«مراوک‌یو»؛ پایتختی پشت دیوارهای طبیعت





«مراوک‌یو»؛ پایتختی  پشت دیوارهای طبیعت

29 شهریور 1405، 23:56

در غرب میانمار، جایی که دشت‌های سرسبز به کوه‌های راخین می‌رسند، بناهای سنگی میان تپه‌ها پراکنده‌اند که بیشتر به دژ می‌مانند تا معبد. دیوارهای ضخیم، ورودی‌های سنگین و راهروهای تودرتو، چهره شهری را می‌سازند که معماری‌اش با دیگر شهرهای تاریخی میانمار تفاوت دارد. اینجا مراوک‌یو (Mrauk-U) است؛ پایتخت پادشاهی آراکان از سال ۱۴۳۰ میلادی تا اواخر قرن هجدهم، شهری که قدرتش را از موقعیت خود میان کوه، دشت و خلیج بنگال می‌گرفت.

مراوک‌یو را شاه مین ساو مون (Min Saw Mon) در نیمه نخست سده پانزدهم بنا کرد و این شهر بیش از سه قرن مرکز پادشاهی آراکان باقی ماند. در دوره اوج، به‌ویژه از سده شانزدهم تا نیمه نخست سده هفدهم، مراوک‌یو به شهری ثروتمند و قدرتمند تبدیل شد؛ جایی که کشاورزی، تجارت، مذهب و قدرت نظامی در شکل‌گیری آن درهم‌تنیده بودند. امروز حدود ۲۰۰ معبد، استوپا و صومعه در محدوده‌ای نزدیک به ۷ در ۶ کیلومتر، میان تپه‌ها و دشت‌های اطراف پراکنده‌اند.

اما مراوک‌یو فقط شهری میان کوه و دشت نبود. آب در ساختار آن نقش اساسی داشت. رودخانه‌ها و آبراهه‌ها شهر را به دشت‌های کشاورزی، بازارها و مسیرهای منتهی به خلیج بنگال وصل می‌کردند و هم‌زمان برای جابه‌جایی کالا، آبیاری و دفاع به کار می‌رفتند. مراوک‌یو به‌جای کنار زدن طبیعت، از رودخانه‌ها، تپه‌ها و تالاب‌های اطرافش برای ساختن یک شبکه شهری استفاده کرده بود.

همین‌جا تفاوت مراوک‌یو با باگان آشکار می‌شود. اگر باگان شهری آجری با افقی باز است، مراوک‌یو شهری سنگی و فشرده‌تر است. معابدی مانند شیت‌تاون (Shitthaung)، با راهروهای تودرتو و پیکره‌های متعدد، هتاکانت‌تین (Htukkanthein)، با ساختاری سنگین و دژمانند، و کوتاونگ (Kothaung)، با شمار انبوه تصاویر بودا، فقط محل عبادت نبودند؛ بخشی از سیمای شهری بودند که مذهب، قدرت و هنر در آن درهم‌تنیده شده بود.

مراوک‌یو در واقع شهری در محل برخورد فرهنگ‌ها بود. بازرگانان مسلمان، اروپاییان و مردمانی از بنگال و سرزمین‌های جنوب و شرق آسیا به آن رفت‌وآمد داشتند و تجارت دریایی بخش مهمی از درآمد پادشاهی را تأمین می‌کرد. اما همین پیوند با خلیج بنگال روی دیگر خود را هم داشت.

 

آراکان سال‌ها بر چیتاگونگ، بندری مهم در ساحل خلیج بنگال و در قلمرو بنگلادش امروزی، نفوذ داشت و بر سر آن با امپراتوری مغول هند درگیر بود. در سال ۱۶۶۶، نیروهای مغول هند چیتاگونگ را از آراکان پس گرفتند؛ شکستی که به قدرت دریایی و درآمدهای تجاری پادشاهی ضربه زد، هرچند مراوک‌یو تا بیش از یک قرن بعد همچنان پایتخت آراکان باقی ماند.
افول مراوک‌یو یک سقوط ناگهانی نبود. پس از ازدست‌رفتن چیتاگونگ، بی‌ثباتی سیاسی و کشمکش‌های درونی بیشتر شد و در سده هجدهم، پادشاهان یکی پس از دیگری قدرت را به دست گرفتند و از دست دادند. در چنین شرایطی، بوداپایا، پادشاه سلسله کونباونگ برمه، در سال ۱۷۸۴ به آراکان لشکر کشید. مراوک‌یو در ژانویه ۱۷۸۵ سقوط کرد و پادشاهی آراکان به قلمرو کونباونگ ضمیمه شد.

 

امروز مراوک‌یو دیگر پایتخت یک پادشاهی نیست. شهری زنده است که زندگی روزمره در میان محوطه باستانی آن جریان دارد و حدود ۲۰۰ بنای تاریخی در وضعیت‌های متفاوت حفاظتی در چشم‌اندازش پراکنده‌اند. یونسکو نیز از سال ۱۹۹۶ آن را در فهرست موقت میراث جهانی قرار داده است. شاید همین ترکیب است که مراوک‌یو را متفاوت می‌کند: اینجا بقایای یک شهر مرده نیست؛ شهری است که هنوز در همان چشم‌اندازی زندگی می‌کند که روزگاری به آن قدرت داده بود.

 

و اگر مراوک‌یو را شهری بدانیم که زندگی‌اش را با آب و کوه گره زده بود، در شماره بعدی «گوشه دنیا» به سراغ شهری متفاوت در میانمار می‌رویم؛ جایی که این‌بار خود آب به بخشی از شیوه زندگی مردم تبدیل شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

پایان آفرودسواری غیرقانونی

پایان آفرودسواری غیرقانونی