مرحله دوم؛ ساختن روایت
۲۹ تیر ۱۴۰۵، ۲۲:۲۵
در شماره پیشین گفتیم که اگر بومگردی بخواهد نهتنها در برابر بحرانها دوام بیاورد، بلکه از دل آنها قویتر بیرون بیاید، باید مخاطب خود را بسازد. ساختن مخاطب به معنای افزایش تعداد مهمانان نیست، بلکه به معنای پرورش مهمانی آگاه، مسئول و همدل است. یکی از مهمترین ابزارهای این کار، روایت است.
انسان از آغاز تاریخ با قصه زندگی کرده است. از نقشهای روی دیوار غارها تا رمانها و سریالهای امروز، روایت همواره راهی برای انتقال تجربه و معنا بوده است؛ اما در بومگردی، روایت صرفاً وسیلهای برای سرگرم کردن مهمان یا پر کردن شبنشینی کنار آتش نیست. روایت، پلی است میان مهمان و بوم؛ پلی که اگر درست ساخته شود، مهمان را از یک مصرفکننده خدمات گردشگری به همراهی دلسوز برای جامعه محلی تبدیل میکند.
اگر بپذیریم که بومگردی واسطهای میان جامعه محلی و مهمان است و وظیفه دارد شناخت، آگاهی و گفتوگویی دوسویه میان آنها ایجاد کند، آنگاه روایت مهمترین ابزار این میانجیگری خواهد بود. چنین روایتی از جنس افسانههای ساختگی نیست، بلکه بر پژوهش، مردمنگاری و تاریخ شفاهی استوار است. روایت باید از دل زندگی مردم بیرون بیاید؛ از خاطرات، تجربهها، کارهای روزمره و تاریخ یک سرزمین.
فرض کنید قرار است قناتی با همکاری اهالی لایروبی شود یا آبانباری مرمت شود. پیش از آنکه از مهمان بخواهیم در این فعالیت شرکت کند، باید داستان آن را برایش روایت کنیم؛ اینکه این قنات چگونه شکل گرفته، چه نسلهایی با آن زیستهاند و نبود آن چه تأثیری بر زندگی مردم خواهد گذاشت. وقتی مخاطب این روایت را بشنود، مشارکت او دیگر یک سرگرمی یا فعالیتی نمادین نیست، بلکه به تجربهای معنادار تبدیل میشود. در چنین رابطهای، هم جامعه محلی سود میبرد و هم مهمان، زیرا چیزی فراتر از یک خاطره با خود خواهد برد؛ او اکنون بخشی از داستان یک سرزمین شده است.
این اتفاق میتواند در سادهترین تجربههای روزمره نیز رخ دهد. پخت نان، آشپزی، آبیاری باغ، برداشت محصول یا حتی نظافت بخشی از بوم، هرکدام ظرفیتی برای روایت دارند. اگر پیش از پخت نان، داستان گندم، آب، تنور و نقش زنان روستا در حفظ این سنت روایت شود، مهمان دیگر تنها نان نمیپزد، بلکه بخشی از یک فرهنگ را تجربه میکند.
اما هر روایتی اثرگذار نیست. روایت خوب باید چند ویژگی داشته باشد. نخست آنکه صادقانه باشد. مخاطب امروز بهسرعت تفاوت میان حقیقت و اغراق را تشخیص میدهد و صداقت را از نمایش بازمیشناسد. دوم آنکه بر شناخت و پژوهش استوار باشد. صاحب بومگردی باید همچون پژوهشگری در میان مردم زندگی کند، روایتها را بشنود، آنها را بررسی کند و معتبرترین آنها را برگزیند. سوم آنکه روایت باید هنرمندانه بیان شود. دانستن داستان کافی نیست؛ راوی باید بداند از کجا آغاز کند، چگونه تعلیق ایجاد کند، در کجا به اوج برسد و چگونه مخاطب را مشتاق ادامه تجربه نگه دارد.
در کنار میزبان، مخاطب نیز مسئولیتی بر عهده دارد. او باید با احترام و آگاهی وارد این تجربه شود. بسیاری از آسیبهایی که در سالهای اخیر در تورهای تجربهمحور دیدهایم، از همین نقطه آغاز شده است. گاهی مهمان، بیآنکه معنای یک آیین یا فعالیت را بداند، آن را به بازی یا شوخی تبدیل میکند و ناخواسته جامعه محلی را میآزارد. برای نمونه، کاهگل کشیدن برای روستاییان بخشی از تلاش سالانه برای آماده شدن در برابر زمستان است، اما برای گردشگری که روایت آن را نشنیده است، ممکن است تنها یک سرگرمی باشد. این فاصله، نتیجه ضعف روایت است، نه تفاوت فرهنگها.
بنابراین، نخستین گام، کشف روایتهای بوم است و گام دوم، یافتن ساختار مناسب برای بیان آنها. پس از آن، تجربه باید در فضایی جدی، محترمانه و مشارکتی شکل بگیرد تا روایت از کلام به عمل تبدیل شود.
روایت همیشه داستانی پیچیده نیست. گاهی خود خانه بومگردی، ارزشمندترین روایت را در دل دارد؛ اینکه چگونه ساخته شده، چه کسانی در آن زیستهاند، چه شادیها و اندوههایی را به خود دیده و چگونه تا امروز پابرجا مانده است. گاهی نیز یک غذای محلی، یک درخت کهنسال یا یک قنات، جهانی از معنا و تاریخ را در خود پنهان کرده است. هنر صاحب بومگردی آن است که این روایتهای پنهان را کشف کند و با زبانی ساده و صادقانه در اختیار مهمان بگذارد.
ساختن روایت، بیش از آنکه جوششی باشد، کوششی است. این کار به مطالعه، پژوهش، تمرین و تکرار نیاز دارد. هدف آن نیز سرگرم کردن مهمان نیست، بلکه ساختن مخاطبی است که پس از پایان سفر، نگاهش به انسان، طبیعت و جامعه محلی تغییر کرده باشد. بومگردی زمانی به پادشکنندگی نزدیک میشود که چنین رابطهای میان میزبان، مهمان و بوم شکل بگیرد؛ رابطهای که با پایان سفر از میان نرود، بلکه در رفتار و انتخابهای آینده مخاطب ادامه پیدا کند. سفر باید در جان مهمان بنشیند و به این ترتیب، مهمان به مخاطب دائمی بومگردی تبدیل شود.
برچسب ها:
بومگردی، بومگردی پایدار، جامعه محلی، دیوار غارها، روایت در بومگردی، گردشگری، گردشگری تجربهمحور، مخاطبسازی گردشگری
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بررسی پروندههای ثبت جهانی در بوسان آغاز شد
مرور روزنامه پیام ما
بازنگری در ممنوعیت واردات برنج و تداوم چالشهای زیستمحیطی
بازنگری در طرح مدیریت پارک ملی لار
تعادل میان گردشگری مسئولانه و حفظ اکوسیستم
مهار آتشسوزی در مناطق حفاظتشده «قلاجه» و «بوزین و مرخیل» با مشارکت نیروهای مردمی و محیطبانان
شریان هرمز بسته شد هوانوردی جهانی زمینگیر
ایران در آستانه «بحران مراقبت»
آینده را نمیشود خریـــــد
دوچرخه، فراموششده در خیابانهای تهران
حریق گسترده در اراضی ملی اسکاتلند مهار شد
بحران آتشسوزی در پارک تاریخی ادینبرو
الزام بیمارستانها به اتصال به سامانه جامع گردشگری؛ هوشمندسازی خدمات درمانی برای اتباع خارجی
وب گردی
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس) بیشتر
بیشترین نظر کاربران
نرمافزاری برای شناسایی پرندگان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید