بایگانی مطالب نشریه
عکس از: علی رشیدی فر
شنبه هفتم مرداد ساعت 21 محیطبانان پارک ملی کویر و داوطلبان شرکت در سرشماری در اتاق شاهنشین کاروانسرای تاریخی «قصر بهرام» واقع در قلب پارک ملی کویر جمع شده بودند. یک ساعت قبل «رضا شاهحسینی»، رئیس پارک و «مهدی لهردی» معاون او، در گوشهای از کاروانسرا براساس فهرست حاضران، نفرات در هر منطقه را مشخص کرده بودند و بنا بود در جمع به همه اعلام شود که ساعت چهار صبح در کدام نقطه مستقر شوند، چه گونههایی را بشمرند، شمارش را چطور در فرمها وارد کنند و عکسهای گرفتهشده باید چه مشخصاتی داشته باشند. بااینحال، به نظر رئیس پارک، کل این برنامه بهانهای بود برای موضوع اصلی، یعنی «همدلی» که در خلال سرشماری اتفاق میافتد، وگرنه محیطبانهای پارک، بارها و بارها به هر کدام از این مناطق سرزده بودند و میدانستند در هر منطقه چه گونههایی دارد و چه تعداد از آنها صبحها سر آبشخورها میآیند.
یکشنبه هشتم مرداد، ساعت 6، مشاهدهٔ اولین جبیر، ماده و جوان، زیر پنج سال. ساعت 6:15 یک نر و دیگری ماده، اولی با شاخ شکسته و دومی بالغ، بالای پنج سال. ساعت 6:20 مشاهدهٔ یک مادهٔ نابالغ. 6:21 یک مادهٔ نابالغ. 6:25 یک نر و دو ماده هر سه بالغ. «نگار نجفی» از داوطلبان حاضر در برنامه عدد و رقمها را همینجور بروزرسانی میکرد، درحالیکه جز صدای کشیده شدن گاهبهگاه کاغذ، تنها صدایی که در محوطه به گوش میرسید صدای سکسکهمانند باقرقرهها از آغازین دقایق صبح بود. عقربه که روی 12:30 نشست، هم او و هم دو نفر ساکن کومه از دیدن گورها کاملاْ ناامید شده بودند. نجفی به پشت نگاهی انداخت و از لابلای نیها، تصویری از یک گور دید، کنارش یک گور دیگر. آرام گفت گورها! گورها آمدند. انگار که گلهٔ فیلها را در آفریقا دیده باشد. 15 گور با سه کره از کنار کومه گذشتند و کنار آبشخور جا خوش کردند، همزمان با ورود آنها جبیرها عقب کشیدند. باقرقرهها هم صدایشان برای ثانیههایی قطع شد تا دوباره پس از ارزیابی شرایط همان صدای سکسکهمانند را درآورند. از بین 49 جبیری که در آن لحظه در محوطه بودند، سه-چهارتایی جرئت کردند و به آبشخور نزدیک شدند. در قاب فضای خالی نیهای کومه، پیشاپیش همهٔ باقرقرهها بودند، کمی عقبتر یک جبیر و چند گور، آنسوتر دست راست، کرهای با ولع شیر مادر را میخورد، حضور داشتند. این قاب را گاه تردد سایرین مخدوش میکرد تا باز کره که سرش مدام جلو عقب میشد، پیدا شود.
یک شکارچی سابق: ما متوجه شدیم اگر به شکار ادامه دهیم، کار پارک ملی کویر تمام است؛ نهتنها این پارک بلکه سایر مناطق و محیط زیست و حیاتوحش هم از بین میبرود
همدلی، هدف سرشماری
از زمانی که رضا شاهحسینی بهعنوان رئیس پارک ملی کویر انتخاب شد، یک دهه میگذرد. او هر سال سرشماری برگزار کرده است (به جز زمان کرونا که وقفهای در این برنامه مثل هزاران برنامهٔ دیگر در کشور افتاد)، کمااینکه مدیران قبلی نیز برای دههها این کار را انجام دادهاند. بااینحال، او کاری کرده که رؤسای سابق یا دنبالش نبودند یا به آن اعتقاد نداشتند و آن رفاقت با جامعهٔ محلی است، فرقی ندارد شکارچی باشند یا شتردار و…؛ با همین رویکرد، شکارچیهای ساکن روستاهای حاشیهٔ این پارک، چند سالی است بدل به همیاران طبیعت شدهاند. به اعتقاد شاهحسینی چه این منطقه و چه سایر مناطق تعلق به سازمان حفاظت محیط زیست ندارد، بلکه متعلق به 80 میلیون ایرانی و جوامع محلی ساکن پارک است و دست این سازمان امانت است. او آن شب از همهٔ حاضران خواست بازخواستش کنند و بپرسند برای منطقهای که رئیس آن است، چه کرده؟ «اگر به این مرحله برسیم که به جامعهٔ حاشیهٔ مناطق پاسخگو باشیم، میتوانیم بگوییم یک راهبرد داریم.» البته به گفتهٔ او، پاسخگویی یک بحث است و عمل کردن به هر آنچه جامعهٔ محلی میخواهد، یک چیز دیگر. قرار نیست هر آنچه آنها میخواهند بدون استثنا توسط رئیس پارک ملی اجرایی شود، اما اگر نتوانست هر کدام را اجرایی کند، دربارهٔ دلایلش به آنها توضیح دهد. درواقع شاهحسینی معتقد به گفتن و شنیدن است، نه اینکه تنها بگوید و انتظار داشته باشد بقیه عمل کنند. علاوه برآن، برخلاف بسیاری از مدیران که هرساله فکر میکنند باید عدد بزرگتری را در سرشماری اعلام کنند، رئیس پارک ملی کویر درگیر اعداد نیست. «ممکن است بهدلیل خشکسالی، بیماری، ظرفیت افزایش جمعیت نداشته باشیم، ولی جمعیت پویا اهمیت دارد و اگر 50 درصد جمعیت حیاتوحش مسن باشد هم به درد ما نخورد.» او در پایان چند دقیقه صحبتش، از همه خواست در شمارش حیاتوحش دقت کنند؛ زیرا تنها با آمار دقیق که حتی کَل (بز وحشی) هفت ساله را از هشتساله جدا کرده است، میشود برنامهریزی انجام داد. بهاینترتیب، اگر در یک منطقه آمار کاهشی باشد نقاط ضعف مشخص میشود و درصورت پویایی جمعیت در یک منطقه، نقاط قوت مورد ارزیابی قرار میگیرد. درنهایت، اعداد و ارقام به ادارهکل ارسال میشود تا آنها هم مشاورههایشان را ارائه کنند.
به اعتقاد شاهحسینی، رئیس پارک ملی کویر، چه این پارک ملی و چه سایر مناطق تحت حفاظت، تعلق به سازمان حفاظت محیط زیست ندارد، بلکه متعلق به 80 میلیون ایرانی و جوامع محلی ساکن پارک است و دست این سازمان امانت است
چشمه بیگی، چشمه پیغمبر، گوراب، دشتی لکاب، چشمه بز، شوراب بز، دشت چشمه پیغمبر، سنگفرش، شکراب،گل چشمه، چلگدار را «لهردی» پس از سخنان شاهحسینی بهعنوان مناطق سرشماری اعلام کرد و جامعهٔ محلی که دست راست رؤسای پارک نشسته بودند، راضی از انتخاب منطقه برگهها را تحویل گرفتند. دیگران هم ناراضی نبودند، اعضای مؤسسهٔ رمیاران حیاتوحش بیشترین جمعیت داوطلب را داشتند. قرار بود هر دو یا سه نفر در یک بخش شمارش را انجام دهند. یکشنبه هشتم مرداد حوالی ساعت چهار زمانی که همه خسته از سرشماری برگشتند، در کارونسرای قصر بهرام هر کسی دیگری را که میدید، میپرسید چه دیدی و چند تا! عکسها ردوبدل میشد و همه از مشاهداتشان میگفتند. در این میان یک گروه از همه بزرگتر بود، شکارچیانی که سالها پیش سعی میکردند هرجور شده به چشم نیایند و حالا راحت و بیدغدغه در کاروانسرای قصر بهرام جمع شده بودند، به یک دلیل ساده؛ تغییر روش مدیریت.
یک خط قرمز داشتم، نکشتن ماده
«رضا علیبیگی» از اهالی گرمسار و ساکن همین شهر است. از سیزدهسالگی و دههٔ 50 شمسی تا همین چند سال پیش شکار میکرد. سال 57 یک موتور 250 خرید و به دل پارک زد، شکارش هم قوچ بود، هم پازن و هم جبیر، خودش میگوید که یک خط قرمز داشته؛ نکشتن ماده! چهار-پنج سالی است که علیبیگی تنها در قامت همیار پارک وارد منطقه میشود، دو بار در سال، آنهم در زمان سرشماری حیاتوحش. «مدیران قبلی برای ما خط و نشان میکشیدند و درنهایت ضررش به حیوانها میرسید. جناب شاهحسینی با ما خوب برخورد کرد، ما در محذورات و شرمندگی ماندیم.» میپرسم شما برای چند دهه شکارچی بودید، در سرشماری چشمتان که به کل و بز، قوچ و میش یا جبیرها میافتد، چیزی قلقلکتان نمیدهد که کاش میشد تیری در میکردید؟ علیبیگی میپذیرد که شکارچی بودن در خونش است، اما در عین حال پارک ملی کویر و حیاتوحش آن را به گفتهٔ خودش «ناموس» میبیند و فکر میکند باید از آن حفاظت کند. حرف به شکارفروشی که میرسد، علیبیگی چهرهاش در هم میرود. آنها نسل به نسل شکارچی بودند، اما گوشتفروش نه! به نظرش شکارفروشی حرام است: «انسانیت چیزی است که نمیتوان از آن فرار کرد، اگر هر کسی یک هزارم درصد انسان باشد، این کار را نمیکند. شکار برای ما تفریح است، ولی شکارفروشی همهچیز را بر آدم حرام میکند.»
ما را به رسمیت شناختند، پس مشارکت کردیم
تنها رضا علیبیگی نیست که در رودربایستی با رئیس پارک مانده و شکار را کنار گذاشته، جمعی که از کاشان و آران و بیدگل و جنوب پارک ملی کویر آمده بودند هم به اندازهٔ او همین وظیفه را روی دوش خود حس میکنند. «سام ساربانی» یکی از آنهاست که اجدادش از 500-600 سال پیش در منطقهٔ ملکآباد و سیاهکوه زندگی کردهاند و زندگیشان بر مبنای دامداری و کشاورزی بوده است. «پدر من کاروانسرای شتر داشت و تا جندق و گرمسار رفتوآمد داشت. آنها شکار میکردند برای اینکه زندگی کنند و بقا داشته باشند. ما در عمق 60 کیلومتری بیابان مزرعهای داریم که پدر من و اجداد ما آنجا به دنیا آمده و زندگی کردهاند.» ساربانی میگوید شکار در ژن آنهاست و همین باعث شده است او هم مدتی شکارچی باشد، هر چند بیشتر دوست داشت طبیعت و مکانهایی را که پدربزرگهایش برای شکار میرفتند، ببیند. ساربانی برای سالها شکار میکرد تا اینکه تغییراتی که در گسترهٔ زیستگاه حیاتوحش میدید او را نسبت به تبعات این موضوع حساس کرد. سمدارنی که وارد زمینهای کشاورزی ابوزیدآبادیها میشدند و به محصولات ناخونک میزدند، در یک فرآیند سیساله 200 کیلومتر عقبنشینی کرده بودند. «ما متوجه شدیم اگر به شکار ادامه دهیم، کار پارک ملی کویر تمام است؛ نهتنها این پارک بلکه سایر مناطق و محیط زیست و حیاتوحش هم از بین میبرود.» در همین دوره بود که رئیس پارک هم تلاش میکرد با جامعهٔ محلی ارتباط بگیرد. به گفتهٔ ساربانی او دو کار بزرگ کرد، یکی احیای گور ایرانی بعد از 32 سال در پارک ملی کویر و دیگر حفاظت مشارکتی با جوامع محلی و شکارچیان قدیمی. «شاهحسینی از همهٔ ما دعوت کرد و ما را به رسمیت شناخت و از ما پرسید چه میخواهیم.» درخواست ساربانی بهعنوان کسی که در حوزهٔ گردشگری فعالیت میکرد، بازدید از یک منطقه بود؛ «تنگهٔ ظلمات». تنگه در زون امن قرار داشت و اجازهٔ ورود به آن را نمیدادند. «مهندس به سازمان مرکزی در تهران رفت، آنجا رایزنی کرد و اجازه گرفت تا مسافرمان را ببریم. او به من گفت همین که اسلحهات را کنار بگذاری و کنار من باشی، 80 درصد کار حل است.» ساربانی از همانوقت کنار شاهحسینی ایستاد. مشابه بسیاری از اهالی و شکارچیان ابوزیدآباد که همین کار را کردند و کم نگذاشتند. روز سرشماری نزدیک به 10 نفر از این شهر کار و شغلشان را در روزهای ابتدایی هفته رها کردند و با ماشین خودشان آمدند تا در سرشماری شرکت کنند و به نحو احسن هم این کار را انجام دادند؛ «حفاظت مشارکتی اینطور اتفاق افتاده و هفت سال است تخلفی در منطقه نداشتیم».
خواب پارک ملی کویر را میدیدم
«یوسف هوکری» هم از اهالی ابوزیدآباد است. او عکسهایی که از منطقه گرفته را نشانم میدهد و میگوید به خواب هم نمیدیده باز بتواند چنین عکسهایی با چنین چشماندازهایی بگیرد. «ما دوست داشتیم کوههای این منطقه را بهعنوان یک طبیعتگرد ببینیم. من هشت سال پیش قاچاقی برای شکار میآمدم و تنم هر بار با ورود به منطقه میلرزید.» هوکری شیفتهٔ پارک ملی کویر است، «من عشق اینجا را داشتم، کوههای رنگارنگش را ببینید، حالا هر جا دلم بخواهد عکس میگیرم،. هر جا که قبلاً با ترس مأمور میآمدم، حالا با آرامش میآیم و ترس ندارم و با منظرههای طبیعی عکس یادگاری میگیرم. من خواب این مناطق را میدیدم».
حیوانها نمیترسند
«عباس سلطانیان» اهل روستای تِلکآباد است، روستایی سرسبز در حاشیهٔ کویر مرکزی و در سه کیلومتری غرب زواره. او هم به دعوت رضا شاهحسینی برای سرشماری آمده است. از تلکآباد هفت نفر با ماشین خودشان هفت ساعت در راه بودند و خودشان را غروب شنبه هفتم مرداد به کاروانسرای قصر بهرام رساندند. او روز یکشنبه هشتم مرداد، کنار پاسگاه سنگفرش، هفتاد جبیر و 15 گور را شمرد و برگه را تحویل محیطبان داد. «آقای شاهحسینی مردمدار است و ما دوست داریم او را ببینیم. هر جا گفته رفتهایم. امسال سرشماری خیلی خوب بود، جمعیت افزایش پیدا کرده و حیوانها از آدم نمیترسند، آنهم به خاطر امنیتی است که حس میکنند.»
«محمد کاظمی» هم از آران و بیدگل آمده است، از قدیم شنیده بود که پارک ملی کویر زیباست و گونههای مختلفی از حیاتوحش دارد. او کنجکاو بود و از رئیس پارک درخواست کرد در سرشماری شرکت کند، شانس با او یار بود که توانست هم پازن ببیند و هم قوچ و میش و هم جبیر. او بههمراه یک نفر دیگر از آران و بیدگل آمد و برای اولینبار سرشماری را تجربه کرد. «چشمههای منطقه به لطف محیطبانان احیا شده است و در کنارش تانکرها نصب کردهاند تا در زمان خشکسالی آب ذخیره در پارک باشد» او میگوید سال بعد هم پایهٔ سرشماری است.
عکس از: علی رشیدی فر
لزوم خانهتکانی در قوانین میراثفرهنگی و گردشگری
«تنقیح» قوانین موجود در کشور، موضوع تازهای نیست و این مسئله که در لغت بهمعنای بررسی کردن قوانین و اصلاح، تصحیح و مرتب کردن بعضی از قوانینی است که ممکن است ابهام داشته باشند، یکبار در سال 1381 و بار دوم در سال 1389 مطرح شد. برایناساس، طبق آنچه در ماده 3 قانون تدوین و تنقیح قوانین و مقررات کشور (مصوب ۲۵ خرداد ۱۳۸۹) و ماده (۷) دستورالعمل اجرایی این قانون (مصوب ۱۹ مرداد ۱۳۸۹) آمده است، این کار با هدف شناسایی مغایرتها، شناسایی نسخ قوانین، موارد زائد، متروک و موضوع منتفیشده انجام میشود؛ کاری که در حوزهٔ میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هم در دستورکار قرار گرفت و حالا مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی گزارش آن را منتشر کرده است؛ هرچند به اعتقاد کارشناسان همهٔ قوانین این حوزه نیاز به تنقیح و بازنگری دارند.
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارش خود با عنوان «اظهارنظر کارشناسی دربارهٔ طرح فهرست قوانین و احکام نامعتبر در حوزهٔ میراثفرهنگی و گردشگری» آورده است که «تنقیح بهمعنای بیرون کردن مغز شیء از پوسته یا چیدن و هرس کردن است که بهطور ضمنی به پیرایش و حذف عیوب و زوائد اشاره دارد. با توجه به رویکردهای ظاهری و محتوایی که دربارهٔ تنقیح قوانین وجود دارد، طی روندی قوانین و مقررات تاریخگذشته، موازی، ناکارآمد یا منسوخ از طریق سازوکاری ترکیبی و نظاممند حذف، اصلاح یا بازنویسی میشود.» مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی «تنقیح» قوانین حوزهٔ میراثفرهنگی و گردشگری را با تشکیل 20 جلسه کارگروه تخصصی از تاریخ 3 دی 1399 تا 12 خرداد 1400 انجام داد و درنهایت بیش از 12 هزار عنوان قانون مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و حالا نتیجه نشان میدهد در مرحلهٔ گردآوری 559 عنوان قانون و 2019 عنوان حکم شناسایی شــد که 61 قانون و 363 حکم منسوخ ضمنی و منتفی، 84 قانون و 294 حکم مدت منقضی و 151 قانون و 357 حکم منسوخ صریح شناخته شدند.
قائممقام صندوق احیا و بهرهبرداری از بناهای تاریخی: حوزهٔ صنایعدستی از نظر قانونگذاری در جایگاه سوم و بعد از حوزهٔ میراثفرهنگی و گردشگری و از این نظر، بسیار محروم است. هیچگاه کسی در حوزهٔ صنایعدستی کار نکرده است، درحالیکه این بخش بهشدت به قوانین حمایتی نیاز دارد و اتفاقاً برعکس دو حوزهٔ دیگر قوانین سلبی نمیخواهد
قوانین مدتدار
طبق دستهبندیای که مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی منتشر کرده است، دستهبندی قوانین استخراجی نشان میدهد 58 درصد قوانین با مدت منقضی و 42 درصد منسوخ ضمنی و منتفی هستند. همچنین، براساس دستهبندی قوانین و احکام به تفکیک محتوا مشخص است که حدود 34 درصد قوانین و 26 درصد احکام موجود در فهرست قوانین نامعتبر دارای ماهیت بودجهای، 3 درصد قوانین و 6 درصد احکام موجود در فهرست قوانین نامعتبر مرتبط با برنامههای توسعه هستند. بنابراین، سهم نسبتاً قابلتوجهی از قوانین و احکام بررسیشده از نوع مدتدار و بخش قابلتوجهی از آنها بودجهای بودهاند.
تورم قانونی میراث فرهنگی
با در نظر نگرفتن قوانین بودجهای و مرتبط با برنامههای توسعهٔ کشور، حوزهٔ میراثفرهنگی بیشترین تورم قانونی را داراست. در این بین نزدیک به 6 درصد از قوانین به حوزههای مشترک اشاره داشتند. نزدیک به 10 درصد عنوان قوانین به غیر از بودجهای و برنامههای توسعه بوده است که عموم آنها به قبل از سال 1335 بازمیگردد که دولت وقت بهدنبال جذب نیروهای خارجی برای راهاندازی موزهها و مراکز ذیربط بوده است.
بازنگری در حوزهٔ میراثفرهنگی
همانطور که گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نشان میدهد، اغلب قوانین نامعتبر یا منسوخ، قانونهای بودجهای است درحالیکه «امید غنمی» قائم مقام صندوق احیا و بهرهبرداری از بناهای تاریخی که پیشتر در جایگاه مدیرکل امور حقوقی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی کشور فعالیت میکرده است، تأکید میکند قوانین این حوزه بهطور کلی نیاز به بازنگری دارد. او با اشاره به تفاوت میراثفرهنگی و گردشگری در زمینهٔ قانونگذاری از نظر تقویمی و سابقه طولانیتر حوزهٔ میراثفرهنگی از این نظر، (اولین قانون میراثفرهنگی سال 1309 وضع شد) به «پیام ما» میگوید: «اولین قانونی که رسمی و جامع دربارهٔ میراثفرهنگی به تصویب رسید، قانون سال 1309 بود که ابتدا دربارهٔ ثبت آثار در فهرست آثار ملی، بعد دربارهٔ حفاریها و تقسیم اموال حاصل از حفاری و درنهایت دربارهٔ مجازات حفاری غیرمجاز بود که بیش از 80 درصد این قوانین دیگر مورد استفاده نیست، قوانین دیگری آمدند و قبلیها را نسخ کردند و لازم است میراثفرهنگی قوانین را اول بهصورت کلی تنقیح و دوم، آنها را یکپارچه کند.»
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی علاوهبر گزارش جدید خود دربارهٔ فهرست قوانین و احکام نامعتبر در حوزهٔ میراثفرهنگی و گردشگری فروردین امسال در بررسی لایحهٔ قوانین جدید حوزهٔ میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی بر بههم ریختگی مواد و بندهای پیشنهادی، تعاریف ناکافی و دارای ابهام، رویکرد نادرست در قبال اصل ۸۳ قانون اساسی و تکراری بودن یا شباهت برخی بندها به عنوان نقاط ضعف تأکید کرده بود
به گفتهٔ او، در حوزهٔ میراثفرهنگی قوانین متفرقی داریم و وزارتخانه میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی باید برای اینکه همهٔ قوانین تکلیفی و حمایتی را یکجا داشته باشد، قانون جامع میراثفرهنگی را تصویب کند و همهٔ قوانینی را که طی این سالها در برنامهها، بودجهها و قوانین دیگر بهصورت جسته و گریخته آمده است، در یک قانون جامع جمعآوری و هم قوانین مورد نیاز را تدوین کند.
قوانین جدید در حوزهٔ گردشگری
آنطور که قائممقام صندوق احیا و بهرهبرداری از بناهای تاریخی توضیح میدهد، حوزهٔ گردشگری نیازمند توجه بیشتری است. غنمی در این باره میگوید: «در حوزهٔ گردشگری، هم سابقهٔ قانونگذاری کمتر است و هم اینکه نیاز داریم خردهقوانین موجود را اصلاح کنیم و هم قوانین جدید را تدوین کنیم.»
او نیاز حوزهٔ گردشگری به قوانین جدید را بهویژه در حوزههایی مانند امنیت گردشگر و مسافر و همچنین قوانین حمایتی میداند: «قوانین حمایتی در این حوزه هم ناقص است و هم کم. قوانین گردشگری باید بیشتر حمایتی باشد تا هم از گردشگر و هم از کسی که متولی بخش خصوصی این حوزه است، حمایت کند. توسعهٔ گردشگری جز با حمایت قانونی اتفاق نمیافتد.»
مغفول ماندن صنایعدستی
صنایعدستی اما به نظر میرسد همانطور که گزارش مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هم ذکر میکند مغفول مانده است؛ نکتهای که قائممقام صندوق احیا و بهرهبرداری از بناهای تاریخی هم بر آن صحه میگذارد: «حوزهٔ صنایعدستی از نظر قانونگذاری در جایگاه سوم و بعد از حوزهٔ میراثفرهنگی و گردشگری و از این نظر، بسیار محروم است. هیچگاه کسی در حوزهٔ صنایعدستی کار نکرده است، درحالیکه این بخش بهشدت به قوانین حمایتی نیاز دارد و اتفاقاً برعکس دو حوزهٔ دیگر قوانین سلبی نمیخواهد.»
به گفتهٔ غنمی، قوانین حوزهٔ صنایعدستی باید از صنعتکاران این حوزه بهویژه افرادی که در خانهٔ خود در گوشهای از یک روستا در منطقهٔ دورافتاده محصولی تولید میکنند، حمایت کند و به همین دلیل در این بخش نیاز به قانونی جامع داریم.
تأکید دیگر این کارشناس، علاوهبر حمایت از تولیدکنندگان، وضع قوانین حمایتی در حوزهٔ بازار داخلی و بازار خارجی و صادرات صنایعدستی است؛ زیرا این بخش بهخوبی میتواند ارزآوری داشته باشد و توسعه پیدا کند: «این کار را میتوان از قوانین بودجهای و حتی همین برنامهٔ هفتم توسعه شروع کرد.»
او تأکید میکند قانون در هر سه حوزه باید صریح، جامع و بدون ابهام باشد و همهٔ زوایای مشکل و هدف قانونگذار در آن بهدرستی آمده باشد.
ابهامهای زیاد در قوانین جدید
اردیبهشت سال گذشته بود که وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نیز دربارهٔ تغییر قانون صحبت کرده و در دیدار با فعالان حوزهٔ گردشگری استان فارس گفته بود: «برخی از قوانین میراثفرهنگی در حال بازنگری و تدوین است و بهزودی برای تصویب به مجلس ارائه میشود.»
«سید عزتالله ضرغامی» اعلام کرده بود: «پیش از انقلاب اسلامی قوانین زیادی در حوزهٔ میراثفرهنگی وجود داشت که همهٔ آنها نیز باقی هستند. اما ما قول دادهایم قانون وزارت میراثفرهنگی، تدوین و برای تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال شود.»
قوانین جدید که به گفتهٔ وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی پس از جلسههای کارشناسی تدوین شده است، ابتدای امسال با تأخیری دوساله براساس تکلیف قانونی تبصره «۲» ماده واحدهٔ قانون تشکیل وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی مصوب ۱۳۹۵ به مجلس شورای اسلامی تقدیم شد.
همان زمان، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در بررسی این لایحه بههم ریختگی مواد و بندهای پیشنهادی، تعاریف ناکافی و دارای ابهام، رویکرد نادرست در قبال اصل ۸۳ قانون اساسی و تکراری بودن یا شباهت برخی بندها را بهعنوان نقاط ضعف مطرح کرده بود.
بنابر این گزارش، مواد پیشنهادی لایحه فاقد نظم، وزن و متانتی است که از قوانین قبلی این حوزه (مثلاً قانون اساسنامهٔ میراثفرهنگی کشور ۱۳۶۷) مشاهده شده، در تناسب با قوانین اهداف و وظایف سایر دستگاهها نگارش حقوقی مناسب و منسجمی صورت نگرفته، مفاهیمی در متن لایحه مطرح و مورد استفاده قرار گرفته است که در بخش اصطلاحات (ماده ۲) این لایحه و یا سایر قوانین موضوعی بدون تعریف باقی ماندهاند، از این لایحه انتظار بود تعریف دقیقی از نفایس ملی و منحصربهفرد ارائه کند و هم سازوکاری شفاف برای تشخیص این نفایس ارائه کند که این مورد را نداشت و برخی از بندهای لایحه قابلیت ادغام یا شباهت معنایی بسیاری دارند.
پیش از ارائهٔ این لایحه و مرداد 1401 نیز مدیرکل امور مجلس وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی از تشکیل شورایی برای بازنگری و بهروزرسانی قوانین و مقررات در حوزهٔ میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی خبر داده بود و گفته بود که «برخی از قوانین موجود کارآیی و اثربخشی خود را از دست دادهاند و مقتضی است تا مطابق با نیازهای روز ویرایش و اصلاح شوند.» آنطور که «محمد کریمی» مطرح کرده بود «در حوزههای میراثفرهنگی و گردشگری قوانین خوبی وجود دارد، اما گاه به اصلاح و بهروزرسانی نیاز دارد. در حوزهٔ صنایعدستی با توجه به اینکه کار بیندستگاهی است به قوانینی با هدفگذاری همافزا و انسجامبخش نیاز داریم.»
اولین قانون در حوزهٔ میراثفرهنگی در سال 1309 و اولین قانون در حوزهٔ توسعهٔ صنعت ایرانگردی و گردشگری مصوب مهر سال 1370 است. حوزهٔ صنایعدستی هم عموماً قوانینی پراکنده در حوزههای مختلف دارد و حالا همانطور که کارشناسان مطرح میکنند، علاوه بر آنچه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی با عنوان «طرح فهرست قوانین و احکام نامعتبر در حوزهٔ میراثفرهنگی و گردشگری» آورده است، نیاز به بازنگری قوانین موجود و تدوین قوانین جدید مورد نیاز احساس میشود.
|پیامما| «وضعیت تابش اشعه فرابنفش (UV) در تهران بحرانی شده و به عدد ۱۲ رسیده است.» این جمله را «سمیه رفیعی»، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس بیان کرده. او اما نگفته در این روزها که موج گرمای گسترده سراسر کشور را فرا گرفته این اشعه در استانهای جنوبی و مرکزی به چه میزان است؟ استانهایی که اشعه UV بیشتری میگیرند و البته در این میان آموزش مواجهه با این اشعه هم در آنها جدی نبوده. این در حالی است که علی گورانی، مسئول بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت به «پیامما» میگوید بیشترین مقدار شاخص اشعه فرابنفش عدد 11 است که ریسک بسیار بالایی برای سلامتی دارد و این شاخص در بسیاری از استانهای کشور به غیر از پایتخت وجود دارد؛ اما هیچ آموزش درست و قوانین دقیقی برای مواجه با آن تدوین نشده و مدتهاست سامانه «اعلام شاخص پرتو فرابنفش» مشغول به کار نیست و از 9 ماه قبل اپلیکیشن Sun smart از سوی سازمان بهداشت جهانی به کشورها توصیه شده و در حال حاضر مردم در ایران هم با نصب آن میتوانند از میزان این اشعه مطلع شده و حفاظت از خود را جدی بگیرند. اتفاقی که بسیاری از آن بیاطلاعند.
موج گرمای افسارگسیخته از سویی و از سوی دیگر بیتوجهی به مواردی چون اشعه فرابنفش در سالهای گذشته باعث شده تا ایران یکی از کشورهایی باشد که در آن سرطان پوست جدی است. علی گورانی، مسئول بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت به «پیامما» میگوید سرطان پوست، جزو پنج سرطان اصلی کشور است و وجود اشعه فرابنفش یکی از اصلیترین دلایل آن است «هیچ آموزش دقیق و قوانین مدونی برای این وضعیت وجود ندارد. در کشورهای مختلف روشهای حفاظت در برابر این اشعه کاملا جدی گرفته میشود اما برخورد ما با این اشعه بدون آموزش و اشتباه است.» او میگوید، ایران به دلیل موقعیت جغرافیاییاش در چهار فصل با این اشعه روبروست و استانهای مختلف با توجه به محل قرارگیریشان این اشعه را دریافت میکنند «در چهار فصل این اشعه وجود دارد. ولی در تابستان که خورشید عمودی میتابد بیشتر است اما در زمستان هم شاهد آن هستیم اما حفاظت در زمستان هم اصلا جدی نیست. حتی در روزهای ابری اشعه فرابنفش از لابه لای ابر به ما میرسد و افراد فکر میکنند چون خورشید نیست اشعه هم نیست که تصوری اشتباه است.»
علی گورانی، مسئول بهداشت پرتوهای وزارت بهداشت: سال گذشته سازمان بهداشت جهانی اپلیکیشنی به نام sun smart را فعال کرده و به صورت ماهوارهای میزان اشعه فرابنفش در هر نقطه از جهان مشخص است. این اپ در نیمکره شمالی زمین بسیار خوب جواب داده و در ایران هم مردم میتوانند این اپ را نصب کرده و از آن استفاده کنند و با وجود آن دیگر نیازی به سامانههای پایش هم دیگر وجود ندارد.
سمیه رفیعی، رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس روز گذشته درباره خطر این اشعه برای تهرانیها گفته بود. او تاکید کرده بود که شهروندان از قرارگیری در معرض نور مستقیم خورشید از ساعت ۸ صبح تا ۱۷ به طور جدی پرهیز کرده و ضمن استفاده از تجهیزات مراقبتی مانند کرمهای ضدآفتاب، لباس و عینکهای مناسب از استخرهای روباز استفاده نکنند: «در این خصوص قطعاً دستگاههای مسؤول باید اطلاعرسانی مناسب و به موقع انجام دهند. فراکسیون محیط زیست مجلس نیز در هفته آتی از متولیان امر در خصوص اقدامات انجام شده گزارش خواهد خواست. در حالی تهرانیها این روزها تداوم گرمای ۴۰ درجه را تجربه میکنند که بر اساس گزارشهای هواشناسی استان تهران، رکورد گرمای استان در مردادماه سال ۹۲ با ۴۵.۶ درجه سانتیگراد در ورامین ثبت شده است. در شهر تهران هم در تیرماه سالهای ۳۷، ۵۲ و ۵۴ دمای ۴۳ درجه و در تیر ماه سالهای ۷۴، ۸۲، ۸۷ و مرداد ماه ۹۲ دمای ۴۲.۶ رکورد زده است.» او همچنین گفته از ابتدای سال زراعی ۱۴۰۱ (مهرماه) تا روز گذشته در مقایسه با دوره بلند مدت ۳۰ ساله، متوسط دما در استان تهران یک درجه و نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۰.۶ درجه افزایش داشته است. همچنین از ابتدای فصل تابستان تا روز گذشته متوسط کمینه دما ۰.۸ درجه، بیشینه ۰.۹ درجه و میانگین ۰.۹ درجه افزایش نسبت به دوره بلند مدت ۳۰ ساله را در استان تهران شاهدیم.
گورانی اما میگوید این مسئله، فقط مسئله تهران نیست. پروتکلها برای محافظت در برابر اشعه فرابنفش در کشور ضعیف است و دستگاههای اجرایی توجهی به آن ندارند. مردم هم نور خورشید و اثرات طولانی مدت ناشی از آن را جدی نمیگیرند و همین هم دلیلی است که آمار سرطانهای پوستی هر روز بیشتر از روز قبل است.
در چهار فصل این اشعه وجود دارد. ولی در تابستان که خورشید عمودی میتابد بیشتر است اما در زمستان هم شاهد آن هستیم اما حفاظت در زمستان هم اصلا جدی نیست. حتی در روزهای ابری اشعه فرابنفش از لابه لای ابر به ما میرسد و افراد فکر میکنند چون خورشید نیست اشعه هم نیست که تصوری اشتباه است.
اپلیکیشن sun smart را نصب کنید
اوایل دهه نود بود که نخستین بار شدت اشعه ماوراء بنفش(UV) خورشید خبری شد. آن زمان اعلام شد که شهرهای بسیاری درگیر این اشعه هستند و کاظم ندافی، رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت درباره بررسی میزان این اشعه گفت «هم اکنون این وزارتخانه در مجموع 20 دستگاه سنجش اشعه ماوراء بنفش خورشید در اختیار دارد و طبق برآوردهای صورت گرفته، 30 دستگاه دیگر برای سراسر کشور کافی است. با نصب این دستگاهها، اطلاعات مربوط به شدت تابش اشعه ماوراء بنفش خورشید بهصورت شبکهای به سامانه «اعلام شاخص پرتو فرابنفش» ارسال میشود تا بتوان از اطلاعات آن مانند اطلاعات هواشناسی استفاده کرد.»
در آن زمان مرکز سلامت بهداشت محیط و کار وزارت بهداشت به صورت کاملا جدی اطلاعرسانی در زمینه مضرات این اشعه و اعلام روزانه شاخص پرتو UV را در دستور کار خود قرار داده بود. به این ترتیب شهروندان میتوانستند با مراجعه به سایت اینترنتی این مرکز، از شاخص پرتو UV هر روز در شهر محل زندگی خود آگاه شوند و بر اساس آن نسبت به انجام برنامههای حفاظتی لازم اقدام کنند. اما این سامانه مدت زمان کوتاهی فعال ماند. در حال حاضر در سایت مرکز نظام ایمنی هستهای کشور و اداره کل حفاظت در برابر اشعه، تنها لینکی بدون کاربرد از نقشه پایش اشعه فرابنفش کشور وجود دارد و در توضیحات این سامانه نوشته شده «سازمان انرژی اتمی ایران و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، مشترکاً در راستای پایش پرتوهای فرابنفش در کشور، اقدام به راهاندازی سامانه کشوری پایش شاخص فرابنفش کردهاند. نظر به اینکه تمامی ایستگاهها هنوز فعال نشدهاند، نتایج ایستگاههایی که تاکنون فعال شدهاند، قابل مشاهده است. با بهرهبرداری از ایستگاههای بعدی به تدریج اطلاعات کاملتری در دسترس هموطنان خواهد بود.»
خبرها از راهاندازی ایستگاههای اندازهگیری UV در کشور کم نبوده. گورانی، در اینباره در سال 93 به مهر گفت «دستگاههای سنجش میزان پرتو فرابنفش خورشیدی به 32 دستگاه افزایش پیدا میکند و به عنوان یک شاخصی در اعلام هواشناسی برای عموم مردم اطلاع رسانی میشود.» او با تاکید بر اینکه ایران کشوری 4 فصل است و بیشتر در معرض پرتوگیری قرار می گیرد،اظهار داشت: «پرتوگیری از این اشعه سرطان بدخیم پوست با کشندگی بسیار بالا را به همراه دارد که عمدتا این سرطان در آقایان دیده میشود همچنین یکی دیگر از اثرات پرتو ماورا بنفش خورشید، آب مروارید و پیر پوستی است که به دلیل جذب طیف a این پرتو است.» سال 96، خلیلالله کاظمی، معاون خدمات و محیط زیست شهری شهرداری مشهد از ایجاد ایستگاههای سنجش اشعه فرابنفش یا UV برای اولین بار در شهر مشهد خبر داد و گفت «بدین منظور تعداد 10 دستگاه سنجش میزان اشعه فرابنفش در محیط طبیعی خریداری و در سطح شهر مشهد نصب شده است و محل نصب این ایستگاهها در بلوار چمن، بولوار شهید آوینی، بلوار شهید مفتح، محله سمزقند، بلوار شهید کریمی، بلوار خیام شمالی، بولوار امامیه، الهیه، بلوار سرافرازان و بلوار خاقانی است.»
در شهرهای مختلف هم خبرهای جسته و گریختهای در این باره به گوش میرسید اما گورانی حالا میگوید اشعه فرابنفش در تمام سالهای گذشته با وجود تخریبهای بسیارش اصلا جدی گرفته نشد «سازمان هواشناسی میزان این اشعه را اعلام نمیکند. سازمان انرژی اتمی دپارتمان امور حفاظت در برابر اشعه دارد اما فعال نیست و مردم در جریان خطر جدی این اشعه نیستند.» او میگوید از سال گذشته سازمان بهداشت جهانی اپلیکیشنی به نام sun smart را فعال کرده و به صورت ماهوارهای میزان اشعه فرابنفش در هر نقطه از جهان مشخص است «در نیمکره شمالی زمین بسیار خوب جواب داده و در ایران هم مردم میتوانند این اپ را نصب کنند» به گفته او بهتر است مردم این اپ را نصب کرده و از آن استفاده کنند و با وجود آن دیگر نیازی به سامانههای پایش هم دیگر وجود ندارد. «به همین دلیل دیگر پرداختن به سامانههای پایش دنبال نشد اما اطلاعرسانی از تخریب اشعه فرابنفش و میزان آن در شهرها و استانها هم جدی گرفته نشد.» گورانی میگوید مردم باید بدانند با چه چیزی روبرو هستند و چقدر میتواند زندگی آنها را تحت تاثیر قرار دهد. باید بدانند حتی در محیط خانه هم بین 12 تا 15 درصد از اشعه داخل میآید و اگر نزدیک پنجرهها باشند تحتتاثیر قرار میگیرند. آنها باید آموزش ببینند تا در بیرون از منزل حتما در سایه حرکت کنند و البته این نکته را فراموش نکنند که در سایه هم 50 درصد از اشعه به آنها میرسد؛ بنابراین لباس مناسب که قدرت تهویه و پوششدهی داشته باشد به تن کنند، کلاه بگذارند و از عینکهای uv و کرمهای ضد آفتاب استفاده کنند. نکاتی که تاکنون چندان جدی گرفته نشده و افراد بسیار کمی هستند که میدانند این اشعه با جسم و جان چه میکند.
زیان انباشتهٔ ۱۳۰ هزار میلیارد تومانی سایپا و ایرانخودرو
مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی اعلام کرد اعطای رانت ۸۰ هزار میلیارد تومانی به خریداران خودرو در سال ۱۴۰۰ و عبور زیان انباشتهٔ سایپا و ایرانخودرو از 130 هزار میلیارد تومان در سال 1401 ناشی از نحوهٔ قیمتگذاری بوده است.
به گزارش «اتاق ایران آنلاین»، برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش «بررسی مسئله قیمتگذاری خودرو در ایران» نشان از اعطای رانت ۸۰ هزار میلیارد تومانی به خریداران خودرو در سال ۱۴۰۰ دارد. مجموع زیان انباشتهٔ دو گروه خودرویی سایپا و ایران خودرو تا پایان سال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۱۱ هزار میلیارد رسید. تخمینها نیز نشان میدهد تا پایان سال ۱۴۰۱ این زیانها از ۱۳۰ هزار میلیارد تومان نیز عبور کرده باشد، البته قابل کتمان نیست که وجود زیان در صنعت خودرو به مواردی ازجمله تحریم و ناکارآمدی مرتبط است و حتی در سال ۱۳۹۶ نیز دو گروه خودرویی مجموعاً بیش از ۱۴ هزار میلیارد تومان زیان انباشته داشتهاند، اما بخش قابلتوجهی از رشد زیان انباشته طی پنج سال گذشته (۱۳۹۷ بهبعد) به نحوه قیمتگذاری مرتبط بوده است. لذا ضروری است که نظام قیمتگذاری خودرو اصلاح شود. ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که اگرچه تأمین قطعات در شرایط تحریم موجب افزایش قیمت تأمین شده، اما عدم شفافیت در قراردادها بهویژه در تجزیه و تحلیل قیمت قطعات که مؤثر بر قیمت تمامشدهٔ خودروساز است، باید در زنجیرهٔ تولید خودروسازی اصلاح شود.
برآوردهای مرکز پژوهشهای مجلس در گزارش «بررسی مسئلهٔ قیمتگذاری خودرو در ایران» نشان از اعطای رانت ۸۰ هزار میلیارد تومانی به خریداران خودرو در سال ۱۴۰۰ دارد
براساس این گزارش نوع رابطهٔ دولت و شرکتهای خودروسازی و حاکمیت شرکتی در این بنگاهها یکی از اساسیترین وجوه ساختاری پیدایش مسائل فراوان در این صنعت است. دولت برخلاف آنکه در ظاهر حدود ۶ درصد از سهام ایرانخودرو و ۱۷ درصد از سهام سایپا را در اختیار دارد، اما درواقع صاحباختیار بیش از ۵۰ درصد از سهام هر دو خودروساز از طریق سهام چرخهای (حدود ۲۶ درصد در ایرانخودرو و ۴۲ درصد در سایپا) و سهام شرکتهای عمومی غیردولتی است و از این طریق اعمالنظر دولت و دخالت در بنگاهها، بیواسطه و بهسرعت امکانپذیر است. علاوهبرآن، در اختیار داشتن سهام چرخهای توسط خودروسازان عملاً به کاهش سرمایه در گردش و توان مالی هر دو شرکت برای تولید شده که منجر به زیانهای مالی فراوان شده است.
گزارش مرکز پژوهشها دربارهٔ قیمتگذاری خودرو در کشور عنوان کرده اصلیترین ایراد وارد بر دستورالعمل قیمتگذاری شورای رقابت این است که خودروهایی که آنالیز قیمت آنها در سال ۱۳۹۱ و بعد از آن انجام شده است و هرگز پس از آن مجدداً از سوی این شورا محاسبه نشده و همان محاسبه بهعنوان قیمت پایه در نظر گرفته شده است و صرفاً بهصورت سالانه با شاخص تورم تولیدکنندهٔ خودرو افزایش داده شده است. مضافاً اینکه این محاسبه براساس معیارهای کیفیت و بهرهوری تعدیلی صورت نگرفته است. این درحالیاست که ساختار هزینههای خودروسازان پس از ۹ سال دچار تغییر شده است و همچنین شاخص تورم تولیدکننده نیز نمیتواند بازتاب دقیقی از افزایش هزینههای تولیدکنندگان طی این سالها داشته باشد.
این گزارش در بخش پیشنهادهای سیاستی خود تصریح کرده لازم است شورای رقابت معیار کیفیت و بهرهوری را تغییر دهد و بهجای آن از وزارت صنعت درخواست ارائهٔ آییننامهای برای ارتقای کیفیت و ایمنی خودروسازان نماید و براساس آن آییننامه معیاری برای تشویق و یا جریمهٔ خودروسازان مشخص کند. در بلندمدت نیز و در دورهٔ ثبات وضعیت بازار صنعت خودرو و اقتصاد، ازآنجاکه مهمترین ابزار یک انحصارگر برای اجحاف در حق سایرین افزایش قیمت از طریق کاهش عرضه و همچنین عدم بهبود کیفیت است، لازم است که شورای رقابت بهجای تمرکز بر قیمتگذاری، به تنظیمگری در حوزهٔ عرضه، کیفیت، ایمنی، تغییر مدل و… اقدام کند.
|پیام ما| «اینجا جهنم شده، بدجور دارد میسوزد» جهنم و سوختنی که «جمال قادری»، عضو انجمن سبز «چیا» از آن صحبت میکند، به درختان زاگرس در شمالغرب ایران مربوط میشود. به گفتهٔ او، تا جمعه 13 مرداد بیش از 120 مورد آتشسوزی در منطقه اتفاق افتاده، اما در دو هفتهٔ اخیر حجم آتشسوزیها غیرقابل تصور بوده است. او میگوید: «بارندگیها باعث شد پوشش گیاهی انبوه شود، گرمای هوا منطقه را مستعد آتشسوزی کرد و باد زیادی که این روزها میوزد باعث شده حجم منطقهٔ حریق بیشتر و کنترل سخت شود.»
در این دو هفته که زاگرس شمالی زیر فشار حریق، درختان و پوشش گیاهیاش را از دست میدهد، سه منطقه بیشتر درگیر بودهاند، «گومارەلەنگ»، «دەرەوەران» و «ئاسنەوە» که هر سه در بخش «خاو و میرآباد» و در فاصلهٔ بسیار اندکی با مرز غربی کشور قرار دارند. «بهزاد شریفیپور»، مدیرکل منابعطبیعی و آبخیزداری کردستان، شامگاه پنجشنبه در گفتوگو با خبرگزاریها اعلام کرد که «آتشسوزی در جنگلهای روستای گومارهلهنگ مریوان مهار شد و تلاش برای اطفای حریق در دو منطقهٔ دیگر ادامه دارد. زیرا آتش در جنگلهای روستاهای دەرەوەران، ئاسنەوە از توابع شهرستان مریوان همچنان شعلهور است.» دەرەوەران همان جایی است که قادری صبح جمعه برای اطفای حریق در آنجا مستقر است. او میگوید: «متأسفانه مناطقی که درگیر حریق هستند، اغلب شیب تندی دارند؛ همین باعث شده خسارت آتشسوزی به عرصههای طبیعی بالا برود و کنترل آن سخت باشد.»
هوا در مریوان به اندازهٔ تهران و سایر شهرها گرم است، درست است که به 40 درجه نرسیده، اما دو تا سه درجه از آن کمتر است. در این هوای 37 و 38 درجهای، داوطلبان انجمن چیا گروهگروه بهسمت آتش میروند. آنها در آنجا که هوا به طرز غیرقابل تحملی گرم است، تلاش میکنند با اطفای حریق، از زاگرس حفاظت کنند. «در این دو آتشسوزی 500 نفر از اعضای انجمن مشغول اطفای حریق هستند، بعد از ساعاتی کمک به خاموش کردن آتش به کمپ دەرەوەران میآیند، آنجا استراحت میکنند، غذا میخورند و آب مینوشند و باز بهسمت منطقهٔ حریق میروند.»
به گفتهٔ قادری، از ابتدای امسال سال روز جمعه (۱۳ مرداد) ۱۲۰ مورد آتشسوزی در جنگلهای منطقه مریوان رخ داده است، اما تاکنون برآورد دقیقی از وسعت جنگلهای سوخته در این آتشسوزیها انجام نشده است. او میگوید که پیش از این در یک مورد از آتشسوزیها ۲۴۰ هکتار جنگل سوخت و در موردی دیگر ۱۸۸ هکتار. اما وسعت آتشسوزی در مناطق نزدیک به مرز در روزهای اخیر بزرگتر از موارد قبلی است.
پنجشنبه شب در دەرەوەران دو نفر از اعضای انجمن از صخره پایین افتادند و دچار دررفتگی پا شدند. آنها الان در بیمارستان هستند تا درمان شوند
آسیب جسمی دو نفر از اعضای انجمن چیا
از سال 1387 که اولین دورهٔ هیئتمدیره و بازرس انجمن سبز چیا برگزار شد تا سال 1402، سهم چیا در کنترل آتشسوزیها برجسته بوده و آنها را به یکی از انجمنهای اصلی در حوزهٔ محیط زیست غرب کشور تبدیل کرده است. آنها در این راه کم هزینه ندادهاند که دردناکترینشان کشته شدن «شریف باجور» و «امید کهنهپوشی» در سوم شهریور ۱۳۹۷ بود که برای مهار آتشسوزی در جنگلهای روستای «پیله و سلسی» به آنجا رفته بودند. مرگ دو عضو اصلی انجمن، نگرانی از تکرار چنین فاجعهای را بین اعضای انجمن به وجود آورده، بهویژه آنکه منطقهٔ حریق صعبالعبور و تردد در آن دشوار است. قادری میگوید: «پنجشنبه شب در دەرەوەران دو نفر از اعضای انجمن از صخره پایین افتادند و دچار دررفتگی پا شدند. آنها الان در بیمارستان هستند تا درمان شوند. متأسفانه حجم و گسترهٔ آتشسوزی بسیار بالاست و سابقهٔ بدی که دربارهٔ آسیبهای جانی به اعضا داریم، این واهمه را در دل همهٔ ما ایجاد کرده که مبادا اتفاق بدی برای فرد دیگری بیفتد.»
طبیعی است که سازمان منابعطبیعی بهلحاظ قانونی متولی بخش بزرگی از عرصههای جنگلی است. بنابراین، این سازمان باید در این زمینه پاسخگو باشد. در همین زمینه هم به گفتهٔ قادری 10 نفر از ادارهٔ منابعطبیعی برای اطفای حریق آمدهاند. او اضافه میکند: «دو اکیپ از ادارهٔ منابعطبیعی آمدهاند که با هم 10 نفر میشوند. از انجمن ما 500 نفر شرکت کردهاند و هنوز موفق به کنترل آتش نشدهایم، طبیعی است که 10 نفر درنهایت کار زیادی از دستشان برنمیآید.»
ابتدای مرداد که حریق دیگری در زاگرس شمالی اتفاق افتاده بود، انفجار مین باعث مصدومیت شش نفر شد. این روزها در منطقهای که همچنان مینهای بازمانده از جنگ وجود دارد، آتشسوزی در جریان است. بااینحال، ورود به منطقه بهمعنای احتمال بالای روبهرو شدن با خطر جانی است. همین موضوع سبب شده است نه منابعطبیعی نیروهایش را به نقطهٔ صفر مرزی بفرستد و نه انجمن چیا اجازه دهد فاجعهای دیگر اتفاق بیفتد. قادری میگوید که برای جبران غیبت نیروی انسانی، هماهنگی با ستاد بحران استانداری انجام و یک بالگرد به منطقه اعزام شده است.
اعزام تانکرهای سوخترسان از سنندج به مریوان
با وجود گستردگی نیروهای داوطلب و تلاش بیوقفه برای مهار حریق، درختان زاگرس در شمال غرب، زیر فشار گرما و باد، همچنان در حال سوختن هستند. تداوم آتشسوزی و وسعت بالای منطقهٔ درگیر باعث شده است مدیرکل مدیریت بحران استانداری کردستان در گفتوگو با «انتخاب» اعلام کند بالگرد دومی به منطقه اعزام میشود.
«سعید کریمی» با اشاره به اینکه روز جمعه چندین انفجار مین اتفاق افتاده و جدا از گرمای شدید هوا، منطقه بابت این مقوله نیز ناامن است، افزود: «خوشبختانه با حضور نیروهای حاضر در صحنه، اعم از دولتی و سمنها آتشسوزی در منطقهٔ گومارەلەنگ مقداری فروکش کرده و حریق در مرحلهٔ پایانی است، اما در سایر روستاها همچنان ادامه دارد.»
به گفتهٔ این مقام مسئول، در منطقهٔ گومارەلەنگ، بهدلیل امنتر بودن نسبت به سایر روستاها از حیث وجود مهمات، نیروهای مردمی با خیال راحتتری نسبت به خاموش کردن آتش اقدام میکنند. او همچنین از هماهنگی و برنامهریزی برای اعزام تانکرهای سوخترسان از سنندج به مریوان خبر داد و اضافه کرد: «این اقدام با هدف صرفهجویی و جلوگیری از هدررفت زمان و سوختگیری سریع بالگرد در شهر مریوان است؛ چراکه در غیر اینصورت، برای هر بار سوختگیری یکی-دو ساعت معطل میشویم و زمان را از دست خواهیم داد. با فراهم شدن زمینهٔ سوختگیری بالگرد در مریوان، بهجای اتلاف وقت، بالگرد عملیات هوایی اطفای حریق را انجام میدهد.»
او هم مانند قادری از صعبالعبور بودن منطقه بهعنوان یکی از چالشها نام برد و گفت: «شدت گرما در این مناطق به حدی بالاست که بهجای هوای خنک، باد گرما احساس میکنید. در منطقهٔ صعبالعبور، کوچکترین آتشسوزی گسترش مییابد و خاموشکردن آن کار آسانی نیست. بنابراین، احتمال میرود عملیات اطفای حریق چندین روز طول بکشد. در سنوات گذشته هم خاموشی آتش در این مناطق 6 تا 7 روز طول کشیده است.»
اعزام بالگرد دوم
روابط عمومی وزارت دفاع هم روز جمعه بهنقل از خلبان «محمد مهدی نوری آلآقا»، رئیس مرکز کنترل و پشتیبانی اطفای حریق هوایی این وزارتخانه از اعزام یک فروند بالگرد هوافضای سپاه برای کنترل و مهار آتشسوزی به جنگلهای حاشیهٔ سه روستای گومارەلەنگ، دەرەوەران و ئاسنەوە خبر داد. او گفت: «با هماهنگیهای صورتگرفته با استانداری کردستان، یک فروند بالگرد به این منطقه اعزام شده است و درحال انجام عملیات اطفای حریق است.»
او افزود: «با توجه به گستردگی آتشسوزی و بهمنظور بیشترین استفاده از ظرفیت اطفای حریق هوایی، دومین فروند بالگرد نیز آمادهٔ اعزام به منطقه است.»
شهرها همواره صحنههایی از اتفاقات مهم تاریخی، جریانهای هنری و اجتماعی بودهاند و همین موضوع به رشد اعتبار و جذابیت آنها در طول قرنها کمک کردهاست، اما در یک قرن اخیر، هویت بسیاری از شهرها به مفهومی با نام گردشگری فرهنگی گره خورده است. بر اساس آمار ارائه شده از سوی سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) در سال 2018، گردشگری فرهنگی سهم 40 درصدی از کل سفرهای بینالمللی را به خود اختصاص دادهاست که در این میان شهرها نقش عمدهای در توسعه فرهنگی ایفا میکنند.
گردشگری فرهنگی در ابتدا به عنوان یک شکل خاص از گردشگریِ توسعه یافته، فقط در اختیار افراد ثروتمند قرار داشت. اما در قرن نوزدهم با گسترش راهآهن و جابهجایی آسانتر در داخل و مراکز شهرها، حضور طبقات متوسط جامعه نیز گردشگری فرهنگی را تقویت کرد. در آن زمان، گسترش کلانشهرهای مدرن با افزایش جمعیت، ترافیک و زیباسازی فضاهای شهری به فرهنگ تصویری شکل جدیدی بخشید. این تحرک و پویایی در شهر، درک کاملا متمایزی را برای شهروندان پدید آورد. در این دوره توسعه موزهها، تئاترها، سالنهای موسیقی و سایر محصولات جانبی رشد شهری سرعت گرفت که این اساس دموکراسیسازی فرهنگی شهرها یا به تعبیر «پیر لوئیجی ساکو» – تحلیلگر اقتصاد فرهنگی- «فرهنگ سطح یک» را شکل داد.
در قرنهای 19 و 20، با توسعه شهرنشینی، دولتها برای تقویت هویت ملی خود، سرمایهگذاری بر روی فرهنگ را آغاز کردند، و به تدریج امکانات فرهنگی باعث ایجاد سیستم گردشگری نوظهوری گشت که نیروی محرکهای برای رشد اقتصادی محسوب میشد. در نتیجه به مرور زمان بخش فرهنگی به عنوان یک «صنعت» در نظر گرفته شد که همین امر نشان دهنده تغییر از « فرهنگ سطح 1» به « فرهنگ سطح 2» بود. در این مرحله با ایجاد مناطق یا محلههای فرهنگی و خلاق در شهرها، فرهنگ به مولد ارزش بیرونی و بخش جداییناپذیر از نظام اقتصادی تبدیل شد.
«جی ولف رام» و «کلیر برنیل مای» – پژوهشگران حوزه ارتباطات و مدیریت فرهنگی- در مطلبی با عنوان «گردشگران استراتژیک» بیان میکنند که گردشگران فرهنگی به مثابه یک عنصر شهری برای شهرها حیاتی هستند و از طریق اینترنت و رسانههای اجتماعی، تاثیر مهمی در معرفی مقاصد و نیز نحوه سفر به سایر بازدیدکنندگان خواهند داشت
فرهنگ شهری منبع الهام بسیاری از انگیزههای خلاقانه جدید در موسیقی، فیلم، ادبیات و غیره شد که به نوبه خود به جذب گردشگران به شهرها کمک کرد. تنوع ذائقه فرهنگی، پراکندگی تولیدات فرهنگی و دسترسی به فناوریها و رسانههای جدید، «فرهنگ سطح 3» را در حمایت از خلاقیت به وجود آورد و با بالا رفتن سطح فرهنگ و تغییر نگاه فرد به عنوان گردشگر، اپراتورهای سفر به بسترهای فرهنگی تبدیل شدند.
گردشگری فرهنگی بهعنوان یک بازار کاملاً تعریف شده، منجر به خلق تعاریفی مانند محلههای فرهنگی، پایتختهای فرهنگی و شهرهای فرهنگی شد و رستورانها، کافهها، مراکز خرید، تولیدات صنایع دستی برای عرضه میراث فرهنگی، هنر و پرسهزنی در شهر به عنوان عناصر مهم در گردشگری شهری مورد توجه قرار گرفت و در نهایت، گردشگری فرهنگی به تکههایی چون گردشگری خوراک، گردشگری هنر و گردشگری ادبی تقسیم شد.
همزمان که معنا و شیوههای سفر در حال تغییر است، بخش مهمی از تمرکز بازدیدکنندگان، از آثار ملموس به رویدادهای ناملموس تغییر کرده است و گردشگر تلاش می کند که در طول سفرهایش، هر چه بیشتر خود را به زندگی روزمره مردم محلی نزدیک کند. والتر بنیامین- نظریهپرداز و منتقد هنری قرن بیستم- معتقد بود که کاملترین انعکاس مدرنیته را میتوان از طریق مطالعه فرهنگ عامهپسند شهری و زندگی روزمره در کلانشهرها یافت. پس نتیجه جستجوی گردشگر فرهنگی در یافتن راهی برای ارتباط با جامعه محلی، رشد ابزارهایی با هدف پیوند مصرفکنندگان و تولیدکنندگان فرهنگ بود.
اکنون با دسترسی جهانی به اینترنت و فنآوریهای دیجیتال، واقعیت مجازی یا واقعیت افزوده و ایجاد شکل جدیدی از تعامل و ارتباط، مرزهای سنت شکسته شده و راهی برای ورود به عصر « فرهنگ سطح 4» مهیا میشود. بنابراین به صراحت میتوان اذعان داشت که گردشگری شهری مسیری مشابه خود فرهنگ را طی کردهاست.
«جی ولف رام» و «کلیر برنیل مای»-پژوهشگران حوزه ارتباطات و مدیریت فرهنگی- در مطلبی با عنوان «گردشگران استراتژیک» بیان میکنند که گردشگران فرهنگی به مثابه یک عنصر شهری برای شهرها حیاتی هستند و از طریق اینترنت و رسانههای اجتماعی، تاثیر مهمی در معرفی مقاصد و نیز نحوه سفر به سایر بازدیدکنندگان خواهند داشت.
پس مجموعه این تغییرات در روند گردشگری فرهنگی منجر به رشد درک گردشگرانی شده است که با هدف لمس تجربههای فرهنگی سفر کرده و به حفظ و بقای خرده فرهنگها کمک میکنند.
بهرغم پشت سر گذاشتن مراحل شکلگیری فرهنگ شهری در طول قرنها و در شرایطی که شهرها با بیان پتانسیلهای خود در آرزوی جذب سرمایههای حاصل از گردشگری و تبدیل شدن به شهرهای فرهنگی هستند؛ هیچ دستورالعمل سادهای برای کمک به رونق یک شهر از طریق فرهنگ وجود ندارد.
شهرها برای رسیدن به سطحی از خلاقیت و فرهنگ، دستیابی به اهداف متعددی مانند ایجاد اقتصاد نوآورانه، تبدیل فرهنگ به مهد استعدادهای آینده و خلق نشاط شهری را دنبال میکنند که با اهداف راهبردی سیاسی متفاوت است. انتخابهای اجرایی واقعی باعث میشود که سیاستگذاران بر روی گزینههای متفاوتی تمرکز و سرمایهگذاری کنند و عملاً یک هدف را بر اهداف دیگر اولویت قرار دهند که منتهی به نتایج ناامیدکنندهای میشود.
امروزه این نتایج ناخواسته، ارتباط میان شهرها و متخصصان جوان، امیدوار و فرهنگی را از میان برده و منابع اصلی پویایی فرهنگی را تضعیف کردهاست. شاید در این دوران، نیاز به گردشگر فرهنگی بیش از هر زمان دیگر احساس میشود. گردشگری که ارزشهای یک شهر را به ساکنانش را یادآوری کند و پیوند دوبارهای میان نسل خلاق و اولویتهای توسعه محور برقرار سازد.
منابع:
Richards, G. (2020) Urban Tourism As A Special Type Of Cultural Tourism
Wolfram, G. and Burnill-Maier, C. (2013) The Tactical Tourist. Growing self-awareness and Challenging the Strategists
Pier Luigi Sacco .(2018) From Culture 1.0 to Culture 3.0: Three Socio-Technical Regimes of Social and Economic Value Creation through Culture
WWW.UNWTO.COM
تغییر اقلیم چه بر سر عراق میآورد؟
بر اثر پیامدهای تغییراقلیم ناشی از فعالیت انسانها، دجله و فرات، در سالهای اخیر دچار کمآبی نگرانکنندهای بودهاند. در برخی مکانها، اگر در سواحل رودخانه بایستید، میتوانید بستر رودخانهها را ببینید. بعضی جاها حتی میتوانید با پای پیاده نیز از عرض دو رودخانه عبور کنید. اکنون سازمان ملل متحد، عراق نفتخیز را که ۲۰ سال قبل دولت جورج بوش روی آن برای توسعهٔ آینده شرطبندی کرده بود، بهعنوان پنجمین کشور آسیبپذیر در برابر فروپاشی اقلیمی در میان 193 کشور عضو خود اعلام کرده است. سازمان ملل هشدار میدهد که در آیندهٔ عراق میتوان «افزایش دما، بارندگی ناکافی و کاهشیافته، تشدید خشکسالی و کمبود آب، طوفانهای مکرر شن و گردوغبار و جاری شدن سیل» را بهصورت شاخصهای اقلیمی مشاهده کرد.
دریاچهٔ ساوا، «مروارید جنوب» در استان مثنی، خشک شده که به نوبهٔ خود قربانی استفادهٔ بیش از حد صنعتی از سفرههای زیرزمینی و خشکسالی ناشی از تغییراقلیم شده که بارندگی را تا 30 درصد کاهش داده است.
عراق در منطقهٔ باستانی بینالنهرین (میانرودان) قرار دارد که بهمعنای «سرزمین بین دو رود» است که اشارهای به دجله و فرات دارد. رودخانهها از سرچشمههای خود در کوههای شرق ترکیه، از بخشهایی از ترکیه، سوریه و عراق میگذرند و سپس در شهر القرنه عراق جمع میشوند و آبراهی بهنام شطالعرب/اروندرود را تشکیل میدهند و درنهایت در خلیج فارس تخلیه میشوند. غرب ایران، بهویژه بخشهایی از رشتهکوههای زاگرس در استانهای کرمانشاه، کردستان، همدان، ایلام، لرستان و خوزستان نیز در حوضهٔ دجله و فرات قرار دارد، زیرا چندین شاخه از دجله از کوههای زاگرس ایران سرچشمه میگیرد.
بیشتر مساحت دشت بینالنهرین/میانرودان را رسوبات کواترنری پوشانده است. رسوبات دشت سیلابی رودخانههای دجله و فرات بیشترین بخشهای این دشت را تشکیل میدهند. رسوبات بادی، مناطق قابلتوجهی را در نقاط مختلف دشت بهشکل تپههای ماسهای پوشش میدهد. تپههای ماسهای بهصورت خزنده در مناطق وسیع باعث بیابانزایی میشوند. دلیل اصلی این مسئله تغییراقلیم و رهاشدن مناطق کشاورزی است. شور شدن یکی دیگر از مشکلات مهم دشت است که در آن مناطق آسیبدیده در حال رشد هستند و غلظت نمک در خاک و همچنین آبهای زیرزمینی بهسرعت در حال افزایش است. افزایش شوری ناشی از مدیریت نادرست منابع آب و افزایش شوری آبهای سطحی و زیرزمینی است که بهدلیل استفاده بیرویه از آب دریاچهها برای آبیاری و زهکش خروجی دریاچههاست.
میانرودان امروزی بیشتر با عراق، کویت، بخشهایی از شمال عربستان سعودی، بخشهای شرقی سوریه، جنوبشرقی ترکیه و مناطقی در امتداد مرزهای ترکیه-سوریه و ایران-عراق مطابقت دارد. استپهای غرب فرات و قسمت غربی رشتهکوههای زاگرس نیز اغلب تحت عنوان گستردهتر میانرودان گنجانده میشوند. تمایز بیشتر، معمولاً بین میانرودان علیا یا شمالی و میانرودان سفلی یا جنوبی انجام میشود. میانرودان علیا که به «جزیره» نیز معروف است، ناحیهای است بین فرات و دجله از سرچشمه تا بغداد. میانرودان سفلی محدودهای از بغداد تا خلیج فارس است.
در تاریخنگاری نوین غربی منطقه، اصطلاح «بینالنهرین» معمولاً برای تعیین این منطقه از آغاز تا زمان فتح مسلمانان در دههٔ 630 میلادی و با نامهای عربی «عراق» و «جزیره» برای توصیف منطقه پس از فتح مسلمانان به کار میرود.
سامانهٔ رودخانههای دجله و فرات با چالشهای زیادی مانند کاهش کیفیت و کمیت آب مواجه است. بهرهوری پایین آب، تغییراقلیم و سدسازی این سامانه را تهدید میکند و منجر به آسیب دائمی به طبیعت، مهاجرت شهری و گاهی درگیریهای خشونتآمیز در عراق میشود.
چشمههای دجله و فرات در 80 کیلومتری یکدیگر در شرق ترکیه قرار دارند. فرات قبل از ورود به عراق در القائم از سوریه میگذرد و طول کلی آن حدود 2800 کیلومتر است. پس از ترک ترکیه، دجله برای مدت کوتاهی مرز شمالشرقی سوریه را پیش از ورود به کردستان عراق در «فیش خابور» دنبال میکند. طول دجله در مجموع حدود 1900 کیلومتر است. حوضهٔ رودخانهٔ دجله و فرات حدود 917 هزار کیلومترمربع وسعت دارد.
تالابهای میانرودان در عراق بین دهههای 1950 و 1990 برای پاکسازی امنیتی/قومی، تخلیه شد. این تالابها قبلاً مساحتی حدود ۲۰ هزار کیلومتر مربع را پوشش میدادند. تالابهای هویزه، مرکزی و حمار بهدلایل مختلف در زمانهای مختلف زهکشی شدهاند.
در دههٔ 1990، باتلاقها به انگیزههای سیاسی، یعنی مجبور کردن اعراب ساکن در آن به ترک منطقه و مجازات آنها بهدلیل نقششان در قیام سال 1991 –انتفاضهٔ شعبانیه بعد از جنگ خلیج فارس- علیه دولت صدام حسین، خشک شدند. بااینحال، توجیه دولت وقت این بود که زمینها را برای کشاورزی بازپس گیرد و مکانهای پرورش پشهها را نابود کند. خشکشدن تالابهای میانرودان از سوی سازمان ملل متحد بهعنوان یک «فاجعهٔ غمانگیز انسانی و محیط زیستی» همتراز با جنگلزدایی جنگلهای آمازون و از سوی دیگر ناظران بهعنوان یکی از بدترین سوانح محیط زیستی قرن بیستم توصیف شده است.
|پیام ما| شهروندان سیستان در پیگیری مطالبهٔ تأمین حقابهٔ ایران از رودخانهٔ مرزی «هیرمند» از سوی افغانستان و بهمنظور توجه دادن به ضرورت تقویت دیپلماسی در این زمینه، اینبار در میدان «یعقوب لیث» زابل تجمع کردند. پس از برگزاری این برنامهٔ مردمی در روز دوشنبه، کمپین مطالبهٔ حقابهٔ سیستان و انجمن حامیان توسعهٔ سیستان، با انتشار یک بیانیه مطالبات خود را اعلام کردند. در این بیانیه آمده: «با توجه به گذشت بیش از دو ماه از این مواضع انقلابی متأسفانه کوچکترین تغییری در شرایط حاد سیستان اتفاق نیفتاده است. بار دیگر در این مکان جمع شدهایم و یکصدا مطالبات بهحق خود را که برآمده از شرایط فوق بحرانی منطقه است و عدم حل آنها در کوتاهترین زمان ممکن به حیات سیستان پایان میدهد، در بندهای ذیل اعلام میداریم.» بندهای عنوانشده در این بیانیه به این قرار است: «فراهم بودن شرایط محیط زیستی برای امکان زندگی یک انسان امری لازم و حیاتی است.
بخشی از بیانیه: در بسیاری از موارد بهجای اصلاح اشکالات فرصتها ریشهکن شده است و با حذف گردشهای مالی منطقه نتیجهای جز گسترش فقر و و آسیبهای اجتماعی برای مردم نداشته است
متأسفانه طوفانهای منطقه که با ریزگردهای کشنده و دمای بالای 50 درجه همراه است، امکان حیات را برای مردم غیرممکن ساخته و توان مدیریت آن، دیگر از توان منطقه و استان خارج شده است و برای حل آن باید یک بسیج عمومی امکانات در سطح ملی صورت بگیرد. تقسیم استان پهناور سیستانوبلوچستان ضرورتی انکارناپذیر به نظر میرسد، لذا جهت مدیریت بهتر منابع و توسعهٔ تنگهٔ احد ایران درخواست استان شدن سیستان را داریم. بیش از دوماه از اخطار رئیسجمهوری به حکومت افغانستان میگذرد. با توجه به مطالبهٔ مردم و کارشناسان منطقه در مورد اصلاح سازهٔ کذایی کمالخان که یک توطئهٔ بشری بر علیه مردم سیستان و حتی ساکنان کشور همسایه در منطقهٔ نیمروز افغانستان صورت گرفته است، هیچگونه اقدامی انجام نشده است. درصورت عدم اصلاح این سازه و تکرار انحراف آب از بستر اصلی رودخانهٔ هیرمند و تالاب بینالمللی هامون که مصداق بارز نقض قوانین بینالمللی و محیط زیستی است، ضرورت دارد برای حفظ منافع دو ملت ایران و افغانستان در روابط با طالبان تجدیدنظر شود.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «عدم وجود شرایط لازم محیط زیستی سالهاست معیشت مردم را دچار مخاطرات عمیقی نموده است و ضربات سنگینی به مردمان دارالولایه وارد کرده است. لذا حل مشکل در این شرایط بحرانی نیازمند اقدامات اساسی و تصمیمات مقتضی مانند جبران خسارتهای نکشت، بخشودگی مالیاتی و بخشودگی اصل و سود تسهیلات کشاورزی و دامداری و مواردی از این دست است. استفادهٔ بهینه از فرصت بیبدیل مرز بهطوریکه عواید آن بهطور مستقیم بر معیشت و سفرهٔ مرزنشینان اثر خود را بگذارد. متأسفانه در نسخههای پیچیدهشده مانند طرح رزاق در این سالها همواره اشخاص محدود و معلوم ثروتمندتر و خیل عظیم مردم فقیرتر شدهاند. در بسیاری از موارد بهجای اصلاح اشکالات فرصتها ریشهکن شده است و با حذف گردشهای مالی منطقه نتیجهای جز گسترش فقر و و آسیبهای اجتماعی برای مردم نداشته است. تعیین تکلیف منطقهٔ آزاد تجاری سیستان که مسکوت ماندن و اجرایی نشدن آن یک ابهام بزرگ است. مردم سیستان منطقهٔ آزاد سیستان را یک امر حیاتی برای منطقه میدانند و این فرصتسوزی یک بیتدبیری غیر قابل توجیه است. با توجه به وجود ظرفیتهای غنی از کارشناسان هیاتهای علمی دانشگاه و دلسوزان با تجربه در انجمنهای مردمنهاد و عدم وجود تعارض منافع این افراد با حل مشکلات سیستان، درخواست برقراری ارتباط و دریافت راهکارهای عملی آنها را داریم. درخواست تشکیل شورایعالی مدیریت بحران در سیستان به ریاست شخص رئیسجمهوری و تعیین تکلیف مطالبات بهحق مطرحشده در کوتاهترین زمان ممکن را داریم. درصورت عدم توجه به درخواستها و مطالبات واضح و روشن مردم مسئولیت تبعات نابودی تنگهٔ احد ایران بر عهدهٔ دولت سیزدهم است و در تاریخ سیستان و ایران ثبت خواهد شد.»
آمادهباش مراکز درمانی سراسر کشور
سخنگوی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی از آماده باش مراکز درمانی و بیمارستان های سراسر کشور برای روزهای گرم پیش رو، با وجود تعطیلی سه روز پایانی هفته خبر داد. به گزارش پایگاه اطلاعرسانی وزارت بهداشت، «پدرام پاک آیین» افزود: با وجود تعطیلی چهارشنبه و پنجشنبه (11 و 12 مرداد) به دلیل گرمای هوا و مخاطرات آن بر سلامت، به همه مراکز درمانی برای پذیرش بیماران به ویژه بیماران اورژانس و گرمازده آماده باش داده شده است و همه مراکز در این ایام آماده باش هستند. وی با اشاره به نوسانات دما در روزهای اخیر و تجربه گرمای بی سابقه در اغلب نقاط کشور، پیشنهاد وزارت بهداشت برای تعطیلی 2 روز پایانی هفته برای کاهش عوارض ناشی از گرما بر سلامت را مورد اشاره قرار داد و گفت: پیشنهاد وزارت بهداشت از این جهت بود که دمای بالا بدن انسان را در حالت آسیب پذیر قرار میدهد و در این میان گروه های پرخطر از جمله بیماران، سالمندان، کودکان و مادران باردار از جمله آسیب پذیرترین گروه ها هستند. سخنگوی وزارت بهداشت تصریح کرد: با توجه به اقدام دولت برای تعطیلی روزهای چهارشنبه و پنجشنبه، توصیه اکید ما آن است که مردم در روزهای بسیار گرم پیش رو از قرار گرفتن در معرض فضای باز و هوای گرم خودداری کنند و در صورت ضرورت به خروج از منزل نیز تا حد امکان از ساعات ۱۰ تا ۱۶ از منزل خارج نشوند. پاک آیین ضمن تاکید بر نوشیدن کافی آب و مایعات و قرار گرفتن در مکانهای خنک برای پیشگیری از گرمازدگی، از مردم خواست در صورت بروز علائم شدید گرمازدگی به اورژانس مراکز درمانی و پزشک مراجعه کنند. «احمد اسماعیلزاده»، مدیر دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت نیز با بیان اینکه گرمازدگی یا حملههای ناشی از گرمازدگی، زمانی اتفاق میافتند که بدن قادر به خنک کردن مناسب خود نباشد، گفت: صرف نظر از اینکه چقدر فعال هستید، مایعات بیشتری بنوشید و برای نوشیدن صبر نکنید تا تشنه شوید.
او با اشاره به نکات تغذیهای که در گرمازدگی باید رعایت شود، افزود: از نوشیدنیهای بسیار شیرین دوری کنید.
آخرین وضعیت پرونده «الهه» و «نیلوفر»
|پیام ما| یک هفته پس از برگزاری دومین و آخرین جلسه دادگاه «نیلوفر حامدی» و «الهه محمدی» خبرنگاران روزنامههای هممیهن و شرق که پس از پوشش خبری جان باختن «مهسا امینی» بازداشت شده بودند، حالا سخنگوی قوه قضاییه میگوید موضوع اتهامی این دو خبرنگار «ارتباطی با تهیه گزارش از موضوع مهسا امینی و حرفه خبرنگاری آنها ندارد». او میگوید که اتهام این است که «در مقاطعی با دولت متخاصم امریکا همکاری داشتهاند» و به زودی گزارشی کامل از این موضوع منتشر خواهد شد. «مسعود ستایشی»، سخنگوی قوه قضاییه در نشست خبری دیروز در پاسخ به سوالی درباره آخرین وضعیت پرونده این خبرنگاران و اینکه آیا حکمی برای پرونده آنها صادر است گفت: «موضوع اتهامی آنها ارتباطی با تهیهٔ گزارش از موضوع مهسا امینی ندارد و با حرفهٔ خبرنگاری آنها هم ارتباط نداشته است و این اشخاص در مقاطعی با دولت متخاصم امریکا همکاری داشتند که به زودی گزارشی کامل از این موضوع در اختیار عموم ملت ایران قرار میگیرد.» او ادامه داد: «در ۴ مرداد ۱۴۰۲ آخرین دفاع از متهمین مذکور اخذ شده و وکلای پرونده تقاضای مهلت سه روزه خواستند که برای ارایهٔ لایحهٔ دفاعیه و وکلای متهمان روز شنبه لایحه خود را تقدیم دادگاه کردند و پرونده در حال انشای رای است و به محض صدور رای، ان شاءالله مطابق موازین قانونی و در حدود مقررات اطلاع رسانی میکنیم. در صلاحیت دادگاه است که اتهامات وارده را تایید یا رد کند و اینکه سردبیر ومدیر مسئول نکاتی را مطرح کند، کار او نیست و در اختیار مقام قاضی رسیدگی کننده است.» ستایشی گفت که تاکنون حکمی برای پرونده صادر نشده است و «هر زمان حکم و محکومیتی نسبت به آنها صادر شد آن را اطلاعرسانی میکنیم.» سخنگوی قوه قضاییه درباره پروندههای کشف حجاب هم گفت: «در خصوص حجاب و عفاف بر اساس مقررات فعلی با رعایت مقررات ماده ۴ قانون کاهش مجازات حبس، مقررات اعمال میشود. مهمترین بند آن، این است که تمام آحاد جامعه این مطلب را مورد توجه قرار دهند و توصیه به خیر و رعایت موازین شرعی و مقررات قانونی کنیم. این جرم مستقیم در دادگاه در مجتمع ارشاد رسیدگی میشود و جرم درجه هشت محسوب میشود و همکاران قضایی ما ابتدا با ارشاد و توجه و در مرحله بعد با جریمه و جزای نقدی و مجازاتهای تکمیلی نسبت به این پروندهها رسیدگی میکنند. مجازاتهای تکمیلی و جایگزین هم باید با جرم صورت گرفته سنخیت داشته باشد و تلاش ما این است که خروجی بازدارندهای داشته باشیم تا افراد بار دیگر مرتکب نشوند.»
ستایشی افزود: «۶۱ درصد از پروندههای مطروحه در دادسرا و در این زمینه منجر به محکومیت و صدور رای، ۲۵ درصد منتهی به صدور قرار منع تعقیب، ۱۲ درصد برائت و تعدادی از موارد نیز منتهی به قرار موقوفی تعقیب شده است. ۸۵ درصد از این پروندهها به دادگاه جهت رسیدگی ارجاع شده است.»
توصیههایی برای گرمترین روزهای تاریخ
این روزها، آنطور که مراجع علمی و بینالمللی میگویند، گرمترین روزهای ثبتشده در تاریخ بشریت هستند. موج گرما بسیاری از شهرها را تعطیل کرده است و مردم زیادی در سراسر جهان بهدلیل مشکلات ناشی از گرما دچار مشکلات سلامتی شدهاند. معمولاْ وقتی صحبت از گرما میشود، نخستین چیزی که در ذهن همهٔ ما تداعی میشود، گرمازدگی است که البته تصوری درست است و میدانیم اگر گرمازدگی درمان نشود، بسیار خطرناک خواهد بود. البته در کنار گرمازدگی دو موضوع مهم دیگر نیز مطرح است که کمتر به آنها پرداخته میشود؛ گرماگرفتگی و اشعهٔ فوقبنفش که معمولاً آن را به نام یو.وی (UV) میشناسیم.
گرماگرفتگی، شکل خفیفتری از گرمازدگی است و در بسیاری موارد افراد به آن توجه نمیکنند؛ چون خیلیها فکر میکنند موضوع خطرناکی نیست. درصورتیکه اگر گرماگرفتگی درمان نشود، به گرمازدگی ختم میشود. «ضعف کلی و گرفتگی عضلات»، «سردرد»، «تعریق زیاد»، «تهوع یا استفراغ یا هردو»، «تندشدن نبض یا ضربان قلب و ضعیفشدن آن رنگپریدگی پوست»، «سرد و مرطوبشدن پوست» و در نهایت «غشکردن» از علایم گرما گرفتگی است. برای درمان کسی که دچار گرما گرفتگی شده است، باید فرد را از زیر آفتاب به سایه ببریم و اگر در محیط بسته هستیم وسایل سرمایشی را روشن کنیم تا هوا خنک شود. از فرد بخواهیم دراز بکشد و هیچگونه فعالیت بدنی انجام ندهد. باید سعی کنیم لباسهای او را کم کنیم و اگر امکان دارد، لباسهایش را در بیاوریم و کمپرس یخ یا پارچهٔ خیسشده را روی بدنش بگذاریم. به او جرعهجرعه آب دهیم و اگر الکترولیت (مانند محلول او.آر.اس یا نوشیدنیهای ورزشی دارای الکترولیت) در اختیار داشتیم، بهتر است بهجای آب از آنها بنوشد. زیرا فردی که تعرض زیادی داشته، املاح بدن را از دست داده است و الکترولیتها میتوانند املاح را جایگزین کنند. اما اگر علایم شدیدتر بود باید به گرمازدگی شک کنید و در اینصورت حتماً با اورژانس تماس بگیرید، یا آنکه فرد را به مرکز درمانی برسانید. حتی اگر علایم فرد گرماگرفته نیز بیش از یک ساعت طول کشید، باز با یک فوریت پزشکی روبهرو هستید و نیاز به مداخلهٔ اورژانس دارید. پس تعلل نکنید. آنچه گرماگرفتگی را از گرمازدگی متمایز میکند، سطح هوشیاری فرد است. دمای بدن فردی که دچار گرمازدگی شده، بیش از ۳۹.۴ درجه سانتیگراد است و فرد علائمی همچون تهوع، استفراغ، سرگیجه و کاهش سطح هوشیاری دارد. ممکن است بهصورت پرتوپلا و نامربوط حرف بزند، نبض و ضربان قلبش تند و قوی است، پوستش خشک یا مرطوب، داغ و قرمز است. فراموش نکنید گرمازدگی یک اورژانس پزشکی است و فرد نیاز به درمان فوری دارد. گرمازدگی میتواند به عضلات، مغز، قلب و کلیهها آسیب بزند. در مواجهه با فرد گرمازده، بههیچوجه به او غذا یا نوشیدنی، حتی آب نمیدهیم. تنها کارهایی که از دست ما برمیآید، انتقال فرد به محل سایه و خنک، درآوردن لباسهای فرد و قرار دادن پارچهٔ خیس یا کمپرس یخ روی بدن اوست. اما قبل از هرچیز باید با اورژانس تماس بگیریم، چون اولاً اقدامات ما درمان گرمازدگی نیست و در ثانی فرد گرمازده هرچه سریعتر باید برای درمان به مرکز درمانی منتقل شود. مهمترین پیشگیری از گرمازدگی، ماندن در فضای بسته با دمای متعادل و خودداری از قرار گرفتن در فضای باز و در معرض آفتاب است. اما برخی افراد بنا به ضرورت شغلی یا موقعیتهای دیگر مجبورند ساعاتی را در فضای باز و در معرض آفتاب باشند. برای پیشگیری از گرمازدگی لازم است همیشه آب و یا یک نوشیدنی دارای الکترولیت و املاح همراه داشته باشیم و هر یک ربع یکبار آب بنوشیم. بدن ما در ۱۰ ساعت اول بیدار شدن از خواب، هر یکساعت به حدود یک لیوان آب نیاز دارد و اگر فعالیت بدنی داشته باشیم، این نیاز بیشتر میشود. باید مراقب باشیم که بههیچوجه کودکان، افراد مسن و حیوانات را در محیط بستهٔ ماشین تنها نگذاریم؛ چون دمای داخل ماشین، در زمان کمی بسیار افزایش پیدا میکند و خطر گرمازدگی برای آنها وجود دارد. افرادی که در فضای باز فعالیت دارند، باید در میان فعالیتشان استراحت کنند؛ چون انجام فعالیت بهصورت مداوم و طولانی، خطر گرماگرفتگی و گرمازدگی را بالا میبرد. نوشیدن مایعات هم نباید فراموش شود. نوشیدن قهوه و نوشیدنیهای کافئیندار نیز در روزهای گرم، خطر گرمازدگی و گرماگرفتگی را افزایش میدهند. از لباسهای گشاد و نخی و با رنگ روشن استفاده کنید. سعی کنید از کلاههای لبهدار بزرگ استفاده کنید که آفتاب کمتری به صورتتان بخورد و در روزهای گرم تابستان دوش آب خنک بگیرید که دچار گرمازدگی و گرماگرفتگی نشوید. گرمازدگی بیشتر در نوزادان و کودکان زیر چهار سال و افراد بالای ۶۵ سال دیده میشود. به این علت که در این سنین، بدن توانایی کمتری در تنظیم دما دارد. افرادی که اضافه وزن دارند، بیشتر در معرض گرمازدگی هستند. تغییرات ناگهانی محل جغرافیایی و دما نیز موضوعی است که میتواند افراد را مستعد گرمازدگی میکند. مثلاً فردی که همیشه در یک منطقهٔ سردسیر مثل همدان زندگی میکند، در سفر به یک منطقهٔ گرمسیر مثل کیش، بیشتر در معرض گرمازدگی قرار دارد. مصرف بعضی از داروها مانند بعضی از داروهای فشار خون و داروهای ادرارآور (مدر)، همچنین، برخی داروهای روانپزشکی و برخی آنتیهیستامینها نیز شانس گرمازدگی را افزایش میدهد. دربارهٔ اشعهٔ فوقبنفش نیز باید مراقبهای لازم را به عمل آوریم؛ هم مراقبتهای پوستی و هم مراقبت از چشم. استفاده از عینکهای آفتابی استاندارد و ضد اشعهٔ فوقبنفش در روزهایی که اشعهٔ فوقبنفش بالاست، یک ضرورت برای حفاظت از چشمهاست. همچنین استفاده از کرمهای ضدآفتاب و داشتن کلاه لبهدار برای حفاظت پوست ضروری است.
|پیام ما| گرمای سوزانی که به تعطیلی سراسر کشور انجامیده تا آخر هفته ماندگار است. همزمان با افزایش دما در بیشتر استانها، مراکز درمانی به حالت آمادهباش درآمدهاند. هشدارها درباره صرفهجویی در مصرف انرژی جدیتر شده است و سازمان هواشناسی، از یک سو از رگبار باران و خیزش گرد و خاک برای استانهای جنوبی خبر داده و از سوی دیگر از تداوم ماندگاری موج گرما در بیشتر نقاط کشور و احتمال وقوع توفان شن در بعضی مناطق شرقی. با این همه تابستان داغی که از سر میگذرانیم، گرمترین تابستان این سالها نیست.
بعد از پیشنهاد وزارت بهداشت و موافقت هیئت دولت، چهارشنبه و پنجشنبه این هفته در سراسر کشور تعطیل شد. سخنگوی دولت دلیل این تصمیم را «افزایش دمای هوا» و «حفظ سلامت مردم» اعلام کرد اما علاوه بر این دو، اینطور که صادق ضیائیان، رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا به «پیام ما» توضیح میدهد، مسئله مهم این روزهای گرم، مصرف آب و انرژی است.
ما شاهد روند گرمتر شدن هوا هستیم و از نگاه ضیائیان نکته مهم و متفاوت این گرما این است که افزایش دما در سراسر کشور رخ میدهد: «گرمای فعلی بیسابقه یا کمسابقه نیست اما از آنجا که سراسری است، مشکلساز خواهد بود و موجب میشود که انرژی زیادی مصرف شود.» از سوی دیگر به گفته او این وضعیت تاثیر زیادی بر خشکسالی هم میگذارد چرا که با بالا رفتن دما، تبخیر افزایش مییابد و منابع آبی کم میشود.
به دنبال گرمای چشمگیر خوزستان و احتمال بروز گرمازدگی، دیروز همه مراکز درمانی این استان به حالت آمادهباش درآمدند. به همه بیمارستانهای این استان اعلام شده با استفاده از تمامی ظرفیتها آماده ارایه خدمات درمانی به مراجعان باشند
یک تابستان گرم معمولی
به گفته او طبق پیشبینیها، گرما تا روز پنجشنبه ادامه دارد، در روز پنجشنبه شاهد اوج افزایش دما خواهیم بود و بعد از آن روند دما کاهشی است. تعطیلی دو روزه به دلیل گرما و هشدار درباره تابش اشعه فرابنفش در تهران، نگرانیهای شدیدی درباره سلامت شهروندان در این شرایط دمایی ایجاد کرده است. اما آیا همزمان با اروپا و آمریکا که زیر گنبد حرارتی گرمترین تابستان خود را تجربه میکنند، ایران نیز شاهد گذر یک موج گرماست؟ رئیس مرکز ملی پیشبینی و مدیریت بحران مخاطرات وضع هوا میگوید اینطور نیست: «این افزایش دما، موج گرما محسوب نمیشود و در واقع یک افزایش دمای معمولی است. بهطور مثال پیشبینی ما درباره تهران این است که دمای به حدود 39 یا حداکثر 40 درجه سانتیگراد میرسد. همانطور که در روزها و ماه گذشته هم چندین بار دمای 39 درجه را در پایتخت داشتیم. بنابراین دمای پیشبینی شده برای تهران خیلی تابستان حاد حساب نمیشود.»
طبق توضیح ضیائیان بیشترین دمای ثبت شده در تهران 42.6 درجه بوده است که تا به حال چهار مرتبه در طول تاریخ تکرار شده و در سالهای 74، 82، 87 و 92 بوده است. از همین رو دمای 40 درجه پیشبینی شده، گرمترین دمای تهران نیست.
انتشار ازن در گرمای ظهر
ضیائیان از سوی دیگر به ازن اشاره میکند که در این شرایط دمایی در شهرهای آلوده سر برمیآورد و سلامت شهروندان را تهدید میکند: «این گاز آلاینده نامرئی در ساعات ظهر که گرما به نهایت میرسد افزایش مییاید.» به گفته عباس شاهسونی، رییس گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت با اینکه وضعیت کلی هوای تهران نسبت به زمان مشابه سال پیش بهبود نسبی داشته، افزایش غلظت ازن در ساعات میانی روز افزایشی است: «آلاینده ازن در غلظتهای بالاتر از ۱۰۰ PPB اثر تخریبی شدیدی بر مخاط و اندام تنفسی میگذارد؛ به همین دلیل ازن موجود در سطح زمین یکی از آلایندههای اصلی هوا است و خطر قرار گرفتن در معرض غلظتهای بالای آن در تابستان بهویژه در ساعات میانی روز (۱۲ ظهر تا ۱۶ عصر) به بالاترین حد خود افزایش مییابد.» به گفته محمدمهدی میرزایی قمی، مدیرعامل شرکت کنترل کیفیت هوای تهران، هم به ایسنا گفته است که پایتخت در تابستان جاری ۱۱ روز کیفیت هوای نامطلوب را با آلاینده شاخص «ازن» تجربه کرده است.
توفان و گرد و خاک در راه است
سازمان هواشناسی هشداری نارنجی صادر کرده و از رگبار باران و خیزش گرد و خاک برای استانهای جنوبی از تداوم ماندگاری موج گرما در اغلب نقاط کشور و احتمال وقوع توفان شن در برخی مناطق شرقی خبر داده است. بر اساس پیشبینیها تا روز جمعه در بیشتر مناطق کشور جو پایدار و آسمان صاف خواهد بود و فقط در ساعات بعد از ظهر و اوایل شب در ارتفاعات البرز مرکزی، برخی مناطق سیستان و بلوچستان، جنوب کرمان، جنوب شرق فارس و هرمزگان رشد ابرهای همرفتی، رگبار، رعد و برق و وزش باد پیشبینی میشود. در طول چهار روز آینده در شمال شرق، شرق، مناطقی از مرکز کشور و دامنههای جنوبی البرز در برخی ساعات وزش باد نسبتا شدید پیشبینی میشود و در مناطق مستعد خیزش گرد و خاک و کاهش کیفیت هوا را به دنبال خواهد داشت. همچنین تا اوایل هفته آینده در شرق کشور بهویژه منطقه زابل وزش باد شدید و گرد و خاک با احتمال توفان شن پیشبینی میشود. اما وضعیت از اواخر وقت پنجشنبه تا شنبه هفته آینده تغییر میکند و در بعضی مناطق شمال غرب، سواحل دریای خزر و ارتفاعات البرز، بارش باران، گاهی رعد و برق و وزش باد روی میدهد.
خوزستان در آماده باش
پیشبینیها از دمای دمای 14 و 15 درجه در اردبیل خبر میدهد. در مقابل این شهر، اهواز با 50 و 51 درجه سانتیگراد در روز چهارشنبه گرمترین مرکز شهر خواهد بود. به دنبال گرمای چشمگیر خوزستان و احتمال بروز گرمازدگی، دیروز همه مراکز درمانی این استان به حالت آمادهباش درآمدند. به گفته حبیب حیبر، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز به همه بیمارستانهای استان اعلام شده با استفاده از تمامی ظرفیتها آماده ارایه خدمات درمانی به مراجعان باشند. به شهروندان اهواز توصیه شده در روزهای گرم سال، حتیالامکان از تردد غیرضروری در محیطهایی که در معرض تابش مستقیم آفتاب قرار میگیرند، خودداری کنند.
ضرورت تدوین پروتکلی ملی برای گرمای هوا
گرما ادامه دارد و آثارش بر سلامت جسم و روان زیانبار است. از همین رو علیرضا زالی، رییس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی از لزوم تدوین پروتکلی ملی برای گرما سخن گفته است. او با اشاره به اینکه مشکل گرم شدن هوا معضلی جدی است، به ایسنا توضیح داده است: «واکاوی تاریخی نشان میدهد که بشرِ امروز بیش از ۲۳ هزار سال است با گرمای تابستان مواجه بوده است. مطالعات نشان میدهد که ۵۵ درصد از زندگی از دست رفته بشر مربوط به آثار زیانبار گرما بوده است.»
به گفته او تغییر اقلیم بیش از همه جای دنیا در خاورمیانه موضوعی جدی است، و پیشبینی میشود ایران در دهههای آینده میانگین افزایش دمای 2.6 درجه سانتیگراد را تجربه کند. علاوه بر این در اواخر قرن ۲۱ در منطقه جنوب شرقی فلات آناتولی و مناطق ساحلی مدیترانه بیشترین میزان آثار زیانبار محیطی گرمای هوا را تجربه میکند.
