغ‌التحصیل رشته صنایع‌دستی، آموزش ندادن مهارت‌های اقتصادی و تجاری را یکی از مهم‌ترین ضعف‌های نظام آموزشی دانست و توضیح داد: «دانشجویان باید از دوران تحصیل با شیوه قیمت‌گذاری آثار، محاسبه هزینه مواد اولیه، دستمزد و زمان صرف‌شده برای تولید آشنا شوند. این موضوع حتی در دوره تحصیل ما نیز به‌اندازه کافی آموزش داده نمی‌شد و هنوز هم یکی از مشکلات جدی این حوزه است.»

این هنرمند صنایع‌دستی با اشاره به وضعیت نامناسب بازار این محصولات گفت: «اگر کسی امروز بخواهد وارد حوزه صنایع‌دستی شود، به نظر من یا باید پشتوانه مالی مناسبی داشته باشد یا بتواند در کنار افراد باتجربه‌تر فعالیت کند و از ارتباطات و تجربه آن‌ها بهره ببرد. اینکه فردی بدون سرمایه، بدون شناخت محیط و بدون ارتباط حرفه‌ای بخواهد از ابتدا تمام مسیر را به‌تنهایی طی کند، کار بسیار دشواری است.»

ابطحی با اشاره به تجربه بازار صنایع‌دستی اصفهان اظهار کرد: «تا همین چند سال پیش، گردشگران نقش مهمی در فروش محصولات صنایع‌دستی داشتند. برای مثال، در میدان نقش‌جهان اصفهان، حضور گردشگران به رونق فروش کمک می‌کرد. با وجود افزایش قیمت‌ها و رشد هزینه‌های تولید، گردش مالی بازار تا حدی جریان داشت، اما در یک سال گذشته افت شدیدی در این وضعیت مشاهده شده است.»

او افزود: «این مشکل تنها به اصفهان محدود نیست و در بخش‌های مختلف کشور و شهرهای گوناگون دیده می‌شود. وقتی فروش کاهش پیدا می‌کند، تولیدکننده همچنان با افزایش قیمت مواد اولیه و هزینه‌های ساخت مواجه است. از سوی دیگر، ارزش و دستمزد کار هنری نیز باید در قیمت نهایی محصول لحاظ شود، اما هنرمند در بسیاری از موارد ناچار است دستمزد خود را به حداقل برساند تا بتواند محصولش را بفروشد.»

این فارغ‌التحصیل رشته صنایع‌دستی با اشاره به تغییر اولویت‌های اقتصادی خانوارها گفت: «وقتی بخش عمده درآمد مردم صرف خوراک، مسکن، درمان و پوشاک می‌شود، طبیعتاً خرید صنایع‌دستی در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرد. محصولی که جنبه تزئینی دارد یا برای هدیه خریداری می‌شود، معمولاً از محل درآمدی تهیه می‌شود که پس از تأمین هزینه‌های ضروری باقی می‌ماند. در شرایط کنونی، بسیاری از خانواده‌ها چنین امکانی ندارند.»

او ادامه داد: «این وضعیت تنها به صنایع‌دستی محدود نیست و حتی در حوزه طلا و جواهر نیز می‌توان آثار آن را مشاهده کرد. بسیاری از مردم به خرید طلای آب‌شده و سکه به‌عنوان راهی برای حفظ یا افزایش سرمایه روی آورده‌اند و کمتر حاضرند بابت ساخت یک انگشتر یا زیورآلات، اجرت پرداخت کنند. در نتیجه، کارگاه‌های تولید زنجیر، النگو، محصولات لیزری و زیورآلات دست‌ساز نیز با مشکلات جدی مواجه شده‌اند.»

ابطحی با بیان اینکه این رویکرد به‌تدریج هنر را از زندگی روزمره مردم دور می‌کند، گفت: «وقتی حتی در حوزه طلا و نقره، نگاه سرمایه‌گذاری بر انتخاب محصولات هنری غلبه می‌کند، طبیعی است که خرید محصولاتی مانند جعبه خاتم یا دیگر آثار تزئینی نیز دشوارتر شود. بخش بزرگی از توجه مردم به تأمین نیازهای اولیه و حفظ ارزش دارایی‌هایشان معطوف شده است و هنر به‌تدریج جایگاه خود را در زندگی آن‌ها از دست می‌دهد.»

این هنرمند صنایع‌دستی افزود: «به‌تدریج، مبالغ تسهیلات کاهش پیدا کرد، شرایط دریافت وام دشوارتر شد و تعداد و کیفیت برخی برنامه‌ها نیز افت کرد. در نتیجه، حضور و مشارکت افراد باتجربه و شناخته‌شده در بعضی از این برنامه‌ها کمتر شد. هم‌زمان، تمدید مجوز کارگاه‌ها نیز برای برخی هنرمندان به مسئله‌ای جدی تبدیل شد؛ زیرا آن‌ها با خود فکر می‌کردند وقتی سال‌ها از تسهیلات موردنیازشان محروم مانده‌اند، تمدید مجوز چه کمکی به فعالیتشان می‌کند.»

او با بیان اینکه حمایت‌های موجود را برای پاسخ‌گویی به نیازهای فعالان این حوزه کافی نمی‌داند، گفت: «به نظر من، در سال‌های اخیر حمایت‌ها به‌تدریج کاهش یافته و اکنون بسیاری از هنرمندان احساس می‌کنند پشتیبانی مؤثری از فعالیت آن‌ها صورت نمی‌گیرد. این وضعیت در شرایطی رخ داده است که هزینه‌های تولید افزایش یافته و فروش محصولات نیز با دشواری بیشتری همراه شده است.»

این فارغ‌التحصیل رشته صنایع‌دستی درباره اقداماتی که نهادهای مسئول می‌توانند برای حمایت از این حوزه انجام دهند، اظهار کرد: «اگر بخواهیم در سال‌های آینده این رشته همچنان به حیات خود ادامه دهد، به حمایت گسترده‌تری نیاز داریم. یکی از اقدامات مؤثر می‌تواند کاهش هزینه تأمین مواد اولیه باشد تا هنرمندان بتوانند محصولات خود را با قیمت مناسب‌تری تولید کنند و در نهایت، امکان خرید آن‌ها برای مردم نیز فراهم شود.»

او افزود: «در دوره‌ای که دانشجو بودیم و حتی زمانی که تازه مجوز کارگاه خود را دریافت کرده بودم، امکان خرید مواد اولیه از برخی مراکز با تخفیف‌های ویژه برای دانشجویان یا اعضای حوزه صنایع‌دستی وجود داشت. به نظر من، می‌توان چنین طرح‌هایی را دوباره احیا کرد و با همکاری نهادهای مرتبط، شرایطی فراهم آورد تا هنرمندان بتوانند مواد اولیه موردنیاز خود را با هزینه کمتری تهیه کنند.»

ابطحی ادامه داد: «کاهش هزینه‌های تولید می‌تواند بر قیمت نهایی محصولات تأثیر بگذارد و خرید صنایع‌دستی را برای مردم آسان‌تر کند. در کنار این موضوع، بهبود شرایط گردشگری نیز اهمیت زیادی دارد. گردشگران در رونق بازار صنایع‌دستی نقش مهمی دارند و بازگشت گردشگری به شرایط مناسب‌تر می‌تواند به جریان اقتصادی این حوزه کمک کند.»

او با اشاره به ضرورت بهبود وضعیت معیشتی مردم گفت: «زمانی که درآمد خانوارها با هزینه‌های زندگی تناسب بیشتری داشته باشد و مردم بتوانند پس از تأمین نیازهای ضروری، برای خرید محصولات هنری نیز هزینه کنند، امکان بازگشت صنایع‌دستی به سبد خرید آن‌ها بیشتر می‌شود. بنابراین، رونق این حوزه تنها به وضعیت هنرمندان وابسته نیست و شرایط کلی اقتصاد جامعه نیز در آن نقش دارد.»

این هنرمند صنایع‌دستی همچنین بر ضرورت فرهنگ‌سازی برای افزایش توجه مردم به محصولات هنری تأکید کرد و افزود: «برگزاری نمایشگاه‌ها، همایش‌ها و نشست‌های تخصصی و استفاده از ظرفیت برنامه‌های تلویزیونی و رسانه‌های مجازی برای معرفی صنایع‌دستی می‌تواند به افزایش شناخت مردم از این آثار کمک کند. لازم است درباره ارزش هنر دست، شیوه تولید و جایگاه صنایع‌دستی در زندگی امروز بیشتر اطلاع‌رسانی شود.»

ابطحی بیان کرد: «حمایت از صنایع‌دستی باید مجموعه‌ای از اقدامات اقتصادی و فرهنگی را دربر بگیرد. کاهش هزینه مواد اولیه، بهبود شرایط گردشگری، تقویت قدرت خرید مردم و معرفی مؤثر محصولات هنری، همگی می‌توانند به ادامه فعالیت هنرمندان کمک کنند. اگر قرار است صنایع‌دستی همچنان بخشی زنده از فرهنگ و زندگی جامعه باشد، باید شرایطی فراهم شود که هم تولید آن برای هنرمندان امکان‌پذیر باشد و هم خرید آن برای مردم.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *