نبود چارت نیروی انسانی و حقوق پایین، حضور متخصصان در «موزه حیاتوحش دارآباد» را با ابهام روبهرو کرده است
موزه دارآباد؛ از فرسودگی تا امید به احیا
نماینده ناظر شهرداری بر موزه دارآباد: در گذشته هیئت علمی برای موزه داشتیم که شامل گیاهشناس جانورشناس، زمینشناس و حشرهشناس میشد
۱۰ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۳۵
مار بوآ دور گردن «الوند محمدعلیزادگان» است، او در تقلاست تا موهایش را خلاص کند، مار اما همینجور پیچ میخورد. بالاخره موهایش را بهزحمت بیرون میکشد و سرش را بلند میکند. زمانی که این خزندهشناس بخش خزندگان «موزه حیاتوحش دارآباد» را تحویل گرفت، همین مار بدنش پر از زخم و عفونت و مهرههایش شکسته بود، حالا همه آن زخمها ترمیم شده است. در ماههای گذشته موزه حیاتوحش دارآباد از شهرداری به بخش خصوصی سپرده و با ورود گروهی از متخصصان جوان، تغییراتی در بخشهای مختلف آن آغاز شده است. اما آیا این نیروها میتوانند در طولانیمدت در این مجموعه کار کنند؟
اغلب کسانی که به موزه حیاتوحش دارآباد میآیند، پس از ورود به سالن اصلی پرسش اولشان از راهنمای موزه این است که تاکسیدرمیها واقعی هستند یا مجسمه؟ آنها درباره شیوه تاکسیدرمی سؤال میکنند، اینکه با برق کار انجام میشود یا به شیوه دیگری. بسیاری از آنها وقتی از سالن خارج میشوند، تازه نگاهی به بالای سرشان میاندازند و ببر و موس را میبینند. عاج فیلها هم همان وقت خروج توجهشان را جلب میکند.
کاریبو (گوزن شمالی در آمریکای شمالی) و گوزن مشک با آن دندانهای خنجری، دو گونه جذاب دیگر هستند که حتماً درباره آنها سؤال میشود. ماهان سلمانپور، کارشناس دهههشتادی حیاتوحش، میخندد و میگوید: «همه اینها به کنار و مار پیتون به کنار. درباره این مار دو بار سؤال میپرسند، گاهی هم برای اینکه حس نکنند بیسواد جلوه میکنند، میگویند که این مار که الکی است دیگر! پاسخ ما منفی است و درباره گونه برایشان توضیح میدهیم.»
با انتقال مدیریت موزه به بخش خصوصی و با توصیه عبدالله سالاری، کارشناس حیاتوحش، نیما قاسمی، محمدامین غفاری، ماهان سلمانپور و الوند محمدعلیزادگان جذب این مجموعه شدند. محمدعلیزادگان در بخش خزندگان کارش را شروع کرد. در ابتدای ورودش اوضاع فاجعهبار بود و هیچ سیستم تنظیم دمایی برای خزندگان وجود نداشت، کف محفظه فرش پهن کرده بودند و سالبهسال کسی آنجا را تمیز نکرده بود.
این خزندهشناس میگوید: «مار بوآ که دمای زیر ۲۷ درجه را ندیده، باید در دمای ۱۲ درجه زمستان تاب میآورد.»
با مدیریت محمدعلیزادگان جایگاه خزندگان بهبود یافت و دمای محفظه نگهداری بوآ روی ۳۲ درجه ثابت ماند. او تیمار مار بوآیی را که دندههایش شکسته بود، عفونت دستگاه تنفسی داشت و بدنش پر از زخم بود نیز بهعهده گرفت و توانست وضعیت این گونه را بهبود دهد.
همان وقت که این خزندهشناس در حال تیمار و پیگیری وضعیت بخش خزندگان و ماهیان بود، سلمانپور سراغ بازدیدکنندگانی میرفت که به سالن اصلی میآمدند و بیتوجه به پرندگان، از کنارشان عبور میکردند. «تلاش من این است که به آنها بگویم تمام این گونهها در ایران زیست میکنند و باور غلطشان را درباره هما اصلاح کنم.»
تفکیک میان انواع گربهسانان، توضیح درباره انقراض و روند طبیعی این پدیده از دیگر فعالیتهای سلمانپور در این موزه است.
در ساختمان کناری، یعنی در بخش مرتبط با گیاهان، حشرات و خزندگان هم محمدامین غفاری، حفاظتگر دهههفتادی، انواع گونههای پروانه را که برای بازدیدکنندگان جذاب است، شرح میدهد. «گونههای بزرگجثه برای مخاطبان غیرتخصصی که اکثریت بازدیدکنندگان را شامل میشوند، جذابیت بیشتری دارند. تعداد کمی به گونههای گیاهی توجه میکنند. در مقابل، سراغ زرافه و گورخر که در این سالن هستند میروند. در میان حشرات هم پروانهها برایشان جذابترند.»
انتخاب اجباری محیط زیست
عمده بازدیدکنندگان موزه حیاتوحش دارآباد افراد غیرمرتبط با حوزه حیاتوحش هستند. قاسمی، محمدعلیزادگان، سلمانپور و غفاری در این چند ماه به خاطر ندارند که یک دانشجوی محیط زیست برای دیدن نمونهها آمده باشد. سلمانپور و قاسمی دلیل این موضوع را به شیوه انتخاب رشته مرتبط میدانند؛ اینکه بسیاری از ورودیهای رشته محیط زیست، پیش از ورود به دانشگاه و تحصیل در این رشته، اصلاً نمیدانستند محیط زیست چیست. مشاور و مدرسه برایشان انتخاب رشته کردهاند و چون رتبهشان برای ورود به برخی رشتههای پزشکی و… خوب نبوده، بهناچار دانشجوی محیط زیست شدهاند.
اساتید جامعهشناسی مانند عباس کاظمی برنامههای سینما و پیادهروی در شهر با دانشجویانشان دارند، آیا در این مدت شاهد بودید که استادی برنامهای برای بازدید از موزه با دانشجویان داشته باشد؟ محمدعلیزادگان و سلمانپور هر دو به این پرسش پاسخ منفی میدهند، اما در توضیح این موضوع اختلافنظر دارند. سلمانپور مسئله را در بیعلاقگی دانشجویان بهواسطه اجبار در تحصیل در این رشته میداند و محمدعلیزادگان ارتباط میان دانشجو و استاد را مسئله میداند که باعث شده، برخلاف علوم اجتماعی و جامعهشناسی، رابطهای فراتر از کلاس درس میانشان شکل نگیرد. دلیل هرچه باشد، نتیجهاش این شده که دانشجویان محیط زیست نهتنها به موزه سر نزنند، بلکه از جمع ۲۷ نفر دوره آنها تنها ۱۴ نفر در این رشته باقی بمانند و بقیه تصمیم به خروج بگیرند.
به گفته قاسمی، گرچه جوانان اشتیاق کمتری برای بازدید از موزه دارند، اما در نوجوانان وضعیت متفاوت است. یکبار نوجوان ۱۲سالهای به موزه آمد که تمام انواع دایناسورها و سایر گونهها را میشناخت. «این نوجوان استثنا نیست، بارها با کودکان و نوجوانانی مواجه شدهام که با میل و علاقه زیاد درباره گونهها سؤال میپرسند.»
در این سالها انواع و اقسام مؤسسهها دورههای طبیعتگردی را برگزار میکنند، اما آنها هم بهشکل برنامهریزیشده چنین بازدیدهایی را برای شرکتکنندگان در این دورهها ندارند. این در حالی است که به گفته سلمانپور، در موزه حیاتوحش میتوان یک گونه و تفاوت آن با سایر گونهها را از نزدیک مشاهده کرد. غفاری هم در اینباره میگوید: «ما با یک سیستم برنامهریزیشده از سوی مؤسسههای آموزشی مواجه نیستیم. برخی اساتید مانند علیرضا نادری برای درس حشرهشناسی دانشجویان را به موزه میآورند، اما اگر استاد این درس عوض شود، ممکن است این بازدیدها تعطیل شود.»
پرهام بیهقی، خزندهشناس، تنها کسی است که تورهای خود را به مقصد موزه حیاتوحش دارآباد تعریف میکند. آن روز هم که در موزه بودیم، او را دیدیم که در حال معرفی موزه و گونهها به جمعی از کودکان بود. بچهها هیجانزده از دیدن حیاتوحش، از او سؤال میپرسیدند. بیهقی هم معتقد است از وقتی تیم جدید کارشناسان به موزه پیوستهاند، شرایط بهبود پیدا کرده، حیوانات نهتنها مریض نمیشوند، بلکه آنها که دچار بیماری هستند نیز درمان شدهاند. تابلوها و جایگاههای نگهداری و نظارت بر غذادهی خزندگان هم بهتر شده است. «قبلاً تابلوها اشتباه بود. مثلاً بهجای افعی گرزه نوشته بودند افعی گلگز.»
حقوق پایه کافی نیست
آیا این شرایط ادامه پیدا میکند؟ نگاهی به وضعیت حقوق و درآمد این کارشناسان نشان میدهد نمیتوان چندان هم به حضور آنها امیدوار بود. حقوقی که این کارشناسان دریافت میکنند، همان حقوق وزارت کار است، در عین حال بیمهای هم که برای آنها رد میشود کامل نیست و تنها یک هفته از ماه را شامل میشود. با توجه به موقعیت مکانی موزه، عملاً این رقم صرف رفتوآمد و… میشود. همین موضوع آینده چنین فضایی را مبهم میکند. امیرحسین چیذری، ناظر انتخابشده شهرداری بر فعالیت بخش خصوصی در این موزه، در اینباره با اشاره به اینکه مسئله حقوق از حدود اختیارات شهرداری خارج است، میگوید: «برای موزه مهم است که نیروها ماندگار باشند. کسی که سالها در موزه خدمت کرده، از تاریخچه مطلع است. ساعت ورود مخاطبان و علایق آنها را میداند. ولی من بهعنوان ناظر شهرداری نمیتوانم اجباری درباره حقوق و مزایا به بخش خصوصی داشته باشم و در این زمینه تصمیمگیر نیستم.»
راهحل از نظر محمدعلیزادگان، پیوستن موزه به نهادهای بینالمللی است. در گذشته موزه عضو ایکوم بود و از کمکهای بینالمللی صندوق کمکهای کوچک سازمان ملل بهره میگرفت. به گفته او، میتوان از انجمن باغوحشها و آکواریومهای اروپا (EAZA) مشاورههایی نظیر استانداردسازی مرکز، آموزش کارکنان، طراحی محوطه و نگهداری، ارتباط با متخصصان و مراکز اروپایی و برنامههای حفاظت و تکثیر گونهها گرفت. «همه اینها مستلزم رعایت مجموعهای از ضوابط و استانداردها، نظیر چارت نیروی انسانی مشخص است.»
چارت نیروی انسانی چالشی است که در موزه وجود دارد. چیذری هم این موضوع را میپذیرد. «در حال حاضر چنین چارتی وجود ندارد و چیده نشده است. بهترین کار این است که هیئت علمی قوی برای موزه داشته باشیم تا چارت طراحی و مسیر درست ترسیم شود. کمااینکه در گذشته هیئت علمی برای موزه داشتیم که شامل گیاهشناس، جانورشناس، زمینشناس، حشرهشناس و… میشد.»
او برای درآمدزایی موزه هم پیشنهادهایی دارد. این پیشنهادها شامل برگزاری جشنوارهها، بازارچهها و مواردی از این قبیل میشود که در موزههای دیگر نظیر سعدآباد امتحان شده و توانسته منابع مالی برایشان به همراه داشته باشد.
راهکار غفاری برای درآمدزایی بیشتر موزه و حفظ نیروی متخصص، اختصاص بخشی از درصد فروش بلیت به مسئولان سالنهای موزه است. «در حال حاضر، چه یک نفر و چه هزار نفر مراجعهکننده داشته باشیم، حقوق یکسانی میگیریم. اما اگر بدانیم که بهازای هر مخاطب درآمدمان افزایش پیدا میکند، در صفحات شخصیمان در شبکههای اجتماعی موزه را تبلیغ میکنیم و به شیوهای توضیحات را ارائه میدهیم تا بازدیدکنندگان، دیگران را به آمدن به موزه تشویق کنند. این راهحل در واقع هم به نفع بخش خصوصی است و هم به نفع مسئولان موزه.»
اگر این راهکارها جواب بدهد و چارت برای آن طراحی و اجرا شود و موزه هم بهاندازه تمپارک و بقیه اهمیت داشته باشد، هم فضایی برای اشتغال دانشآموختگان محیط زیست و تنوع زیستی به وجود میآید و هم درخواست چاپ یک لیبل چند ماه طول نمیکشد. بهعلاوه، امکان سرقت از اموال موزه با دوربینگذاری از بین میرود و اتفاقی که چند سال قبل درباره گربه پالاس افتاد که معلوم نیست تاکسیدرمی آن چطور به سرقت رفت، دوباره پیش نمیآید.
سقف بخشی از موزه که از آن آب چکه میکرد و باعث شد تاکسیدرمی گورخر سالها قبل آسیب ببیند نیز تعمیر خواهد شد. تنوع پروانهها هم بیشتر میشود. این کارشناسان هم در موزه میمانند و جای آنها را کسانی نمیگیرند که نه تنوع زیستی ایران را میشناسند و نه فسیلهایش را. مار بوآ حالا سالم است و دیگر خبری از زخمهای روی بدنش نیست. اما ماندن قاسمی، محمدعلیزادگان، سلمانپور و غفاری در موزه همچنان در ابهام قرار دارد.اغلب کسانی که به موزه حیاتوحش دارآباد میآیند، پس از ورود به سالن اصلی پرسش اولشان از راهنمای موزه این است که تاکسیدرمیها واقعی هستند یا مجسمه؟ آنها درباره شیوه تاکسیدرمی سؤال میکنند، اینکه با برق کار انجام میشود یا به شیوه دیگری. بسیاری از آنها وقتی از سالن خارج میشوند، تازه نگاهی به بالای سرشان میاندازند و ببر و موس را میبینند. عاج فیلها هم همان وقت خروج توجهشان را جلب میکند.
کاریبو (گوزن شمالی در آمریکای شمالی) و گوزن مشک با آن دندانهای خنجری، دو گونه جذاب دیگر هستند که حتماً درباره آنها سؤال میشود. ماهان سلمانپور، کارشناس دهههشتادی حیاتوحش، میخندد و میگوید: «همه اینها به کنار و مار پیتون به کنار. درباره این مار دو بار سؤال میپرسند، گاهی هم برای اینکه حس نکنند بیسواد جلوه میکنند، میگویند که این مار که الکی است دیگر! پاسخ ما منفی است و درباره گونه برایشان توضیح میدهیم.»
با انتقال مدیریت موزه به بخش خصوصی و با توصیه عبدالله سالاری، کارشناس حیاتوحش، نیما قاسمی، محمدامین غفاری، ماهان سلمانپور و الوند محمدعلیزادگان جذب این مجموعه شدند. محمدعلیزادگان در بخش خزندگان کارش را شروع کرد. در ابتدای ورودش اوضاع فاجعهبار بود و هیچ سیستم تنظیم دمایی برای خزندگان وجود نداشت، کف محفظه فرش پهن کرده بودند و سالبهسال کسی آنجا را تمیز نکرده بود.
این خزندهشناس میگوید: «مار بوآ که دمای زیر ۲۷ درجه را ندیده، باید در دمای ۱۲ درجه زمستان تاب میآورد.»
با مدیریت محمدعلیزادگان جایگاه خزندگان بهبود یافت و دمای محفظه نگهداری بوآ روی ۳۲ درجه ثابت ماند. او تیمار مار بوآیی را که دندههایش شکسته بود، عفونت دستگاه تنفسی داشت و بدنش پر از زخم بود نیز بهعهده گرفت و توانست وضعیت این گونه را بهبود دهد.
همان وقت که این خزندهشناس در حال تیمار و پیگیری وضعیت بخش خزندگان و ماهیان بود، سلمانپور سراغ بازدیدکنندگانی میرفت که به سالن اصلی میآمدند و بیتوجه به پرندگان، از کنارشان عبور میکردند. «تلاش من این است که به آنها بگویم تمام این گونهها در ایران زیست میکنند و باور غلطشان را درباره هما اصلاح کنم.»
تفکیک میان انواع گربهسانان، توضیح درباره انقراض و روند طبیعی این پدیده از دیگر فعالیتهای سلمانپور در این موزه است.
در ساختمان کناری، یعنی در بخش مرتبط با گیاهان، حشرات و خزندگان هم محمدامین غفاری، حفاظتگر دهههفتادی، انواع گونههای پروانه را که برای بازدیدکنندگان جذاب است، شرح میدهد. «گونههای بزرگجثه برای مخاطبان غیرتخصصی که اکثریت بازدیدکنندگان را شامل میشوند، جذابیت بیشتری دارند. تعداد کمی به گونههای گیاهی توجه میکنند. در مقابل، سراغ زرافه و گورخر که در این سالن هستند میروند. در میان حشرات هم پروانهها برایشان جذابترند.»
انتخاب اجباری محیط زیست
عمده بازدیدکنندگان موزه حیاتوحش دارآباد افراد غیرمرتبط با حوزه حیاتوحش هستند. قاسمی، محمدعلیزادگان، سلمانپور و غفاری در این چند ماه به خاطر ندارند که یک دانشجوی محیط زیست برای دیدن نمونهها آمده باشد. سلمانپور و قاسمی دلیل این موضوع را به شیوه انتخاب رشته مرتبط میدانند؛ اینکه بسیاری از ورودیهای رشته محیط زیست، پیش از ورود به دانشگاه و تحصیل در این رشته، اصلاً نمیدانستند محیط زیست چیست. مشاور و مدرسه برایشان انتخاب رشته کردهاند و چون رتبهشان برای ورود به برخی رشتههای پزشکی و… خوب نبوده، بهناچار دانشجوی محیط زیست شدهاند.
اساتید جامعهشناسی مانند عباس کاظمی برنامههای سینما و پیادهروی در شهر با دانشجویانشان دارند، آیا در این مدت شاهد بودید که استادی برنامهای برای بازدید از موزه با دانشجویان داشته باشد؟ محمدعلیزادگان و سلمانپور هر دو به این پرسش پاسخ منفی میدهند، اما در توضیح این موضوع اختلافنظر دارند. سلمانپور مسئله را در بیعلاقگی دانشجویان بهواسطه اجبار در تحصیل در این رشته میداند و محمدعلیزادگان ارتباط میان دانشجو و استاد را مسئله میداند که باعث شده، برخلاف علوم اجتماعی و جامعهشناسی، رابطهای فراتر از کلاس درس میانشان شکل نگیرد. دلیل هرچه باشد، نتیجهاش این شده که دانشجویان محیط زیست نهتنها به موزه سر نزنند، بلکه از جمع ۲۷ نفر دوره آنها تنها ۱۴ نفر در این رشته باقی بمانند و بقیه تصمیم به خروج بگیرند.
به گفته قاسمی، گرچه جوانان اشتیاق کمتری برای بازدید از موزه دارند، اما در نوجوانان وضعیت متفاوت است. یکبار نوجوان ۱۲سالهای به موزه آمد که تمام انواع دایناسورها و سایر گونهها را میشناخت. «این نوجوان استثنا نیست، بارها با کودکان و نوجوانانی مواجه شدهام که با میل و علاقه زیاد درباره گونهها سؤال میپرسند.»
در این سالها انواع و اقسام مؤسسهها دورههای طبیعتگردی را برگزار میکنند، اما آنها هم بهشکل برنامهریزیشده چنین بازدیدهایی را برای شرکتکنندگان در این دورهها ندارند. این در حالی است که به گفته سلمانپور، در موزه حیاتوحش میتوان یک گونه و تفاوت آن با سایر گونهها را از نزدیک مشاهده کرد. غفاری هم در اینباره میگوید: «ما با یک سیستم برنامهریزیشده از سوی مؤسسههای آموزشی مواجه نیستیم. برخی اساتید مانند علیرضا نادری برای درس حشرهشناسی دانشجویان را به موزه میآورند، اما اگر استاد این درس عوض شود، ممکن است این بازدیدها تعطیل شود.»
پرهام بیهقی، خزندهشناس، تنها کسی است که تورهای خود را به مقصد موزه حیاتوحش دارآباد تعریف میکند. آن روز هم که در موزه بودیم، او را دیدیم که در حال معرفی موزه و گونهها به جمعی از کودکان بود. بچهها هیجانزده از دیدن حیاتوحش، از او سؤال میپرسیدند. بیهقی هم معتقد است از وقتی تیم جدید کارشناسان به موزه پیوستهاند، شرایط بهبود پیدا کرده، حیوانات نهتنها مریض نمیشوند، بلکه آنها که دچار بیماری هستند نیز درمان شدهاند. تابلوها و جایگاههای نگهداری و نظارت بر غذادهی خزندگان هم بهتر شده است. «قبلاً تابلوها اشتباه بود. مثلاً بهجای افعی گرزه نوشته بودند افعی گلگز.»
حقوق پایه کافی نیست
آیا این شرایط ادامه پیدا میکند؟ نگاهی به وضعیت حقوق و درآمد این کارشناسان نشان میدهد نمیتوان چندان هم به حضور آنها امیدوار بود. حقوقی که این کارشناسان دریافت میکنند، همان حقوق وزارت کار است، در عین حال بیمهای هم که برای آنها رد میشود کامل نیست و تنها یک هفته از ماه را شامل میشود. با توجه به موقعیت مکانی موزه، عملاً این رقم صرف رفتوآمد و… میشود. همین موضوع آینده چنین فضایی را مبهم میکند. امیرحسین چیذری، ناظر انتخابشده شهرداری بر فعالیت بخش خصوصی در این موزه، در اینباره با اشاره به اینکه مسئله حقوق از حدود اختیارات شهرداری خارج است، میگوید: «برای موزه مهم است که نیروها ماندگار باشند. کسی که سالها در موزه خدمت کرده، از تاریخچه مطلع است. ساعت ورود مخاطبان و علایق آنها را میداند. ولی من بهعنوان ناظر شهرداری نمیتوانم اجباری درباره حقوق و مزایا به بخش خصوصی داشته باشم و در این زمینه تصمیمگیر نیستم.»
راهحل از نظر محمدعلیزادگان، پیوستن موزه به نهادهای بینالمللی است. در گذشته موزه عضو ایکوم بود و از کمکهای بینالمللی صندوق کمکهای کوچک سازمان ملل بهره میگرفت. به گفته او، میتوان از انجمن باغوحشها و آکواریومهای اروپا (EAZA) مشاورههایی نظیر استانداردسازی مرکز، آموزش کارکنان، طراحی محوطه و نگهداری، ارتباط با متخصصان و مراکز اروپایی و برنامههای حفاظت و تکثیر گونهها گرفت. «همه اینها مستلزم رعایت مجموعهای از ضوابط و استانداردها، نظیر چارت نیروی انسانی مشخص است.»
چارت نیروی انسانی چالشی است که در موزه وجود دارد. چیذری هم این موضوع را میپذیرد. «در حال حاضر چنین چارتی وجود ندارد و چیده نشده است. بهترین کار این است که هیئت علمی قوی برای موزه داشته باشیم تا چارت طراحی و مسیر درست ترسیم شود. کمااینکه در گذشته هیئت علمی برای موزه داشتیم که شامل گیاهشناس، جانورشناس، زمینشناس، حشرهشناس و… میشد.»
او برای درآمدزایی موزه هم پیشنهادهایی دارد. این پیشنهادها شامل برگزاری جشنوارهها، بازارچهها و مواردی از این قبیل میشود که در موزههای دیگر نظیر سعدآباد امتحان شده و توانسته منابع مالی برایشان به همراه داشته باشد.
راهکار غفاری برای درآمدزایی بیشتر موزه و حفظ نیروی متخصص، اختصاص بخشی از درصد فروش بلیت به مسئولان سالنهای موزه است. «در حال حاضر، چه یک نفر و چه هزار نفر مراجعهکننده داشته باشیم، حقوق یکسانی میگیریم. اما اگر بدانیم که بهازای هر مخاطب درآمدمان افزایش پیدا میکند، در صفحات شخصیمان در شبکههای اجتماعی موزه را تبلیغ میکنیم و به شیوهای توضیحات را ارائه میدهیم تا بازدیدکنندگان، دیگران را به آمدن به موزه تشویق کنند. این راهحل در واقع هم به نفع بخش خصوصی است و هم به نفع مسئولان موزه.»
اگر این راهکارها جواب بدهد و چارت برای آن طراحی و اجرا شود و موزه هم بهاندازه تمپارک و بقیه اهمیت داشته باشد، هم فضایی برای اشتغال دانشآموختگان محیط زیست و تنوع زیستی به وجود میآید و هم درخواست چاپ یک لیبل چند ماه طول نمیکشد. بهعلاوه، امکان سرقت از اموال موزه با دوربینگذاری از بین میرود و اتفاقی که چند سال قبل درباره گربه پالاس افتاد که معلوم نیست تاکسیدرمی آن چطور به سرقت رفت، دوباره پیش نمیآید.
سقف بخشی از موزه که از آن آب چکه میکرد و باعث شد تاکسیدرمی گورخر سالها قبل آسیب ببیند نیز تعمیر خواهد شد. تنوع پروانهها هم بیشتر میشود. این کارشناسان هم در موزه میمانند و جای آنها را کسانی نمیگیرند که نه تنوع زیستی ایران را میشناسند و نه فسیلهایش را. مار بوآ حالا سالم است و دیگر خبری از زخمهای روی بدنش نیست. اما ماندن قاسمی، محمدعلیزادگان، سلمانپور و غفاری در موزه همچنان در ابهام قرار دارد.
برچسب ها:
تاکسیدرمی، موزه دارآباد، حیاتوحش، تاکسیدرمی، خزندگان، تنوع زیستی، آموزش محیط زیست، کارشناسان حیاتوحش، نگهداری حیوانات، مدیریت موزه، حفاظت از گونهها
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
یادداشت شیروانی
افتتاح فاز دوم تصفیهخانه شهرک صنعتی شیروان با حضور رئیس سازمان محیط زیست
شناسایی مناطق بحرانی و آسیبپذیر
هشدار علمی درباره انتشار CO2 در ایران
مانور مشترک اطفای حریق در سیریک
آمادگی ویژه محیط زیست برای مقابله با آتشسوزیهای تابستانی
الزام به استانداردسازی پساب برای حفظ اراضی کشاورزی
پایش زیستمحیطی کشتارگاههای اسلامشهر
تلاش محیطبانان فیروزکوه برای جلوگیری از شکار غیرمجاز در منطقه آزاد ارجمند
هشدار جدی دستگاه قضا به قاچاقچیان گوشت شکار
تبدیل خراسان شمالی به الگوی محیطزیستی
تأکید شینا انصاری بر اهمیت خراسان شمالی در حفاظت از تنوع زیستی و گونههای در معرض انقراض
مهار بخش بزرگی از آتشسوزی منطقه حفاظتشده بوزین و مرخیل در کرمانشاه
افتتاح نیروگاه خورشیدی ۷۰ مگاواتی «عینآباد» در همدان
گامی برای تحقق توسعه پایدار
وب گردی
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نجات خرس قهوهای گرفتار در تله در شهرستان ساری/ رهاسازی موفق در زیستگاه طبیعی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید