پرونده خرس و مسیر صعب و دکل خاموش!





پرونده خرس و مسیر صعب و دکل خاموش!

11 مهر 1405، 21:11

دادگستری به پرونده نوجوان «ساردویی» وارد شد؛ سرنوشت سایت ارتباطی بحرآسمان و آمادگی امداد و وضعیت مسیر هم پاسخ می‌خواهد

سایت ارتباطی بحرآسمان از سال ۱۴۰۰ ساخته شده، اما هنوز برای مردم قابل استفاده نیست. برق شبکه سراسری به آن نرسیده و پنل‌های خورشیدی‌اش هم در کولاک زمستان آسیب دیده‌اند. این توضیح مدیرکل ارتباطات کرمان در گزارشی از کرمان‌نو آمده است؛ توضیحی که پس از مرگ امیررضا سمندری، نوجوان اهل ساردوئیه، معنای سنگین‌تری پیدا می‌کند.

حالا یک پرسش ساده پیش روی مسئولان است: دکلی که ساخته‌اند، چه زمانی قرار است ارتباط را برقرار کند؟ تا رسیدن آن روز، مردم در وضعیت اضطراری چگونه درخواست کمک کنند؟

مرگ امیررضا به میز دادگستری رسیده است. ابراهیم حمیدی، رئیس‌کل دادگستری کرمان، از تأیید حمله خرس از سوی پزشکی قانونی خبر داده و گفته است اگر قصور، تقصیر یا ترک فعل مدیریتیِ مؤثر در حادثه اثبات شود، دستگاه قضایی با مسببان برخورد خواهد کرد.

حمیدی به سخت‌گذر بودن بحرآسمان و ضعف پوشش ارتباطی در بخش‌هایی از آن هم اشاره کرده و خواستار پیش‌بینی راه ارتباطی اضطراری و امکان امدادرسانی سریع‌تر شده است. با این ورود، رسیدگی به پرونده باید روشن کند مسئولان برای خطرهایی که زندگی در این منطقه به همراه دارد، چه آمادگی و برنامه‌ای داشته‌اند.

در گزارش محلی، عضو شورای روستای بحرآسمان گفته است نبود آنتن و دشواری راه، امدادرسانی را مختل کرده است. او احتمال داده است که تماس فوری و اعزام بالگرد می‌توانست فرصت نجات امیررضا را فراهم کند. این احتمال، پرسش مهم خانواده و افکار عمومی است؛ پاسخ آن باید از بررسی پزشکی و زمان‌های ثبت‌شده عملیات به دست بیاید.

غلامرضا شاهرخی، رئیس جمعیت هلال‌احمر ساردوئیه، روایت دیگری دارد. او در گفت‌وگو با ایرنا از دریافت تماس مردمی حوالی ساعت ۲۰:۳۰ شامگاه جمعه و اعزام تیم‌ها خبر داده و گفته است امیررضا بر اثر شدت جراحات، در همان لحظات نخست جان باخته است.

میان این دو روایت، دقیقه‌هایی است که باید روشن شود. حمله چه زمانی رخ داد؟ نوجوان چه وقت پیدا شد؟ تماس از کجا برقرار شد و امدادگران چه زمانی به محل رسیدند؟ مهم‌تر از همه، آیا فرصتی برای نجات باقی مانده بود؟ گزارش کامل پزشکی قانونی و ثبت عملیات امدادی باید به این پرسش‌ها پاسخ دهد.

اما برای پرسیدن از سرنوشت دکل، لازم نیست منتظر پاسخ همه پرسش‌های پزشکی بمانیم. ساخت، تأمین برق و نگهداری یک سایت ارتباطی، تعهداتی مشخص دارد. باید معلوم شود کدام دستگاه یا شرکت مسئول هر بخش بوده، چه زمانی باید کار را تحویل می‌داده و چه مانعی اجرای آن را متوقف کرده است.

اگر پنل‌ها در کولاک تخریب شده‌اند، خرابی چه زمانی گزارش شده است؟ چه کسی مسئول تعمیر بوده و برای بازگرداندن ارتباط چه کرده است؟ اگر راه‌حل، انتقال برق از روستاهای مجاور بوده، مکاتبات آن از چه زمانی آغاز شده و اکنون به کجا رسیده است؟ توضیح شفاهی درباره سختی جغرافیا، جای خالی این پرسش‌ها را پر نمی‌کند.

مدیرکل ارتباطات از بررسی برق‌رسانی با همکاری فرمانداری جیرفت خبر داده و فصلی و ییلاقی بودن منطقه را هم یادآور شده است. همین ویژگی باید در برنامه خدمت‌رسانی دیده شود: مردم در چه ماه‌هایی در منطقه حضور دارند، در آن دوره چه پوششی لازم است و تا راه‌اندازی سایت، چه راه ارتباطی اضطراری در دسترس آن‌ها قرار می‌گیرد؟

این پرونده دو پاسخ می‌خواهد. نخست، آیا در مرگ امیررضا کوتاهی مؤثری رخ داده است؟ دوم، زیرساختی که برای مردم ساخته شده، چرا عملیاتی نشده است؟ ممکن است بررسی کارشناسی، ارتباطی میان خاموشی دکل و این مرگ پیدا نکند؛ اما سرنوشت دکل خاموش، جاده صعب‌العبور و آمادگی منطقه برای حادثه بعدی همچنان موضوع پاسخ‌گویی است.

ورود قضایی وقتی برای مردم معنا پیدا می‌کند که نتیجه آن قابل پیگیری باشد: دامنه بررسی مسئولیت‌ها، پاسخ به پرسش‌های امدادی و نتیجه کارشناسی، تا جایی که انتشار آن ممکن است و حریم خانواده حفظ می‌شود. متولیان دکل نیز باید مسئول راه‌اندازی، مهلت انجام کار و راه تماس اضطراری تا آن زمان را اعلام کنند.

امیررضا دیگر برنمی‌گردد، ولی خانواده‌اش حق دارد بداند چه اتفاقی افتاده و چه مسئولیتی متوجه چه کسانی است. مردم بحرآسمان هم حق دارند پیش از حادثه بعدی، راهی برای درخواست کمک داشته باشند. وعده پیگیری باید به نقطه‌ای برسد که بتوان از مسئولش پاسخ خواست.

راستی، تا حالا هیچ‌وقت شنیده‌اید که مسئولی به دلیل قصور، تقصیر یا ترک فعل مورد بازخواست قرار گرفته باشد و موضوع به نتیجه رسیده باشد؟

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *