مریم فاخر

مریم فاخر

خبرنگار

زخم تعلیق

مریم فاخر

30 دی 1404

زخم تعلیق

تمام جلسات آنلاین روان‌درمانی تعطیل شده است. دو هفته است که اینترنت بین‌المللی قطع شده و تعداد زیادی از افرادی که جلسات تراپی خود را به‌صورت آنلاین می‌گذراندند، دیگر چنین امکانی ندارند. این روزها که بیشتر از هر روز دیگری به گفت‌وگو با روان‌شناس نیاز است، آدم‌ها در دنیایی از ابهام و درماندگی بدون کمک روان‌درمانگر خود، رها شده‌اند. در این گزارش با دو روان‌شناس گفت‌وگویی انجام شده تا راهی هرچند کوچک برای رهایی از این وضعیت بحرانی پیدا کنیم.
وعده پیگیری در پی واکنش‌های گسترده مردمی

مریم فاخر

16 دی 1404

وعده پیگیری در پی واکنش‌های گسترده مردمی

حادثه‌ای که چند روز پیش در بیمارستان امام‌خمینی ایلام به‌دنبال اعتراضات اقتصادی رخ داد، واکنش بسیاری از مسئولان و افکار عمومی را به‌دنبال داشت و پرسش‌های جدی درباره پیامدهای آن برای بیماران، کادر درمان و شهروندان ایجاد کرده است. مسئولان وعده پیگیری شفاف و قانونی داده‌اند. رئیس‌جمهور نیز دستور انجام بررسی و تحقیق درباره این اتفاق را صادر کرده و بر لزوم ارائه گزارشی شفاف درباره آن تأکید کرده است. روایت‌های مردمی همچنان از وجود محدودیت‌ها در شهر خبر می‌دهد.
همه‌چیز روی دوش کارآموزان بود

مریم فاخر

9 دی 1404

همه‌چیز روی دوش کارآموزان بود

در ظاهر «دیلارا فیندیک‌اوغلو» داستان موفقیت یک طراح نوآور در مد لندن است؛ اما پشت این تصویر، کارآموزانی ایستاده‌اند که می‌گویند ساعت‌های طولانی بدون دستمزد کار کرده‌اند، هزینه‌های تولید را از جیب خود پرداخته‌اند و در فضایی سمی و فرساینده دوام آورده‌اند. صورت‌های مالی شرکت تنها یک کارمند رسمی را نشان می‌دهد، اما شهادت‌ها حاکی از آن است که همه‌چیز بر دوش کارآموزان بوده است.
زندگی پس از سقوط

مریم فاخر

1 دی 1404

زندگی پس از سقوط

در جهان آدم‌هایی که با محدودیت‌های جسمی‌حرکتی روبه‌رو هستند، چه می‌گذرد؟ به مؤسسه خیریه کهریزک رفتیم تا پا به هزارتوی قصه‌ها و روایت‌های آنها بگذاریم؛ روایت «اسماعیل»، «مصطفی» و «علی» که هر روز با جامعه‌ای در مواجهه‌اند که نگاهی برابر به آنها ندارد و دیوارهای نامرئی، مسیر زندگی‌شان را دشوار می‌کند. اسماعیل وقتی ۱۲ سال پیش با موتور تصادف کرد و فهمید فلج شده، به دکترش ۲۰۰ میلیون تومان پیشنهاد داد تا اتانازی شود و رنجش پایان بگیرد، اما حالا او ناامیدی‌ها را کنار زده و برای زندگی تلاش می‌کند. مصطفی اما با وجود ضعف عضلانی و تحلیل رفتن به‌مرور بدنش از آینده‌ای روشن حرف می‌زند: «دوست دارم استارتاپ خودم را راه‌اندازی کنم و زندگی مستقلی در جامعه داشته‌ باشم.» ورود به جامعه، همچنان برای آنها دشوار است. علی می‌خواهد وارد جامعه شود و مانند دیگر آدم‌ها فعالیت کند. او که در ۱۴سالگی از درخت افتاده و نمی‌تواند راه برود، می‌گوید: «حتی یک پله کوچک هم برای ما مانعی بزرگ است. چطور وارد جامعه شویم، وقتی ساده‌ترین چیزها ما را متوقف می‌کند؟»
استمرار مقاومت زنان در ایران

مریم فاخر

23 آذر 1404

استمرار مقاومت زنان در ایران

در کتابخانه و موزه ملک، در سایه نورهایی که ما را به تاریخ هدایت می‌کنند، می‌توان امتداد روایت مقاومت زنان ایران را دید؛ از نقش «بی‌بی‌خانم استرآبادی» در آگاهی‌بخشی به زنان تا پایداری دختران «حاج‌حسین ملک» برای به‌دست‌آوردن مدیریت میراث او. «نوشاد رکنی»، رئیس اداره کتابخانه و موزه ملی ملک، در چهارمین دوره نکوداشت زنان تأثیرگذار در حفظ و معرفی میراث تمدن ایرانی، از شجاعت بی‌بی‌خانم گفت که در ۲۲سالگی عاشق شد و ازدواج کرد، مدرسه دخترانه ساخت، تکفیر شد و مدرسه‌اش را آتش زدند، اما دست نکشید. «این زن‌ها آغازگران مسیر بودند؛ مسیری که زنان امروز ادامه می‌دهند.»
تجدیدپذیرها گرفتار بروکراسی

مریم فاخر

21 آبان 1404

تجدیدپذیرها گرفتار بروکراسی

سرمایه‌گذاران بخش تجدیدپذیر از پیچیدگی مسیر تأمین مالی گلایه دارند، اما «محسن طرزطلب» معاون وزیر نیرو و رئیس ساتبا، ریشه اصلی کندی طرح‌ها را در «مشکلات فرایندی میان ساتبا و صندوق توسعه ملی» دانست. به‌گفته او، تأمین مالی پروژه‌های تجدیدپذیر به نیابت از صندوق توسعه ملی پیگیری می‌شود و به‌ همین دلیل، سرمایه‌گذاران ناچارند مراحل پیچیده و طولانی‌ای را طی کنند؛ لازم است برای تسریع در اجرای طرح‌ها، این مراحل اصلاح شود.
کارگران نساجی گرفتار پرز، رطوبت و ترس

مریم فاخر

3 آبان 1404

کارگران نساجی گرفتار پرز، رطوبت و ترس

در سالن‌های تولید نساجی، نفس کشیدن گاهی سخت‌تر از کار کردن است. هوا سنگین و پر از پرز است و دستگاه‌های فرسوده بی‌وقفه می‌کوبند. کارگران مجبورند ماسک بزنند، اما گرمای هوا طاقت‌فرساست و رطوبت امان می‌برد. «سمیه» زنی ۴۰ساله است و اپراتور دستگاه‌های بافندگی. او شب‌ها از شدت سرفه خواب ندارد. ۱۰ سال است که میان صدای کرکننده دستگاه‌ها و هوای دم‌کرده کار می‌کند. ریه‌هایش آسیب دیده، اما ریه بخشی از دردسرهای اوست. کارگران این کارخانه همچون بسیاری کارخانه‌های دیگر امنیت شغلی ندارند و قراردادهایشان موقت است. بعضی فعالان کارگری معتقدند آنها «از ترس اخراج، برای اعتراض به وضعیت دستمزد و شرایط کار سمت تشکیل شورا نمی‌روند». بعضی دیگر می‌گویند: «ذهن کارفرما بسته است و مدیریت صرفاً در سخت گرفتن بیش‌از‌اندازه به کارکنان، خلاصه می‌شود.» سؤال اینجاست که چرا قدمی برای پایان مشکلات این کارگران برداشته نمی‌شود؟
فروش قناتِ کاروانسرای جهانی

مریم فاخر

28 مهر 1404

فروش قناتِ کاروانسرای جهانی

«قنات مرتبط با یکی از کاروانسراهای آهوان به فروش رفته است.» این را «هادی احمدی‌ روئینی»، مدیر پایگاه میراث جهانی کاروانسراهای ایران، در نشست «میراث فراموش‌شده» که به بررسی وضعیت دو کاروانسرای آهوان سمنان اختصاص داشت، می‌گوید. به‌گفته او، هیچ نظارتی بر عملکرد مالک این دو کاروانسرا که «ستاد اجرایی فرمان امام» است و اقدام به فروش بخش‌هایی از این میراث ملی و جهانی کرده، وجود ندارد: «حتی در گذشته آگهی فروش این بناها در روزنامه‌ها و سایت‌ها منتشر شده، هدف فقط فروش است. اما چه چیزی را می‌خواهند بفروشند؟ بنای تاریخی که متعلق به همه مردم است؟»
یادمان غریب پدر نثر فارسی

مریم فاخر

27 مهر 1404

یادمان غریب پدر نثر فارسی

با وجود گذشت نزدیک به هزار سال از نگارش «تاریخ بیهقی»، یاد «ابوالفضل بیهقی» چنانکه باید، در زادگاهش زنده نیست. بنای یادمان او در روستای «حارث‌آباد» بیست سال است که نیمه‌تمام رها شده، اما هم‌زمان گروهی از پژوهشگران و دوستداران زبان فارسی تلاش کرده‌اند با برگزاری مراسمی در روز بیهقی، اول آبان، در کنار همین بنای نیمه‌کاره در حارث‌آباد، یاد نویسنده‌ بزرگ نثر فارسی را زنده نگه دارند. «مهدی سیدی‌فَرُّخَد»، پژوهشگر تاریخ بیهقی، از جمله افرادی است که سال‌ها بر روی نسخه‌های خطی این اثر کار کرده و حالا از ضرورت توجه دوباره به میراث بیهقی می‌گوید: «اهل قلم و سواد باید بیهقی را بخوانند و با آن آشنا شوند. هر کس قلم به دست می‌گیرد، باید بداند پشتوانه‌ زبان فارسی در نثر، از او آغاز می‌شود.»
آب‌نشین‌ها یا تختک‌نشین‌های اطراف هامون

مریم فاخر

26 مهر 1404

آب‌نشین‌ها یا تختک‌نشین‌های اطراف هامون

«تختک‌نشین‌ها»، آرام‌آرام با خشکیدن هامون ناپدید شدند. روزگاری زمین‌های سیستان سبز بود و پرآب، اما حالا فقط در خاطره‌ها باقی مانده است. کاهش بارندگی و سدسازی‌های بالادست رود هیرمند، این دریاچه‌ بزرگ را به پهنه‌ای از خاک و نمک تبدیل کرده؛ دریاچه‌ای که با بیابان‌شدنش، زندگی را در جزیره‌های کوچکش و میان مردمانی که روزی بر آب می‌زیستند، خاموش کرد. آنها خانه‌هایشان از گل و نی بود و قایق تنها راه ارتباطشان با دنیا. صیاد، کشاورز و دامدار بودند و زندگی‌شان با آب گره خورده بود. «کلثوم بزی»، نویسنده‌ و تسهیلگر اجتماعی، خود از میان همین مردم تختک‌نشین آمده است. او در کتاب «آب‌نشین‌ها» از قصه زندگی روزمره زنانی گفته که در گذشته‌ای دور در میان آب‌های هامون می‌زیستند؛ قصه‌هایی که نشان می‌دهد چگونه جامعه‌ای کوچک، با سختی‌ها و امیدهایش، در پهنه‌ آب و نیزار هامون شکل گرفته بود. قصه‌، بخش پررنگی از فرهنگ آنها بود و شاید اگر این قصه‌ها نبودند که نسل‌به‌نسل نقل شوند، همین یک قطره کوچک از زندگی آنها نیز باقی نمانده بود.
کاش می‌توانستم برای ایران  کار کنم

مریم فاخر

16 مهر 1404

کاش می‌توانستم برای ایران کار کنم

«من یک بچه دهاتی بودم. در «بردسیر» بزرگ شدم. پدر و مادرم سواد نداشتند.» این را به «پیام ما» می‌گوید. او که در نودویکمین نشست «دوشنبه‌های ایکوم» با عنوان «موزه‌ها و معضل گردشگری» شرکت کرده بود، سال‌ها برای زمین‌شناسی ایران تلاش کرده و با فعالیت در دانشگاه‌ تهران و آخن آلمان، سهمی مهم در توسعه این حوزه دارد و هنوز نگران آینده زمین‌شناسی و فعالیت موزه‌ها در ایران است. مهم‌ترین میراث او، «موزه شهاب‌سنگ نراق» است. اما چرا او به «نراق» رفت و این موزه را ایجاد کرد؟ در چهره این مرد ۸۶ساله وطن‌دوستی‌اش به‌خوبی پیداست. صحبت‌هایش نشان از آن داشت که ای کاش می‌توانستم همه‌ این فعالیت‌ها را برای ایران انجام دهم؛ اما افسوس که طی این سال‌ها گردشگری در این حوزه، از جمله توسعه ژئوپارک‌ها، موزه‌ها و به‌خصوص موزه شهاب‌سنگ نراق به‌خوبی انجام نشده است. او باز هم با کوله‌باری از بغض و افسوس، ایران را به مقصد آلمان ترک می‌کند.