پیام ما از استعفای معلمان و پرستاران در روزهای اخیر گزارش می‌دهد

انتقال هزینه بحران به مردم





انتقال هزینه بحران به مردم

7 مهر 1405، 21:59

وضعیت شغلی و معیشتی، دو رکن حیاتی آموزش و سلامت را هدف گرفته است؛ از یک‌سو معلمان و از سوی دیگر پرستاران، با انتشار ویدیوهایی در شبکه‌های اجتماعی از استعفای خود خبر می‌دهند. این یعنی مدارس و بیمارستان‌ها نیروهای متخصص خود را از دست می‌دهند و آموزش و سلامت، به‌عنوان دو حق اصلی شهروندان، با تهدید مواجه می‌شوند. اگرچه مشخص نیست تا امروز چند نفر از شغل خود استعفا داده‌اند، به گفته «محمد شریفی‌مقدم»، دبیرکل خانه پرستار، نبود آمار شفاف و پاسخ‌گویی درباره ابعاد این خروج‌ها، نگرانی‌ها از تشدید کمبود نیروی انسانی و انتقال هزینه بحران به مردم را افزایش داده است.

در دو روز گذشته، شبکه‌های اجتماعی از ویدیوهایی پر شده‌اند که در آن‌ها برخی از معلمان و پرستاران، با برگه‌ای در دست، از استعفای خود خبر می‌دهند. این موضوع که با سکوت نهادهای دولتی همراه شده، موجی از نگرانی را درباره دو شغل پایه و اصلی در نظام آموزشی و نظام سلامت به راه انداخته است.

این استعفاها در حالی صورت می‌گیرد که مدارس و بیمارستان‌ها از یک‌سو با کمبود معلم و پرستار مواجه‌اند و با این استعفاها فشار کاری بیشتری بر دوش افراد باقی‌مانده از این دو گروه وارد می‌شود. از سوی دیگر، پیامد این استعفاها در آینده، نظام آموزشی را از افراد متخصص خالی می‌کند و بیماران را با کمبودهای مراقبتی در بیمارستان‌ها تنها می‌گذارد.

 

غرق‌شدن معلمان در بروکراسی‌های بی‌حاصل

 

این استعفاها که به تعبیر خانه پرستار «موج استعفا» خوانده می‌شود، دلایل بسیاری دارد که تا حدودی برای هر دو قشر فرهنگی و درمانی کشور یکسان است. براساس اعلام شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، خروج اجباری معلمان در پی اعتراض به نادیده‌گرفتن آموزش رخ می‌دهد. این شورا با اشاره به انتشار ویدیوها و گزارش‌های متعدد از استعفای معلمان اعلام کرده است: «معلمان، کادر آموزشی و دلسوزانی که با سال‌ها تجربه و عشق به کلاس و دانش‌آموزان پا به عرصه تعلیم و تربیت گذاشته بودند، اکنون در مواجهه با شرایط نامناسب، بی‌توجهی سیستماتیک حاکمیت به نهاد آموزش و معیشت، و فشارهای طاقت‌فرسا، راهی جز تسلیم استعفا و ترک کلاسی که جانشان به آن بسته بود، پیش روی خود نمی‌بینند.»

همچنین، براساس اعلام شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان، برخلاف ادعاهای مسئولان وزارت آموزش‌وپرورش، بحران موجود ناشی از «تحریک دشمن» نیست، «بلکه برآمده از حقوق و دستمزدهای زیر خط فقر و معیشت خفه‌کننده، بی‌توجهی کامل به کیفیت آموزش، کالایی‌سازی و تبعیض آموزشی، غرق‌کردن معلمان در بروکراسی‌های بی‌حاصل و فرم‌بازی‌های اداری به‌جای تمرکز بر پرورش است.»

این شورا همچنین با ابراز نگرانی از خالی‌شدن کلاس‌ها از معلمان باتجربه و دلسوز، این موضوع را مستقیماً ناشی از سیاست‌هایی می‌داند که آموزش‌وپرورش را به زوال کشانده است.

 

ناامیدی از بهبود وضعیت پرستاری

 

«محمد شریفی‌مقدم»، دبیرکل خانه پرستار، در گفت‌وگو با «پیام ما» درباره ویدیوهایی که اخیراً برخی از پرستاران در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده و در آن‌ها از استعفای خود خبر می‌دهند، می‌گوید: «پرستاران به این نتیجه رسیده‌اند که شرایط فعلی حرفه پرستاری قابل اصلاح نیست و چشم‌اندازی برای بهبود وضعیت نمی‌بینند. حتی بخشی از پرستارانی که همچنان مشغول به کار هستند، با سابقه چندین‌ساله در این حرفه، به‌دلیل شرایط موجود در حال ترک شغل خود هستند. در سال‌های گذشته پرستاران همواره امیدوار بودند که شرایط بهتر شود، اما با توجه به تجربه‌ای که از وعده‌ها و سیاست‌های مسئولان در قبال جامعه پرستاری داشته‌اند، این امید تا حد زیادی از بین رفته است.»

به گفته او، اگر شرایط به همین شکل ادامه پیدا کند، باید منتظر تکرار همان وعده‌های مقطعی و طرح‌های تکراری باشیم که در نهایت نتیجه‌ای برای پرستاران نداشته‌اند: «بخشی از پرستاران ترجیح می‌دهند به‌جای ماندن و انتظار برای اصلاح شرایط، این حرفه را ترک کنند.»

 

استعفا؛ فرار از مسائل صنفی

 

شریفی‌مقدم با تأکید بر اینکه استعفای کنونی پرستاران دیگر فقط یک مسئله صنفی نیست، تصریح می‌کند: «وقتی پرستار از نظام سلامت خارج می‌شود، شرایط ارائه خدمات به مردم نیز دشوارتر می‌شود. نتیجه این وضعیت می‌تواند خسارت‌های جبران‌ناپذیری برای مردم داشته باشد. ممکن است برخی خسارت‌ها قابل جبران باشند، اما اگر به‌دلیل کمبود نیروی پرستاری، بیماری جان خود را از دست بدهد، دیگر امکان جبران آن وجود ندارد. بنابراین مسئولان باید درباره پیامدهای این وضعیت پاسخ‌گو باشند.»

او می‌افزاید: «یکی از مشکلات اساسی در نظام سلامت، نبود شفافیت است. در هشت سال جنگ تحمیلی، شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور مناسب نبود، اما مردم و کادر درمان همراهی بیشتری با مسئولان داشتند، چون این تصور وجود داشت که مسئولان نیز بخشی از همین جامعه هستند و شرایط آن‌ها را درک می‌کنند. امروز این نگاه تا حد زیادی از بین رفته است. برای مثال، مسئولی که حقوق بسیار بالاتری نسبت به یک پرستار دریافت می‌کند، آیا می‌تواند شرایط زندگی پرستاری را که با حقوق حدود ۲۵ میلیون تومان زندگی می‌کند، درک کند؟ من نمی‌گویم مسئولان باید دقیقاً با همان حقوق زندگی کنند، اما کافی است خودشان را برای چند روز جای پرستاران بگذارند و ببینند آیا با چنین درآمدی امکان تأمین هزینه‌های زندگی وجود دارد یا نه؟ پرستاران این تبعیض را می‌بینند. یکی از مشکلات جدی در نظام سلامت، همین احساس تبعیض و بی‌عدالتی است. در دوره‌های گذشته هم درباره پرداخت‌های غیرمتعارف صحبت شده بود، اما امروز ابعاد این مسئله گسترده‌تر شده است. ما شاهد پرداخت‌هایی در حد چندصد میلیون تومان و حتی در مواردی میلیاردی هستیم.»

دبیرکل خانه پرستار تأکید می‌کند: «نمی‌توان پذیرفت افرادی که در یک تیم درمانی برای درمان یک بیمار فعالیت می‌کنند، اختلاف درآمدی چنین بزرگی داشته باشند. برای مثال، در یک اتاق عمل چندین نفر از اعضای تیم درمان حضور دارند و در نهایت خروجی کار همه آن‌ها درمان یک بیمار است. نمی‌توان نقش سایر اعضای تیم درمان را نادیده گرفت و در عین حال پرداخت‌های بسیار متفاوت و بعضاً میلیاردی را توجیه کرد.»

 

ریشه تبعیض‌ها در حکمرانی سلامت

 

به گفته او، این تبعیض‌ها به حکمرانی در نظام سلامت برمی‌گردد، چراکه یکی از اصول حکمرانی خوب، شفافیت است: «اگر درآمدها و پرداختی‌های نظام سلامت شفاف باشد، بسیاری از ابهام‌ها و بی‌اعتمادی‌ها نیز کاهش پیدا می‌کند. مردم باید بدانند در نظام سلامت چه میزان منابع وجود دارد و این منابع چگونه توزیع می‌شود. در بسیاری از کشورها اطلاعات مربوط به درآمد و پرداختی‌های نظام سلامت شفاف است. حتی در برخی کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی، اطلاعات مربوط به پرداختی‌ها در دسترس است. در گذشته نیز در برخی بخش‌های نظام پزشکی ایران، فیش‌های حقوقی و پرداختی‌ها روی میز قرار می‌گرفت و همه می‌دانستند افراد مختلف چه میزان دریافت می‌کنند. همین شفافیت می‌توانست از شکل‌گیری بسیاری از سوءتفاهم‌ها جلوگیری کند.»

شریفی‌مقدم با بیان اینکه نظام سلامت مهم‌ترین مؤلفه در زندگی مردم است و پرستاران یکی از اصلی‌ترین ارکان آن هستند، می‌گوید: «اگر بخواهیم درباره حکمرانی در نظام سلامت صحبت کنیم، شفافیت، پاسخ‌گویی و پاسخ‌دهی باید از ارکان اصلی آن باشد. حتی درباره آمار استعفا و مهاجرت پرستاران نیز شفافیت وجود ندارد. به گفته یکی از مقام‌های سازمان نظام پرستاری، در یک سال حدود هزار و ۵۰۰ پرستار استعفا داده‌اند، اما این عدد حتی از نظر تعریف آماری نیز نمی‌تواند تصویر کاملی از وضعیت موجود ارائه کند. ما در نظام سلامت حدود ۱۲ نوع رابطه استخدامی داریم. یکی از آن‌ها استخدام رسمی است. اگر پرستاری در میانه طرح خود از کشور خارج شود یا کارش را ترک کند، لزوماً این موضوع در آمار استعفا ثبت نمی‌شود. پرستار شرکتی نیز اگر قرارداد شش‌ماهه یا یک‌ساله‌اش تمام شود و دیگر به کار ادامه ندهد، در بسیاری از موارد استعفا محسوب نمی‌شود. بنابراین آماری که درباره ۱۵۰۰ استعفا اعلام شده، آمار واقعی خروج پرستاران از نظام سلامت نیست. این عدد فقط بخشی از واقعیت را نشان می‌دهد و بخش بزرگی از ترک شغل، مهاجرت و واردنشدن نیروهای جدید به سیستم را پوشش نمی‌دهد.»

دبیرکل خانه پرستار می‌گوید: «از سوی دیگر، ما با کمبود نیروی پرستاری مواجهیم. بخشی از نیروهایی که وارد سیستم می‌شوند، نیروهای طرحی هستند که تجربه کمتری دارند و بخشی دیگر نیروهای شرکتی‌اند که قراردادهای کوتاه‌مدت دارند. وقتی این نیروها نیز به‌دلیل شرایط موجود وارد سیستم نمی‌شوند یا آن را ترک می‌کنند، فشار بیشتری بر پرستاران باقی‌مانده وارد می‌شود.»

 

آمار خطاهای درمانی شفاف نیست

 

او با بیان اینکه یکی دیگر از مشکلات این است که آمارهای مربوط به خطاهای درمانی، مرگ‌ومیر و خسارت‌های ناشی از کمبود نیرو نیز شفاف نیست، توضیح می‌دهد: «در بسیاری از کشورهای دنیا، اگر بیماری فوت کند، بررسی می‌شود که علت فوت چه بوده و آیا خطای پزشکی یا پرستاری در آن نقش داشته است. حتی اگر خطایی از سوی پرستار رخ دهد، ابتدا بررسی می‌کنند که چه عواملی باعث آن خطا شده است؛ آیا پرستار بیش از حد کار کرده، شیفت دوم داشته، مشکل مالی داشته یا با کمبود نیرو مواجه بوده است. این همان نظام گزارش‌دهی و یادگیری از خطاست. اما در ایران شفافیت کافی در این زمینه وجود ندارد. پرستار ممکن است خطای خود را گزارش نکند، چون می‌داند بلافاصله با برخورد مواجه خواهد شد. در نتیجه، به‌جای اینکه علت خطا شناسایی و اصلاح شود، مسئله پنهان می‌ماند.»

شریفی‌مقدم می‌افزاید: «در چنین شرایطی، وقتی آمار واقعی منتشر نمی‌شود، نمی‌توان ابعاد بحران را نیز به‌درستی شناخت. اگر آمار واقعی استعفا، مهاجرت، ترک شغل، کمبود نیرو و خطاهای ناشی از فشار کاری منتشر شود، مشخص خواهد شد که وضعیت تا چه اندازه جدی است.»

دبیرکل خانه پرستار تأکید می‌کند: «مسئله دیگر، پاسخ‌گویی است. میلیاردها تومان بودجه، از بودجه عمومی دولت گرفته تا منابع حاصل از هدفمندی یارانه‌ها، مالیات بر ارزش افزوده و سایر منابع، وارد نظام سلامت می‌شود. بخش قابل‌توجهی از هزینه‌های درمان نیز مستقیماً از جیب مردم پرداخت می‌شود. بنابراین مردم حق دارند بدانند این منابع چگونه هزینه می‌شود و چه کسی درباره عملکرد نظام سلامت پاسخ‌گوست. پاسخ‌گویی، حساب‌دهی، شفافیت، جلوگیری از تعارض منافع و برقراری عدالت از جمله شعارهایی بود که در دولت آقای پزشکیان نیز مطرح شد، اما در نظام سلامت هنوز فاصله زیادی میان این شعارها و واقعیت وجود دارد.»

او یادآور می‌شود: «اگر بخواهیم دلایل استعفای پرستاران را به‌صورت خلاصه بیان کنیم، باید به چند عامل اصلی اشاره کنیم: پایین‌بودن دریافتی‌ها نسبت به حجم و مسئولیت کار، فشار کاری و اضافه‌کاری، کمبود نیروی انسانی، تبعیض در پرداخت‌ها، نبود امنیت شغلی، بی‌اعتمادی به وعده‌های مسئولان، نبود شفافیت و پاسخ‌گویی و در نهایت، ازبین‌رفتن امید به اصلاح شرایط. ما از مدت‌ها قبل درباره احتمال ترک حرفه از سوی پرستاران هشدار داده‌ایم. حتی به مسئولان گفته‌ایم اگر می‌خواهید هزینه‌های سیستم سلامت را افزایش ندهید، باید بپذیرید که ادامه این وضعیت به خروج پرستاران منجر خواهد شد. این مسئله جدیدی نیست و بارها درباره آن هشدار داده شده است.»

شریفی‌مقدم تصریح می‌کند: «به نظر ما، به‌جای پرستاران باید وزیر بهداشت استعفا دهد. پرستاران امروز بیش از آنکه به اعتراض و تجمع امیدوار باشند، به این نتیجه رسیده‌اند که اعتراض نتیجه‌ای ندارد. وقتی فرد احساس کند صدایش شنیده نمی‌شود، ممکن است به‌جای ادامه اعتراض، مسیر دیگری را انتخاب کند؛ مهاجرت یا ترک حرفه. این شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بحران امروز پرستاری باشد.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *