زهره مداح
کتابدار
زهره مداح
20 بهمن 1404
پروانههای سیاه در آسمان شهر شناورند
زهره مداح
13 بهمن 1404
داستانی از تلاش و پایداری
نگاهی به کتاب «چرخ خیاطی» که روایتی از امید در دل تاریکیهای مهاجرت است
زهره مداح
14 دی 1404
بازگشت یک رمان پس از ۳۵ سال
«شب ملخ» با نگاهی طنزآمیز به ترس و خشونت نهادینه دوران جنگ میپردازد
زهره مداح
29 آذر 1404
«عمه رزا» و رؤیاهایی که هرگز ساکت نشدند
نگاهی به کتابی از «سوگی سویسال»
زهره مداح
21 آذر 1404
موسیقی، نجاتبخش در دل تاریکی
نگاهی به کتاب «آواز خوش بلبل»
زهره مداح
14 آذر 1404
زندگی در سایهها
نگاهی به کتاب «طبقه ۹۹» و روایتهایی از مهاجرت و نابرابری
زهره مداح
9 آذر 1404
فرسودگی یک جهان و آغاز جهانی دیگر
نگاهی به کتاب «مادربزرگ وبستر»
زهره مداح
1 آذر 1404
در آرزوی وطنی آزاد
رمان «دروازه خورشید» روایتی شورانگیز از حافظه جمعی فلسطینیان است؛ داستانی که «الیاس خوری» برپایه روایتهای شفاهی پناهندگان در اردوگاههای لبنان ساخته. او با کنار هم نشاندن صداهای گوناگون، از آوارگی ۱۹۴۸ تا امید به بازگشت، تصویری زنده از تبعید، مقاومت و هویت میآفریند. این کتاب فقط یک رمان نیست؛ سندی انسانی است از رنج و رؤیای مردمی که خانهشان ویران شد، اما روایتهایشان زنده ماند.
زهره مداح
24 آبان 1404
«زنها»؛ روشنایی در دل جنگ
زهره مداح
17 آبان 1404
نگاهی مردمنگارانه به زیست پنهان در جنوب شهر تهران
در دل خیابانهای شلوغ جنوب تهران، جایی میان فقر و فراموشی، «افیونزدگان» اصغر ایزدیجیران پرده از زیستی پنهان برمیدارد؛ روایتی انسانشناسانه از مردمانی که میان بیداری و خواب، واقعیت و توهّم، در جستوجوی آرامش گم شدهاند. این کتاب، تصویری صادقانه از زندگی در حاشیه و تلاشی است برای دیدن چهره انسانی کسانی که سالها در سایه ماندهاند.
زهره مداح
11 آبان 1404
«صداهای مراکش» پس از نیمقرن به فارسی ترجمه شد
کتاب «صداهای مراکش» نوشته «الیاس کانتی»، نویسنده و متفکر بلغاریتبار و برنده نوبل ادبیات، پس از بیش از پنج دهه سرانجام در سال ۱۴۰۴ به فارسی منتشر شده است. این اثر، روایتی شنیداری و فلسفی از سفر کوتاه کانتی به مراکش در دههی ۱۹۵۰ است؛ سفری که در آن نویسنده با نگاهی تیزبین و انسانی، صداها، سکوتها و زندگی روزمره مردم مراکش را ثبت میکند و از دل هیاهوی شهر، روح آن را میشنود.
زهره مداح
10 آبان 1404
کشکول خودیاری در جابلقا
رونمایی کتاب «راهنمای رستگاری در جابلقا»
