جنگ و فشار اقتصادی، مقصد و شیوه سفر ایرانیان را تغییر داده است
نقشه تازه سفر ایرانیان
۲۶ مرداد ۱۴۰۵، ۰:۰۸
اقتصاد گردشگری ایران زیر تأثیر جنگ و فشارهای اقتصادی تغییر کرده است، اما این تغییر برای همه بخشهای بازار سفر یکسان نیست. در کنار کاهش گردشگری ورودی و افت توان سفر بخشی از جامعه، مقاصد داخلی تازه، بومگردی، گردشگری سلامت و سفرهای طبیعتمحور همچنان بخشی از تقاضای بازار را حفظ کردهاند و الگوی سفر را به سمت مقصدها و تجربههای متفاوت بردهاند.
گرگردشگری نیازمند حمایتهای دولتی است
فعالان گردشگری معتقدند گردشگری نیازمند حمایتهای دولتی بوده و فعالان این صنعت بهتنهایی نمیتوانند راه خود را ادامه دهند.
«مرتضی خاکسار»، مدرس و کارآفرین در زمینه گردشگری، به «پیام ما» میگوید: «با توجه به شرایط اقتصادی موجود، گردشگری داخلی بیش از گذشته به حمایتهای دولتی و ایجاد امکان سفر برای اقشار مختلف جامعه نیاز دارد. در سالهای اخیر، تعداد اقامتگاههای بومگردی و اقامتگاههای روستایی در استانها و شهرستانهای مختلف افزایش چشمگیری داشته است و این ظرفیت میتواند به یکی از پایههای اصلی توسعه گردشگری داخلی تبدیل شود.»
او میافزاید: «در شرایطی که وضعیت معیشتی مردم کوچکتر شده است، باید تدابیری اندیشیده شود تا سفر در سبد خانوار باقی بماند. بانک مرکزی، وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، دستاندرکاران حوزه گردشگری و نمایندگان مجلس میتوانند در این زمینه نقش داشته باشند. یکی از راهکارها، ارائه کارت سفر به مردم بهشکل اقساطی است. اتفاقاً وزیر میراث فرهنگی نیز در حال پیگیری طرح کارت سفر است که قرار است بهزودی رونمایی شود.»
خاکسار میگوید: «سفر فقط یک فعالیت تفریحی نیست؛ بخشی از سلامت روح و روان جامعه به امکان سفر و گردشگری بستگی دارد. اگر فردی حتی با یک پیکنیک یا سفر کوتاه در چرخه گردشگری حضور داشته باشد، میتوان دید که سلامت روانی خانواده و بهتبع آن سلامت جسمی، انرژی و بهرهوری آنها در جامعه افزایش پیدا میکند. بنابراین گردشگری یکی از مؤلفههای فعال و پویای جامعه است و باید برای تقویت آن در داخل کشور برنامهریزی کرد.»
او میافزاید: «در گردشگری داخلی، بهویژه در حوزه بومگردی، شهرستانها عملکرد قابلتوجهی داشتهاند و وزارت میراث فرهنگی نیز در سالهای اخیر بیشتر به این بخش توجه کرده است. مردم دیگر صرفاً بهدنبال گردشگری مدرن و اقامت در هتلها نیستند و علاقه دارند غذاهای روستایی، فضاهای صمیمیتر و محیطهای طبیعی را تجربه کنند. اگر گردشگری داخلی بهدرستی جا بیفتد و اقامتگاههای بومگردی بهعنوان بخشی از اقتصاد داخلی فعال و قدرتمند شوند، این ظرفیت میتواند در آینده مبنای خوبی برای پذیرش تورهای ورودی خارجی نیز باشد.»
این فعال گردشگری میگوید: «در واقع، رونق بومگردی، مزرعهگردی و انواع گردشگری روستایی میتواند پایهای برای توسعه گردشگری خارجی در زمان ثبات و صلح باشد. از سوی دیگر، یکی از اتفاقات مثبت در گردشگری داخلی، روستاگردی و بومگردی، احیای صنایع دستی روستایی است. ایجاد بازارچهها، عرضه محصولات کشاورزی و دامی و رونق بازارهای سنتی، همه نشان میدهد هویت تاریخی، مذهبی و فرهنگی ما دوباره در حال تقویت شدن است.»
او میافزاید: «اینها از مهمترین نشانههای آن است که گردشگری بهعنوان یک صنعت سبز میتواند اثرات مثبتی بر جامعه داشته باشد. بنابراین دولت باید مشوقهای لازم را در اختیار این صنعت قرار دهد؛ از مشوقهای مالیاتی گرفته تا تسهیلات ارزانقیمت و کاهش یا معافیتهای مالیاتی. مجموعه این اقدامات باید در سبد تشویقی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی قرار گیرد و در استانها و شهرستانها نیز برای سرمایهگذاران بخش خصوصی و فعالان گردشگری داخلی اجرایی شود.»
ضرورت ایجاد سفرکارت
یکی از وعدههای وزیر میراث فرهنگی ایجاد سفرکارت است؛ اخیراً وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی از آماده شدن «کارت سفر» و رونمایی رسمی از آن در روزهای آینده خبر داد.
«سیدرضا صالحیامیری» درباره آخرین وضعیت اجرای طرح «کارت سفر» اظهار کرد: «کارت سفر آماده شده و با همکاری بانک مرکزی و مشارکت چندین بانک، مراحل لازم برای اجرای این طرح انجام شده است.»
اما سفرکارت باید برای تمامی قشرهای جامعه در دسترس باشد و محدود به فعالان گردشگری، توریستهای ورودی یا افراد مرفه جامعه نشود.
خاکسار با اشاره به ضرورت ایجاد کارت سفر میگوید: «اگر چنین سازوکاری ایجاد شود و سفر در قالب کارت سفر و پرداختهای ماهانه وارد سبد خانوار شود، گردشگری دوباره جایگاه خود را در زندگی مردم پیدا میکند. در چنین شرایطی، سلامت ذهنی، روحی و روانی جامعه افزایش پیدا خواهد کرد. در بلندمدت نیز افرادی که سفر میکنند، با انرژی و توان بیشتری به کار، آموزش، تولید و فعالیتهای اداری و خدماتی بازمیگردند و قابلیت کاری افراد در سطوح مختلف افزایش پیدا میکند.»
او میافزاید: «با وجود همه مشکلات، در استانهای مختلف شاهد افزایش علاقه و اشتیاق مردم به گردشگری هستیم. مردم از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و تلویزیون با ظرفیتهای گردشگری کشورهای مختلف آشنا میشوند و میبینند که بسیاری از کشورها چگونه گردشگری را به یکی از پایههای اصلی اقتصاد خود تبدیل کردهاند.»
خاکسار میگوید: «اگر به کشورهایی مانند سوئیس، سنگاپور، ژاپن، چین، هند، کشورهای حوزه خلیج فارس و ترکیه نگاه کنیم، اهمیت گردشگری در اقتصاد آنها بهخوبی مشخص است. ترکیه نیز بخش مهمی از اقتصاد و معیشت مردم خود را بر پایه گردشگری شکل داده است. بنابراین ایران نیز با توجه به ظرفیتهای کمنظیر خود میتواند از این حوزه بهره بیشتری ببرد.»
او با اشاره به این امر که وضعیت فعلی گردشگری چندان مطلوب نیست، بیان میکند: «در سه دوره جنگ، گردشگری خارجی بهشدت آسیب دیده و میتوان گفت در بخش تورهای معمول گردشگری خارجی حدود ۸۰ درصد کاهش داشتهایم. بخش محدودی از سفرهای خارجی همچنان با اهداف تجاری انجام میشود، اما در مجموع در این زمینه نیز با محدودیت جدی مواجه شدهایم.»
خاکسار میگوید: «در گردشگری داخلی نیز متأسفانه با کاهش قابلتوجه سفرها مواجه بودهایم. بر اساس برآوردهای موجود، به دلیل شرایط جوی، گرانی کالا و خدمات و تورم، میزان سفرهای داخلی حدود ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده است. در حال حاضر، بخش قابلتوجهی از سفرهایی که همچنان رونق دارند، مربوط به سفرهای مذهبی است؛ از جمله سفر به استان خراسان، شیراز و عتبات عالیات.»
او با اشاره به اینکه این آمار امیدوارکننده نیست و باید پس از تثبیت شرایط سیاسی، با جدیت بیشتری به گردشگری توجه کنیم، بیان میکند: «حتی میتوان از ظرفیت سازمان جهانی گردشگری و تجربه کشورهایی که در این حوزه پیشرفت کردهاند استفاده کرد و با آنها پروتکلهای همکاری در زمینه اکوتوریسم و انواع گردشگری تدوین کرد.»
متخصصان حرفهای گردشگری همچنان باقی هستند
اگرچه فعالان گردشگری دچار ریزش شدهاند، اما آن دسته از متخصصانی که در کار خود حرفهای هستند همچنان در این صنعت باقی ماندهاند و از نظر کارشناسان گردشگری این امر چندان هم جای نگرانی ندارد.
«علی شادلو»، فعال گردشگری و مدرس این صنعت، به «پیام ما» میگوید: «اکنون در موقعیتی هستیم که برهمکنش چندین اتفاق بر گردشگری تأثیر گذاشتهاند و یکی از این مسائل، مباحث اقتصادی و مشکلات مربوط به امنیت و جنگ است. پس از جنگ ۱۲روزه به اینسو دیگر توریست ورودی نداشتم، مگر چند تور محدود.»
او میافزاید: «بهطور کلی در نیمقرن اخیر، گردشگری ایران، تحولات بازار و تقاضای گردشگری دچار تغییر و تحولات بسیاری شده است. تورم ثروت یکی از مواردی است که بر این صنعت تأثیر گذاشته است. اکنون بازنشستگان میتوانند برای سفر برنامهریزی کنند و بیشتر به گردشگری سلامت علاقهمند هستند.» شادلو میگوید: «در دو دهه اخیر تورم ثروت در کشور ایجاد شده، بسیاری از قشر جوان نیز از اینستاگرام درآمدزایی میکنند، بسیاری دیگر از طریق فعالیت در یوتیوب و اقتصاد دیجیتال کسب درآمد میکنند. در هر هرم سنی جامعه، طریقه کسب درآمد تغییر کرده و بهدنبال آن تقاضا نیز تغییر شکل داده است. ممکن است پدربزرگ من برای آبدرمانی سفر کند، اما من به هدف ماجراجویی و آبشارنوردی سفر کنم.»
او میافزاید: «اکنون در گردشگری عرضه و تقاضا ایجاد شده است. زمانی بومگردی طرفداران بسیاری داشت. اکنون در روستایی کوچک چند اقامتگاه بومگردی ایجاد شده و این افراد با یکدیگر رقابت میکنند. در استان سمنان زمانی فقط قلعه بالا مطرح بود، اما اکنون بسیاری از روستاها و مناطق مختلف معروف شده و گردشگران بسیاری به آن مقصد سفر میکنند.»
شادلو میگوید: «گردشگری ورودی مدتی است که رونق ندارد و به دلیل شرایط جنگی توریستها احساس امنیت نمیکنند. بهطور کلی رفتار و شکل تقاضا و رقابت در عرضه در یک نقطه تاریخی با یکدیگر گره خوردهاند.»
جنگ چگونه مقصد سفر را تغییر داد
شادلو میگوید: «رفتار و شکل تقاضا و همچنین رقابت در بخش عرضه، امروز در یک نقطه تاریخی به یکدیگر گره خوردهاند. اگر هر کدام از این عوامل را از منظر ضعف، قوت و فرصت تحلیل کنیم، هر کدام نقشه متفاوتی از وضعیت گردشگری به ما نشان میدهد. برای مثال، در دوران جنگ، رفتار مقصدهای دور و نزدیک نسبت به مبادی گردشگری یکسان نبود و تغییرات قابلتوجهی در الگوی انتخاب مقصد اتفاق افتاد.»
او میافزاید: «اگر تهران را بزرگترین مبدأ گردشگر در کشور در نظر بگیریم و سایر کلانشهرها را نیز بهترتیب بعد از آن قرار دهیم، در ایام جنگ این شهرها بیشتر درگیر شرایط جنگی و ضربات ناشی از جنگ بودند. طبیعی بود که مردم بخواهند از این شرایط فاصله بگیرند. اما میزان فاصلهای که برای سفر انتخاب میکردند، به میزان وابستگی آنها به محل زندگی، کار و سایر شرایط زندگیشان بستگی داشت.»
شادلو با اشاره به اینکه بخشی از مردم ترجیح میدادند به مقصدی بروند که بتوانند حدود ۴۰۰ یا ۵۰۰ کیلومتر از تهران فاصله بگیرند، بیان میکند: «برای مثال، به استان گلستان یا مناطق دوردستتری از استان مازندران. آنها میخواستند در نقطهای باشند که از فضای جنگی فاصله داشته باشند و احتمال بروز اتفاقاتی مانند اصابت موشک را از خود دور کنند، اما در عین حال همچنان بتوانند به خانه، زندگی و کارشان دسترسی داشته باشند.»
او میافزاید: «در واقع، فردی که در تهران زندگی و کار میکند، ممکن است بخواهد از شرایط ناامن فاصله بگیرد، اما نمیتواند برای مدت طولانی و بدون در نظر گرفتن شغل و زندگی خود، صدها یا هزاران کیلومتر دور شود. بنابراین انتخاب مقصد در این شرایط، حاصل یک نوع تعادل میان نیاز به امنیت و ضرورت حفظ ارتباط با محل زندگی و کار است.»
شادلو میگوید: «در چنین شرایطی، برخی مقاصد نزدیکتر به مبادی گردشگری که از فضای جنگی فاصله داشتند، رونق خوبی پیدا کردند. با برخی از فعالان گردشگری این مناطق که صحبت میکردم، میگفتند اگر جنگ مدت بیشتری ادامه پیدا کند، ما میتوانیم همه بدهیهای خودمان را پرداخت کنیم. این صحبت نشان میدهد که در یک دوره خاص، حتی بحران جنگ نیز میتواند برای بعضی از مقصدهای گردشگری باعث افزایش تقاضا شود.»
او با اشاره به این امر که مقاصد دور در کشور با گرفتاریهای خاص خود مواجه بودند، بیان میکند: «افزایش هزینه بنزین، ترافیک، چند برابر شدن هزینههای سفر و همچنین دور شدن بیش از حد از محل زندگی و کار، عواملی بودند که میتوانستند سفر به مقصدهای دور را دشوار کنند. بنابراین در شرایط جنگی، نمیتوان گفت همه مقصدهای نزدیک رونق میگیرند یا همه مقصدهای دور با کاهش تقاضا مواجه میشوند. رفتار گردشگر به مجموعهای از عوامل وابسته است؛ اینکه فرد کجا زندگی میکند، به کجا وابستگی دارد، چقدر توان مالی دارد، چه میزان احساس ناامنی میکند، چقدر میتواند از محل زندگی خود فاصله بگیرد و در نهایت چه نوع سفری را میخواهد تجربه کند.»
شادلو در پاسخ به این سؤال که وضعیت گردشگری در شرایط جنگی چگونه است، بیان میکند: «این پرسش یک پاسخ بسیار لوکالیزه دارد. این موضوع کاملاً موقعیتبهموقعیت و موردبهمورد متفاوت است. اینکه درباره کدام استان، کدام شهر یا کدام روستا صحبت میکنیم و درباره چه سبک و چه عملکردی از گردشگری حرف میزنیم، همه تعیینکننده هستند.»
او تأکید میکند: «نمیتوان صرفاً با مشاهده وضعیت اقتصادی مردم و اینکه گفته میشود شرایط معیشتی همه مردم ایران بد شده است، درباره کل بازار گردشگری یک قضاوت یکسان داشت. من قبول دارم که وضعیت طبقات زیر متوسط و حتی طبقه متوسط بد و بدتر شده است. این مسئله واقعیت دارد و آثار آن را نیز در رفتار مصرفی مردم میبینیم.»
گردشگری یک صنعت لوکس است
این مدرس گردشگری میگوید: «فعالان گردشگری باید از یک نکته مهم غافل نشوند و آن اینکه گردشگری، در بخش قابلتوجهی از محصولات خود، یک صنعت لوکس محسوب میشود. کسی که هزینه درمانش باقی مانده، هزینه آموزش فرزندش را نمیتواند تأمین کند یا برای تأمین پوشاک و نیازهای ضروری زندگی خود مشکل دارد، طبیعتاً سفر را در اولویت قرار نمیدهد. وقتی فرد میان هزینههای درمان، آموزش، پوشاک و سفر قرار میگیرد، سفر یکی از نخستین هزینههایی است که از سبد خانوار حذف میشود.» او با تأکید بر این امر که باید میان «سفر» و «محصول صنعت گردشگری» تفاوت قائل شویم، بیان میکند: «ممکن است یک خانواده به طبیعت برود، جوجهکباب درست کند و چند ساعت یا یک روز را در دشت بگذراند. این اتفاق یک سفر و یک تفریح است، اما لزوماً محصول صنعت گردشگری محسوب نمیشود. در تعریف صنعتی گردشگری، محصول سفر موضوع متفاوتی است. محصول گردشگری تا حد زیادی یک محصول لوکس است و در واقع بیشتر متعلق به طبقات خوب و عالی جامعه است؛ یعنی گروههایی که پس از تأمین نیازهای اساسی زندگی، امکان اختصاص بخشی از درآمد خود به سفر و تجربههای گردشگری را دارند.» شادلو میافزاید: «بنابراین وقتی درباره کاهش یا افزایش سفر صحبت میکنیم، باید مشخص کنیم درباره کدام نوع سفر و کدام گروه اجتماعی حرف میزنیم. نمیتوان هر نوع حضور مردم در طبیعت یا هر سفر خانوادگی را معادل رونق صنعت گردشگری دانست.»
او میگوید: «در مورد طبقات برخوردار نیز وضعیت متفاوت است. طبقات خوب و عالی جامعه الزاماً به اندازه طبقات متوسط و زیر متوسط از شرایط جنگی و اقتصادی تأثیر نمیگیرند. ممکن است فردی از این طبقه همچنان توان مالی سفر داشته باشد، اما مقصد خود را تغییر دهد.»
شادلو تأکید میکند: «برای مثال، ممکن است فردی که در گذشته سفر خارجی به اروپا داشته، همچنان امکان سفر خارجی خود را حفظ کرده باشد و اروپا را انتخاب کند. فرد دیگری ممکن است به دلیل کاهش توان مالی از اروپا به ترکیه برود. فرد دیگری که توان مالیاش باز هم کمتر شده باشد، ممکن است ترکیه را انتخاب کند یا به مقصد دیگری مانند ارمنستان برود و در نهایت گروهی که توان مالی محدودتری پیدا کردهاند، ممکن است به گردشگری داخلی روی بیاورند. بنابراین حتی در میان طبقات برخوردار نیز یک رفتار واحد وجود ندارد. تغییر شرایط اقتصادی میتواند باعث جابهجایی مقصد سفر شود، بدون اینکه اصل سفر بهطور کامل حذف شود.»
او میافزاید: «در نتیجه، اگر بخواهیم رفتار گردشگری امروز را تحلیل کنیم، باید همزمان تغییر رفتار تقاضا، شرایط اقتصادی، جنگ و امنیت، فاصله مقصد، توان مالی خانوارها و همچنین ساختار عرضه گردشگری را در نظر بگیریم. این عوامل در یک نقطه تاریخی به یکدیگر رسیدهاند و همین مسئله باعث شده است بازار گردشگری امروز بسیار متفاوت از گذشته رفتار کند.»
تغییر مقصد سفر در میان طبقات برخوردار؛ از اروپا و ترکیه تا ایرانگردی
شادلو میگوید: «در میان طبقات برخوردار نیز نمیتوان یک رفتار واحد را در نظر گرفت. بخشی از این افراد همچنان ترجیح میدهند بهجای گردشگری داخلی، به کشورهای دیگر سفر کنند و مقصدهایی مانند اروپا یا ترکیه را انتخاب کنند. اما این طبقه را نیز نباید یکدست دید. در جمعیت حدود ۱۰۰ میلیون نفری ایران، طبقه خوب و عالی جامعه جمعیت محدودی را تشکیل میدهد و نمیتوان فرض کرد همه افراد این گروه، مثلاً به ترکیه یا اروپا سفر میکنند.»
این مدیر و کارآفرین گردشگری میگوید: «عدهای از قشر مرفه توان مالی سفر به اروپا را دارند و سفرهای اروپایی خود را ادامه میدهند. گروهی که توان مالیشان نسبت به گذشته ضعیفتر شده، ممکن است اروپا را کنار بگذارند و به ترکیه بروند. کسانی که توان مالیشان باز هم کاهش پیدا کرده، ممکن است ترکیه را کنار بگذارند و مقصدهایی مانند ارمنستان را انتخاب کنند و در نهایت افرادی که توان مالیشان بیش از این کاهش پیدا کرده است، ممکن است به ایرانگردی روی بیاورند. بنابراین در سمت تقاضا، یک تغییر اتفاق افتاده است؛ تغییری که فقط به یک عامل مربوط نمیشود. جنگ میتواند یکی از دلایل این تغییر باشد، شرایط اقتصادی عامل دیگری است، فاصله و هزینه دسترسی به مقصد نیز تأثیر دارد و در کنار همه اینها، صاحبان ثروت و سلیقه و ترجیحات آنها نیز در تعیین مقصد نقش دارند.»
او میافزاید: «همه این عوامل، فاکتورهای مؤثر بر تغییر رفتار تقاضا در گردشگری هستند. بنابراین وقتی میخواهیم درباره کاهش یا افزایش سفر صحبت کنیم، باید ببینیم چه تغییری در ساختار تقاضا رخ داده و چرا گردشگر مقصد قبلی خود را کنار گذاشته و مقصد دیگری را انتخاب کرده است.»
برچسب ها:
اقتصاد گردشگری، اکوتوریسم، بحران گردشگری، بومگردی، توسعه پایدار، سفرکارت، سیاستگذاری گردشگری، گردشگری، گردشگری داخلی، میراث فرهنگی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به فرصتها و چالشهای گردشگری نجومی در ایران
گزارش ۲۰۲۶ برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد از شکاف بزرگ میان سرمایهگذاری مخرب و حفاظت از طبیعت میگوید
۳۰ دلار برای تخریب، یک دلار برای طبیعت
یک جنگلشناس و استاد دانشگاه «محقق اردبیلی» در گفتوگو با «پیام ما» عنوان کرد
برداشت بیبرنامه از هیرکانی به اسم «جنگلداری نوین»
ابلاغ دستورالعمل پیشگیری و کنترل
دستگاههای اجرایی اصفهان برای سیلابهای احتمالی پاییز آماده شوند
فعالان محیطزیست در نامهای به رئیس سازمان حفاظت محیطزیست خواستار شدند
به آلودگی نفتی سواحل و جزایر خلیج فارس پایان دهید
اعلام رسمی از سوی هیئت نظارت
انتخابات شوراها ۲۴ مهر ۱۴۰۵ برگزار میشود
ذخیره ۸۲ درصدی سوخت و تحقق ۷۵ درصدی برنامه افزایش ظرفیت
آمادگی نیروگاهها برای زمستان
آیا تنوع مدلها به قیمت نبود قطعه تمام شده است؟
بحران خدمات پس از فروش برای خودروهای وارداتی
تحلیل فنی مناقشه آمار نیروگاههای تجدیدپذیر
چرا «ظرفیت نصبشده» با «تولید» متفاوت است؟
تمرکز اصلی باید بر مصرف خانوارها باشد
سهم ناچیز تعطیلی مدارس در رفع ناترازی انرژی
وب گردی
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران] بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بیمهری به آخرین مدافع تپهحصار
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید