آب، مسئله ملی نیست، مسئله‌ای منطقه‌ای است





آب، مسئله ملی نیست، مسئله‌ای منطقه‌ای است

7 مهر 1405، 22:35

مسئله آب، بیش از آنکه صرفاً یک مسئله ملی باشد، مسئله‌ای منطقه‌ای و ناحیه‌ای است. یکی از آسیب‌هایی که در نظام برنامه‌ریزی ما وجود دارد این است که سعی می‌کنیم همه‌چیز را با یک استاندارد ملی ببینیم. به همین دلیل، برای مثال، گاهی استانداردهای عجیبی تهیه می‌شود. از یک سرانه استاندارد فضای سبز برای زابل و رامسر صحبت می‌شود، درحالی‌که اساساً توان تأمین آب در این دو شهر کاملاً متفاوت است و می‌توانند استانداردهای کاملاً متفاوتی داشته باشند.

بنابراین مسئله دیگر این است که بنا به هر دلیلی، عمده کلان‌شهرهای ما خارج از محدوده‌ای شکل گرفته و توسعه پیدا کرده‌اند که آب مناسب و قابل استفاده بدون تنش داشته باشند. به نظر من، ضمن اینکه باید نقد ساختاری انجام دهیم، باید به این پرسش نیز پاسخ دهیم که برای حل مسئله چه کاری می‌توان انجام داد؛ برای مثال، در اصفهان یا سایر شهرها چه می‌توان کرد.

برای اینکه موضوع را روشن‌تر بیان کنم، در شهرسازی ایران قاعده‌ای در ساخت‌وساز وجود دارد که با اعداد ۷۰ یا ۶۳ و ۲۷ شناخته می‌شود. یعنی اگر ملکی ۵۰۰متری داشته باشید، شهرداری برای بخشی از آن مجوز ساخت می‌دهد و ۲۷ یا ۳۰ درصد آن به‌عنوان فضای باز باقی می‌ماند. اگر کوچه‌های تهران را تا همین امروز که با هم صحبت می‌کنیم نگاه کنید، هیچ نهاد حرفه‌ای در ایران درباره گونه‌های گیاهی این ۲۷ درصد از فضای شهری و نسبت آن با آب صحبت نکرده است. برای مثال، می‌توان این موضوع را وارد ضوابط کرد و پایان کار را به آن وابسته دانست؛ یعنی تا زمانی که برای آن ۲۷ درصدی که در پروانه در نظر گرفته شده، درباره نحوه استفاده از فضای باز و آب آن تصمیم مشخصی وجود ندارد، پایان کار صادر نشود.

در دنیا درباره همین ۲۷ درصد بحث‌های زیادی وجود دارد. معماران بهتر می‌دانند که چگونه باید این فضا را طراحی کرد. این مسئله البته جهانی است، اما در تهران و بسیاری از شهرهای ما به چنین موضوعات جزئی توجه نمی‌شود. دلیل آن نیز این است که ما آب را به‌عنوان یک مسئله جدی درک نکرده‌ایم. همان‌طور که نظام مهندسی درباره آتش‌نشانی یا حتی محل صندوق پست الزاماتی دارد و در صورت رعایت‌نشدن آن‌ها پایان کار نمی‌دهد، می‌توان درباره آب نیز الزاماتی ایجاد کرد.

براساس آمارها، بیش از ۷۰ درصد این موارد به‌طور میانگین مطرح می‌شود و گفته می‌شود که در اوج گرما ۵۰۰ لیتر آب مصرف می‌شود. من به‌طور جدی معتقدم اقدامات کوچک می‌توانند دگردیسی‌های بزرگ ایجاد کنند. اساساً نحوه مواجهه با آب در تاریخ ایران نیز مبتنی بر توجه به همین جزئیات بوده است. این موضوع خود نشانه‌ای از بحران‌هاست. من در اینجا کاری به مدیریت ملی ندارم، چون مدیریت ملی ساختار خود را دارد. اما معتقدم در کشور باید سال‌ها درباره این موضوعات فکر کرد و در رابطه با مسئله آب به یک نظام ارزیابی رسید. ارزیابی عملکرد مدیران اجرایی نباید صرفاً بر مبنای کسب درآمد باشد و نباید فقط توسعه فضای سبز را معیار قرار دهد. این همان توجه به شاخص‌های زیست‌پذیری به جای شاخص‌هایی است که می‌توانند به‌شدت گمراه‌کننده باشند.

برای مثال، اگر شهرداری اعلام کند که سالانه میزان فضای سبز را افزایش داده است، من لزوماً از این عدد خوشحال نمی‌شوم. یک دلیل آن این است که نمی‌دانم گونه گیاهی که کاشته شده با تنش آبی سازگار است یا خیر. نمی‌دانم آیا به بازچرخانی فاضلاب فکر شده است یا نه. بعد از این همه استفاده از آب شور برای فضای سبز در شهرها، شهرداری به‌واسطه این اقدام استیضاح نشده است، اما احتمالاً به دلیل موضوعات دیگری که شاید ارزش ساختاری آن‌ها تا این اندازه نباشد، بارها مورد سؤال قرار گرفته است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *