بایگانی مطالب: محیط زیست
نیمی از تولهیوزها ناپدید میشوند
«احتمال قاچاق تولهیوزها در دو فرض ریشه دارد، اول، تجارت گسترده گربهسانان در ایران و دوم، غیبشدن حدود نیمی از تولهیوزها در مناطقی که در سالهای اخیر چندین یوز از آنها قاچاق شده است.» این گفته «محمدصادق فرهادینیا»، جانورشناس و هیئتعلمی دانشگاه کنت است. اگر قاچاق را یکی از عوامل تهدید یوزها در نظر بگیریم، باقی عوامل چیست؟ قلادهگذاری چقدر اهمیت دارد؟ آیا یوزهای آسیایی دچار اختلال ژنتیک شدهاند؟ چرا پس از اینهمه جلسه درباره یوز آسیایی، همچنان کارشناسان از رویهها اظهار بیاطلاعی میکنند و چه راهی برای رفع این چالش سراغ داریم؟ در گفتوگو با فرهادینیا این پرسشها را مطرح کردیم.
قانونی که راه تخریب کوهها و مراتع را هموار میکند
فرصت ازدسترفته ایران در کنگره جهانی حفاظت ۲۰۲۵
«PFAS»؛ در خون انسان، شیر مادر و آب آشامیدنی
در دهههای اخیر، یکی از نگرانیهای اصلی در حوزه محیطزیست و بهداشت عمومی، افزایش استفاده و انتشار ترکیبات شیمیایی مصنوعی بوده است. یکی از گروههای بسیار مقاوم، گسترده و پایدار در محیط، ترکیبات آلکیل پر- و پلیفلوئوردار هستند که با نام اختصاری PFAS شناخته میشوند. این ترکیبات، بهواسطه ساختار منحصربهفردشان، در برابر تجزیه شیمیایی، زیستی و حرارتی بسیار مقاوماند و به همین دلیل، در ادبیات علمی با عنوان «آلایندههای دائمی» (Forever Chemicals) شناخته میشوند. ازآنجاکه این مواد در گستره وسیعی از محصولات مصرفی و صنعتی، از جمله ظروف تفلون، فومهای آتشنشانی، پوشاک ضدآب، لوازم آرایشی، محصولات بهداشتی و حتی بستهبندیهای مواد غذایی استفاده میشود، تماس انسان و محیطزیست با آنها تقریباً اجتنابناپذیر شده است. این ترکیبات قابلیت تجمع زیستی و پخش جهانی دارند و حتی در مکانهای دور از فعالیت صنعتی، مانند قطب جنوب نیز شناسایی شدهاند.
اصفهان بدون زایندهرود؛ شهری بدون زندگی
اصفهان، که قرنها به «نصف جهان» شهرت یافته، هویت خود را بیش از هر چیز مدیون زایندهرود و سازههای شگفتانگیزی است که روی آن بنا شدهاند. بزرگترین رودخانه فلات مرکزی ایران، نهتنها منبع حیات طبیعی و اقتصادی منطقه، بلکه زمینهساز پیدایش و شکوفایی معماری صفوی بود؛ معماریای که امروز بخش مهمی از میراثفرهنگی جهانی محسوب میشود. پلهایی مانند سیوسهپل، خواجو، جویی و مارنان، که به دستور شاهان صفوی ساخته شدند، تنها مسیرهای ارتباطی نبودند؛ این پلها کارکردهایی اجتماعی، آیینی و هنری داشتند و در حافظه تاریخی مردم اصفهان بهعنوان صحنههایی زنده از زندگی جمعی ثبت شدهاند. اما اکنون خشکی ممتد زایندهرود این شریان حیاتی را از نفس انداخته و پلهای تاریخی را در معرض تهدیدی جدی قرار داده است. به باور بسیاری از کارشناسان میراثفرهنگی، خشکی مداوم رودخانه میتواند نهتنها ساختار فیزیکی این پلها، بلکه کارکرد اجتماعی و ارزش فرهنگی آنها را به نابودی بکشاند. بهبهانه روز ملی زایندهرود ضمن مرور تاریخچه پلهای تاریخی روی این رودخانه، به بررسی بحران کنونی و دیدگاه متخصصان میپردازیم.
جان دادن در آب، جنازه در خشکی
از ابتدای سال تا یازدهم مهرماه، لاشه ۳۵ فوک در گیلان، ۴۶ فوک در مازندران و یک فوک در سواحل استان گلستان پیدا شده است. این آماری است که مرکز حفاظت فوک خزری ایران به «پیام ما» داده است. یک روز بعد از ارائه این آمار توسط این مرکز، خبر آمد لاشه یک فوک دیگر در ساحل فرحآباد ساری پیدا شده. در تصاویر، لاشه از آب بیرون کشیده میشود و هنوز مشخص نیست چه مدت از زمان مرگش گذشته است. اما آنطورکه شواهد چند سال اخیر نشان میدهند، به نسبت گذشته پیدا شدن جسم بیجان فوکها در سواحل ایران افزایش یافته، اما هنوز دلیل اغلب این مرگومیرها مشخص نیست. لاشههایی که در هفته گذشته به سواحل گیلان رسیدند، زمانی پیدا شدند که دچار فساد و پوسیدگی بودند و برای بررسی علت مرگ دیر بود. همین دلیلی است که با لاشههای گونهای در معرض خطر انقراض روبهرو باشیم، بی آنکه در اغلب موارد دلیل مرگ مشخص باشد.
حفاظت نیازمند یک لایه انسانی است
ایمان ابراهیمی، حفاظتگر ایرانی، در سخنرانی خود در کنگره اتحادیه جهانی حفاظت (IUCN) که در امارات در حال برگزاری است، بر «لایه انسانی حفاظت» تأکید کرد. به گفته او، «اقتصاد مهم است اما اگر مردم هنوز از تخریب طبیعت بیشتر از محافظت از آن سود ببرند، کفایت نمیکند. ما به یک لایه دیگر نیاز داریم؛ یک لایه انسانی، احساسی که حفاظت را شخصی، معنادار و غیرقابل مذاکره سازد.»
کاش میتوانستم برای ایران کار کنم
«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» میگوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبههای ایکوم» با عنوان «موزهها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سالها برای زمینشناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمینشناسی و فعالیت موزهها در ایران است. مهمترین میراث او، «موزه شهابسنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطندوستیاش بهخوبی پیداست. صحبتهایش نشان از آن داشت که ای کاش میتوانستم همه این فعالیتها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سالها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارکها، موزهها و بهخصوص موزه شهابسنگ نراق بهخوبی انجام نشده است. او باز هم با کولهباری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک میکند.
برای حفاظت در ایران میمانم
سرخوردگی از تبعیضهای جنسیتی گاه به گاه گلوی «مهسا هاشمی» را میگرفت، هنوز هم میگیرد، اینکه دیده نمیشود، شنیده نمیشود و باید چند برابر بیشتر بدود و کار کند تا مانند مردان حفاظتگر به چشم بیاید. در شهرستان بودن را هم به آن اضافه کنیم، اوضاع نور علی نور میشود، همین موضوع سبب شد مهسا هاشمی از اصفهان به تهران مهاجرت کند. او متولد ۱۳۷۴ است، در اصفهان در رشته گردشگری تحصیل کرد و بعد هم دوره راهنمایان طبیعتگردی را گذراند. بهگفته خودش، دلیل علاقهاش به طبیعت به کودکیاش بازمیگردد. همان وقت که با پدرش در دشت قدم میزدند و او همانطورکه جلو میرفت از حیاتوحش، قوچومیشها، کلوبزها، گراز و بقیه گونهها برایش میگفت. به شبهایی که در باغ چادر میزدند و گرازها نزدیک چادرشان میآمدند و او را هیجانزده میکردند. سال ۱۳۹۴ یعنی وقتی ۱۹ساله بود، عضو هیئتمدیره انجمن «آوای بوم» شد و در وادی حفاظت قدم گذاشت.
نجات دریاچه ارومیه با واگذاری داوطلبانه آب
