«سعید مدنی» در نشست مؤسسه رحمان از نسبت روشنفکران با جامعه و قدرت گفت
بحران فاصله روشنفکر و جامعه
سعید مدنی: اگر روشنفکری از مسائل روز جامعه خود خبر نداشته باشد، به بیراهه میرود
۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۴۸
بیش از ۱۶۰ سال از شکلگیری جریان روشنفکری در ایران میگذرد، اما هنوز این پرسش پابرجاست که روشنفکر تا چه اندازه توانسته با جامعه خود همراه بماند و مسائل آن را نمایندگی کند؟ پرسشی که در سالهای اخیر و همزمان با انباشت بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، بیش از گذشته موضوع بحث و مناقشه شده است. از نگاه «سعید مدنی»، جامعهشناس، پژوهشگر و از چهرههای شناختهشده جریان روشنفکری ایران، روشنفکر زمانی به بیراهه میرود که از شناخت مسائل روز جامعه خود بازبماند. او در نشست «آسیبشناسی فضای روشنفکری»، با نگاهی نقادانه، ضمن بازخوانی جایگاه روشنفکر در ایران، از آسیبهایی چون نخبهگرایی، تعارض گفتار و رفتار و فاصله گرفتن از مسائل حیاتی جامعه سخن گفت.
در گرمای ذوبکننده عصر هفتم مردادماه، سالن مؤسسه رحمان از افراد علاقهمند پر شده است. شاید به نظر برسد در این روزها که مشکلات دیگری مانند نابرابری، گرانی و جنگ جامعه را گرفتار خود کرده، بحث درباره روشنفکران چندان مورد اقبال افراد قرار نگیرد. اما استقبال از نشست «آسیبشناسی فضای روشنفکری» روی دیگری از جامعه را نشان میدهد.
روشنفکر برای اندیشیدن زندگی میکند
«سعید مدنی»، جامعهشناس، حرفهایش را با تاریخ روشنفکری در جهان آغاز کرد: «روشنفکری و روشنفکر پدیدهای مربوط به دوران روشنگری است. از همان زمان، روشنفکران به دو گروه تقسیم شدهاند؛ یکی از آن گروهها مدافع وضع موجود و دیگری ناقد این وضع است. اما نقطه اشتراک آنها در میان تمامی طیفها، مهارت فکری است. روشنفکر برای اندیشیدن زندگی میکند و تفکر را ایدئولوژی خود میداند.»
او سپس به زمان آغاز روشنفکری در ایران پرداخت: «اغلب صاحبنظران، تاریخ شروع روشنفکری را زمان عباسمیرزا و حقارت ناشی از شکست در جنگ با روسیه میدانند که منجر به جدا شدن بخشهایی از ایران شد. آن احساس حقارت، مبنایی برای فکر کردن درباره مسئله ایران شد. در واقع، درماندگی و ضعف در مقابل روسها باعث شد عباسمیرزا به چیستی مسئله ایران فکر کند و برای حل آن تلاش کند.»
مدنی تعریف «علی شریعتی» از روشنفکر را به نظر خود نزدیک میداند: «روشنفکر نه فیلسوف است، نه دانشمند، نه هنرمند و نه نویسنده؛ بلکه او فرد خودآگاهی است که نیاز روز جامعه خود را حس میکند، منتقد وضع موجود است و جامعه را بهسمت وضع مطلوب هدایت میکند. البته به این تعریف انتقاداتی وارد است، چون در آن روشنفکر تقریباً مانند کنشگر سیاسی، اجتماعی و مدنی تعریف شده است، در حالی که مزیت اصلی روشنفکرها کنشگری نیست.»
او در ادامه نقلقولی از «کارل مانهایم» آورد و ارتباط آن با مسئله امروز ما را توضیح داد: «مانهایم معتقد بود اگر کسی فهم جامعهشناختی از دنیا و کشور خود نداشته باشد، هرگز نمیتواند به خودفهمی از وضعیت خود برسد. برای همین، زمانی که فیلسوف از اوضاع جامعه خود خبر نداشته باشد، نمیتواند درک درستی از مسائل روز خود داشته باشد و به بیراهه میرود.»
مدنی با این مقدمه به جایگاه اجتماعی روشنفکران پرداخت و گفت روشنفکران را نمیتوان یک طبقه اجتماعی دانست؛ هرچند خاستگاه بسیاری از آنها طبقه متوسط بوده است: «در واقع، جایگاه طبقاتی آنها با موضع طبقاتی آنها میتواند متفاوت باشد. روشنفکران در یک حزب هم نمیگنجند؛ آنها گروهی با مواضع سیاسی متفاوت هستند. حتی در نسبت با سیاست هم بعضی بهدنبال سیاستاند و بعضی سیاستگریزند.» به گفته او، روشنفکر در حیات ذهنی جامعه مشارکت میکند و سعی دارد دریچهای جدید رو به جامعه باز کند؛ زیرا او میتواند جامعه، امید و زندگی را از دید دیگران هم ببیند.
روشنفکر کاری به ساختار قدرت ندارد
این جامعهشناس معتقد است یکی دیگر از ویژگیهای روشنفکر، استقلال از ساختار قدرت است. به گفته او، روشنفکر منصب خاصی را اشغال نکرده و در ساخت قدرت نقشی ندارد، چراکه «اگر حتی منافع محدودی در ساختار قدرت داشته باشد، موقعیت روشنفکری خود را به خطر انداخته است؛ ادعاهایش میتواند تحتتأثیر وابستگی معیشتی قرار گیرد و برای همین است که دلبستگی معیشتی به جایگاه خود ندارد و نباید داشته باشد.»
مدنی همچنین روشنفکر را کسی تعریف کرد که میتواند نظرات مقابل و مخالف خود را بهخوبی تبیین کند، توضیح دهد و در صورت نیاز نقد یا تأیید کند. او البته میان روشنفکر و فرد دانشگاهی تمایز قائل شد و گفت: «مفهومسازیای که روشنفکر میکند، جهتگیری مشخصی دارد، در حالی که کار کلاسیک دانشگاهی عموماً این ویژگی را ندارد. بنابراین، روشنفکر مفاهیمی را تولید میکند که بار معنایی دارند و به اجزای سازنده ایدهها و تفکرات تبدیل میشوند.»
روشنفکر و وظیفه دشوار نقد
مدنی در ادامه، برای توضیح جایگاه روشنفکر، به دیدگاههای «ادوارد سعید»، اندیشمند فلسطینیـآمریکایی، اشاره کرد و گفت: «به نظر او، روشنفکر باید همه یا بخشی از جامعه خود را نمایندگی کند و بتواند دنیایی بهتر را برای جامعه تخیل و تبیین کند. ویژگی دیگر روشنفکر، شکاکیت (اندیشیدن انتقادی) است؛ یعنی با آنچه بهعنوان واقعیت اجتماعی به افراد ارائه میشود، درگیر شود و این شک را ابراز کند. همین هم کار روشنفکر را دشوار میکند، زیرا ساختارهای سیاسی بهشکل مداوم مفاهیمی را متناسب با منافع خود به جامعه پمپاژ میکنند و روشنفکر دائم درباره آن تردید میکند. ادوارد سعید باور دارد روشنفکران نقشی اجتماعی دارند و میتوانند در شکلدهی به جامعه مدرن شرکت کنند و به همین میزان هم با تغییرات اجتماعی پیوند دارند.»
او با اشاره به دیدگاه «مارگارت تاچر»، نخستوزیر سابق انگلستان، درباره روشنفکران، به انتقاد او از نقش روشنفکران در انقلاب فرانسه پرداخت و گفت تاچر این انقلاب را نتیجه تلاش روشنفکرانی میدانست که با ایدههای انتزاعی در پی برهم زدن نظم سنتی بودند.
از طرف دیگر، او نقلقولی از «امبرتو اکو»، نویسنده و فیلسوف ایتالیایی، درباره ترس برخی رژیمها از روشنفکران آورد: «اکو معتقد است که دشمنی و سوءظن نسبت به روشنفکران، همواره نشانه حکومتهای فاشیستی و نیمهفاشیستی است و این بهدلیل ویژگی نقد قدرت است.»
روشنفکران انقلابی و روشنفکران حافظ وضع موجود
مدنی در ادامه، روشنفکران را به دو گروه کلی تقسیم کرد؛ گروهی که برای تحولات اجتماعی نظریهپردازی میکنند و گروهی که بهعنوان ایدئولوگ یا نظریهپرداز، در خدمت حفظ نظامهای حاکماند. به گفته او، ویژگیهایی که پیشتر برای روشنفکر برشمرده شد، بیشتر درباره گروه نخست صدق میکند، اما این بهمعنای نفی روشنفکر بودن گروه دوم نیست. در واقع، تفاوت اصلی در نسبت آنها با قدرت است: «یک دسته فاصله خود را با الیت قدرت حفظ میکنند و دسته دیگر کاملاً به آن نزدیک میشوند.»
او سپس از روشنفکران بدیل گفت: «آنها روشنفکرانی هستند که نظام موجود برای حفظ خود آنها را میسازد. این مکانیسم بیشتر در رژیمهای اقتدارگرا به کار میرود.» مدنی «سرسپردگی بیقیدوشرط و ایمان به رهبری حزب، رد هرگونه وفاداری گروهی و علاقه شخصی که در تعارض با منافع حزب باشد و آمادگی برای تنظیم زندگی شخصی بنا به دستورات حزب» را برخی ویژگیهای این گروه دانست. او آن بخش از متفکران را که در برابر پول، کالا، امنیت، موقعیت و منصب، توجیهگر یا مخالف وضع موجودند، از دایره روشنفکران کنار گذاشت و گفت: «تولید فکر این فرد تحتتأثیر آن دریافتیهاست.»
مدنی در ادامه گفت حتی در میان روشنفکران مستقل هم میتوان دو گرایش عمده را تشخیص داد: گروهی که به دفاع و توجیه وضع موجود میپردازند و گروهی که خواهان تغییر آن هستند. به گفته او، گروه نخست ممکن است در حمایت از اقتدارگرایی، سنتگرایی، محافظهکاری، قدسیگرایی و نظامیگری تولید فکر کند. در مقابل، گروه دوم موضوعاتی مانند دموکراسی، خیر عمومی، منافع ملی، تقدسزدایی، نواندیشی، صلحطلبی، نفی فقر و مسائلی از این دست را دنبال میکند. او البته تأکید کرد که بسیاری از افراد جایی میان دو سر طیف قرار میگیرند و در ایران نیز هر دو گرایش دیده میشود.
خیال خام نخبگی و ناتوانی در گفتوگو
او پس از این توضیحات به آسیبشناسی جریان روشنفکری در ایران پرداخت و این بحث را با یک سؤال آغاز کرد: «با توجه به این تکثر و دوقطبی که گفته شد و همچنین تنوع درون هرکدام از این طیفها، آیا اصلاً میتوان روشنفکران را بهعنوان یک کلیت آسیبشناسی کرد؟ پاسخ در اینجا هم بله است و هم نه، چون در اینجا با طیفهای گوناگونی از افراد روبهرو هستیم، اما همه آنها توانایی تولید فکر و اندیشه را دارند.»
مدنی پس از این مقدمات، بخش خواهان تغییر روشنفکران ایران را آسیبشناسی کرد: «اولین آسیب، حس نخبه بودن و پیشتاز بودن و نگاه از بالا به جامعه داشتن است. در حقیقت، گاهی روشنفکر خود را آنقدر بالاتر از دیگران میبیند که با همه از موضع بالادست رفتار میکند. البته این موضوع خاص پدیده روشنفکری است. در جامعه ما این نخبهگرایی توسط حکومت هم تقویت میشود، چون این کار، فکر کردن درباره جامعه را در دست عدهای اندک قرار میدهد و از بقیه میخواهد از آنها پیروی کنند، در حالی که جامعه هرچه سالمتر باشد، امکان فکر کردن را برای همه افراد جامعه فراهم میکند.»
او معتقد است این خیال «خاصبودگی» باعث میشود زبان روشنفکر هم سخت و پرتکلف شود تا بگوید من توانایی بیشتری دارم: «همچنین بین رفتار و گفتار بعضی روشنفکران تفاوت وجود دارد و آنها دقیقاً همان چیزی را بازتولید میکنند که در گفتار خود به آن نقد دارند.»
این جامعهشناس پس از آن، سلبریتیزدگی را یکی دیگر از مشکلات فضای روشنفکری دانست: «بعضی سعی دارند با طرح ادعاهایی نامتعارف، لایک بیشتری بگیرند. برای همین، در چنین فضایی مسائل فرعی بهجای مسائل اصلی عمده میشوند؛ مانند مطرح شدن شکاف بین طرفداران مصدق و غیرمصدق. در اصل، اینگونه بحثها بستر مناسبی برای روشنفکریگری کردن است و خطری هم ندارد.»
مدنی ناتوانی در گفتوگو را یکی دیگر از آسیبهای فضای روشنفکری دانست و گفت: «در این روزها افراد دیالوگ نمیکنند، بلکه جدل میکنند. در گفتوگوها، بهجای آنکه دنبال کشف حقیقت باشند، بهدنبال اثبات خود هستند. آنها از کاربرد مفاهیمی که هیچ ربطی به مباحث ندارد، ابا ندارند. مثلاً میگویند فلانی شیاد است یا فلان کتاب آشغال است. این حرفها راه گفتوگو را میبندد.»
او یکی دیگر از مشکلات را سیاستزدایی از بسیاری از مسائل دانست: «این افراد بهدنبال عادیسازی هستند و مثلاً میگویند فقر و نابرابری، تورم و مسائل دیگر در سراسر دنیا هست. بنابراین، هیچ ربطی به نظام و ساختار سیاسی ندارد. حتی بسیاری از نظریهها را فارغ از آثار سیاسی آن بررسی میکنند.»
آسیبهای نظری دنیای روشنفکری
پس از آسیبهای رفتاری، آسیبهای نظری جریان روشنفکری بررسی شد. مدنی در این بخش از چند مسئله بهعنوان موانع تحلیل دقیق جامعه یاد کرد. او تعمیم تجربههای فردی به قوانین کلی، نگاه یکپارچه به جامعه و نادیده گرفتن تکثر اجتماعی را از جمله این آسیبها دانست. به گفته مدنی، گاهی روشنفکران درباره «مردم» بهعنوان یک کلیت واحد سخن میگویند، در حالی که جامعه مجموعهای از گروهها و تجربههای متفاوت است و نمیتوان درباره آن حکم کلی صادر کرد. او همچنین از بیثباتی تحلیلی ناشی از نبود استراتژی سیاسی، حلنشدن تعارض میان امر ملی و امر حاکمیتی، نگاه از بالا به تحولات اجتماعی و نادیده گرفتن پیچیدگیهای جامعه ایران بهعنوان دیگر آسیبهای نظری یاد کرد.
در انتهای نشست، نوبت به پرسشوپاسخ رسید. در حین این کار، چند بار افراد به یکدیگر اعتراض کردند و کار کمی به تندی پیش رفت. آخرین سؤال چنین مطرح شد که چرا ما در چنین جمع کوچک و بههرحال شبهروشنفکرانهای، توانایی تحمل یکدیگر را نداریم؟ مدنی در پاسخ گفت: «در این روزها شرایط اجتماعی بهگونهای است که ما را کمتحمل و بیتاب کرده است و همین جمع کوچک ما هم بازتابدهنده کف جامعه است؛ شرایطی که تحمل آن آسان نیست.»

برچسب ها:
آسیبشناسی، آسیبشناسی فضای روشنفکری، آغاز روشنفکری در ایران، استقلال روشنفکر از قدرت، جامعهشناسی روشنفکری، روشنفکران و تحولات اجتماعی، روشنفکری در ایران، سعید مدنی، گفتوگو در جامعه ایران، نخبهگرایی، نقد قدرت
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تل آجری به سایتموزه تبدیل میشود؛ همکاری ایران و ایتالیا برای احیای دروازه پارسه
آدمربایی مسافرکشان تهران به پرند
آموزش محیط زیست در دولت چهاردهم
از «محیطیار» تا ورود درس محیط زیست به مدرسه و دانشگاه
سقوط بالابر در مجموعه ورزشی میلاد کرج؛ یک فوتی و چهار مصدوم بر اثر اضافه بار
تخریب خاموش گاوخونی؛ زهکشهای رهاشده معدن پتاس چگونه رطوبت تالاب را تبخیر میکنند؟
بخش عمده آتشسوزی تالاب هورالعظیم مهار شد
گزارش تازه مرکز آمار درباره مصرف پلاستیک در خانوارهای شهری ایران چه میگوید؟
۴۳ درصد خانوارهای شهری مشتری دائمی یکبارمصرفها
علت اولیه سوزاندن پوشش گیاهی توسط گاومیشداران اعلام شد
آتشسوزی در بخش شمالی هورالعظیم
سارق سنگقبرهای بهشت زهرا(س) دستگیر شد؛ یک سنگقبر سرقتی کشف شد
شاهوار در انتظار تصمیم نهایی؛
دستور پزشکیان امیدها را افزایش داد
وب گردی
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شینا انصاری برای شرکت در نشست محیط زیست اسکاپ عازم تایلند شد
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید