وفای «مرضیه وفامهر»
۲۲ مهر ۱۴۰۴، ۱۸:۳۷
«ناصر تقوایی» یکی از مهمترین کارگردانهای سینمای ایران بوده و خواهد ماند. گواهش فیلمهای مهمی است که ساخته و شکل زندگیای که پیش گرفته بود. سریال و شخصیتهایی که در یاد مخاطبان معمول تلویزیون مانده و عناصر تکنیکی فیلمهای سینماییاش که در ضمیر دوستداران هنر سینما رخنه کرده است. سبک زندگی شخصی منحصربهفردش همیشه ورد زبان علاقهمندان و مخالفانش بوده است؛ از مخالفتش با سانسور و تنندادن به شرایط تا تصمیم خودخواسته فیلم نساختن. جوایز زیادی را از جشنوارههای معتبر جهانی -زمانی که هنوز اعتباری داشتند- گرفته است و همواره تحسین همنسلها و دانشجویان سینما را برانگیخته.
تقوایی با مهاجرت از جنوب ایران به پایتخت همیشه صدای حاشیهنشینان و مردم بیصدا را تبدیل به لهجهای تکنیکی در سینمای خود کرد که در تمامی آثارش بهروشنی دیده میشود. همین نگاه او در پرداخت به شخصیتها و انتخاب قصههای فیلم، او را متفاوت از فیلمسازان همنسلش کرده بود. شاید مهمترین تفاوت تقوایی در جهانی باشد که او زندگیاش میکرد؛ نوشتن اولین دغدغه او بود. مجموعه «تابستان همان سال» بیشک یکی از آثار ماندگار ادبیات داستانی دوران خود است و صدالبته همکاری جدی و حشرونشر تقوایی که در جوانی با طیفی وسیع از نویسندگان مهمی چون نجف دریابندری و صفدر تقیزاده و هنگام مهاجرتش به تهران با گلستان و شاملو و ساعدی و دیگران داشت، از وجوه دیگر زندگی اوست. زندگی مشترکش با زنان پیشرویی چون شهرنوش پارسیپور و مرضیه وفامهر به شکلدهی بینش روشنگرانهای در او انجامید که تأثیرش را بر جهان فیلمسازیاش میبینیم؛ چیزی که امروزه فیلمسازان ما عملاً بهجرئت میتوان گفت از آن دورند. اما آنچه درباره تقوایی در این سالها بیشتر پژواک داشته، کار نکردن او بوده. تقوایی همیشه مشغول نوشتن بوده و همیشه در خلوتش کار کرده. در مراسمی که سال ۹۵ در خانه هنرمندان برای او برگزار شد، بهدرستی اذعان کرد که من مینویسم، کار میکنم؛ اما تا زمانی که سانسور باشد، آن را منتشر نمیکنم و اگر با منتشر نکردن، کاری کهنه میشود، همان بهتر که منتشر نشود (نقل به مضمون).
مرگ امروز تقوایی داغی است گران و اندوهی فراوان. تقوایی عاشق زندگی و جشن نور و فراوانی بود؛ آنگونهکه مرضیه وفامهر، همسرش، هم در یادداشت کوچکی در شبکههای اجتماعی نوشته است. اشتباه اینجاست که امروز در روز مرگ تقوایی او را در مسند قربانی سانسور بگذاریم -در جهانی که قربانی بودن نوعی ابزار ترحم همان نیروی غالبی است که ما را فریب میدهد- و عاملیت او را در فیلم نساختن فراموش کنیم. عاملیتی که بهگفته خودش، «کوششی است برای سقوط سینمای ایران تا با برآمدن نهالی جدید از ویرانههای آن با سینمای جدیدی مواجه شویم».
تقوایی سالهاست که انتخاب کرده بود در فضای عمومی مرده باشد و سالهاست حتی کسانی مراسم تشیعاش را هم برگزار کردهاند. مگر نه آنکه که هنرمندی که کار نکند یا نگذارند کار کند، آرامآرام در آن سفر درونی اکتشاف میمیرد. مگر هنرمند با ساختن کار و ادامهدادن نیست که زنده بودن خود را هر روز جشن میگیرد؟ تقوایی را سالها پیش کشتند. سالهایی که مجوزها صادر نمیشد، سالهایی که فیلمنامه و فیلمهایش را میدزدیند و همکارانش میساختند، سالهایی که به محل فیلمبرداری فیلمش یورش میبردند و آن را به آتش میکشیدند. بانیان این اتفاق، دستهای سانسورچیهای همیشه حاضر در وزارت ارشاد بودند که خنجر را در دست داشتند و همچنین، گروهی از همکارانش که حذفش را پرسودتر میدیدند.
تقوایی خود بهدرستی میدانست که سینما به مفهوم واقعی آن یک جشن تماممعناست با آزادی در همه جنبهها. فیلم «کاغذ بیخط» تلاشی است برای فیلمسازی در شرایطی که مجوزها سختتر بود و مجبور به پناه بردن به فضای داخلی هستیم و تقوایی بهخوبی از پس آن بر آمد؛ اثری بیبدیل و تکنیکیساخت که در سینما حرف اول را میزند. شاید پرسشی که با آن مواجه بود، این است که حال برای فیلم بعدی چه باید کرد؟ تا کجا میشود در خانه فیلم ساخت؟ سینما و آزادی در انتخاب در کجا معنا دارد؟ این آخرین اثر کامل او بهنوعی بیانیهای است برای آزادی. بیانیهای که میگوید سینما باید یک هنر باقی بماند، روشنگر باشد، متفکرانه باشد، اما نباید به تکرار خویش تبدیل شود و به ضد خود بدل گردد؛ همان بیماریای که امروز در سینمای زیرزمینی مستقل ایران با آن مواجه هستیم.
چند سال اخیر تقوایی در تنهایی و بیماری گذشت. مرضیه وفامهر بهحق وظیفهای بزرگ انجام داد و تاریخ وامدار اوست. گفتهها و ناگفتههای بسیاری هست که امیدوارم نزدیکان او بازگو کنند؛ از خیانتها و حسادتها تا عکسهای یادگاری طاق و جفتی که گرفته شده و امروز منتشر شد، اما مهربانی پشت آنها شکبرانگیز است. تقوایی با کارش و ایمانش به تاریخ پیوست و هیچگاه از آن پاک نخواهد گشت. هیچچیز او را تقواییتر نمیکند، نه به زور نه به زر، و هیچ نیرویی آن را نمیتواند پاک کند، نه با قلم نه با شمشیر.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
هر رسانه، یک دریچــــــــه تازه
مدیریت پسماند «تالش» در محاق فراموشی
آنچه بر میــــــــراث میگذرد
محیطزیست بهجای خبر فوری
صدای طبیعت
رفیقِ یـــــــــــــوز و آهو!
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید