سوگل دانائی

سوگل دانائی

خبرنگار شهری

تخلف در بحبوحه جنگ؟

سوگل دانائی

۱۶ تیر ۱۴۰۴

تخلف در بحبوحه جنگ؟

صورت‌جلسه‌ای دو‌صفحه‌ای با سربرگ «معاونت هماهنگی و امور مناطق» و عنوان «صورت‌جلسه شورای شهرداران» بدون پیوست و تاریخ و امضا در روزهای اخیر جنجالی شده است؛ صورت‌جلسه‌ای که هدف آن «ارتقای کیفیت خدمت‎رسانی»، «اتخاذ تدابیر مؤثر جهت تسهیل و تسریع در انجام امور مردم»، عنوان شده و تأکیدش روی «شرایط خاص کشور» است. معاون وزیر راه‌وشهرسازی اما معتقد است این صورت‌جلسه که اول تیرماه و در بحبوحه جنگ میان ایران و اسرائیل منتشر شده، مصداق تغییر در طرح تفصیلی است و سبب افزایش غیرمجاز و خارج از برنامه جمعیت می‌شود. «علی اعطا»، معمار و عضو سابق شورای شهر تهران، در گفت‌وگو با «پیام‌ما» ایراد دیگری به این صورت‌‎جلسه وارد می‌کند: «برخی از این دستورالعمل‌ها، فارغ از اینکه تخلف از طرح تفصیلی و غیرقانونی است، مغایر با ملاحظات پدافند غیرعامل است. این تغییرات در موارد مربوط به پاکت حجم بنا، اعم از افزایش تراکم و سطح اشغال و تعداد طبقات، با ملاحظات پدافند غیرعامل سازگار نیست و حتی مغایر با آن است.»
چه نهادی و چگونه باید پناهگاه بسازد؟

سوگل دانائی

۹ تیر ۱۴۰۴

چه نهادی و چگونه باید پناهگاه بسازد؟

«حدود ۲۰۰-۳۰۰ نفری آمدند، اینجا روفرشی انداختند، دراز کشیدند، تنها حسنش این است که اینجا سروصدا نبود. بیشتر دختران جوان بودند و پیرزنان و پیرمردان.» برای دستشویی کجا می‌رفتند؟ «دستشویی که برای مسافران نداریم، ما یک دستشویی برای کارکنان داریم، هرکسی آمده بود، از همان استفاده می‌کرد.» متصدی فروش بلیت در ایستگاه مترو خواجه عبدالله، می‌گوید از ساعت ۱۱ شب تا ساعت ۵ صبح و هنگام بازگشایی مترو و حرکت قطارها، آنهایی که از صدای غرش موشک و پدافند واهمه داشتند، به این ایستگاه آمدند. ایستگاه مترو بعد از مصاحبه‎های «مهدی چمران»، رئیس شورای شهر تهران، و «فاطمه مهاجرانی»، سخنگوی دولت، کارکردی به‌مثابه پناهگاه پیدا کرد. اما آیا مترو، پناهگاهی مناسب است؟ شش روز بعد از آتش‌بس میان ایران و اسرائیل، رئیس سازمان پیشگیری از مدیریت بحران و سخنگوی شهرداری تهران به این پرسش پاسخ دادند که آیا مترو، پناهگاه مناسبی برای شهروندان تهرانی بوده است؟
بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد

سوگل دانائی

۶ تیر ۱۴۰۴

بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد

هنوز آتش‌بس میان ایران و اسرائیل قطعی نشده بود و گمانه‌زنی‌ سیاستمداران غرب و شرق درباره آن به یقین نرسیده بود که بسیاری از کسب‌وکارها به فکر تعدیل نیرو افتادند؛ تعدیلی که برای برخی از کارمندان و کارگران از جنگ هم ترسناک‌تر بود. اما ریشه این تعدیل نیروها چیست؟ آیا صاحبان کسب‌وکار و سرمایه‌گذاران به این نتیجه رسیده‌اند که روزهای بدتری در راه است و دیگر نمی‌توانند به کارمندان و کارگرانشان حقوق دهند؟ آیا جنگ ۱۲روزه شرایط را دشوارتر از پیش کرده است؟ «محمد وصال»، اقتصاددان و مدرس دانشگاه شریف معتقد است مسئله تعدیل نیرو بیشتر انعکاسی از شرایط پیش از جنگ است و انعکاسی از نااطمینانی‌های قبل است. او می‌گوید: اخراج و کنار گذاشتن نیرو برای کسب‌وکارها زمانی توجیه دارد که کسب‌وکار در افق میان‌مدت و بلندمدت نخواهد کسب‌وکار فعلی را حفظ کند؛ زیرا اگر اکنون بخواهد افرادی را از کسب‌وکار بیرون کند و یک یا دو ماه دیگر دوباره بخواهد آنها را استخدام کند، هزینه استخدام و اخراج به‌قدری زیاد است که اصلاً توجیه ندارد. برداشت بنده آن است که برای روشن شدن مسائل چند هفته یا حتی چند ماه زمان لازم داریم. در بخشی از این گفت‌وگو او درباره اینکه سیاستگذار باید در شرایط فعلی دست به چه اقدامی بزند، توضیح داد.
تعدیل نیرو ترسناک‌تر از جنگ

سوگل دانائی

۶ تیر ۱۴۰۴

تعدیل نیرو ترسناک‌تر از جنگ

پدافندها در آسمان شلیک می‌شد و بمب‌ها روی زمین منفجر، که «پریا» بیکار شد. شرکت خصوصی او چهار روز بعد از حمله اسرائیل به ایران تصمیم گرفت برای امنیت جان کارمندان، شرکت را بسته نگه‌ دارد. سه روز بعد از اعلام تعطیلی موقت، مدیران شرکت تصمیم گرفتند پریا را در فهرست نیروهای تعدیلی قرار دهند. مدیران توضیحاتی به پریا ندادند، تنها به گفتن همین جمله‌ها بسنده کردند: «شرایط اقتصادی مطلوب نیست. مجبوریم. متأسفیم.» دو روز بعد از پایان جنگ و آتش‌بس، پریا مانده و کار و درآمدی که دیگر ندارد. مانند پریا کم نیست، «محمد»، یکی از کارمندان شرکتی بزرگ در حوزه فناوری غذایی، می‌گوید: مدیران بالادستی به او اعلام کردند برای جلوگیری از تعدیل نیرو، درآمدش تا حدود ۲۰ درصد کمتر می‌شود: «من با کم‌شدن درآمد موافق‌تر بودم. ترجیح می‌دهم، در این شرایط همه سرکار بمانیم و کسی اخراج نشود.» جنگ علاوه‌بر کشتن آدم‌ها، اقتصاد را هم تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. کم نیستند کسانی که بعد از جنگ باید با وضعیت مالی جدید دست‌و‌پنجه نرم کنند.
تقویم دروغ می‌گوید

سوگل دانائی

۲۶ خرداد ۱۴۰۴

تقویم دروغ می‌گوید

قصه‌های نیمه‌کاره در خاک و خون

سوگل دانائی

۲۴ خرداد ۱۴۰۴

قصه‌های نیمه‌کاره در خاک و خون

اردیبهشت امسال، یک ماه قبل از اینکه به‌جای پرنده، در آسمان پهپاد و موشک پرواز کند، «فاطمه نیازمند» با کلاس ششم خداحافظی کرد. با مانتویی سبز و مقنعه سفید پشت بادکنک‌های سفید و صورتی ایستاد و جلوی دوربین لبخند زد. برای آینده خیالات زیادی داشت، مثل باقی کودکان یک روز خواب دکتر شدن می‌دید و یک روز دوست داشت معلم باشد. آخرین تصویر او در جشن فارغ‌التحصیلی‌اش حالا در گروه‌های تلگرامی دست‌به‌دست می‌شود. نه دکتر شد و نه معلم. او یکی از ۲۰ کودکی است که در شهرک شهید چمران در خیابان نوبنیاد تهران کشته شد.
فقرا بالقوه مجرم نیستند

سوگل دانائی

۲۰ خرداد ۱۴۰۴

فقرا بالقوه مجرم نیستند

چاقو به دست دارند، صورتشان زخمی است و برای «ناموس» هر کاری می‌کنند. الفاظ رکیک به زبان می‌آورند و لباس‌های گشاد می‌پوشند و لحنشان عصبانی است. این تصویر در ماه‌های اخیر بارها و بارها در سریال‌های شبکه نمایش خانگی، فضای مجازی و… تکرار شده است. تصاویری که دهک‌های پایین اقتصادی، ساکنان نواحی حواشی و … را بزهکار می‌داند. بعد از انتشار هر خبر قتل یا خشونتی این تصاویر بازنمایی می‌شوند. از نگاه «سمیه توحیدلو»، جامعه‌شناس اقتصادی، سرمایه اقتصادی می‌تواند عامل بسیاری از بزه‌ها نباشد و آن چیزی که باید ردپایش را در جرایم پیدا کرد، سرمایه فرهنگی است. از نگاه «پیر بوردیو»، سرمایه اشکال مختلفی دارد که یکی از مهمترین آنها سرمایه فرهنگی است؛ سرمایه‌ای که به سه شکل تجسم‌یافته، عینی‌شده و نهادینه‌شده است. از نگاه او سرمایه فرهنگی به آن فوریتی که سرمایه اقتصادی به‌دست می‌آید، نیست و ارزش آن بسته به میدانی که در آن عمل می‌کند، قابل‌تغییر است. جامعه‌شناسان می‌گویند مقوله‌هایی مانند آموزش هم می‌تواند در این سرمایه فرهنگی مؤثر باشد. در این گفت‌وگو رابطه میان سرمایه فرهنگی، میزان تحصیلات و حتی سرمایه اقتصادی را با جرایمی مانند زن‌کشی جست‌وجو کردیم.
مجرم اصلی ساختار ناکارآمد است

سوگل دانائی

۱۸ خرداد ۱۴۰۴

مجرم اصلی ساختار ناکارآمد است

قتل الهه‌ حسین‌نژاد، جامعه را در شوک فرو برده است. از یک طرف مسئله ناامنی و تردد زنان در سطح شهر مطرح شده است و از طرف دیگر مسئله سرقت‌های مرگبار. قتل الهه و اعتراف متهم مبنی‌بر سرقت گوشی تلفن همراه او، آن‌‌هم درست چهار ماه بعد از سرقت مرگبار از امیرمحمد خالقی، یک‌بار دیگر اذهان عمومی را درگیر این پرسش کرده که آیا در سال‌های اخیر جرایم خشن‌تر شده است؟ راه برون‌رفت از این وضعیت چیست؟ «سعید‌معیدفر»، جامعه‌شناس و مدرس بازنشسته دانشگاه، در گفت‌وگو با «پیام ما» از این می‌گوید که مجرم اصلی نظام ساختاری ناکارآمد و به‌عبارتی بحران ارزش‌ها و هنجارها و بحران اقتصادی است؛ «این‌هاست که از هر کسی قربانی می‌سازد.»