تفاهم با آمریکا چه فرصت‌ها و چه مخاطراتی به همراه دارد؟

پنجره‌ای محدود برای کشاورزی ایران





پنجره‌ای محدود برای کشاورزی ایران

۸ تیر ۱۴۰۵، ۲۳:۲۲

امضای تفاهم میان ایران و آمریکا، صرف‌نظر از ارزیابی‌های سیاسی پیرامون آن، پرسشی مهم را پیش روی بخش کشاورزی کشور قرار داده است: آیا تغییر در محیط بین‌المللی می‌تواند مسیر توسعه کشاورزی ایران را تغییر دهد؟

پاسخ به این پرسش، نیازمند آن است که ابتدا روشن کنیم کشاورزی ایران اساساً در حال گذار از چه وضعیتی به چه وضعیت دیگری است.
مسئله امروز کشاورزی ایران صرفاً افزایش تولید یا تأمین نهاده نیست. کشاورزی ایران طی چند دهه گذشته عمدتاً بر پایه دسترسی نسبی به منابع طبیعی، حمایت‌های قیمتی، سیاست‌های بخشی، تنظیمات اداری و مزیت‌های ایستای تولید شکل گرفته است. این الگو، هرچند توانسته است در برخی دوره‌ها تولید را افزایش دهد، اما هم‌زمان با تشدید محدودیت منابع آب، تغییرات اقلیمی، پیچیده‌تر شدن استانداردهای جهانی، افزایش انتظارات مصرف‌کنندگان و گسترش فناوری‌های نوین، با محدودیت‌های جدی مواجه شده است.

آنچه امروز کشاورزی ایران به آن نیاز دارد، گذار از یک نظام تولیدمحور، بخشی، منبع‌پایه و عمدتاً دستوری، به یک نظام غذایی-زیستی، زنجیره‌محور، دانش‌بنیان، داده‌محور، یادگیرنده و تاب‌آور است.
این گذار، ابعاد مختلفی دارد. نخست، گذار از تمرکز صرف بر افزایش تولید به سمت خلق ارزش در طول زنجیره غذا؛ به گونه‌ای که کیفیت، ایمنی، قابلیت ردیابی، دسترسی به بازار، برندسازی و رضایت مصرف‌کننده، به اندازه حجم تولید اهمیت پیدا کنند. دوم، گذار از حکمرانی بخشی به حکمرانی زنجیره‌ای؛ به نحوی که جریان کالا، پول، اطلاعات، دانش، ریسک و اعتماد در سراسر زنجیره‌های تولید و تجارت مدیریت شود. سوم، گذار از اتکا به مزیت‌های ناشی از منابع ارزان به سمت مزیت‌های مبتنی بر بهره‌وری، فناوری، ژنتیک، سازمان‌دهی، استانداردها و داده. چهارم، گذار از حکمرانی مبتنی بر کنترل و صدور بخشنامه به حکمرانی تطبیقی و یادگیرنده که بتواند در مواجهه با عدم قطعیت‌ها، به‌طور مستمر سیاست‌ها و ابزارهای خود را اصلاح کند.

از این منظر، تفاهم میان ایران و آمریکا، حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوها، به‌خودی‌خود موتور این گذار نخواهد بود. تفاهم، آب جدیدی به منابع زیرزمینی کشور اضافه نمی‌کند، بهره‌وری را افزایش نمی‌دهد، خردشدگی اراضی را حل نمی‌کند، ضعف نظام ترویج را برطرف نمی‌سازد، سرمایه اجتماعی ازدست‌رفته را بازنمی‌گرداند و ساختارهای ناکارآمد حکمرانی را اصلاح نمی‌کند.

با این حال، نادیده گرفتن آثار احتمالی آن نیز خطاست. کاهش تنش‌های بین‌المللی می‌تواند هزینه‌های مبادله را کاهش دهد، دسترسی به فناوری و دانش را تسهیل کند، ریسک تجارت خارجی را کاهش دهد، امکان شکل‌گیری مشارکت‌های فناورانه را افزایش دهد و فرصت بیشتری برای تصمیم‌گیران داخلی فراهم آورد تا اصلاحات ضروری را با هزینه کمتری دنبال کنند.

در واقع، تفاهم احتمالی میان ایران و آمریکا را باید نه به‌عنوان «فرصت تاریخی نجات کشاورزی ایران» و نه به‌عنوان رخدادی کم‌اهمیت تلقی کرد، بلکه باید آن را پنجره‌ای محدود برای تسریع گذار نظام کشاورزی و غذایی کشور دانست؛ پنجره‌ای که ارزش آن نه در خودِ گشایش سیاسی، بلکه در میزان آمادگی ما برای استفاده از آن نهفته است.

تجربه دهه‌های گذشته نشان داده است که هرگاه گشایش‌های خارجی، به‌جای تقویت ظرفیت‌های ملی، صرف افزایش واردات، مصرف منابع ارزی و تعویق اصلاحات ساختاری شده‌اند، فرصت‌های ارزشمند توسعه‌ای از دست رفته‌اند. در مقابل، کشورهایی که توانسته‌اند شوک‌ها و گشایش‌های بیرونی را به اهرمی برای بازآرایی نهادها، ارتقای بهره‌وری، توسعه فناوری و تقویت پیوندهای زنجیره‌ای تبدیل کنند، از این تحولات بیشترین بهره را برده‌اند.

بنابراین، شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی سیاست‌گذاران بخش کشاورزی و شیلات ایران این نباشد که تفاهم ایران و آمریکا چه میزان سرمایه، فناوری یا بازار در اختیار کشور قرار خواهد داد، بلکه این باشد که آیا نظام حکمرانی کشاورزی ایران آمادگی دارد تا از هر میزان کاهش اصطکاک در تعاملات بین‌المللی، برای تسریع گذار به یک نظام غذایی و زیستی پایدار، رقابت‌پذیر، تاب‌آور و یادگیرنده استفاده کند یا خیر.
پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه در واشنگتن یا میز مذاکره تعیین شود، در تهران، در کیفیت حکمرانی، در جسارت اصلاحات نهادی و در توانایی کشور برای یادگیری و بازآفرینی خود رقم خواهد خورد.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی |پیام ما

شهــرکُــشــــــی |پیام ما