اسماعیل حسام‌مقدم

اسماعیل حسام‌مقدم

دبیر انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات استان بوشهر

مردم، خاستگاه سربرآوردن سازمان‌های مردم نهاد

اسماعیل حسام‌مقدم

۱۹ شهریور ۱۴۰۳

مردم، خاستگاه سربرآوردن سازمان‌های مردم نهاد

تجربۀ تاریخی از کنشگری NGOها در جامعۀ ایرانی، از وجوه متناقض‌نمای این تجربه حکایت دارد. این نهادهای مدرن که ریشه و خاستگاهی در زیست‌سیاست مدرن دارند، بیش از آنکه در امتداد تجربۀ زندگی روزمرۀ مردم ایران، خود را تعریف کنند، غالباً در امتداد دستگاه فربه و حجیم دولت شبه‌مدرن در ایران قرار گرفته‌اند. این وضعیت و موقعیت، در شکل‌گیری و برساخت هویتی فعالان و کنشگران این نهادها نیز تأثیر فراوانی دارد و بیش از آنکه انجمن‌های مردمی باشند، تشکل‌های غیردولتی محسوب می‌شوند؛ دقیقاً با قرینۀ معنایی مدارس غیرانتفاعی و غیردولتی که در سه دهۀ اخیر در جامعۀ ایرانی مانند قارچ روییده‌اند و تمام عملکردهای معنابخشی که دارند، در تضاد و تناقض با دلالت‌های آغازین خود است.
نسبت دولت چهاردهم با سازمان‌های مردم‌نهاد

اسماعیل حسام‌مقدم

۳۱ مرداد ۱۴۰۳

نسبت دولت چهاردهم با سازمان‌های مردم‌نهاد

جامعه مدنی ایران در طول بیش از یکصد سال اخیر که از جنبش مشروطیت می گذرد، همواره در وضعیت بیم و امید بوده است. برخی اوقات با بهار فعالیت‌های احزاب و اصناف و رسانه‌ها همراه شده‌ایم و در دورانی دیگر با پاییز فعالیت‌های مدنی و داوطلبانه همراه شده‌ایم. دولت و ساختارهای بوروکراتیک چنان این صورتبندی‌های گفتمانی نقش‌آفرینی کرده‌اند که اینگونه به ذهن متبادر شده که انگار جامعه مدنی در ایران ادامه ساز و برگ ایدئولوژیک دولت‌ها بوده است؛ که اگر دولتی توسعه طلب بر روی کار می‌آمده، باعث سرخوشی تشکل‌های غیردولتی شده و اگر دولتی اقتدارطلب به قدرت رسیده، افول جامعه مدنی را به ارمغان آورده است.
سندروم عسلویه

اسماعیل حسام‌مقدم

۱۷ آذر ۱۴۰۲

سندروم عسلویه

سـکتـه در توسعه

اسماعیل حسام‌مقدم

۲۱ آبان ۱۴۰۲

سـکتـه در توسعه

حدود سه دهه از برنامه‌های گستردهٔ توسعهٔ اقتصادی و صنعتی در سطح کشور می‌گذرد؛ طرح‌های عملیاتی مختلفی نگاشته شده و اتاق‌‌‌های فکر متنوعی راه افتاده و درنهایت وقتی که به این سیاهه از مطالبات نگاهی می‌اندازیم، موارد متعددی باقی مانده که هیچ‌گونه اتفاق خاصی در این زمینه رخ نداده است. در این نوشتار در تلاش هستم برخی از مهمترین این موارد حیاتی را که به توسعهٔ پایدار استان بوشهر پیوند خورده‌اند، اشاره کنم. به‌زعم نویسنده، وضعیت بالینی استان بوشهر در شرایط «سکته» در توسعه قرار دارد و لاجرم باید این کالبد محتضر را احیا کرد. در ضمن چه‌بسا برخی از این موارد هفده‌گانه، در بیشتر استان‌های کشور نیز قابل ردگیری باشد، اما استان بوشهر به‌دلیل اینکه همواره به‌عنوان یکی از استان‌های شاخص در مباحث توسعهٔ صنعتی مورد توجه قرار گرفته و به‌گونه‌ای با تجربهٔ زیستهٔ نویسنده نیز هم‌عنان است، انتخاب شد و تحلیل‌ها به‌طور خاص درباب این استان ارائه شد.