مدیریت موفق آب در شهرها در گرو چیست؟





مدیریت موفق آب در شهرها در گرو چیست؟

7 مهر 1405، 22:14

|پیام ما|دوشنبه، ۶ مهرماه، شهرسازان و متخصصان حوزه آب بیش از سه ساعت در سالن همایش‌های کتابخانه ملی درباره مسئله آب و زیست‌پذیری شهرها گفت‌وگو کردند. یکی از آن‌ها از نسبت آب در شهرهای کهن ایران گفت و دیگری چند عامل را برای موفقیت مدیریت آب برشمرد. گفت‌وگوها یک نقطه مشترک داشت: آب در مدیریت و برنامه‌ریزی شهری، حتی هنگام تدوین طرح‌های جامع شهری، حلقه‌ای مغفول بوده است. در ادامه، بخش‌هایی از این نشست و روایت سه کارشناس حوزه‌های اجتماعی، شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری آمده است.

درباره آب شهری و زیست‌پذیری شهرها، مسئله فنی آب را نمی‌توان از ابعاد اجتماعی و سیاسی آن جدا کرد. تنظیم فشار یا الگوهای مختلف فنی که برای تأمین آب به کار گرفته می‌شوند، تنها بخشی از مسئله‌اند. باید پرسید چه کسی، چه مقدار آب، با چه هزینه‌ای، براساس چه قاعده‌ای و تابع چه معیارهایی از عدالت یا قدرت دریافت می‌کند. در این عرصه، هدف‌ها با یکدیگر بسیار رقیب‌اند و هرکدام از راه‌حل‌هایی که در نظر گرفته می‌شوند نیز پیامدهای خود را دارند. نکته دیگری که در بحث آب در شهرها بسیار مهم است، تحلیل رقابت ذی‌نفعان در مصرف و برداشت آب است. باید توجه کرد که این ذی‌نفعان منافع متفاوتی دارند. خانوار و دسترسی آن به آب سالم در یک سو قرار دارد و صنعت و خدمات در سوی دیگر. شهرداری نیز به‌عنوان سهامدار در شرکت‌ها و نهادی که برای فضای سبز آب مصرف می‌کند، بخشی از این مسئله است. بیرون از شهر نیز مصرف‌کنندگان دیگری وجود دارند؛ کشاورزی اطراف شهرها و حوضه مبدأ تأمین آب شهرها از جمله آن‌ها هستند. تهران نیز با حوضه مبدأ تأمین آب درگیر است و بخشی از آب آن از حوضه مازندران تأمین می‌شود. حل مسئله آب در گرو این است که این ذی‌نفعان چگونه با یکدیگر کار و تعامل کنند. این بخش به‌شدت مسئله‌برانگیزتر از بخش فنی آن است؛ اینکه لوله‌ها چگونه انتقال آب را انجام دهند، تنها یک بخش از مسئله است.

شهرها در تأمین آب مسئله دیگری نیز دارند. زمانی که مشاور این مسئله بودم، چهار دام تصمیم‌گیری را در این زمینه مطرح کردم که به‌شدت بر شهرها اثر می‌گذارند. نخستین دام، افزایش عرضه بدون مهار تقاضا، مصرف و رشد شهری است. ما در چند دهه گذشته با این مسئله مواجه بوده‌ایم. اسپانیا بین اوایل دهه ۹۰ تا سال ۲۰۱۰، با وجود اینکه شهرها توسعه پیدا کردند و اقتصاد بزرگ‌تر شد، مصرف آب را ۳۰ درصد کاهش داد. شهرهای دیگری در دنیا نیز این کار را انجام داده‌اند. بنابراین دام نخست این است که سیاست‌گذار فقط به افزایش عرضه فکر کند، بدون اینکه تقاضا، مصرف و اندازه شهر و مصارف آن را مهار کند.

دام دوم، درخواست صرفه‌جویی از مصرف‌کننده بدون اصلاح سایر عناصر است؛ یعنی بدون اینکه شبکه را اصلاح کنیم، از مصرف‌کننده انتظار داشته باشیم کمتر مصرف کند. دام سوم، دل بستن صرفاً به تعرفه و جریمه، بدون حفاظت از مصرف ضروری است؛ یعنی انتظار داشته باشیم با افزایش قیمت، مصرف را کنترل کنیم، بدون اینکه حداقل‌های مصرف را در نظر بگیریم. این حداقل‌ها می‌توانند براساس حقوق شهروندی و متناسب با استانداردهای مناطق مختلف تعریف شوند. زمانی در همین زمینه، در دفترچه‌ها و اسنادی که پیدا کردم، دیدم در سال‌های نخست لوله‌کشی آب در شهر تهران، برای شهرهای مختلف ایران میزان متفاوتی از مصرف در نظر گرفته شده بود. مصرف شیراز از اصفهان کمتر و مصرف تهران از هر دو بیشتر در نظر گرفته شده بود. متناسب با اقلیم مشخص شده بود که متوسط مصرف روزانه آب در شهرهای مختلف چه میزان می‌تواند باشد. امروز نیز دست‌کم چنین حداقلی باید تأمین شود.

نکته چهارم، که دام بسیار بزرگی است، دام پایداری است؛ اینکه آب شهر را با برداشت بیش از حد از آبخوان یا حوضه مبدأ تأمین و حفظ کنیم. نظام تأمین آب شهرهای ما با هر چهار دام درگیر است. می‌توان شواهدی نشان داد که چگونه با هر چهار مورد مواجه‌ایم. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این است که نظام مدیریت چگونه می‌تواند تناقض میان این چهار مورد را حل کند. بخشی از بدخیمی مسئله نیز به همین موضوع بازمی‌گردد.

مسئله دیگری که در تأمین آب شهری بسیار مهم است و در سایر مسائل آبی نیز اهمیت دارد، این است که موفقیت را چگونه تعریف کنیم. موفقیت باید چندبعدی تعریف شود و برای مدیریت و سیاست‌گذاری آب شهری شاخص‌هایی در نظر گرفته شود. نخست اینکه آب سالم و خدمت قابل اتکا در همه محلات و مناطق شهری وجود داشته باشد. به محض اینکه آب در یک منطقه یا محله قطع شود، در دسترس نباشد یا کیفیت آن کاهش پیدا کند، شاخص موفقیت نیز تغییر می‌کند. دوم اینکه مصرف کارآمد باشد و اتلاف شبکه پایین بماند. برای مثال، سه یا چهار درصد اتلاف می‌تواند قابل قبول باشد، اما شبکه‌هایی در ایران وجود دارند که میزان هدررفت در آن‌ها به ۳۵ درصد می‌رسد. در تهران گفته می‌شود دست‌کم بین ۱۲ تا ۱۵ درصد آب از شبکه هدر می‌رود و این میزان در برخی مناطق تا ۲۰ یا ۲۵ درصد افزایش پیدا می‌کند.

نکته سوم در موفقیت این است که منابع متنوع باشند. یکی از ریسک‌های بزرگ، وابسته‌شدن به یک منبع است؛ خواه یک سد باشد، آب زیرزمینی یا یک رودخانه و خواه چیزی مانند شیرین‌سازی آب دریا و انتقال آن. در عین حال، تأمین آب باید مبتنی بر حفاظت از همان منبع باشد. اگر منبع آبخوان است، باید از آبخوان حفاظت شود و اگر رودخانه است، حفاظت کمی و کیفی از رودخانه نیز صورت گیرد. چهارمین شاخص، حفظ سلامت، اشتغال، محیط‌زیست و فضای عمومی با یکدیگر است؛ یعنی هم سلامت حفظ شود، هم اشتغال باقی بماند، هم محیط‌زیست حفاظت شود و هم بتوان فضای عمومی را شاداب نگه داشت. نقطه پنجم موفقیت نیز که اهمیت بسیاری دارد، این است که چه کسی باید هزینه بپردازد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *