بایگانی مطالب نشریه

زردی وضعیت از من سفیدی یخه‌ام از او

زردی وضعیت از من

سفیدی یخه‌ام از او
اندر روایات و حکایات آمده است که سالها پیش طبیبی در پایتخت می‌زیست که شهره‌ی آفاق بود به اعتدال تا آنجا که می‌گویند آمپول راهم نه به چپ و نه به راست که روی بازوی بیمار می‌نواخت. وی به مجرد انقراض سلسله‌ی مهرورزان به طبیب‌الممالکی برگزیده‌شد و ملک را از طب نوین معتدل و بهداشت‌میانه‌روی لبریز کرد. در توانمندی و حاذق بودن وی این حکایت بس که می‌گویند :
در همان دوره‌ی مدیریت معتدلان چون مردم هم به کیش حاکمان خویش بودند سرما بسیار خلق را می‌آزرد تا جائی که یک سال هنوز زمستان فرا‌نرسیده برودت پائیز ۳۰ تن از اهالی یکی از بلاد را به کام مرگ کشاند و دریافتند که این کار سرمای پائیز به تنهایی نیست، بلکه بیماری عجیبی به نام آنفلوآنزای آهو نشان(در آن زمانه نظارت بر کاتبان تاریخ شدید تر بوده) هم به قصد دشمنی با مردمان مهربان و اهل اعتدال ساز جنگ را کوک کرده و باعث جان‌باختن ۳۰ تن از ایشان شده بود و بقیه‌ی مردم آن دیار را هم هراس از ابتلا و صدمات (خدای ناکرده) جانی به پوشیدن نقاب و بستن پارچه‌ای بر بینی و دهان واداشته بود(توقع ندارید که در آن زمان ماسک‌های یکبار مصرف داشته باند؟) و این داستان اکثر ساکنین آن شهررا نقاب‌دار کرده بود و نگرانی‌ های فراوان هم برای مدیران معتدل فراهم شده بود تا جائی که قرار بر این می‌شود که طبیب‌الممالک را به آن دیار بفرستند برای رتق و فتق امور هرچند هنوز معلوم نیست دقیقا کدام‌یکی از وکلای مردم وزیرالاطبا را به آن شهر آورد زیرا در هیچ منبعی بدون جنگ و جدال ذکر نشده که * چه کسی وزیر را آورد؟
خلاصه طبیب‌الممالک تا خبر زرد بودن وضعیت بلاد سرماخوردگان منتشر می‌شود،خود را با تمام سرعت به آن ولایت می‌رساند و کم‌تر از بیست ساعت به تنهایی و چنان اعتدال گرایانه زردی وضعیت را به سفیدی موقعیت تبدیل می‌کند که در حکایات آمده کاری که طبیب‌الدوله با وضعیت رزد کرد هیچ وایتکس و سفید کننده‌ای با لباس‌ها نکرد.
بیت:
دوش آمد کسالتی در شهر
همچون حمله‌ای از سر قهر
هم مبارز و عارف و عامی
همه مبتلا گشتند به ناکامی
آمد از سوی اعتدالیون ناگاه
یک طبیبی به سمت درمانگاه
کرد بی‌رنگ وضعیت را زود
توبگو که همچو وایتکس بود
خلاصه طبیب‌الدوله‌ی معتدل با سرعت همه‌ی بیماران را شفا داد و چند‌تنی هم از تعداد مردگان کاست به شکلی که عده‌ای از اعتدال دوستان شایعه کرده‌بودند وی با دم مسیحایی‌اش این مردگان را زنده نموده وگرنه چه راه دیگری برای کاهش تعداد جان‌باختگان هست و با این شایعات قصد داشتند وی را از طبیب‌الدوله بودن به طبیب‌الممالکی برسانند که هنوز اسنادی از آینده‌ی آن طبیب بزرگوار در دسترس محققین در زمینه‌ی تاریخ قرار نگرفته است.
اما نگارنده حدس می‌زند چنین معجزه‌گری تا سال‌های سال خدماتش را پیش کش اعتدالیون و مردم معتدل‌ بلاد می‌کند . باشد که خداوند این مملکت را از آنفوآنزاهای مختلف و وضعیت‌های غیر سفید حفظ کند.

واکنش ها به توهین سریال «شهرزاد» به کرمان ادامه دارد از اعتراض نماینده کرمان تا پاسخ کارگردان

واکنش ها به توهین سریال «شهرزاد» به کرمان ادامه دارد
از اعتراض نماینده کرمان تا پاسخ کارگردان

اعتراض ها به سریال شهرزاد ادامه دارد. سریالی که در شبکه نمایش خانگی پخش می شود. در آخرین قسمت پخش شده این سریال به شهر و مردم کرمان توهین شده است. در دقایق 25 تا 28 قسمت هشتم این سریال که یکشنبه گذشته پخش شده است، پریناز ایزدیار که نقش شیرین، دختری افاده ای و ایرادگیر، را بازی می کند، پس از سه ماه اقامت در کرمان به تهران و نزد پدرش برمی گردد و عبارات نامناسبی را درباره کرمان به کار می برد. همین موضوع باعث شد کرمانی ها شدیدا به سازندگان این سریال اعتراض کنند. اعتراضاتی که از فضای مجازی شروع شد، با اظهارات مسئولان مختلف کرمان در گفت و گو با پیام ما ادامه یافت و در نهایت به نطق نمایندگان کرمان در مجلس ختم شد.
زاهدی: شکایت می کنیم
روز گذشته محمد مهدی زاهدی نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی از سریال «شهرزاد» انتقاد کرد. به گزارش خبرآنلاین محمد مهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در تذکری در جلسه علنی دیروز مجلس اظهار کرد: اخیرا سریالی تحت عنوان سریال شهرزاد که از نمایش های خانگی و به کارگردانی فردی به نام ح.ف است توهین جدی به مردم بصیر و ولایت مدار کرمان کرده که جای تاسف است اجازه پخش چنین سریال‌هایی داده می‌شود. وی افزود: از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهیم با این موضوع برخورد کنند و نسبت به جمع آوری آن اقدام کنند و شکایت به قوه قضاییه نیز انجام شود که خود ما هم پیگیر آن هستیم. گفتنی است امروز هم قرار است محمد مهدی زاهدی که ریاست مجمع نمایندگکان استان کرمان را برعهده دارد در ارتباط با توهین این سریال به مردم کرمان را به وزیر ارشاد کتبا تذکر دهد.
واکنش کارگردان سریال «شهرزاد» به اعتراضات
حسن فتحی، کارگردان سریال شبکه نمایش خانگی «شهرزاد» در آستانه انتشار قسمت نهم سریال به انتقادات برخی هموطنان کرمانی نسبت به یک دیالوگ در این مجموعه واکنش نشان داد. به گزارش روابط عمومی سریال شهرزاد،کارگردان این سریال، ضمن اظهار تاسف از سوءتفاهم پیش آمده در رابطه با شهر کرمان در یکی از قسمتهای این سریال اظهار کرد: جایگاه فرهنگی و اقتصادی رفیع مردم هنرپرور کرمان در تاریخ ایران بر کسی پوشیده نیست و مایه مباهات است. او با توجه به قسمت های بعدی سریال «شهرزاد»، این چنین توضیح داد: در بخشی از قسمت یازدهم سریال نه تنها معلوم می شود که خانواده شیرین که در واقع -شخصیت منفی و افاده ای قصه است- کرمانی نیستند بلکه مردم نجیب و نازنین کرمان مورد ستایش قرارمی گیرند.
برای امضا نامه اعتراضی مردم کرمان به سریال شهرزاد می‌توانید کد روبرو را با تلفن هوشمند خود اسکن نماید و یا به نشانی اینترنتی payamema.ir/shahrzad مراجعه نماید.

هشدار یخ زدگی کنتورهای آب

هشدار یخ زدگی کنتورهای آب
عباس سالاری مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب رفسنجان درباره یخ زدگی کنتورهای آب هشدار داد و افزود شهروندان می توانند با عایق نمودن دور کنتور به وسیله پشم شیشه، گونی ،موکت و سایر الیاف مصنوعی در محفظه کنتور» و «عایق بندی لوله های آب در فضای باز ساختمان « از یخ زدگی کنتور و انشعابات جلوگیری کنند. همچنین اعلام کرد ریختن آب جوش بر روی کنتور، روشن کردن آتش در حوضچه کنتور و باز گذاشتن شیر آب برای رفع یخ زدگی کنتور و لوله های آب باعث آسیب جدی به کنتور های آب خواهد شد، بنابراین شهروندان محترم در صورت مشکل یخ زدگی از دستکاری کنتور جدا خود داری کنند و با مرکز امداد آب 122 این شرکت تماس بگیرند.

عملیات آبرسانی به جبالبارز 80 درصد پیشرفت دارد
اکبر مشایخی مدیر امور آب و فاضلاب شهرستان جیرفت در رابطه با عملیات آبرسانی شهر جبالبارز اعلام کرد: تاکنون 120 میلیارد ریال اعتبار برای اجرای این طرح شامل احداث دو مخزن 500 متر مکعبی، دو ایستگاه پمپاژ و 25 کیلومتر خط انتقال آب و حفر دو حلقه چاه هزینه شده است. پیشرفت فیزیکی این طرح 80 درصد است که با تکمیل آن، مشکل آب شهر جبالبارز مرکز این بخش مرتفع می شود. در طرح انتقال آب شهر جبالبارز، آب مورد نیاز از حاشیه شهر جیرفت تامین می شود و از طریق پمپاژ به این شهر می رسد. شهر جبالبارز مرکز این بخش با هفت هزار نفر جمعیت در فاصله 36 کیلومتری مرکز شهر جیرفت واقع شده است. وی خاطرنشان کرد: تکمیل این طرح آبرسانی نیازمند احداث دو مخزن 500 متر مکعبی دیگر به همراه دو ایستگاه پمپاژ آب در طول مسیر و یک مخزن 5 هزار متر مکعبی در ابتدای خط انتقال و اجرای 3 کیلومتر خط انتقال است که برای اجرای آنها به 60 میلیارد تومان اعتبار نیاز می باشد که 550 میلیارد ریال به آن اختصاص یافته است.

یک نماینده مجلس:
مرتضوی هنوز فکر می کند قاضی است!
به گزارش خبرآنلاین، سیدحسین دهدشتی در نطق میان دستور دیروز خود در مجلس با بیان اینکه زنجانی با صحبت های خود سیستم قضایی و امنیتی را به سخره می گیرد و مرتضوی دردادگاه همچنان تصور می کند قاضی است، با محافظِ مسلح وارد دادگاه می شود و به جای اینکه دادگاه وقت دادرسی تعیین کند ایشان برای دادگاه تعیین وقت می کند.
او چه فرقی با سایر متهمان دارد؟ مگر نه این است که در پیشگاه قانون همه با هم برابرند؟ نکند خدای نکرده سابقه قاضی ودادستان بودنش در برخورد قوه ی قضاییه با او تاثیر گذاشته است؟ داستان اختلاف مرد مسیحی و حضرت امیرالمومنین(ع) بر سر زره، در زمان خلافت ایشان و حضورشان در محکمه را به خاطر آورید و با این رفتار مقایسه کنید؟ وی افزود: سخنگوی قوه قضاییه ممنوع الخروجی مرتضوی را رسما اعلام می کند، اما در مورد لغو بی سر و صدای آن کمترین اطلاع رسانی انجام نمی شود. با ارسال پیام نایب الزیاره ای ایشان متوجه میشویم که خارج کشور بوده و دعاگوی ملت ایران به ویژه بیمه شدگان است! آیا ممنوع الخروجی ایشان لغو شده ! یا مسایل دیگری در بین است ؟ دهدشتی تصریح کرد: آقایان مسوول! آقای خاوری هم قبل از خروج از کشور، محاسن داشت، چفیه برگردن می انداخت و در راهپیمایی ها شرکت می کرد و ارزشی می نمود. همین ظاهرپسندی ها موجب هدر رفتن هزاران میلیارد از سرمایه های کشور شد.

بازی با محمد علی کریمی

برادرم، من که گفتم نباید کاندیدا بشم.شما اصرار کردید.حالا با آبروی من بازی شده و … » این مکالمه را هیچگاه فراموش نمی کنم . زمانی که محمد علی کریمی نامزد اصلاح طلبان کرمانی شده بود و در طبقه فوقانی ستادی به نام «کرمان سلام» در کوچه شماره ۱۰ خیابان هزارویکشب (که برای حمایت از وی تدارک دیده بودم )مهمان ما شده بود و مشغول صحبت با حسین مرعشی بود. گفت و گویی که بعد از عدم احراز صلاحیت وی توسط شورای نگهبان پس از اعلام نتایج بررسی صلاحیت ها انجام می شد. هیچ کس فکر نمی کرد استاندار اسبق کرمان در شورای نگهبان دچار مشکل شود. اما شد. هر چند در ادامه توانست از ماجرا جان سالم به در ببرد.
کریمی را همه به خضوع و خشوع می شناسند، او آرام راه می رود، با آرامش سخن می گوید و کمتر دیده شده که پرخاش کند. وی تنها استانداری است که از سوی رهبری مورد تمجید قرار گرفته و تجربه بزرگ مدیریت بحران بعد از زلزله «بم» را بدوش می کشد. کریمی سابقه معاونت استانداری ، استاندار بودن و نمایندگی مردم در مجلس را هم در کیسه دارد.
در ماههای گذشته در مصاحبه با یک رسانه محلی از عدم تمایلش به بازی در زمین سیاست گفته بود.وی در گفت و گو با ماهنامه عصرانه می گوید:«اصلا مایل به بازگشت به فضای سیاسی نیستم.البته ما ناخواسته آلوده فضای سیاسی هستیم اما در حال حاضر خودم را به هیچ وجه فعال نمی‌دانم و ترجیح می‌دهم این فاصله حفظ شود.»
روز گذشته اما وب سایت نزدیک به گردانندگان همان ماهنامه «عصرانه» دلایلی را برای به صحنه آمدن کریمی آورده و در چهار دلیل به لزوم حضور استاندار دولت اصلاحات در انتخابات مجلس پیش رو تاکید کرده است. دلایلی که هر کدام جای بحث دارد.
مقاله نویس در یادادشتش در وبسایت «گفتار نو» سعی داشته با ترکیب دلایل خودساخته،در قالب متنی تحلیل گونه و به مدد روانشناسی ادبیات کریمی و پیوند آن به فضای سیاسی در نهایت ماموریت خویش که الزام حضور «محمد علی کریمی» در انتخابات است رابه وی القا کند. ماموریتی که گمان این می رود از بالا دست به نویسنده دیکته شده است.
ستون نویس «پز جوانگرایی» را بهانه حذف چهره های جوان در لیست موسوم به اصلاح طلبان قرار داده و از انجا به شاخه اعتدال گریزی زده تا پیوندی مبارک را با اعتدالیون حامی دولت رقم زده باشد تا قند در دل مخاطبش آب شود.
اما آیا همه این دلایل برای خارج کردن کریمی از گوشه عافیت و آوردنش به رینگ بازی انتخابات کافی خواهد بود؟
این شائبه وجود دارد که پس از منتفی شدن حضور دعایی در انتخابات مجلس کرمان طیف مرعشی بار دیگر بی مهره شده و به سراغ السابقون رفته باشند. اما به نظر می رسد کریمی ۹۴ حالا با اصرار بالا دستی یقه چاک نمی دهد. او می داند که این تو بمیری دیگر از آن تو بمیری ها نیست. حالا موضوع بررسی صلاحیت ها بعد از انتخابات پر حاشیه ۸۸ حکایت تازه ای پیدا کرده است.
بیم ها و امیدها جدی تر شده و کریمی پرونده حضور در مجلس هشتم را در کارنامه خود دارد. پرونده ای که رای دادن به «صادق محصولی» توسط وی را شاید بتوان پاشنه آشیل این چهره سیاسی استان کرمان دانست.
شایان ذکر است صادق محصولی پس از استیضاح و برکناری علی کردان به مجلس معرفی شد. در ۲۸ آبان ۱۳۸۷ از مجموع ۲۷۳ نماینده حاضر در جلسه، ۱۳۸ نفر به انتصاب او رای موافق و ۱۱۲ نفر رای مخالف و ۲۰ نفر دیگر رای ممتنع دادند. محصولی توانست با کسب تنها نیم رای بیش از حد نصاب وزیر کشور شود و انتخابات جنجالی سال 88 را برگزار کند! کریمی یکی از رای دهندگان موافق به صادق محصولی بود.
حالا باید منتظر ماند و دید آیا فشارهای بالا و پایین مهره های تکنوکرات کرمانی می تواند اینبار کریمی را به آوردگاه اسفند ۹۴ بکشاند؟ آیا وی به سنگینی کردن بار مسئولیت بر دوش اش معتقد می شود؟ آیا فضاسازی رسانه ای خودی ها جرات خطر را به وی می دهد و فاصله ای که از آن حرف زده را با عالم سیاست کم خواهد کرد؟ حضوری که اگر «پزجوانگرایانه» محسوب نشود جای جوانها را تنگ خواهد کرد.

استان کرمان، قطب جنوب شرق و لنگرگاه ثبات و امنیت کشور!

استان کرمان، قطب جنوب شرق و لنگرگاه ثبات و امنیت کشور!
نیم نگاهى به نقشه زمین شناسى و جغرافیایى کشور بخصوص در قرن پر حادثه گذشته به شما در جنوب شرق ایران منطقه اى را نشان مى دهد که سالیانى نه چندان دوربه استان هشتم معروف و در دورانى دورتر یکى از چهار منطقه مهم ایران در تقسیمات کشور بوده و با قرار گرفتن در مرکز پنج استان مهم، مرکزیتى تعیین کننده و نقطه اى استراتژیک محسوب شده و شهر تاریخى کرمان همچون نگینى در میانه ان مى درخشیده است. انتخاب کرمان به عنوان مرکز فرماندهى وکنترل شبه قاره هند و اسیاى میانه و دور و استقرار کنسولگرى استعمار بریتانیا در سالهاى سیاه اشغال ظالمانه کشور در جنگ جهانى دوم و قبل از ان دراین شهر کویرى، معادن بى نظیر، کویر بی نظیرتر ،کلوتهاى شهداد و مهد تمدن بشریت ، میمند و شهر بابکان سبزواران و هند کوچک ایران و صیفى جات و مرکبات وگندم وغلات جیرفت وکهنوج وتمدن بیش از ۷ هزار ساله و شهر دقیانوس، ارگ ۲۵۰۰ ساله و خرما ومرکبات بم، قالى کرمان و زرندو……. از همه مهمتر شخصیتهاى بى نظیر وتاریخ سازش از میرزا رضاى کرمانى ، هاشمى رفسنجانى و شهید باهنر تا اسحاق جهانگیرى وسردار قاسم سلیمانى و ….. اسمان پر ستاره و بى نظیرش و لشکر ثارالله و سرداران سپیده و مادران خورشیدش و افتخار میزبانى از خورشید انقلاب ،خامنه اى دلاور در دوران غربت و تبعید و چشمانى که در بى نظیرترین فاجعه بشرى براى میهمان داده شد تا رسم جوانمردى و میهمان نوازى اش مثال زدنى شود خیرین نمونه ونامى اش از مرحوم محمد حسین کرمانیان و على اکبر صنعتى و دیلمقانى … تا پهلوان کرمان ،عطا احمدى از دانشگاه پر افتخار و معبد دست ساخته علیرضا افضلى پور وبیش از ۵۵ هزار!! فارغ التحصیل روشنفکر و دانشمند موثر در جامعه علمى و نخبگان کشور و جهان از ورزشکاران و پهلوانان مظلومش که با دست خالى و کمترین امکانات تا فتح قله هاى پیروزى جهان پیش رفته اند. از کارگران سخت کوش در معادن بى نظیر مس ، ذغالسنگ و اهن و … از معلمین و اساتید نمونه و مثال زدنى مدارس و دانشگاه هاى کوچک و بزرگش و….
امروز! استاندار داراى نشان درجه یک فتح و شهید زنده و ایثارگرش که بار دیگرواینبار در میدانى به وسعت بزرگترین و پهناورترین استان کشور رداى فرماندهى توسعه و پیشرفت خانه اش را به تن کرده وبا تفکر بسیجى و ساختن فضایى ثاراللهى شب و روز نمى شناسد تا خانه اش را اباد کند و ثروتمندترین مردم کشور و تو بگو جهان را از فقر و تنگدستى و بیکارى و… نجات دهد. همه و همه نشان از پرچمى است که به یمن انقلاب و به برکت خون شهیدان برافراشته تر از همیشه همه کرمانیان را به همراهى و همگامى با این حرکت تاریخى در دوران طلایى استان کرمان فرا مى خواند.
هدف:
توسعه و پیشرفت هر چه بیشتر استان کرمان بعنوان قطب جنوب شرق و لنگرگاه ثبات و امنیت کشور
فرمانده :
علیرضا رزم حسینى
قائم مقام فرمانده و دستیار اول:
حمید ذکاء اسدى
هر دو فارغ التحصیل دانشگاه شهید باهنر افضلى پور
همراهان ویاوران:
همه کرمانیان در سراسر ایران اسلامى واقصى نقاط جهان

نقدی بر فیلم جیب بر خیابان جنوبی به مناسبت ورودش به شبکه نمایش خانگی جیب برها همچنان به بهشت نمی‌روند

نقدی بر فیلم جیب بر خیابان جنوبی به مناسبت ورودش به شبکه نمایش خانگی
جیب برها همچنان به بهشت نمی‌روند

عاقبت و پس از دوسال فیلم جیب بر خیابان جنوبی به کارگردانی سیاوش اسعدی و تهیه کنندگی مشترک علی سرتیپی و حسن دادگر وارد شبکه نمایش خانگی کشور شد.این فیلم که محصول سال 1390 است در چهاردهمین جشن دنیای تصویر(حافظ)،سی و یکمین جشنواره فیلم فجر و هفتمین جشن انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران مورد توجه و تقدیر قرار گرفت.سیاوش اسعدی که ساخت چندین فیلم کوتاه را در کارنامه دارد و از عرضه سینمای کوتاه به سینمای بلند مهاجرت کرده، تا به حال دستیار هیچ کارگردانی نبوده و پس از کارگردانی اولین فیلم بلندش یعنی حوالی اتوبان ، پشت دوربین آماده تا فیلم دومش را روانه پرده سینماها کند. جیب بر خیابان جنوبی روایت قصه جوانی است که از زندان آزاد می شود و در پی خواهر گمگشته اش به دختری بر می خورد و با هم همدست شده و به جیب بری در شهر روی می آورند. همان طور که از قصه فیلم پیداست ، قرار است با داستانی پرالتهاب و دلهره آور رو به رو باشیم. اما اینچنین پیش نمی رویم. این فیلم در فیلمنامه دوچار اشکالاتی است.
یکی از آنها شخصیت پردازی نامناسب می باشد. یعنی اگر قرار است ما فیلمی به مشابهه فیلم های نوآر هالیوود در دهه 40 و 50 ببینیم ، که جیب بر خیابان جنوبی تمام تلاشش را می کند که اینچنین به نظر آید ، باید رکن اصلی و اساسی روایت را بر دوش شخصیت ها بنا کنیم. پس باید به حد کفایت شخصیت ها را بشناسیم و از گذشته شان با خبر باشیم . اما متاسفانه هیچ یک از کارکتر ها به خوبی معرفی نمی شوند. نقش مرد با بازی مصطفی زمانی که قرار است موتور محرک داستان باشد به جز چند فلاش بک و زخمی بر ابرو اطلاعات بیشتری از خود به ما نمی دهد. از نقش زن هم با بازی نورا هاشمی اطلاعاتی جز چند دیالوگ درددلی و محل زندگی در پایین شهر نصیب مان نمی شود. باقی نقش ها هم که گویی جزیی از آکساسوار صحنه اند و به هیچ کاری نمی آیند ، مانند نقش صاحبخانه و یا برادر طلا. جیب بر خیابان جنوبی بجای آنکه تمرکز و توانش را بر پرداخت داستان و شخصیت ها بنا کند ، تبدیل به فیلم آموزش پیشرفته جیب بری شده است .
فیلم که تلاش دارد با نورپردازی پر کنتراست ، فضاهای خیابانی ، هوای بارانی و دیگر المان هایش خود را حداقل به لحاظ شکلی به نوآرهای هالیوودی نزدیک کند ، به این دلیل که فیلمنامه اش در این راستا مثبت عمل نکرده به این عمر دست نمی یابد.علاوه به اینکه شخصیت پردازی مناسبی در کار نیست ، نقطه تحول شخصیت ها هم بسیار آبکی و سردستی نوشته شده اند. ما تقریبا هیچ دلیل تماتیکی برای تحول شخصیت ها با پیرنگ داستان پیدا نمی کنیم.
البته فیلم به نظر می آید علاقمندی هم به ملودرام نشان می دهد. ملودرامی از نوع و گونه شخصیت محوری زن سقوط کرده که در بسیاری از فیلم ها شکل می گیرد . اما مشکل اینجاست که جیب بر خیابان جنوبی نه در ژانر نوآر جا می گیرد و نه در ژانر ملودرام با الگوی زن سقوط کرده.
زیرا فقط دوست دارد به این دو ژانر نزدیک شود اما تلاشی در راه این علاقه مندی اش انجام نمی دهد. مثلا نقش رعنا با بازی بهناز جعفری را اگر پررنگ می کرد شاید می توانست به ملودرام با الگوی زن سقوط کرده نزدیک شود ، اما اینچنین نیز نمی تواند عمل کند. به هر روی جیب بر خیابان جنوبی در ساختمان روایی و پردازش شخصیت ها دچار ایرادات قابل مشاهده ای است و این حفره ها به فیلم ضربه وارد کرده اند.شاید در فرم و کارگردانی اوضاع کمی بهتر باشد. استفاده از رنگ های کم مایه و نورهای پر کنتراست به سبک فیلم های اکسپرسیونیستی آلمان توانسته تا اندازه ای فضایی متفاوت و مجزا از دیگر فیلم های امروز سینمای ایران به وجود آورد،که بخش اعظمی از این فضاسازی مدیون فیلمبرداری و قاب بندی بسیار درست و بجای علیرضا برازنده ، فیلمبردار کار بلد این فیلم می باشد. به راستی که حرکات دوربین ، زوایا ،قاب بندی و موتیف های بصری فیلم کمک شایانی به فضای خلق شده اثر کرده اند.
بازی نسبت خوب بازیگران نیز از دیگر نکات مثبت فیلم به شمار می آید. نقش آفرینی بازیگرانی همچون مصطفی زمانی،نورا هاشمی،امیرجعفری ،محمود جعفری،بهناز جعفری،نادر فلاح و لیلا بلوکات تقریبا قابل قبول از کار درآمده اند، بخوص بازی خوب نورا هاشمی در نقش طلا،گرچه با حذفیاتی که در نسخه ویدیویی نمایش خانگی اعمال شده ، بازی هومن برق نورد ، پیام دهکردی ، افشین سنگ چاپ و علیرضا جعفری به کلی از فیلم حذف شده اند.تدوین مناسب به جز چند مورد و همچنین موسیقی خوب پیمان یزدانیان نیز کمک قابل توجه ای به فرم فیلم کرده اند.
گرچه بسیاری از منتقدان بر این باورند که این فیلم کپی فیلم فرانسوی دزدان است ، اما اسعدی مدعیست که فیلم اش اقتباسی از کتاب یک داستان فرانسوی می باشد و دلیل شباهت های زیادش با فیلم دزدان این است که هر دو فیلم از این کتاب اقتباس شده اند.
اسعدی تمام تلاش خودش را می کند که به سینمای مسعود کیمیایی نزدیک شود ، از نوع دیالوگ ها گرفته تا فضای حاکم بر لوکیشن های فیلم ، همگی نشان از علاقمندی او به سینمای کیمیایی دارد. تا جایی که واقعا لحظاتی از فیلم یادآور آثار مسعود کیمیایی است. به هر شکل کیمیایی فارغ از در نظر گرفتن کیفیت پایین چند فیلم اخیرش جز انگشت شماران فلیمسازی درایران است که می توان به دلیل یکپارچگی فرم و محتوا در مجموعه آثارش لقب مولف به او اطلاق کرد، پس کاملا واضع است که بسیاری از فیلمسازان جوان و تازه کار شیفته سینمای او و دنبال رو آثارش باشند.تا جایی که حتی نریشن تیزر فیلم جیب بر خیابان جنوبی نیز با صدای مسعود کیمیایی خوانده شده است.
فیلم اسعدی همان گونه که تکلیف اش را با مخاطب روشن نمی کند با پیرنگ و شخصیت های درون خودش نیز تکلیف اش روشن نیست، آیا جیب بری کار خوبی است یا نه یا مثلا اگرکسی جیب ملت را خالی کرد سرنوشت اش چه می شود ،رهایی یا دربند بودن. می توان گفت این فیلم بیشتر تمایلات فرمی دارد تا محتوایی و دوست دارد فیلم ظاهر باشد تا باطن. جیب بر خیابان جنوبی گرچه فیلم مرعوب کننده ای نیست ، اما در این وانفسای کمبود فیلم قابل دیدن در سینمای ایران ، وجودش باعث خوشحالی است. این فیلم حداقل تلاش می کند که به سواد و عناصر بصری مخاطبانش احترام بگذارد ، گرچه فیلم داستانگویی نیست. یعنی ابدا تکلیف مخاطب را با شروع ، میانه و پایان قصه اش روشن نمی کند و از آن دسته فیلم هایی است که پس از اتمامش بیننده با خود می گوید : خوب حالا که چه؟!!
* منتقد و سینماگر

صفرزاده رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست استان کرمان در گفت و گو اختصاصی با پیام ما عنوان کرد شکارچیان سابق حافظان محیط زیست فعلی

صفرزاده رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست استان کرمان در گفت و گو اختصاصی با پیام ما عنوان کرد
شکارچیان سابق حافظان محیط زیست فعلی

پس از مطلبی که در شماره‌ی ۵۱۰ پیام‌ما منتشر شد که در آن سوالاتی از محمود صفرزاده رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست استان کرمان، درباره‌ی حملات گرگ‌ها به دام و حتی مردم شد. بر آن شدیم که گفت‌وگویی اختصاصی با ایشان و کارشناسان آن سازمان داشته باشیم تا هم به سوالات ما پاسخ‌های جامع‌تری داده شود و هم عموم مردم را نسبت به فعالیت ها و کارکرد آن سازمان آشنا کنیم. متن پیش رو حاصل نشست مسولین سازمان حفاظت از محیط زیست کرمان و خبرنگار پیام‌ما است.
چندی پیش خبری منتشر شده بود که حمله‌ی گرگ صدماتی به دام‌های مردم وارد کرده است آیا شما اقداماتی برای مقابله، پیشگیری و یا جبران خسارات مردم انجام داده‌اید؟
ببینید وقتی که ما می‌گوییم گرگ و یا کلا حیات وحش، جزئی از پیکره‌ی طبیعت است و طبیعت بدون حیاط وحش معنا و مفهومی ندارد. البته مهره‌دارانی که مورد شکار و صید قرار می‌گیرند را حیات‌وحش می‌گویند،و بعضی دوستداران طبیعت به جهت شکار و صید وارد زیستگاه‌آنها می‌شوند وبه سمت‌ این مهره‌داران شلیک می‌کنند که باید پروانه داشته باشند و در چهار چوب ضوابط باشد و محیط بانان ما در حال پایش ،رصد و نظارت بر مناطق هستند که در صورت رخ‌داد تخلف برخورد قانونی توسط مراجع ذی‌صلاح انجام می‌گیرد. در همین زیستگاه گوشتخوارانی هم داریم که در آن اکوسیستم بر فراز هرم غذایی قرار دارند، که همین نشانه‌ای از سالم بودن اکوسیستم است. درحالت عادی این حیوانات یا شکار می‌کنند و یا خودشان شکار می‌شوند، که زیست بوم بر اساس توان اکولوژیک کارکرد خودش را دارد اما در صورتی که بشر در زیست بوم این حیوانات دخل و تصرفی انجام بدهد تعادل اکولوژیک به هم می‌خورد و در نتیجه کارکرد آن زیست بوم مختل می‌شود. گاهی با استفاده‌ی بی رویه از مراتع و چراگاه‌ها و یا شکارعلف‌خوارانی که باید طعمه‌ی این گوشت‌خواران باشند و حتی اشغال کردن بخش‌هایی از زیست بوم توسط انسان‌ها، خود ما شرایطی را محیا می‌کنیم که حوادث بدی در آن مناطق رخ می‌دهد. گاهی هم تغییرات جوی باعث می‌شود که دست‌یابی به طعمه برای این حیوانات غیرممکن بشود که همین امر احتمال حمله‌ی این‌ها را به دام و طیور و گاهی حتی خود انسان هم بالا می‌برد که این ماجرا ها دور از ذهن نیست. به هرجهت انسان به عنوان اشرف مخلوقات باید همیشه ضمن اینکه از طبیعت بهره‌برداری هوشمندانه و عاقلانه‌ای دارد باید مسائل امنیتی را برای خودش و هم برای دام و مزرعه‌اش مورد توجه قرار بدهد و قانونگذار هم تاکید کرده که در این مسائل باید دامداران و عشایر زحمت‌کش وعزیز دام‌شان از پوشش بیمه‌ای بهره‌مند باشد، و در عین‌حال اگر خسارتی به دامدار وارد شده در چهارچوب ضوابط و برحسب قوانین مالی و عمومی پرداخت خسارت انجام می‌شود هرچند باید مراقب باشند که اتفاقی نیوفتد اما اگر هم افتاد تلاش کنند که محل حادثه را به هم نزنند و با ضابطین قوه قضایی تماس بگیرند تا عکس و فیلم تهیه شود و پرونده شکل بگیرد و بررسی شود و پس از اینکه اطمینان حاصل شد که دامدار جانب احتیاط را رعایت نموده و برای مثال دام‌ وی در آغلی بوده که از درب و حصار و قفل مناسب برخوردار بوده، ما پیگیری می‌کنیم و اگر حکمی صادر شد که ما باید جبران خسارات کنیم سازمان تمام همکاری لازم را می‌کند که هم به ایشان کمک شود و هم جبران خسارت انجام بگیرد تا خدای نکرده صدمه‌ای به حیات وحش وارد نگردد و هرچند مردم ما بسیار فهیم و بافرهنگ هستند اما همان موارد استثنائی هم اتفاق نیافتاد. اما گاهی اوقات مسائل امنیتی در نظر گرفته نمی‌شود و ما وارد زیست بوم و محل زندگی و به قول معروف خانه‌وکاشانه‌ی این‌ها می‌شویم و توقع هم داریم که همه‌ی این حیوانات زندگی روزمره‌ و غریضه‌ی خود را رها کنند و تبدیل به میزبان ما در طبیعت بشوند، تا فعالیت خارج از ضوابط خودمان را در دل طبیعت انجام بدهیم . این داستان حمله‌ی گرگ هم همیشه بوده و اتفاقی نیست که دیروز برای اولین بار افتاده باشد و دیگر تکرارهم نشود. اما بعضی شایعاتی در این حوزه درست می‌کنند که: گرگی را دیدیم با شماره و پلاک و ردیابی که روی بدنش نصب شده بود و به دامی هم حمله کرد. به هیچ وجه چنین چیزی حقیقت ندارد و سازمان محیط زیست حیوان گوشتخواری را بدون رعایت مسائل ایمنی، قانونی و ضوابط از پیش تعیین شده، نه ازجایی منتقل می‌کند، نه تکثیرمی‌کند و نه در زیست بومی رها سازی می‌کند. خصوصا درباره‌ی گرگ، که تعدادش همان جمعیتی است که در آن منطقه از قدیم بوده و به طور طبیعی زندگی و زاد و ولد می‌کرده و خواهد کرد. البته پلنگ ایرانی و خرس آسیایی در معرض خطر انقراض بوده‌اند و محیط زیست پیگیر احیای نسل این حیوانات در خطر افتاده هست. اما بازهم تاکید می‌کنم پس از پیگیری از مراجع قضایی اگر ضرر و زیانی وارد شده باشد، همانگونه که موارد پیشین هم شاهد این مدعاست جبران خسارت خواهد شد.
اما مردم باید آگاه باشند که فصل سرما اوج حمله‌ی گرگ به دام و حتی به انسان است که فکرمی‌کنم پارسال هم در اتوبان قزوین چنین اتفاقی افتاده بود،که انشالله با آگاهی مردم و پیگیری مسئولین این حوادث در آینده تکرار نمی‌شود.
عده‌ای معتقند که شرایط پرداخت خسارت و مراحل بوروکراتیک از تشکیل پرونده تا گرفتن خسارت آنقدر پیچیده‌ و زمان‌بر هست که بعضی را وا دارمی‌کند به پیشگیری‌های غلط مثل گذاشتن طعمه‌های سمی در منطقه که نه تنها گرگ که هر حیوان‌ زبان بسته‌ی دیگری را ممکن‌است از پا در آورد.
پرداخت خسارت در چهارچوب قوانینی است و باید اینگونه‌ ادعاها به شکل صحیح اثبات بشود تا در نهایت رای صادر شود و بر اساس آن رای خسارت پرداخته شود . اگر به سادگی بود که هرکسی ادعا می‌کرد و خسارتی که می‌خواست را می‌گرفت که این مسائل دیگر درمیان نبود. اما طبق قانون هر پرداختی باید بر اساس قوانین مالی محاسباتی انجام گیرد تا ذی‌حسابان و دیوان محاسبات دچار مشکلی نشوند. مثلا الآن رئیس شهرستان در موردی که شما ذکر کردید می‌گوید شایعه است اما خوب بر اساس شایعه که ما نمی‌توانیم عمل کنیم باید مدارک کافی و قابل استناد باشد و پس از طرح دعوی و بررسی‌های فنی حتما جبران خسارت می‌شود،اما باید از کانال‌های قانونی عمل شود. البته این مسائل هم در سال فقط یکی دو مورد پیش می‌آید که ما پیگیر آنها هم هستیم. و از حق هم نگذریم متاسفانه همه‌ی گناهان را به گردن این حیوان می‌اندازند و مردم هم نسبت به گرگ خیلی بد بین هستند و این رویکرد فرهنگی برای حفظ نسل این موجود خطرناک است. برای مثال بسیاری از عوام نسبت به یوز احساس ترس زیادی می‌کنند در حالی که این زبان بسته خیلی هم از انسان می‌ترسد و مثلا با دیدن شما فورا پشت بته‌ی گیاهی پنهان می‌شود و خوب هم استتار می‌کند (هرچند دم‌سیاه رنگش غالبا او را لو می‌دهد) اما متاسفانه برخی با این حیوان بسیار خجالتی رفتارهای بسیار بدی می‌کنند تا جائی که در حال حاضر در خطر انقراض قرار گرفته است. مثلا کفتار، بر خلاف نظر عامه ممکن است شما شب در طبیعت خوابیده باشید و او هم از آن حوالی عبور کند، اما مطمئنا ایجاد خطر و یا حتی مزاحمتی برای شما نمی‌کند. خوب باید در این زمینه‌ها فرهنگ سازی بشود و مردم بدانند که چه رویکردی نسبت به این مخلوقات خداوند داشته باشند و این وظیفه هم به دوش رسانه‌ها و هم به دوش کارشناسان حیات‌وحش می‌باشد و حیات وحش هم هیچ تعارضی با زندگی انسان ندارد و می‌شود به راحتی و بدون در خطر انداختن کسی یا موجودی، به خوبی و بدون دردسر رابطه‌ی بسیار دوستانه‌ای با همه‌ی مخلوقات پروردگار داشت.
آیا در استان سگ سانانی در خطر انقراض داریم؟
الحمدوالله ما تنوع ارتفاعی و همینطور تنوع اقلیمی زیادی در استان داریم ، تا امروز۱۴۰۰ گونه‌ی گیاهی در استان شناسایی شده‌اند و ۳۵۰گونه هم حیات‌وحش داریم که ۷۰ گونه‌ در معرض خطرتهدید و یا انقراض هستند که باید به طریقی تحت حمایت قرار بگیرند، گونه‌های که الآن در لیست قرمز حضور دارند به این شرح‌اند: یوزپلنگ آسیایی ، خرس سیاه آسیایی،گور ایرانی(که تقریبا منقرض شده بود که ما از استان‌های دیگر آورده‌ایم و در سایت تکثیر و پرورش در پارک ملی خبر آنها را نگهداری می‌کنیم ) پرندگان شکاری، گربه‌سانان مثل گربه‌های شنی و جنگلی که جمعیت‌شان رو به کاهش رفته و در حال حاضر وضعیت خوبی ندارند . سگ سانان گونه‌ی در خطر انقراض ندارند، اما بازهم بخشی از حیات وحش و جزئی از اکوسیستم منطقه محسوب می‌شوند و باید در حفظ آنها هم کوشا بود چرا که هیچ موجودی را خدای متعال بی جهت خلق نکرده است.
مبارزه با آفات و حیوانات موذی ساکن در شهرها به چه منوالی است؟مثلا همین سگ کشی با اسلحه‌ی گرم توسط شهرداری آیا حقیقت دارد؟
اول که از نظر قانون مدیریت این ماجرا به عهده‌ی شهرداری است،اما ما نظارت داریم. مدیریت غلط پسماند غذایی و تفکیک نکردن زباله‌ها از مبدا باعث شده که این موجودات زمینه را مساعد بیابند و برپایه‌ی مواد غذایی فراوانی که برایشان در دسترس هست زاد و ولد فراوانی انجام دهند و جمعیت‌شان از حالت تعادل خارج شود، که مبارزه‌با این مساله هم باید علمی و به شکل بیولوژیک باشد که آنها را زنده‌گیری کنند (با داروهای بی‌هوشی به گونه‌ای که برای حیوان زیان‌آور نباشد)و عقیم سازند و البته حیوانی که کارکرد خودش را دارد می‌تواند حتی درآمدزا هم باشد و از حیوان بهره‌برداری هم بشود، باید عملکرد قانونی و صحیحی در پیش‌گیریم و شهرداری‌ها هم براساس دستور‌العملی که بدست‌شان رسیده عمل کنند. خوشبختانه تا آنجا که ما اطلاع داریم شهرداری کرمان اقدام به کشتن سگها با اسلحه‌ی گرم نکرده است.
رویکرد سازمان محیط زیست در مبارزه با آفات چگونه‌است؟مثلا روستائیان برخی مناطق مشکلات زیادی با گرازها دارند در این باره چه می‌کنید؟
بعضی از این حیوانات را اصطلاحا حیوانات زیان‌کار می‌گویند،یعنی جمعیت‌شان به حدی می‌رسد که به محصولات و احشام و گاهی اوقات به انسان صدمه وارد می‌کنند و یا ناقل بعضی از بیماری‌های واگیردار‌می‌شوند در نتیجه سازمان ما در چهارچوب ضوابط خاصی مجوزهایی صادر می‌کند و آن‌هم به گونه‌ای که یک میر شکار محلی و خوش‌نام که سابقه‌ی شکار بدون مجوز ویا اقدامات غیر قانونی نداشته باشد تبدیل به عامل این امر می‌شود و رویکرد شکار و جمع‌آوری آنها در پیش‌گرفته خواهد شد. آن‌هم با شرایط خاصی که صدمه‌ای به اکوسیستم وارد نگردد و در پایان هم به روش بهداشتی دفن می‌گردند که مشکل بهداشتی پیش‌نیاید ، هرچند به نظر من گراز در زیست‌بوم خودش خطر و مشکلی برای کسی ندارد و معمولا بواسطه‌ی ورود بشر و کشت و زرع در زیستگاه آنها مشکلاتی پیش‌ می‌آید.
حالا که بحث شکار پیش‌آمد می‌خواهم بدانم آیا این حقیقت دارد که ایران کشوری‌است با شکار ارزان و ما جذب توریست داریم با این جذابیت؟ وعده‌ای به ایران می‌آیند و خرید مجوز‌هم می‌کنند که به پول خودشان آنچنان گران هم نیست و بعد هم در کشور ما مشغول به شکار دام و وحوشی می‌شوند که از دیرباز در این سرزمین ماوا داشته‌است؟
باید این بحث‌ها را از مراجع ذی‌صلاح قانونی سوال کنید من اینجا یک محیط‌‌بان هستم. در بحث دیپلماسی محیط زیست همانطور که آقا هم فرمودند، ما وارد این قضیه شدیم و الآن ۱۲درصد می‌توانیم کاهش ورود کربن به جو را داشته باشیم که این یک مثال برای بحث دیپلماسی محیط زیست است و در زمینه‌ی ریزگردها هم با کشورهای همسایه‌ مشغول به کار هستیم. حالا تا آنجا که من اطلاع دارم خانم دکتر ابتکار تا پنج سال شکار چهارپایان را کاملا منع کرده و در موارد خیلی جزئی شکار پرندگان با هماهنگی شهرستان و بررسی‌های کارشناسانه اگر لازم بود پروانه‌های محدودی برای شکار داده می‌شوند که جمعیت کنترل شود،برای مثال چندی پیش من ازحوزه‌ی کوهبنان بازدیدی داشتم و دیدم شهروندان شکایت دارند که تعداد کبک و تیهو به حدی زیاد شده که مزارع مردم هم آسیب می‌زنند خوب باید فکری کرد که مردم دشمن حیات وحش نشوند و یا همین گراز آنقدر مردم تاکید دارند و اصرار می‌ورزند که سازمان با اکراه پروانه‌های دفعی برای کنترل جمعیت خوک‌های وحشی می‌دهد. اما از حضور کسی در کشور برای شکار من خبر ندارم و محیط‌بانان ما هم با دقت مشغول بررسی و رصد مناطق محافظت شده هستند. و حیواناتی که در خطر انقراض بوده‌اند هم ضرر و زیان‌(جریمه‌ی شکار)آنها پنج تا ده برابر افزایش داشته و مثلا هوبره از دو ملیون به بیست ملیون رسیده و علفخواران از چیزی حدود یک ملیون و هشتصدهزار تا دو ملیون به ۱۰ ملیون رسیده و یوزپلنگ آسیایی ضرر و زیانش ۱۰۰ ملیون تومان تعریف شده وانصافا دولت آقای روحانی اقدامات بسیار خوبی انجام داده‌اند و سیاست‌های خوب زیست‌محیطی را در پیش‌گرفته‌اند و مقام عظمی‌ولایت هم رهنمودهای عالمانه و حکیمانه‌ی فراوانی در حوزه‌های مختلف محیط‌ زیست به ما و مردم داده‌اند و رویکرد مثبت است و افق آینده به خوبی روشن است.
حدود و اختیارات مردم در قبال محیط زیست چیست؟
حفاظت و حراست و صیانت از محیط زیست وظیفه‌ی تمام مردم است و مهم‌تر از این هم اقشار تحصیل‌کرده و روشن‌فکران و دانشجویان و نویسندگان و … هم چون نقش الگویی در جامعه دارند باید توجه مخصوص به این مساله‌ی مهم داشته‌باشند مثلا وقتی روی پیراهن تیم ملی ما تصویر یوزپلنگ آسیایی نقش می‌بندد جوامع را از اهمیت موضوع آگاه می‌کند و سازمان ما هم نقش سیاست گذاری دارد. شخص بنده هیچ‌وقت از لغت شکارچی استفاده نمی‌کنم زیرا می‌دانم در صورت فرهنگ‌سازی صحیح همین‌ها تبدیل به حافظین محیط زیست می‌شوند و معمولا هم دلسوز و حامی طبیعت هستند. ماده ۶۶ قانون هم تاکید دارد که برای مثال اگر من در جائی به وظیفه‌ام عمل نکردم ،مردم و سازمان‌های مردم نهاد می‌توانند به عنوان شخصیت حقیقی و یا سمن‌های رسمی مسائل را پیگیری کنند و یا حتی اعلام جرم بنمایند و با طرح دعوی یشان پرونده مفتوح می‌شود و رسیدگی به شکایت آعاز می‌شود. و ماهم در استان کرمان توجه خاصی به سمن‌های زیست محیطی داریم تا جائی که با سیستم قضایی هم بعضی از این سمن‌ها مشغول به همکاری هستند و جالب اینجاست که تعداد زیادی از علاقمندان و فعالان در منطقه‌ی منصور آباد رفسنجان یک NGO به ثبت رسانده‌اند و شکارچیان گذشته حالا تبدیل به دوست‌داران طبیعت شده‌اند و مشغول به حفاظت از محیط زیست هستند ،تا جائی که در مناطقی که نیاز به آبرسانی بوده خودشان آبرسانی کرده‌اند و حتی توزیع علوفه و یا پخش دون برای پرندگان را به عهده‌گرفته اند و این کار صرفا عملی خداپسندانه و آینده‌نگر هست و جز ثواب اخروی هیچ فایده‌ی اقتصادی برایشان ندارد. خوشبختانه ما از اینگونه سمن‌ها کم نداریم که استان‌ما را در کشور از دیگر استان‌ها متمایز نموده است.

دیالوگی تلخ بر زبان شیرین

دیالوگی تلخ بر زبان شیرین
نه قصد تظاهرات داریم و نه تجمع مقابل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و نه می خواهیم به جمعی که با هزینه شخصی ، یک سریال را در شبکه نمایش خانگی ساخته اند حمله کنیم و نه قصد شکایت و شکایت کشی به این نهاد و آن نهاد را داریم؛ اما…
اما دیالوگ تلخی که بر زبان شخصیت«شیرین» سریال شهرزاد جاری شد- و کرمان را شهری پر از در و دهاتی و سرشار از خاک و خل و بوی پهن به جامعه‌ هفتاد ملیونی ایران معرفی کرد- کرمانیان را اندوهگین کرد. باید حق داد به کرمانیانی که علاقمند به این سریال بودند و تمام قسمت‌های این سریال را خریداری کرده بودند تا به اتفاق خانواده اوقات فراغت خود را پر کنند. ناگهان شخصیت لوس و ننر و مغرور شیرین کرمان و کرمانی‌ها را با لحنی تحقیر آمیز توصیف کند، هرچند این رویه‌ غیر اخلاقی در بین برخی از مردم جای جای این سرزمین رواج یافته و اقوام ترک و لر و هموطنان برخی از شهرهای میهن‌مان سوژه‌ لطیفه‌ها و جک‌ها قرار گرفته‌اند؛ اما نهادینه کردن این عادت زشت توسط گروهی از هنرمندان و در قالب یک سریال، بی انصافانه و کاملا غیر قابل دفاع است. این دیالوگ‌ها و نام بردن از اهالی یک شهر تحت عنوان در و دهاتی و سرزنش افراد به دلیل دهاتی بودن از کدام فرهنگ سرچشمه می‌گیرد؟
پر خاک و خل بودن کرمان آن‌هم در سال‌های دهه ۳۰ دور از ذهن نیست و بزرگترهای ما هم پرگرد وخاک بودن آن سال ها را به یاد دارند و روایت می‌کنند؛ اما بوی پهن حتی اگر هم وجود داشته‌است سزاوار سرزنش است؟ این نحوه‌ گفت و گو و این طرز فکر کشور ما را به یک کشور وابسته از نظر اقتصادی تبدیل کرده است. از همان روزی که «چوپان» و «ضیم» به دشنام‌های رایج در کشور تبدیل شدند و آدم‌های بی‌سرو‌پا را به شالباف تشبیه کردند،آن‌هم شغلی که اکثریت کرمانی‌ها به آن مبادرت می‌ورزیدند، ما ایرانی ها مردمی شدیم که باید گوشت و لبنیات‌مان را از برزیل برایمان بیاورند و پارچه‌ پوشاک‌مان را از آن سوی دیوار چین!
و نهایت آمال و آرزوی جوانان مستعدمان میز‌های پت و پهنی شد که بخشی از بوروکراسی پیچیده و بی خاصیت جامعه‌ ما را شکل می‌دهد و به جای کمک به پیشرفت و توسعه‌ شهرهایمان به مانعی برای پیشرفت و تکامل جامعه تبدیل شده و جامعه را نیز به اعماق دره‌ مصرف‌گرایی پرتاب کرده‌است. در فیلم ها و سریال های تولید شده هم عده‌ای شیک پوش دور هم می شینند و با کوبیدن فرهنگ کار به نهادینه کردن تجمل‌گرایی و مصرف‌گرایی می پردازند.
نویسنده‌ این سطور با دیدن بخشی از قسمت‌هشتم سریال شهرزاد حتی این احتمال را داد که شاید کارگردان شهرزاد با کرمانی‌ها سر عناد دارد که یک دیالوگ کوتاه، کوبنده و تاثیرگذار را در لابلای داستان گنجانده که اصلا در پیشبرد روند داستان هم نقشی ندارد و تنها به منظور تحقیر و توهین ادا شده است. البته امیدوارم اینگونه نباشد.
اما هنرمندانی که از بطن جامعه‌ ایرانی برخاسته‌اند باید «تامل کنند» و «گزیده سخن‌بگویند» زیرا آنها هنرمندند و افکار و عقاید و تولیدات هنری‌ آنها پیش چشمان تیزبین بسیاری از مردم ایران و جهان قرار می‌گیرد و مردم تیزهوش و نکته بین امروز هم هزار نکته‌ باریک‌تر از مو از رفتارها و دیالوگ‌های آنها می‌گیرند و درباره‌ آن قضاوت می‌کنند و شاید تبعاتی به دنبال داشته باشد که از اختیار و کنترل هنرمندان مورد نظر خارج باشد.

واکنش ها به توهین سریال «شهرزاد» به کرمان ادامه دارد از اعتراض نماینده کرمان تا پاسخ کارگردان

واکنش ها به توهین سریال «شهرزاد» به کرمان ادامه دارد
از اعتراض نماینده کرمان تا پاسخ کارگردان

اعتراض ها به سریال شهرزاد ادامه دارد. سریالی که در شبکه نمایش خانگی پخش می شود. در آخرین قسمت پخش شده این سریال به شهر و مردم کرمان توهین شده است. در دقایق 25 تا 28 قسمت هشتم این سریال که یکشنبه گذشته پخش شده است، پریناز ایزدیار که نقش شیرین، دختری افاده ای و ایرادگیر، را بازی می کند، پس از سه ماه اقامت در کرمان به تهران و نزد پدرش برمی گردد و عبارات نامناسبی را درباره کرمان به کار می برد. همین موضوع باعث شد کرمانی ها شدیدا به سازندگان این سریال اعتراض کنند. اعتراضاتی که از فضای مجازی شروع شد، با اظهارات مسئولان مختلف کرمان در گفت و گو با پیام ما ادامه یافت و در نهایت به نطق نمایندگان کرمان در مجلس ختم شد.
زاهدی: شکایت می کنیم
روز گذشته محمد مهدی زاهدی نماینده مردم کرمان و راور در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی از سریال «شهرزاد» انتقاد کرد. به گزارش خبرآنلاین محمد مهدی زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در تذکری در جلسه علنی دیروز مجلس اظهار کرد: اخیرا سریالی تحت عنوان سریال شهرزاد که از نمایش های خانگی و به کارگردانی فردی به نام ح.ف است توهین جدی به مردم بصیر و ولایت مدار کرمان کرده که جای تاسف است اجازه پخش چنین سریال‌هایی داده می‌شود. وی افزود: از وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی می خواهیم با این موضوع برخورد کنند و نسبت به جمع آوری آن اقدام کنند و شکایت به قوه قضاییه نیز انجام شود که خود ما هم پیگیر آن هستیم. گفتنی است امروز هم قرار است محمد مهدی زاهدی که ریاست مجمع نمایندگکان استان کرمان را برعهده دارد در ارتباط با توهین این سریال به مردم کرمان را به وزیر ارشاد کتبا تذکر دهد.
واکنش کارگردان سریال «شهرزاد» به اعتراضات
حسن فتحی، کارگردان سریال شبکه نمایش خانگی «شهرزاد» در آستانه انتشار قسمت نهم سریال به انتقادات برخی هموطنان کرمانی نسبت به یک دیالوگ در این مجموعه واکنش نشان داد. به گزارش روابط عمومی سریال شهرزاد،کارگردان این سریال، ضمن اظهار تاسف از سوءتفاهم پیش آمده در رابطه با شهر کرمان در یکی از قسمتهای این سریال اظهار کرد: جایگاه فرهنگی و اقتصادی رفیع مردم هنرپرور کرمان در تاریخ ایران بر کسی پوشیده نیست و مایه مباهات است. او با توجه به قسمت های بعدی سریال «شهرزاد»، این چنین توضیح داد: در بخشی از قسمت یازدهم سریال نه تنها معلوم می شود که خانواده شیرین که در واقع -شخصیت منفی و افاده ای قصه است- کرمانی نیستند بلکه مردم نجیب و نازنین کرمان مورد ستایش قرارمی گیرند.
برای امضا نامه اعتراضی مردم کرمان به سریال شهرزاد می‌توانید کد روبرو را با تلفن هوشمند خود اسکن نماید و یا به نشانی اینترنتی payamema.ir/shahrzad مراجعه نماید.

وقتی یک شبه وضعیت زرد آنفلوآنزا در کرمان سفید می شود تزریق اورژانسی وضعیت سفید

وقتی یک شبه وضعیت زرد آنفلوآنزا در کرمان سفید می شود
تزریق اورژانسی وضعیت سفید

پنج شنبه گذشته و 9 روز پس اعلام وضعیت زرد توسط استاندار کرمان در نشست فوق العاده ستاد بحران کرمان در پی شیوع آنفلوآنزای خوکی در کرمان ، با سفر وزیر بهداشت وضعیت کرمان سفید اعلام شد. این در حالی بود که تا قبل از سفر وزیر به کرمان خبری از بهبود وضعیت شیوع آنفلوآنزا در کرمان نبود.
آنفلوآنزایی که جان گرفت
نهم آذر ماه سال جاری بود که معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی کرمان از مرگ هشت نفر در این استان بر اثر ابتلا به آنفلوآنزای خوکی خبر داد. نوذر نخعی گفته بود که این هشت مورد مرگ مربوط به کرمان، رفسنجان، سرجان و بردسیر است. یک روز بعد نشست شورای سلامت استان کرمان با حضور استاندار کرمان و مسئولان علوم پزشکی کرمان برگزار شد و وضعیت زرد در کرمان اعلام شد. در روزهای بعد با افزایش تعداد فوتی های آنفلوآنزا به 16 و سپس 22 نفر در استان کرمان، حجم حواشی مربوط به بیماری آنفلوآنزا در کرمان افزایش یافت.
ماسک و واکسن کمیاب شد
مردم برای خرید ماسک به داروخانه ها هجوم آوردند و ماسک در کرمان کمیاب شد. در ادامه واکسن آنفلوآنزا هم در کرمان کمیاب شد. اوضاع به حدی وخیم شد که مسئولان علوم پزشکی کرمان نسبت به این رفتار مردم واکنش نشان دادند
شایعه تعطیلی مدارس که تایید شد
در ادامه و با داغ شدن شایعات، شایعه تعطیلی مدارس استان کرمان در فضای مجازی نشر شد. این شایعه با واکنش مدیرکل اموزش و پرورش کرمان روبرو شد. محمد محسن بیگی گفت: هرگونه اطلاع رسانی در زمینه تعطیلی احتمالی مدارس، از طریق روابط عمومی آموزش و پرورش این استان و صدا و سیمای مرکز کرمان اعلام می شود و شایعات منتشر شده در فضای مجازی به هیچ عنوان برای تعطیلی مدارس قابل استناد نیست. یک روز بعد اما در نشست دیگر ستاد بحران استان کرمان، استاندار کرمان مدارس کرمان را تعطیل کرد. رزم حسینی با اشاره به اعلام وضعیت زرد در رابطه با شیوع بیماری آنفولانزادر این استان، گفت: به منظور پیشگیری، تمامی مقاطع تحصیلی در سطح استان کرمان در 17 و 18 آذرماه تعطیل است. در همین روز حقدوست رئیس علوم پزشکی کرمان تعداد فوتی های آنفلوآنزا را 28 نفر و تعداد مبتلایان به این بیماری را در استان کرمان 600 نفر عنوان کرد. چند روز بعد هم تعداد فوتی های آنفلوآنزا در کرمان به 33 نفر رسید.
مخالفت غیر مستفیم وزیر بهداشت با اعلام وضعیت زرد در کرمان
در حالی که در استان کرمان با اعلام وضعیت زرد و تعطیلی مدارس به جهت پیشگیری از شیوع بیشتر آنفلوآنزا در کرمان، مردم کاملا حواس خود را جمع و نکات بهداشتی را رعایت می کردند، وزیر بهداشت روز هفدهم آذر ماه و یک روز پس از جلسه ستاد بحران کرمان و اعلام تعطیلی مدارس این استان، گفت: با تعطیلی مدارس به خاطر آنفلوانزا، مخالف هستم، شیوع آنفلوانزا بیشترازگذشته نیست و فقط در حد یک هشدار افراد در معرض آسیب، مانند زنان باردار و مبتلایان به نقص ایمنی باید نکات بهداشتی را رعایت کنند. سید حسن هاشمی ادامه داده بود: در مورد بیماری آنفلوانزا بیش ازاندازه اطلاع رسانی شده و به نظر می‌رسد مانند دیگر پروژه‌هایی است که می‌خواهند مردم را بترسانند. وی در حالی که کماکان در کرمان وضعیت زرد ادامه داشت و مردم نگران بودند اظهار داشت که همه چیز تحت کنترل است و مردم نگران نباشند.
این در حالی بود که در طول یک هفته آمار فوتی های ناشی از آنفلوآنزا در کرمان از هشت نفر به بیش از 30 نفر رسیده بود و وزیر بهداشت معتقد بود عادی است! وی اظهار داشت: تاکنون تیم‌های مراقبت وزارت بهداشت در سه نوبت در مناطق مختلف حضور یافته و همه چیز تحت کنترل است. اگر جای نگرانی باشد، اعلام می‌کنیم. او اضافه کرد: نباید در حوزه سلامت اخبار به گونه‌ای منتشر شود که موجب نگرانی مردم یا افزایش مصرف واکسن شود. هاشمی درمورد آمار مرگ و میر ناشی از آنفلوانزا نیز گفت: بهتر است این آمار را اداره بیماری‌های واگیردار وزارت بهداشت اعلام کند. این صحبت های وزیر بهداشت نشان می داد که وی چندان با اطلاع رسانی در ارتباط با تعداد فوتی ها و مبتلایان به آنفلوآنزای خوکی موافق نیست. این موضوع در حالی بود که استاندار کرمان بارها بر اطلاع رسانی در ارتباط با آنفلوآنزای خوکی صحبت کرده بود و از مسئولان خواسته بود با اطلاع رسانی شفاف، مردم را از خطرات این بیماری آگاه کنند.
وزیر بهداشت یک شبه وضعیت را سفید اعلام کرد!
وزیر بهداشت شامگاه چهارشنبه 18 آذر وارد کرمان شد و از بیمارستان افضلی پور بازدید کرد. صبح روز پنج شنبه و در فاصله کمتر از 10 ساعت وزیر بهداشت در شورای سلامت استان کرمان وضعیت کرمان را از نظر شیوع بیماری آنفلوآنزا عادی و سفید عنوان کرد. این در حالی بود که قبل از سفر وزیر بهداشت به کرمان، وضعیت زرد اعلام شده بود و هیچ نشانه ای دال بر اینکه اوضاع رو بهبود است وجود نداشت اما با آمدن وزیر بهداشت به کرمان و گشت و گذاری چند ساعته، وضعیت سفید اعلام شد. این اتفاق باعث شد تا این گمانه در برخی رسانه ها شکل گیرد که با توجه به اظهارات قبلی وزیر بهداشت در ارتباط با اینکه ا نباید مردم را نگران کرد، اعلام وضعیت سفید توسط وی هم در همین راستا بوده است.
جانشین استاندار در ستاد بحران:
اصراری بر تداوم وضعیت زرد در استان نداریم
جانشین استاندار کرمان در ستاد بحران به «پیام ما» در ارتباط با اعلام وضعیت سفید توسط وزیر بهداشت در کرمان گفت: قبل از سفر وزیر بهداشت با توجه به میزان شیوع آنفلوآنزا در کرمان وضعیت زرد ادامه یافت و با کمک رسانه ها، کادر بهداشتی و مردم اوضاع کنترل شد. ابوالقاسم سیف الهی افزود: وزیر بهداشت هم در پاسخ به این سوال که آیا وضعیت کرمان بحرانی است یا خیر، گفت وضعیت عادی است. از روز پنج شنبه هم خوشبختانه منحنی آنفلوآنزا در کرمان رو به کاهش است. وی در پاسخ به این سوال که اگر وزیر هم به کرمان نمی آمد وضعیت سفید اعلام می شد گفت: قطعا اعلام وضعیت با نظر کارشناسان صورت می پذیرد و نظر کارشناسی مطرح بود. معاون عمرانی استاندار کرمان اظهار داشت: ما اصراری بر تداوم وضعیت زرد در استان نداریم اما از قبل از آمدن وزیر به کرمان وضعیت رو به بهبود بود.
رئیس علوم پزشکی کرمان:
با اعلام وضعیت زرد یا سفید موافق نیستم
رئیس دانشگاه علوم پزشکی کرمان به «پیام ما» گفت: آنفلوآنزا در کرمان تحت کنترل است. علی اکبر حقدوست افزود: وضعیت سفید و قرمز معنی ندارد. آنفلوآنزا در کرمان تحت کنترل است اما مردم باید کماکان هوشیار باشند. وی در پاسخ به این سوال که شما با اعلام وضعیت زرد توسط استاندار کرمان مخالف بودید گفت: خیر. مخالف نبودم. حقدوست در ارتباط با اعلام وضعیت سفید توسط وزیر بهداشت هم گفت: وقتی وزیر به کرمان آمد، از بخش زیادی از مشکلات عبور کردیم. اما من هنوز هم می گویم نباید وضعیت زرد و یا سفید اعلام کنیم. رئیس علوم پزشکی کرمان در پاسخ به این سوال که پس چرا این وضعیت ها اعلام شد گفت: از خود عزیزانی که وضعیت زرد و سفید را مطرح کردند بپرسید. وی اضافه کرد: این کلمات بار معنایی خاص خود را دارند و در سطح مدیریتی عنوان شود مشکلی ندارد اما به نظر من نباید در سطح جامعه عنوان شود.
یک پزشک:
شیوع آنفلوآنزا کاهش یافته اما نمی شود گفت
کنترل شده است
یک پزشک هم در این ارتباط به «پیام ما» گفت: به جز متوقف شدن مرگ و میر، شیوع آنفلوآنزا هم کاهش یافته اما نه به حدی که بتوان گفت وضعیت کنترل شده است. دکتر عباس صفا در ارتباط با اعلام ناگهانی وزیر بهداشت مبنی بر وضعیت سفید در کرمان اظهار داشت: شاید وضعیت زردی که اعلام شده نباید اعلام می شد و یا شاید هم با اعلام وضعیت سفید سعی کردند جو را آرام کنند. وی اضافه کرد: البته با اعلام وضعیت زرد تا حدودی پیشگیری انجام شد.
پاشش رنگ سفید بر شیشه دولت
به نظر می رسد در حالی که استاندار کرمان شفاف سازی را بهترین راه در کنترل آنفلوآنزا در کرمان می دانست، وزیر بهداشت چندان با این موضوع موافق نبوده است و با اعلام وضعیت سفید سعی کرده فقط نگرانی مردم را کم کند. این در حالی است که یکی از شعارهای اصلی استاندار کرمان تحقق دولت شیشه ای است و وزیر بهداشت با اعلام عجولانه وضعیت سفید آنفلوآنزا در کرمان تنها رنگ سفید را بر شیشه دولت پاشید.

مصاحبه پیام ما با محمدصالح؛ مجری برگزیده کشوری پدیده کم سن و سال اجرای طنز کرمان

مصاحبه پیام ما با محمدصالح؛ مجری برگزیده کشوری
پدیده کم سن و سال
اجرای طنز کرمان
محمدصالح خدادادی، پسربچه 9 ساله کرمانی کوچکترین مجری کرمان و کشوراست که تندیس طلای مسابقات مجریان «صحنه ایران» را از آن خود کرده است. مدالی که بسیاری از هم سن و سالانش قادر به کسب آن نشدند.
همین بهانه ای شد تا با وی گفت و گو کنیم.
محمدجان از چه سنی وچه جوری مجری گری را شروع کردی؟
چهار سالم بود که در مراسمی به همراه چند کودک دیگر برای مسابقه ای به روی صحنه رفتم مجری صمدقربان نژاد بودند که از لطیفه و حاضر جوابیم خوشش آمد در چند جشن و همایش دیگر از من درخواست کرد که در کنارش فعالیت کنم این موضوع باعث دیده شدن من در عرصه هنر شد و بعد از آن درخواستهای بیشتری برای اجرا روی صحنه به من شد. از همان موقع در صدا و سیما فعالیت می کنم. با لبخند و همان چهره شیرینش برایمان یک لطیفه تعریف می کند.
در چه کارهایی شرکت داشته ای؟
در شبکه نسیم با آقای اشجعی، در چندین جشن و مراسم در کرمان و راور و اطراف به همراه صمد قربان نژاد، در دو فیلم نذر به همراه خانم مریم ایران یار و فیلم تمدن به کارگردانی آقای شعبانی کار کرده ام.
زمان هایی که یک اجرای سنگین داری دچار استرس می شوی؟ تا به حال شده برنامه ای را تپق بزنی یا خراب کنی؟
استرس خیلی کم دارم اما نه خداروشکر تا به حال کاری را در اجرا خراب نکرده ام. همیشه قبل از اجرا دعا می خوانم و با توکل به خدا و دعای خیر مادرم همیشه در اجرا هایم موفق بوده ام.
اجرای شخص خاصی را دوست داری یا از آن تقلید می‌کنی؟
از اجرای صمدقربان نژاد خوشم می آید، شخص خاص دیگری را نمی شناسم و از کسی تقلید نمی کنم.
به نظرت چه عواملی باعث می شود یک فرد در امر اجرا موفق شود؟ عامل اصلی موفقیت تو چیست؟
یک مجری باید مردمی باشد، مهربان و خوش اخلاق. مردم مجری شاد و خندان را دوست دارند. در عین حال از کسی که دلقک بازی در می آورد بیزارند. من خیلی تلاش می کنم این گونه باشم.
اوقات فراغت چه کار می‌کنی؟
به بازی های فکری بسیار علاقه دارم و بازی فکری در اوقات بی کاری انجام می‌دهم. گاهی هم به مادرم در فروشگاه کمک می‌کنم.
مادر با کار مجری گری ات مخالفتی ندارند؟
نگاهی به مادرش می اندازد که کنارش ایستاده به هم لبخندی می زنند و می گوید نه مادرم بسیار مرا در کارم تشویق می کند و در حقیقت حمایت‌های اوست که من به این جا رسیدم.
گفت و گو با مادر محمد صالح:
مخالفتی با اجرا و علاقه محمدصالح به مجری‌گری ندارید؟
اصلا مخلفتی ندارم، بلکه خیلی دوست دارم محمدصالح در راستای علاقه و استعدادش پیشرفت کند. اما من دو فرزند دیگر هم دارم یک دختر 18 ساله که دانشگاه می رود و به نسبت احتیاجات بیشتری دارد و یک پسر 13 ساله که او هم در عرصه کاراته و ورزش بسیار موفق بوده و مدال‌های زیادی آورده است که باید به آنها هم رسیدگی کنم. من به تنهایی سرپرست خانوار هستم و باید مخارج خانواده را پرداخت کنم. با همه این‌ها فرزندانم حتی محمدصالح با سن کمش در فروشگاه به من کمک می‌کند، در حالی که باید به کلاس‌های مختلف تفریحی و آموزشی برود تا بتواند بهتر پیشرفت کند و در آینده شغل مناسبی را برای خودش انتخاب کند.
آیا تا به حال ارگان دولتی کمک و یا حمایتی از محمدصالح و شما داشته اند؟
در این زمینه متاسفانه تا به امروز هیچ ارگانی هیچ گونه حمایتی از محمدصالح نداشته است.
آیا برای شرکت در مسابقه‌ی مجریان «صحنه ایران» برای سفر و اسکان از او حمایت و پشتیانی صورت گرفت؟
خیر، من محمدصالح را با هزینه شخصی برای شرکت در مسابقات بردم که همان روز مسابقه رسیدیم و محمدصالح از خستگی روی دسته صندلی خواب رفت تا زمانی که اسمش را خواندند و روی صحنه رفت با وجود همه خستگی نفر اول شد و مدال طلای مسابقه را کسب کرد.
جایزه مسابقه برای کسب رتبه اول چه بود؟
تنها یک تقدیرنامه.
درآمد محمدصالح از کار اجرا خوب و کافی هست؟
فقط کفاف مخارج فردی خودش در حد پوشاکش می شود. مدرسه محمد صالح صبح امید در زریسف است منزل ما در شهرک سیدی مسافت زیادی است. محمدصالح را صبح زود بیدار می‌کنم تا به مدرسه برسانم و بعد به سر کار می‌روم هزینه سرویس هم بسیار بالاست که من به تنهایی از عهده پرداختش برنمی‌آیم در خواستم از مسوولین استان این است که برای بچه های با استعداد پرتوانی مثل محمدصالح نقش هدایتی و حمایتی را داشته باشند. امکانات در سطح بقیه بچه ها برایشان فراهم کنند تا چنین استعدادهایی از بین نروند و یا خدای نکرده به معضلات اجتماعی آلوده نشوند.
برای خانواده های دیگر که فرزندان هم سن سال محمدصالح دارند چه پیشنهادی دارید؟
خیلی از خانواده ها می گویند فرزندان ما مثل محمدصالح باهوش و بااستعدادنیستند و از چنین توانایی هایی برخوردار نیستند. اما من اعتقاد دارم همه بچه ها دارای استعداد و توانایی بالا هستند فقط باید آنها را پیدا کرد و در جهت رشدشان هدایت نمود.

معینی کرمانشاهی درگذشت

معینی کرمانشاهی درگذشت

رحیم معینی کرمانشاهی،‌ شاعر و ترانه‌سرا درگذشت.
این شاعر و ترانه‌سرای پیشکسوت روز سه‌شنبه 26 آبان ماه در بیمارستان جم از دنیا رفت. معینی کرمانشاهی از سال 87 به دلیل کهولت سن،‌ با بیماری نفس‌تنگی و ناراحتیِ سینه دست‌وپنجه نرم می‌کرد.
معینی کرمانشاهی سال ۱۳۰۱ خورشیدی در کرمانشاه دیده به جهان گشود. از سال ۱۳۴۱به کار نقاشی پرداخت و در این راه پیشرفت کرد و تابلوهایی نیز به یادگار گذاشت، از جمله تابلو حضرت مسیح (ع) که با کار سیاه‌قلم است. او در ضمنِ کارهای نقاشی، به نظم شعر می‌پرداخت و داستان اختر و منوچهر را در چهار تابلو به رشته نظم کشید.
او ضمن سرودن شعر به تصنیف‌سازی هم پرداخت و تصنیف‌هایش که توسط خوانندگان رادیو خوانده می‌شد، از شهرت نیز برخوردار شدند.
از این شاعر و ترانه‌سرا تا کنون کتاب‌هایی همچون «ای شمع‌ها بسوزید»، «فطرت»، «خورشید شب»، «حافظ برخیز» و دوره‌ منظوم تاریخ ایران با عنوان «شاهکار» منتشر شده است. همچنین همکاری با علی‌ تجویدی، پرویز یاحقی و همایون خرم در تولید آثار موسیقایی در کارنامه فعالیت‌های این هنرمند دیده می‌شود. شهرام ناظری درباره‌ی او می گوید: معینی‌کرمانشاهی یکی از بازماندگان شعر و ادب پارسی بود که طبیعتا فقدانشان ضایعه بزرگی، هم برای شهر ما، کرمانشاه و هم ضایعه‌ی بزرگی برای کشورمان ایران است. حضور ارزشمندشان برای موسیقی این سرزمین گران‌قدر بود و فقدانشان بار سنگینی بر قافله ادب و هنر ایران گذاشت؛ آن‌هم در این وانفسای قحط‌الرجال. دریغا و دردا که قدر مفاخر ملی، در دوران حیاتشان دانسته نمی‌شود؛ به‌خصوص کسانی همچون «معینی‌کرمانشاهی» که در راه ارتقای فرهنگ و ادب قدم‌های ارزشمندی برداشتند.
بزرگان و مفاخر این مرزوبوم یک‌به‌یک از بین می‌روند. بی‌آن که آب از آب تکان بخورد؛ ‌بی‌آن که قدر آنها را بدانیم؛ ‌بی‌آن که برکت حضور بودنشان را در صحنه فرهنگ و ادب کشور درک کرده باشیم. عبدالحسین زرین‌کوب رفت، ‌زریاب خویی رفت، ‌اخوان‌ثالث و شاملو رفتند.
دکتر ایرج افشار را از دست دادیم و دیگر بزرگان هم بر این منوال. آنها هم که هنوز هستند را قدر نمی‌گذاریم. شفیعی‌کدکنی‌ها، محمدعلی موحد‌ها و تنی چند از مفاخر هنوز زنده هستند. آنها همواره در گوشه‌ای جان و عمر خویش را در گرو فرهنگ این مرزوبوم نهاده‌اند و ما همچنان پنبه غفلت در گوش بی‌خبر مانده‌ایم. با قدرناشناسی‌مان گوهری همچون بهرام بیضایی را رها کرده و از حضور آن گنج روان بی‌نصیب مانده‌ایم و سعادت برخورداری از آن گنج را به دانشگاه برکلی و آمریکا سپرده‌ایم. دریغا و دردا. چراغی که به خانه رواست… .