بایگانی مطالب نشریه
داستان کوتاه (انسان) نوشته:محمد جواد برزگر
زره سنگینی پوشیده ام و با صف و به فرمان طبل هایی که می کوبند گام بر می دارم . برای خالی کردن دل دشمن محکم پاهایمان را بر زمین می کوبیم . صف اول تازه سرباز ها و بی تجربه ها وبه همین شکل هر صف افراد مجرب تر و رزم آوران ماهر تر و در انتها پشت همه ی صف ها فرمانده هان و نزدیکان انها حضور دارند . تازه کارها را جلو می فرستند. همیشه صف اولی های زیادی کشته می شوند . زنده ماندن در پایان هر نبرد یعنی شانس انتقال به صف دوم ،یعنی یک صف دور تر از مرگ ایستادن.
از دامنه تپه بالا می رویم 7000 نفر 40 روز مسافرت ، تمام این ها برای آمدن به مکانی که بسیاری از آرزو های مارا بر آورده خواهد کرد . توی اردوگاه آموزشی بعضی شب ها دونفر از سرکرده ها پیش ما می آمدند و دور آتش ، داستان جنگ های گذشته را برایمان تعریف می کردند . هردوشان فرمانده ی جزء بودند و پشت سر افرادشان در صف دوم می ایستادند . مرد چاق تر داستان هایی از سرزمین های شمالی می گفت ، توی نبرد( سن) آن قدر از آن کثافت های شمالی را کشته بوده که سهم اش از غنائم شهر ،یک کوزه طلا و 3برده شده بود. همان جا او را به سر کردگی ترفیع داده بودند . می خندید و می گفت : دستور دادند و ما هم تمام شهر سن را سوزاندیم .
بعد جنگ وقتی دخترک های زیبای سن دنبال صاحبانشان از خیابان ها عبور داده می شدند،ما برای تماشای غنائم آنها به پشت بام ها می رفتیم. همیشه کسانی که از نبرد می آمدند ، در صورت پیروزی با افتخار و پول باز می گشتند . چیزی که همه این صف طویل به دنبال اش بوده اند ، افتخار و ثروت بود ، گو این که این همان چیزی بود که به قیمت زندگی می ارزید . تمام 4 ماه گذشته همیشه با فکر کردن به خانه ای بزرگ ، از داشتن کنیزکان و خوردن بهترین نوشیدنی ها و لذیذ ترین غذاها سرشد ، اما امروز صبح که طبل آماد را زدند ، سنگینی سایه ای تیره را بر شانه هایم و بر تمام فضا احساس می کردم . تمام اردوگاه انگار در سکوت فرو رفته بود ، فقط چند تایی از سربازان کهنه کار مشغول شوخی و خنده بودند . بالای تپه که رسیدیم صدای طبل ها قطع شد ، صدای قدم ها و نفس خیلی ها هم با آن قطع شد. منظره پیش رو توی دلم را خالی کرد . موجی از گرد خاک به پهنای دشت به سمت ما می آمد ، موجی که با صدای طبل ها به پیش می آمد و از میان آن اشباح زره و شمشیرهایی دیده می شد . از همان روز اول می دانستم که با ان رو به رو می شوم . اما حالا واقعا یک لشکر پیش رویمان ایستاده بود . نیزه توی دست عرق کرده ام سنگینی می کند ، زانوانم به شکلی که هر گز تجربه نکرده بودم می لرزند ، نفسم انگار سرد شده است ، سنگینی زره انگار خفه ام می کند . به چپ و راست نگاه می کنم ،تمام صف اول می لرزد .
***
« – یک دست لباس ، یک جفت چکمه چرم ، کمر بند ،خنجر ، شمشیر و مچ بند های اهنین ، خود و زره و سپر – می شمرد – تحویل می گیرید . شما که تازه واردین حواستونو خوب جمع کنین ، انظباطو رعایت نکنین تا ببینین این که مردم میگن اینجا ادم پوست می کنیم ، راسته یا دروغ . از همین حالا بهتون اخطار می کنم اگه یک نفر از شما توی اردوگاه یا توی سفر های جنگی مشروب بخوره و مست کنه …خیال نکنه اونو محاکمش می کنم …نه…محاکمه ای توی کار نیست …دستور میدم مثل سگ ببندنش به ارابه…هرکی می خواد باشه فرق نمی کنه …میدم مثل سگ در جا تکه تکه اش کنن… – دستش را روی قبضه شمشیرش میگذارد و باز با صدای بلند و خش دارش ادامه می دهد- تازه کارا به حرف کهنه سربازا گوش کنین ! اگه زخم بهتون خورد و خراش ورداشتین بهش اهمیت ندین…یه ذره از پودر سیاهی که بعدا بهتون میدن بریزین تو یه پیاله عرق، بخورین خودش خوب میشه …اگرم زخمتون جدی نبود یه مشت خاک بر دارین با اب دهنتون خیسش کنین بمالین رو زخم…خب بسه دیگه برین سر کاراتون…. » رئیس اردوگاه اموزشی در حالی که جلو صف ها و بر گرده ی اسب اش نشسته بود این نطق را کرد و با گارد همراهش رفت . چه بلاهایی که بر سر نیروهای هنگ آوردند تا باز هم بهترین سربازان لشکر متعلق به این اردوگاه بماند . انجا اردوگاه یساولی بود ، اردوگاه صف های منظم و جنگاوران قدرتمند ، اردوگاه بیشتر ارتش رسمی امپراتوری را از نظر نیرو و جنگ افزار تامین می کرد و بالاخره برای حمله به همسایه شرقی امپراتوری نوبت اعزام ما هم فرا رسید . همه نیروها یک روز اجازه داشتند برای دیدار از خانواده هایشان از اردوگاه خارج شوند . توی خانه پدر مادر و خواهرم از من استقبال کردند . نیمه شب وقتی که از بستر برای نوشیدن آب خارج شدم توی اتاق مادر را دیدم .باریکه ی نور ماه که از میان پرده عبور کرده بود چهره اش را روشن کرده بود . روی زمین همان طور تکیه داده به دیوار خوابش برده بود ، در حالی که تسبیح و صلیبی چوبین بین ناخن هایش جا خوش کرده بود . 20 سکه ای را که موقع خروج از اردوگاه داده بودند را بر می دارم و توی گونی گندم بین گندم ها می گذارم ، آبی می نوشم و سر راه کنار خواهر کوچکم می روم موهای بور و پوست سفید و چشمان روشنش درست چهره اش را مانند شمایل فرشتگان توی کلیسای مادر مقدس کرده است . چقدر شیرین زبانی های کودکانه او را دوست دارم ، دستی به موهای نرمش می کشم و رویش را می پوشانم و کنار او می خوابم .
صبح روز بعد مختصر غذایی می خورم و با کمک مادر زره و خودم را میپوشم . لباس پوشیدنم که تمام می شود ، مادر دو بازویم را می گیرد و بعد نگاهی به سر تا پایم می اندازد و با چشمانی که اشک توی شان حلقه زده تنگ در اغوشم می گیرد . پدر با اخم های در هم پیش می آید و همان طور که او را جدا می کند می گوید : ساکت زن این مسخره بازیا چیه دیگه ؟ مادر همان طور که اشک می ریزد می گوید ای کاش نمی رفتی. با دیدن اشک های مادر منقلب می شوم ، سرم را پایین می اندازم و می گویم « – نگران چی هستی ؟میرم و با پول بر می گردم بعد دیگه هیچ کدام مجبور نیستیم سر زمینای اربابا جون بکنیم خودم زمین می خرم . با پول همه چیزو درست می کنم اون وقت… .» در حالی که نزدیک است اشکم در بیاید سرم را زیر می اندازم و بیرون می روم . چند قدمی دور نشده ام که دستان کوچکی دور دستم حلقه می شوند سر که بر می گردانم چهره ماتم گرفته خواهرم را می بینم . می نشینم و دستی به صورتش می کشم و –قول میدم زودی بر گردم برات یه بازیچه ام میارم .خب؟ موظب مادر باشی ها- و می بوسم اش گردنم را تنگ می گیرد و می فشارد دستی روی سرش می کشم و از او جدا می شوم .از دور صدای شیپور فرا خوان به گوش می رسد . قدم هایم را سریع تر بر می دارم تا هر چه زود تر به دروازه های شرقی برسم . سر پیچ کوچه سر که بر می گردانم می بینم اش که هنوز به من نگاه می کند.
***
از دور صدای شیپور به گوش می رسد ، دشمن باسرعت بیشتری به پیش می آید کم کم غبار بیشتری در هوا بلند می شود و صدای گام های منظم دشمن از میان می رود ، غریو فریادی از صف های پشتی بلند می شود و صف به صف به پیش می آید و ترس فرو خورده من هم فریاد می شود . فریادی از ترس ، از شجاعت از … . انگار خون منجمد شده توی رگ هایم گرم می شود و به راه می افتد . کمان دار ها از میان صفوف عبور می کنند و کمی جلو تر از ما متوقف می شوند . با صدای طبل ها کمان ها کشیده می شود و صدای تسلیم کمان ها و بعد با تغییر نواخت طبل ها تیر ها دل آسمان را سوراخ می کنند .
صدای فریادهایی از دور دست بلند می شود ، فریاد هایی از درد . کمان دار ها عقب گرد می کنند . از جایی پشت ستون ها همچنان تیر بر سر دشمن می ریزند . گلوله های آتشین منجنیق ها سفیر کشان از بالای سرمان عبور می کنند و در پایین دست در میان غبارها ناپدید می شوند و ناگهان با صدایی مهیب از محل انها دود و آتش به آسمان می رود . زیر باران تیر و گلوله های منجنیق پایین دشت را می بینم که چگونه سوار و پیاده بر زمین می افتند و زیر پای همقطارانشان ناپدید می گردند . صدایی آشنا از پشت بلند می شود « – با شمام اگه هر کدومتون به دشمن پشت کنین قسم می خورم خودم می کشمتون… .» سر انجام دشمن آن قدر نزدیک شد که می شد به وضوح تیغ های آخته شان را مشاهده کرد ، تیر باران قطع شد و فرمان پیش فنگ صادر گردید.
نیزه ای که تقریبا هم قد خودم است را مستقیم رو به دیوار سپرها و نیزه ها نشانه می روم . تا چند لحظه دیگر و با سومین ضربه طبالان به سمت ان ها خواهیم دوید . بنگ نفس در سینه ام حبس می شود و کمی قوز می کنم ، انگار توانی در پاهایم نباشد تنم روی پاهایم سنگینی می کند ، بنگ …انگار زمان کش می آید پیش چشمم افرادی به سمت ما می دوند و در پس زمینه آن ها دود و خاک وآتش است که آسمان را تیره کرده است . آب دهانم را هرچه می کنم نمی توانم قورت بدهم . وبنگ …با صدای فریاد اطرافیانم کمی به خودم می آیم و کمی عقب تر از بقیه صف به پیش می دوم درست به سمت دیواره سپر ها و تیغ ها ، به سوی مزرعه بزرگ و گاوهای فربه و…صورت شکسته ی مادر که این بار می خندد … ، فریادی بلند سر می دهم و سپر گرد و کوچک را جلو خودم می گیرم و نیزه را بالا می آورم با تمام قدرت به سمت دشمن پرتاب می کنم . تلوتلو خوران با چشم نیزه را که مسیر قوسی شکل را می پیماید دنبال می کنم که توی سینه یکی از پیاده ها فرو رفت . در همان حال که از مسیر نیزه های دشمن فرار می کنم شمشیر کوتاه خود را از غلاف بیرون می کشم . به اولین سربازی که می رسم با شانه به سپر توی دستش می کوبم . سرباز به پشت روی زمین می افتد هنوز به خود نیامده که با شمشیر به سمت سینه اش حمله می کنم برای دفاع دستش را بالا میاورد شمشیر به راحتی از گوشت و استخوان دستش عبور می کند و از زخم روی سینه و دستش خون فواره می زند . برای لحظه ای چهره ناباورش را می بینم و دست دیگرش را که به شکلی سعی می کرد جلو خون ریزی سینه اش را بگیرد . سر که بالا می آورم برق شمشیر در حال پروازی را می بینم که خصمانه به سمت من می آید. قبل از ان که بدانم چه می کنم به شکل غریزی دستم را بالا می آورم شمشیر ضربه سنگینی را به سپرم وارد می کند . شمشیرم را با قوسی از پایین به بالا حرکت می دهم و شمشیر به مچ دست سرباز اصابت می کند و زخم عمیقی را بر جا می گذارد ، سرباز شمشیر را می اندازد کمی به جلو خم می شود و مچش را در آغوش می گیرد سواری به تاخت از کنارم عبور می کند و سر سرباز دشمن به پرواز در می اید . دوتا از سربازان دشمن را می بینم که شمشیر های شان را بر همان جوانکی که در صف کنار من بود فرود می اوردند در جایی دور تر نیزه ی دشمن سینه ی یک سرکرده را دریدند …
***
شب ، توی اردوگاه جشن بر پاست . بیشتر لشکر در حال رقص و خوردن و نوشیدن هستند و من به مادرها و به پدرها فکر می کنم ، به مادرم و به مادر کسانی که امروز کشتم ..
حمید حمید زاده فیلم ساز و شاعر: بزرگ ترین مشکل ما عدم همکاری نهادهای فرهنگی است
حمید حمید زاده فیلم ساز و شاعر:
بزرگ ترین مشکل ما
عدم همکاری نهادهای فرهنگی است
حمید حمید زاده فیلم ساز و شاعر متولد 1359 جیرفت مدیر مسئول موسسه فرهنگی و هنری «گدروزیای بدون مرز» ، تاکنون 14 فیلم مستند و داستانی ساخته است. و در جشنواره های متعددی از جمله مقام اول اولین دوره جشنواره ی فیلم نامه نویسی حوزه هنری با فیلم نامه «در بیابان های تشنه»، مقام سوم کارگردانی کشور در جشنواره «وقف، چشمه همیشه جاری» در بخش مستند با مستند کوتاه «بچه های دیلمقانی» و… حائز رتبه برتر گردیده است او برگزیده ی چندین دوره جشنواره ی شعر رضوی و دانشجویی نیز است روز 29 آبان ماه سال جاری مستند «سیرکان به روایت چهار سنگ» به کارگردانی او در رابطه با معرفی شهر سیرجان در پردیس دانشگاه آزاد اسلامی سیرجان اکران شد به همین بهانه با او گفتگویی انجام داده ام که می خوانید.
– تا آنجا که من می دانم سال های متمادی شعر کار می کردید و به این عنوان شناخته می شدید چه شد و از کی فیلم نامه نویسی و ساخت فیلم را شروع کردید ؟
شاملو می گوید: شعر در من عقده فرو خورده ی موسیقی بود برای من هم شعر عقده ی فرو خورده ی سینما بود به دلیل شرایط و موقعیتی که در آن زندگی می کردیم به سینما آن طور که باید و شاید دسترسی نداشتم با آمدن به کرمان از سال 1386 و آشنایی با انجمن سینمای جوان در آزمون ورودی این انجمن با رتبه دوم پذیرفته شدم و پس از طی مراحل مهارتی انجمن به واقع از آنجا کار فیلم سازی من شروع شد ولی قبل از آن هم من فیلم نامه هایی را نوشته بودم از سالهای 84 تا 86 هم، با تلویزیون و رادیو کرمان در مقام نویسنده و گزارشگر همکاری کردم.
– تاکنون چه فیلم هایی را کارگردانی کرده ای؟
اولین فیلم من مستند کوتاهی بود به نام «زیارت امیر» که زندگی نامه ی مادربزرگم بود آن روزها تنها امکاناتی که در اختیار داشتم یک حلقه فیلم و یک دوربین دی وی کم اجاره ای بود و این فیلم یک روزه ساخته شد و در انجمن سینمای جوان تدوین و در جشنواره ای هم مقام چهارم را به دست آورد. بعد از آن «بچه های دیلمقانی» ساختم ؛مستندی درباره ی پرورشگاه کودکان و ایتام بود که مقام اول استانی و کارگردانی سوم کشوری را بدست آورد و در ادامه فیلم های «تابستان نشاط انگیز» ، «ده بالای رمشک»، « راز» و فیلم کوتاه داستانی «گزیرو» با موضوع بومی و باورهای مردم مناطق جنوب کرمان را کار کردم و پس از آن با یک وقفه ی یک ساله مستند «سیرکان به روایت چهار سنگ» را ساختم که اخیراً اکران شد.
– مستند «سیرکان به روایت چهارسنگ» را پس از تجربه های متعددی ساختید این فیلم در چه رابطه ای است و با چه کسانی همکاری داشتید؟
این مستند اولین تولید موسسه فرهنگی و هنری «گدروزیای بدون مرز» بود و اهمیت این فیلم در این است که گروه فیلم ساز سه نفر ما با حضور مجتبی شول افشار زاده از نویسندگان خوب و شاگردان استاد ناصر تقوایی و دوست عزیز و هنرمندم جناب ناصر صبحی شکل گرفت و کار به شکل تقسیم کار و تخصصی انجام شد ؛حوزه پژوهشی و نویسندگی کار را مجتبی شول بر عهده داشت. کارگردانی، تدوین و صدا گذاری را من انجام دادم. این مستند در رابطه با فرهنگ، آداب، رسوم، تاریخ و موقعیت های اقتصادی و گردشگری سیرجان که در حد بضاعت و مجال فیلم مورد بررسی قرار گرفته اند.
– چه نهادها و یا اشخاصی در ساخت این فیلم با شما همکاری کردند؟
تنها حامی ما شهرداری سیرجان بود که با اندک هزینه ای این فیلم را حمایت کرد بخش اعظمی از هزینه ها توسط مؤسسه ی «گدروزیا» و هزینه های شخصی گروه ما تامین شد. دانشگاه آزاد سیرجان، میزبان اکران و مراسم نقد این فیلم بود و بسیاری از نشریات و خبرگزاریها از جمله نشریه «سخن تازه» ، روزنامه «پیام ما» خبرگزاری مهر و… پوشش خبری کار را انجام دادند که در همین جا از همه ی آنها تشکر می کنم.
– ساخت این فیلم بیش از یک سال طول کشید چرا برای یک فیلم مستند این همه وقت گذاشتید؟
این یک سال شامل مرحله پژوهش تا اکران فیلم می شود اما بیشترین زمان صرف تدوین و صداگذاری کار شد و این بدان علت بود که با طیف عظیمی از مخاطبانی روبرو بودم که جمعیت کامل یک شهرستان را تشکیل می دادند و این امر باعث شد تا با وسواس تمام و نهایت دقت این کار شکل بگیرد.
– موسسه فرهنگی و هنری «گدروزیای بدون مرز» سال گذشته به مدیر مسئول شما آغاز به کار کرد در این موسسه چه کارهایی انجام می دهید؟
موسسه ما یک موسسه ی چند منظوره محسوب می شود که در واقع معتبرترین مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای بخش خصوصی محسوب می شود. اساسنامه ی ما اساسنامه ای تقریباً کامل است که اکثریت کارهای فرهنگی و هنری را پوشش می دهد از جمله ساخت انواع فیلم ها، ورود به شبکه سینمای خانگی (پخش و توزیع و…)، برگزاری دوره های آموزشی فیلم سازی، بازیگری، عکاسی و انواع دوره های مهارتهای هنری دیگر، برگزاری جنشواره ها، سمینارهای فرهنگی و هنری، تدوین و مجموعه های مستند درباره مسائل فرهنگی هنری و تاریخی ایران و سایر کشورها.
– شما در زمینه های متعدد فرهنگی و هنری مثل تئاتر، روزنامه نگاری، شعر، عکاسی کارهایی انجام داده اید و تجربیاتی دارید آیا بهتر نبود در دنیای تخصص محور امروز یک کار هنری انحام می دادید؟
«تئاتر» تخصص من نیست ولی همیشه دوست داشتم این هنر را تجربه کنم و تئاتری با موضوع «کودکان کار» کارگردانی و اجرا کرده ام ؛در روزنامه نگاری هم از طراحی و صفحه آرای گرفته تا نوشتن یادداشت ، گزارش و تنظیم خبر در زمینه های فرهنگی، هنری و اجتماعی فعالیت داشته ام.
شعر کار هنری اولیه ام بوده است من از سال 79 شعر آزاد و غزل کار می کنم و دو دوره عضو هیأت مدیره انجمن شعر سبزواران بودم ؛یکی از غزل هایم به نام «هرچند که پس لرزه ی پاییز قرار است» در مجموعه ای که گزیده پانصد غزل شعر فارسی از رودکی تا کنون که به کوشش اکبر اکسیر و محمد حاجی زاده منتشر شده به چاپ رسیده است.
– اگر حرف خاصی دارید بفرمایید؟
در موسسه فرهنگی و هنری «گدروزیا» ما در دو بخش برنامه های فرهنگی و هنری داریم یک بخش مربوط به کرمان و داخل کشور است که در این زمینه از جمله طرح جایزه بزرگ سینمایی «روح انگیز» که برگرفته از نام روح انگیز سامی نژاد اولین بازیگر زن سینمای ناطق ایران در فیلم «دختر لر» است و تشکیل گروه هنرمندان جنوب شرق ایران شامل سه استان «کرمان، سیستان و بلوچستان و هرمزگان» که قصد داریم، با تعامل و همکاری هنرمندان مذکور برنامه های را به اجرا درآوریم از جمله طرح «هفته فرهنگی بلوچ» که تنظیم تفاهم نامه آن بین دو مدیر کل فرهنگ و ارشاد کرمان و سیستان و بلوچستان در حال انجام بود که با جابجایی مدیران این دو اداره کل مدتی به تعویق افتاد و دوباره در حال احیا و پیگیری آن هستیم موسسه ی ما با یک سری از انجمن ها و نهادهای فرهنگی- هنری بین المللی در حال مذاکره است تا بتوانیم برنامه های فرهنگی در سطح منطقه و جهان برگزار کنیم متأسفانه بزرگ ترین مشکل ما، عدم همکاری نهادهای فرهنگی است.
امروز 10 آذر برابر با یکم دسامبر
رضاشاه فروغی را برکنار کرد
رضاشاه پهلوی دهم آذر ماه 1314 به گونه ای غیر منتظره، محمدعلی فروغی را متهم به مساعدت و حمایت از بستگان کرد که شهرت سوء استفاده از مقام و منزلت اورا داشتند و از نخست وزیری برکنار ساخت و یکی از آن افراد هم که متهم به چنین سوء استفاده ای شده بود چند روز بعد اعدام شد. پس از برکناری فروغی، رضاشاه تلاش برای دور ساختن تدریجی ایران از نفوذ انگلستان را آغاز کرد. فروغی که در کابینه مهدی قلی هدایت (مخبرالسلطنه) وزیر امور خارجه بود در سال 1312 پس از کناره گیری هدایت، نخست وزیر ایران شده بود. در زمان نخست وزیری هدایت بود که قانون تمدید قرارداد نفت با انگلستان تصویب شده بود. کناره گیری هدایت به خواست رضاشاه و سه ماه پس از تصویب لایحه تمدید قرارداد نفت صورت گرفته بود. تمدید قرارداد نفت موسوم به قانون سال 1933 از قوانین ننگین و خیانت آلود ایران بشمار می رود زیرا که به موجب آن، مدت قرارداد و منطقه مشمول آن افزایش یافته بود. فروغی پیش از نخست وزیر شدن، مشاغل متعدد را پشت سر گذاشته بود و ازجمله در 1309 وزیر اقتصاد شده بود. وی پس از برکناری از نخست وزیری در 1314 به مدت شش سال مورد بی مهری رضاشاه قرار داشت و به او نزدیک نمی شد.
پایان کنفرانس سران در تهران
سران آمریکا، شوروی و انگلستان یکم دسامبر سال 1943 به مذاکرات مهم چهار روزه خود در تهران پایان دادند. آنان ژنرال دوگل رهبر فرانسه آزاد را به این کنفرانس دعوت نکرده بودند زیراکه میان دوگل و چرچیل صمیمیت قلبی وجود نداشت. دوگل سال بعد، در آذرماه، به تنهایی از تهران و مسکو دیدن کرد. در کنفرانس تهران، رهبران آمریکا و انگلستان تسلیم نظر استالین شدند که در ماه می 1944 در غرب اروپا، یک جبهه زمینی مشترک بر ضد آلمان به وجود آورند تا از فشار آلمان در جبهه شرق (خاک شوروی) کاسته شود . اصرارچرچیل به تقسیم آلمان پس از جنگ و دادن قسمتی از آن به لهستان پذیرفته شد [کاری که در پایان جنگ جهانی اول صورت گرفت؛ استخوان لای زخم] و با خواست استالین که اسلاوهای اروپا (ازلهستان تا یوگوسلاوی) در حیطه نفوذ شوروی قرار گیرند موافقت شد و استالین به روزولت قول داد که پس از پایان کار آلمان، در خاور دور برضد ژاپن وارد جنگ شود تا بارجنگی آمریکا در آن منطقه کاهش یابد. بخشی از مذاکرات تهران و تصمیمات سران سه قدرت محرمانه بود. گفته شده است که در کنفرانس تهران، سران سه دولت طرح قبلی متفقین را که پس از پایان جنگ، امور ایران به یک هیئت مدیره تا تعیین تکلیف نظام حکومتی و رئیس کشور در یک رفراندم سپرده شود رد کردند و در نتیجه قانون اساسی به همان صورت باقی ماند و همچنین محمدرضاشاه پهلوی. دلیل طرح قبلی که بلافاصله پس از اشغال نظامی ایران به میان آمده بود ناخرسندی شدید متفقین از رضاشاه بود که به آلمان (دولت هیتلر) نزدیک شده بود. «گذشت زمان = تاریخ» نشان داد که اجرای آن قسمت از تصمیمات کنفرانس تهران که مربوط به منطقه اسلاو نشین بود، پس از جنگ با کارشکنی آمریکا و انگلستان رو به رو شد و چرچیل شوروی را کشور «پشت پرده آهنین» لقب داد و ترومن تصمیم به محاصره و در قفس انداختن آن گرفت، یوگوسلاوی را تحریک به خروج از دائره نفود استالین کردند و به این سان جنگ سرد دو بلوک آغاز شد و بر ضد هم دست به تشکیل اتحادیه های نظامی زدند و جنگهای منطقه ای راه انداختند و این ماجرا 45 سال طول کشید که سرانجام با کمک شواردنادزه وزیر امورخارجه دولت گورباچف به سود غرب پایان یافت و نه تنها بلوک شرق بلکه شوروی هم از میان رفت و اینک دولتهای «کشورهای سابق بلوک شرق» به اتحادیه نظامی غرب (ناتو) پیوسته و مقامات برخی ازاعضای شوروی منحله هم در آرزوی پیوستن به این اتحادیه نظامی هستند!.
ادعای ارضی ژنرال عبدالکریم قاسم رهبر وقت عراق نسبت به ایران
یکم دسامبر سال 1959 (دهم آذر 1338) ژنرال عبدالکریم قاسم رئیس دولت وقت عراق نسبت به یک منطقه مرزی ایران در خوزستان ادعای ارضی کرد. این نخستین بار بود که یک رئیس دولت عراق ـ در آن تاریخ یک کشور 27 ساله ـ علنا چنین ادعایی کرده بود. وی در ژوئیه سال 1958 با یک کودتا ی نظامی خونین به نظام سلطنتی کوتاه مدت در عراق که ساخته و پرداخته انگلستان بود پایان داده بود. برخلاف تصوری که اوایل کودتا می رفت، قاسم یک نظامی مارکسیست بود نه ناصریست (ناسیونالیست عرب)، که سریعا هم به عضویت عراق در پیمان بغداد (بعدا: سنتو) پایان داد. ادعای قاسم سبب شد که دولت وقت ایران به واحدهای لشکر خوزستان و تیپ زرهی قزوین آماده باش دهد و از پادگانهای دیگر به خوزستان نیروی تقویتی بفرستد و دولت عراق را متقابلا متهم به نقض قرارداد سال 1937 کند.
جلسه شورای اقتصاد مقاومتی تشکیل شد کرمان آماده اجرای سیاستهای اقتصاد مقاومتی
جلسه شورای اقتصاد مقاومتی تشکیل شد
کرمان آماده اجرای
سیاستهای اقتصاد مقاومتی
جلسه شورای اقتصاد مقاومتی دیروز با حضور استاندار کرمان و جمعی از مسئولین در محل سالن پیامبر اعظم استانداری کرمان برگزار شد و مسئولان ادارات مختلف استان کرمان برای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی آماده شدند.
بدون وابستگی به نفت باید به توسعه رسید
معاون هماهنگی امور اقتصادی و توسعه منطقه ای استاندار کرمان در این جلسه با اشاره به تاکید رهبری که حرکت به سمت برنامه های جدید است، گفت: شرایط اقتصادی کشور ما پیچیده است و سال ها به نفت وابسته بوده است. محمدرضا فتوت تاکید کرد: در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی باید به گونه ای برنامه ریزی شود که بدون وابستگی به اقتصاد نفت به توسعه دست یافت.
رویکرد ما اقتصاد مقاومتی است
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی استان کرمان در این نشست با اشاره به سفر قریبالوقوع رئیسجمهور به کرمان اظهار داشت: به این منظور جلسات چهارجانبهای را با مدیران کل ادارات خواهیم داشت. جعفر رودری افزود: آئیننامه طرحهای قابل واگذاری دستگاههای دولتی به بخش خصوصی به دستگاهها ابلاغ شده و با توجه به اینکه این رویکرد براساس سیاستهای اقتصاد مقاومتی است، مدیران توجه لازم را داشته باشند. وی با اشاره به رسیدن لایحه بودجه به مراحل پایانی، گفت: مدیرانکل در روزهای باقیمانده مواردی را که لازم است، پیگیری کرده یا به سازمان برنامهریزی استان اطلاع دهند.
گردشگری یکی از محورهای اقتصاد مقاومتی است
مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان نیز در این نشست گفت: یکی از محورهای مهمی که در اقتصاد مقاومتی به آن پرداخته میشود، حوزه صنعت و گردشگری است و این امر در کشورهای توسعه یافته قابل مشاهده است. محمود وفایی با اشاره به برنامه توسعه اظهار داشت: با توجه به سیاست های ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب، یک تکلیف قانونی و شرعی بر عهده داریم و باید تلاش کنیم در یک برنامه پنج ساله تعداد گردشگران خارجی را به پنج برابر افزایش دهیم. وی افزود: باید یک برنامه عملیاتی مبتنی بر اقتصاد مقاومتی را تهیه و آن را اجرایی کنیم و جهت گیری ما به سمت سرمایه گذاری خصوصی است و در مرمت آثار تاریخی و باستانی بر این امر تاکید داریم. مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان افزود: برنامهریزیهای ما بر این است که 200 هزار گردشگر خارجی را در کرمان داشته باشیم و تحقق این شعار مبتنی بر همکاری همه دستگاهها و سرمایهگذاری عظیمی است که باید انجام شود.
معاون اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان نیز در این جلسه با اشاره به اینکه 27 هتل و 32 باب مهمانپذیر در استان کرمان وجود دارد، ادامه داد: یکی از شاخص های مهم در واحدهای اقامتی شب اقامت است که این میزان در حال حاضر 1.7 شب است و این میزان تا پنج سال آینده باید به 2.7 شب افزایش یابد. محمدحسین تجلی گفت: متوسط هزینه هر گردشگر در دنیا هزار و 700 دلار است که در صورت توسعه گردشگری خارجی در استان کرمان به طور متوسط هر گردشگر حدود هزار دلار هزینه خواهد کرد. وی با اشاره به وجود 27 مقصد گردشگری آماده سرمایه گذاری در استان کرمان گفت: در مجموع 10 هزار میلیارد ریال برای سرمایه گذاری در این حوزه نیاز است. تجلی افزود: از 615 بنا و ابنیه تاریخی موجود در استان کرمان، 77 باب قابل سرمایه گذاری و واگذاری به بخش خصوصی هستند. وی با اشاره به اینکه در حوزه صنایع دستی بیش از 300 رشته در استان کرمان وجود دارد افزود: 13 هزار و 102 نفر در حوزه صنایع دستی در استان کرمان مشغول به کار هستند که با توجه به افزایش کارگاه ها و آموزش های ارائه شده، این تعداد افزایش می یابد. تجلی بر ایجاد بازارچه صنایع دستی تاکید و خاطرنشان کرد: یک بازارچه صنایع دستی در شهربابک در دست احداث و راه اندازی است.
22 درصد بیلان منفی آب کشور مربوط
به کرمان است
مدیرعامل شرکت آب منطقه ای کرمان در این جلسه گفت: بیلان منفی سالانه استان کرمان 800 میلیون مترمکعب است این در حالی است که بیلان منفی کشور از ابتدای دهه 40 میزان 110 میلیارد مترمکعب بوده که 22 درصد بیلان منفی کشور مربوط به استان کرمان است. محمدرضا بختیاری با اشاره به اینکه در حال حاضر 100 میلیون مترمکعب کسری آب شرب در استان داریم، اظهار داشت: سرانه آب های سطحی در دسترس در کشور 1415 مترمکعب برای هر ایرانی است که در استان کرمان 1040 مترمکعب می باشد که نسبت به سرانه کشوری پایین است و هدف گذاری شده که طی برنامه پنج ساله این تفاوت را از بین ببریم. وی با اشاره به اینکه تامین بیش از 89 درصد از منابع آب زیرزمینی در استان استفاده می شود، گفت: برنامه ریزی شده که میزان برداشت از منابع زیرزمینی طی پنج سال به 66 درصد برسد. بختیاری با اشاره به اینکه سند جامع آب استان کرمان در راستای طرح همیاران آب تدوین شده است گفت: این طرح مصوبه وزارت نیرو را دریافت کرده است.
برای رسیدن به اهداف برنامه ششم
به اعتبار نیاز داریم
مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب روستایی استان کرمان نیز در این نشست گفت: شاخص بهره مندی روستائیان از آب آشامیدنی سالم در استان کرمان 67.5 درصد است که این میزان در کشور 76 درصد است. علی رشیدی با اشاره به شوری آب در برخی از مناطق استان کرمان تصریح کرد: 578 روستا با کمبود آب و 79 روستا با مشکل فلزات سنگین در آب مواجه هستند. وی ادامه داد: برای رسیدن به اهداف برنامه ششم توسعه در بخش فاضلاب به 126 میلیارد تومان اعتبار نیاز است.
بانوی افتخارآفرین ورزش ایران صبح دیروز با استقبال پرشور مردم وارد کرمان شد
تندیس زهرا نعمتی ساخته می شود
زهرا نعمتی، بانوی افتخارآفرین ورزش ایران و کرمان صبح دیروز وارد کرمان شد و مورد استقبال مردم و مسئولان کرمان قرار گرفت.
علیرضا رزم حسینی دیروز در آیین تجلیل از زهرا نعمتی، بانوی افتخارآفرین ورزش ایران و کرمان در محل استانداری کرمان گفت: جای شکر دارد که در استان کرمان فرزندان ارزشمندی حضور دارند که در صحنه های ملی و بین المللی می توانند افتخار آفرینی کنند. استاندار کرمان در ادامه گفت: افتخار آفرینی این امر تنها مربوط به ورزش نیست و درسایر عرصه ها از جمله عرصه علمی نیز همین گونه است. باید به مردم شریف کرمان تبریک گفت که از این آب و خاک چنین فرزندانی پرورش می یابند که مایه افتخار کشور هستند. وی با حضور همراه با حجاب و پوشش اسلامی زهرا نعمتی در عرصه های مختلف جهانی اشاره کرد و ادامه داد: این بانوی افتخار آفرین با حجاب اسلامی خود توانستند ثابت کنند که یک بانوی محجبه نیز می تواند در عرصه های مختلف حضور یابد و موفق باشد. رزم حسینی گفت: این ورزشکار ارزشمند با آسیبی که دارد، مقابله و ثابت کرد که می شود با وجود آسیب های جسمانی، در صحنه حضور یافت و افتخار آفرین شد. وی تاکید کرد: جای تبریک دارد که برای اولین بار در تاریخ ایران یک ورزشکار معلول از افراد سالم در المپیک پیشی گرفته است . نماینده عالی دولت در استان کرمان در ادامه سخنان خود گفت: توجه ویژه ای در سند ورزش استان کرمان که حدود 9 ماه قبل در استان کرمان به اجرا درآمده است به عدالت ورزشی شده و امکانات ورزشی بخصوص برای معلولین فراهم گردیده. وی با اشاره به اینکه درحد بضاعت استان از ایشان حمایت خواهیم کرد، بیان کرد: در موزه شهر کرمان که دی ماه سال جاری افتتاح خواهد شد، از تندیس «زهرا نعمتی» رونمایی خواهیم کرد تا در کنار عطا احمدی و دیگر چهرههای استان به یادگار باقی بماند و همه کسانی که از این موزه بازدید میکنند این شخصیتهای پرافتخار را بشناسند. استاندار کرمان اعلام کرد برای حمایت از خانم نعمتی در بحث مسکن تلاش می کنیم و هرکاری در این زمینه بتوانیم انجام می دهیم. همچنین از شورای شهر کرمان درخواست کرد، میدان یا خیابان مناسبی به نام «زهرا نعمتی» نامگذاری شود.
زهرا نعمتی موجب افتخار کرمانی هاست
در این مراسم توسط اداره کل ورزش و جوانان استان کرمان یک دستگاه خودرو پژو پارس به خانم نعمتی اهداء شد. همچنین از سوی استاندار کرمان به ورزشکاران جانباز و معلولی که موفق به کسب سهمیه شده اند، از جمله پیمان نصیری 15 سکه طلا، و به رهام شهابی، صادق رحیمی، سمیه عباسپور و محمدرضا مهنی نسب هر کدام پنج سکه طلا اهدا شد. مدیرکل ورزش و جوانان استان کرمان گفت: وظیفه داریم به عنوان مردم و مسئولان کرمان از این ورزشکاران که تمام تلاش خود را به کار بده اند تا به افتخار آفرینی برسند، تقدیر به عمل آوریم. محمود محمودی نیا افزود: طبق فرموده مقام معظم رهبری، ورزشکاران سفیران جمهوری اسلامی هستند و خانم زهرا نعمتی یکی از این ورزشکارانند که موجب کسب اعتبار برای ایران شده و موجب افتخار کرمانی ها هستند. وی اظهار کرد: وقتی خانم نعمتی به عنوان یک بانوی مسلمان باحجاب به عنوان سفیر صلح یونسکو مطرح می شود، یک اعتبار و افتخار بزرگ برای کشور است که با صرف میلیاردها تومان نیز شاید نتوان به این اعتبار رسید.
زهرا نعمتی یک الگوی جهانی است
فاطمه سادات حسینی مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری کرمان گفت: زهرا نعمتی یک پدیده تاریخی و یک الگوی جهانی است که با وجود آسیب های جسمانی توانستند در حوزه ملی و بین المللی افتخارآفرینی کند. این بانوی ورزشکار با حفظ حجاب و جایگاه یک زن مسلمان توانسته است این افتخارات را کسب کند. تاکید کرد: خانم نعمتی به عنوان یک الگو برای زنان و مردان است که با عزم راسخ و پشتکار خود توانستند ثابت کنند که برای رسیدن به اهداف و آرمان های مقدس هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع باشد .همه نهادها و بخش های خصوصی باید از خانم نعمتی حمایت کنند تا در المپیک و پارالمپیک برای کشور افتخار آفرینی کنند. مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری کرمان ادامه داد: بانوان ثابت کرده اند با تلاش و همت خود می توانند مایه عزت نظام و انقلاب باشند.
بیش از یک میلیون و 800 هزار زائر ایرانی وارد عراق شده اند
بیش از یک میلیون و 800 هزار زائر ایرانی وارد عراق شده اند
سرکنسول جمهوری اسلامی ایران در کربلای معلی گفت: بیش از یک میلیون و 800 هزار زائر ایرانی به طور قانونی برای شرکت در مراسم اربعین حسینی وارد عراق شده اند. میر مسعود حسینیان در گفت وگو با ایرنا افزود: پیش بینی می شود که تا روزهای آینده شمار زائران حسینی ایرانی وارد شده به کربلای معلی از مرز دو میلیون و 300 هزار نفر عبور کند. رییس ستاد اربعین کربلا با اشاره به امکانات ایجاد شده برای اسکان زائران ایرانی در شهر مقدس کربلا، اظهار داشت: برای یکصد هزار زائر ایرانی در کربلای معلی محل اسکان و دیگر خدمات به طور رایگان ایجاد شده است.
وی با بیان این که برای اسکان زائران ایرانی مراسم اربعین حسینی در کربلای معلی 30 اردوگاه اسکان، ایجاد شده است، تصریح کرد: ظرفیت هر اردوگاه زائران حسینی ایرانی بین یک هزار تا 15 هزار نفر می باشد و در کنار این اردوگاهها شماری از مساجد و مدارس کربلا را نیز برای اسکان زائران ایرانی تجهیز کرده ایم.
بازار ارز متعادل
می شود
رئیس کل بانک مرکزی با بیان اینکه همه نوسانات بازار ارز تحت نظر است، گفت: امیدواریم بزودی در بازار ارز به وضع تعادل برسیم. به گزارش ایرنا؛ ولی الله سیف دیروز درجمع خبرنگاران، با بیان اینکه قیمت ارز در سال گذشته به دلیل تقاضای فصلی به 3600 تومان افزایش یافت اما در پایان سال با کاهش مواجه شد، گفت: شرایط فعلی بازار ارز طبیعی است. وی با اشاره به تصمیم ایجاد بورس نقدی ارز، گفت: این بورس برای ایجاد تعادل در بازار ارز و پوشش ریسک معاملات ارزی است.
سیف افزود: ایجاد بورس نقدی ارز در شورای عالی بورس تائید شده و ما نیز نظر خود را اعلام کردیم اما زمان معرفی و آغاز به کار این بازار بستگی به پیش نیاز هایی دارد. رئیس کل بانک مرکزی، یکسان سازی نرخ ارز را از جمله این نیازها برشمرد و گفت: باید اقداماتی برای افزایش مناسبات بین المللی بین بانکی و برداشتن تحریم ها انجام شود تا بعد از آن نیز اوراق مشتقه ارزی در بازار بورس عرضه شود.
امضای هشت سند همکاری بین ایران و مجارستان
امضای هشت سند همکاری بین ایران و مجارستان
ایران و مجارستان به منظور تعمیق و توسعه روابط، هشت سند و یادداشت تفاهم همکاری امضا کردند. به گزارش ایرنا، پیش از ظهر دیروز در جریان سفر ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان به ایران پس از نشست مذاکرات مشترک هیات های عالی دو طرف که در مجموعه تاریخی- فرهنگی سعد آباد تهران برگزار شد، هشت سند و یادداشت تفاهم همکاری توسط وزرای دو کشور امضا شد. یادداشت تفاهم همکاری و رایزنی های سیاسی میان وزارت امورخارجه ایران و وزارت خارجه و تجارت مجارستان، موافقتنامه اجتناب از اخذ مالیات مضاعف و جلوگیری از فرار مالیاتی از جمله این هشت سند بود که در حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهوری و ویکتور اوربان نخست وزیر مجارستان که توسط وزرا و مقامات مربوطه به امضا رسید. موافقتنامه همکاری های اقتصادی، تشویق سرمایه گذاری، یادداشت تفاهم در زمینه میراث فرهنگی و گردشگری، برنامه مبادلات فرهنگی، علمی و آموزشی، یادداشت تفاهم همکاری های پزشکی و بهداشتی و موافقتنامه همکاری در زمینه فناوری ارتباطات دیگر سندهایی بود که امروز بین مقامات ایران و مجارستان به امضا رسید.
برای پیدا کردن شهادت دشتها و کوهها را پیمودهام
برای پیدا کردن شهادت دشتها و کوهها را پیمودهام
سردار سلیمانی گفت: رکن آبادی یک شخصیت انقلابی بود که به دیپلماسی معنای تازهای بخشید؛ او زیر بمبارانهای رژیم صهیونیستی علیه لبنان در جنگ ۳۳روزه نقش مهمی در حفظ شیرازه لبنان در برابر این تهاجم داشت. سردار قاسم سلیمانی در گفتگو با خبرنگار پایگاه تحلیلی خبری الوقت در تهران گفت: شهادت در منا و پس از مناجات در عرفات و در سرزمین وحی برای آقای رکن آبادی یک پایان افتخارآمیز بود؛ وی با جهاد در راه خدا، به دیپلماسی رنگ و بوی دیگری بخشیده بود. سردار سلیمانی در این گفتگو که در دفتر کار وی در تهران صورت گرفت، رکن آبادی را یک شخصیت انقلابی نامید که به دیپلماسی معنای تازهای داده است. او گفت: «رکن آبادی زیر بمباران های وحشیانه رژیم صهیونیستی در جنگ ۳۳روزه تابستان 2006 میلادی، نقش مهمی در حفظ شیرازه لبنان در برابر این تهاجم داشت». فرمانده نیروی قدس سپاه در واکنش به شایعات گستردهای که درباره مجروح یا شهید شدن وی منتشر شده است، خندید و گفت: «این ها چیزهایی است که دشت ها و کوه هایی را برای پیداکردنش پیمودهام».
کارشکنی در حل سیاسی بحران یمن با امنیت منطقه ای در تعارض است
کارشکنی در حل سیاسی بحران یمن با امنیت منطقه ای
در تعارض است
معاون عربی افریقایی وزارت امور خارجه گفت:کارشکنی و تعلل برخی بازیگران داخلی و خارجی در تمرکز بر راه حل سیاسی در تعارض با امنیت جمعی منطقه ای است. به گزارش ایرنا، حسین امیرعبداللهیان که همراه هیاتی بریاست دکتر ولایتی ظهر دیروز از دمشق وارد لبنان شد در بیروت گفت: تداوم تجاوزات علیه یمن ،آمار کشتار زنان، کودکان و غیرنظامیان و خسارات انسانی را بشدت افزایش داده است و این در حالی است که سازمان ملل در کاهش آلام انسانی و شکسته محاصره انسانی مردم مظلوم یمن اقدام موثری را انجام نداده است. وی که به همراه هیئتی به سرپرستی علی اکبر ولایتی مشاور مقام معظم رهبری در بیروت بسر می برد،اضافه کرد:ادامه سیاست جنگ ورزی و سکوت جامعه جهانی در قبال یمن ، فرصت رشد فزاینده جریان جدید تروریستی را در یمن فراهم ساخته که نگران کننده است وطرف هایی که از سیاست تجاوز و جنگ در یمن حمایت می کنند باید بدانند که یمن برنده نظامی نخواهد داشت و تنها مردم مقاوم یمن برنده نهایی این عرصه خواهند بود.
معاون وزیر امور خارجه تصریح کرد:کارشکنی و تعلل برخی بازیگران داخلی و خارجی در تمرکز بر راه حل سیاسی در تعارض با امنیت جمعی منطقه ای است. امیرعبداللهیان در عین حال گفت: تهران از گفت وگوی یمنی-یمنی با محوریت سازمان ملل حمایت می کند. به گزارش ایرنا بحران یمن در حالی طی روزهای اخیر تحت الشعاع برخی اتفاقات مثل حوادث تروریستی پاریس و ساقط شدن هواپیمای روسیه توسط ترکیه قرار گرفت که این کشور ماههاست زیرشدیدترین حملات هوایی ائتلافی از کشورهای عربی به سرکردگی عربستان سعودی قرار داد.
احمدی نژاد قصد ورود به عرصه سیاسی کشور را ندارد
احمدی نژاد
قصد ورود به عرصه سیاسی کشور
را ندارد
بهمن شریف زاده، روحانی نزدیک به احمدی نژاد معتقد است که رئیس دولت های نهم و دهم فعلا بنای ورود به سیاست ندارد.
شریف زاده در گفتگو با هفته نامه «طلوع صبح» درباره برخی اخبار در مورد کلاس های تفسیر قرآن مشایی و زمین کشاورزی که خریده است، می گوید: نمی دانم این خبرهای بامزه از کجا می آید اما همین قدر بدانید که مشایی اصلا هیچ کلاسی ندارد چه برسد به کلاس تفسیر قرآن! درباره زمین هم باید بگویم وقتی مشایی هنوز مستاجر است چطور امکان دارد زمینی خریداری کرده باشد! وی ادامه می دهد: البته به دلیل اینکه صاحب خانه قبلی می خواست خانه اش را بسازد مشایی اکنون در خانه ای جدید مستاجر است.
او درباره جدایی احمدی نژاد و مشایی می گوید: این دو با هم فامیل هستند و نمی توانند همدیگر را نبینند اما آقای مشایی مدت دو سال است که از سیاست کنار رفته اند، البته این بدان معنا نیست که نظری درباره سیاست نداشته باشند اما اصلا دخالتی در کارهای سیاسی نمی کنند. اینکه می گویند مشایی و احمدی نژاد جدا شدند و همدیگر را ملاقات نمی کنند کمی خنده دار است بالاخره اینها فامیل هستند و همدیگر را می بینند.
وی ادامه می دهد: منظور از جدایی، دوری سیاسی و دخالتی است که در مسایل سیاسی داشته باشند است که ندارند. شریف زاده بالافاصله بعد از این جمله می گوید: البته احمدی نژاد هم برنامه ای سیاسی ندارد و کلا یا فعلا قصد حضور در عرصه سیاست را ندارد.
او تاکید می کند: احمدی نژاد قصد ورود به عرصه سیاسی کشور را ندارد، مجلس و ریاست جمهوری را که می دانم ندارد اما معلوم نیست بعدا هم نداشته باشد. او می گوید البته این مطالعه تنها فعالیتی نیست که رییس دولت نهم و دهم امروزه پیش گرفته و احمدی نژاد در کنار این کار به بررسی و کشف ترفندهای نفوذ استکبار مشغول است و می توان گفت نشان دادن تاکتیهای استکبار جهانی را پیش گرفته اند.
برای این مهم هم هدفی وجود دارد و الان دوستان احمدی نزاد با هم می نشینند و از ارمانهای امام خمینی می گویند تا با مرور این آرمانها یادآوری کنند گه چطور می شود جلوی خروج انقلاب از مسیرش را گرفت.
برخوردهای غیرقانونی از هر طرف محکوم است
برخوردهای غیرقانونی از هر طرف محکوم است
دبیر کل جامعه اسلامی مهندسین گفت: هرکس قصد ورود به انتخابات را دارد باید تکلیفش را با فتنه 88 مشخص کند. گزیده صحبت های محمدرضا باهنر در نشست خبری صبح دیروزش را به نقل از خبرآنلاین بخوانید:
برای گرم کردن فضای انتخاباتی، باید چهار پنجم وقتمان را صرف «ایجاد وحدت» بکنیم! این تنها مشکل ما نیست و مشکل اصلاح طلبان و اعتدال گرایان هم هست.
تشکیل جمعیت رهروان ولایت تکذیب شد.
لیست های مطرح اصولگرایان در تهران حداکثر دو لیست خواهند بود اما لیست های پراکنده همیشه هست.
ما حرکت های خود سرانه را محکوم کرده ایم و معتقدیم برخوردهای غیرقانونی از هر طرف محکوم است. دستگاه های امنیتی باید با این قبیل حرکت ها برخورد و مراقبت کنند.
«اصولگرایان تند» می گویند نرم ها را اخراج کنید! اما این غلط است. طبیعی است اصلاح طلبان به بخشی از نیروهای ما طمع کنند تا آنها را جذب کنند. ما هم باید این کار را بکنیم. ما اصولگرایان متاسفانه نیروهایی داریم که اختلافاتشان با هم قبیله ای است.
در زمان تبلیغات مجلس سوم برخی از دانشجویان اصلاحطلبان مرا بازداشت کردند البته حد آنها پایین تر بود که بخواهند با ما این کار را کنند.
کارگزاران می گوید ما مرکز هستیم و گروه های دیگر هم همین را می گویند. در میان اصولگرایان هم همین وضع است. این شرایط فقط مخصوص اصلاح طلبان و یا اصولگرایان نیست.
{در پاسخ به ممنوع التصویری رئیس دولت اصلاحات} دادستانی یکسری اختیارات قانونی دارد، ولی در باره اینکه چه کسی چه چیزی اعلام کرده را دیگر من نمی دانم.
آنها باید تکلیفشان را با فتنه 88 مشخص کنند. فتنه 88 یک توطئه عظیم بود و هر کس بخواهد وارد عرصه انتخابات شود، باید موضعش را درباره فتنه روشن کند.
«امام جماعت یک مسئولیت ساده در اسلام است»، حتی برای چنین مسئولیتی هم اصل بر برائت نیست و باید احصا شود که او عادل است و بعد به او اقتدا کرد.
