بایگانی مطالب نشریه
اولین پیوند صورت
پاتریک هاردیسون در سال ۲۰۰۱، دچار بدشانسی بزرگی شد. او و همکاران آتشنشاناش در آن سال، سعی کردند در یک آتشسوزی جان زنی را که تصور میکردند در شعلههای آتش گیر افتاده، نجات دهند. آنها نمیدانستند که آن زن اصلا خانه نیست و برای ماهیگیری به بیرون رفته است. پاتریک در آن جریان، دچار سوختگی وحشتناکی در ناحیه صورت شد.
او در این سالهای طولانی، با ظاهر بد صورتاش زندگانی را میگذراند، تا اینکه به تازیگی توسط دکتر ادواردو رودریگز، طی یک عمل جراحی ۲۶ ساعته، یک عمل پیوند صورت روی او انجام شد.
صورت یک دوچرخهسوار ۲۶ ساله، روی صورت این آتشنشان سابق ۴۱ ساله، پیوند زده شد.
در مجموع برای ایجاد صورت جدید، هاردیسون تحت ۷۰ عمل جراحی مختلف قرار گرفت.
جراح او از زمانی اولین ویزیتاش، در سال ۲۰۱۲ به او قول داده بود که صورتاش را نزدیک به نرمال کند. در طی این مدت آنها در انتظار اهداکنندههای صورت مناسب دچار مرگ مغزی بودند.
این پیوند، گستردهترین پیوند صورتی دانسته میشود، که تا به حال انجام شده است.
شانس موفیت این پیوند، تنها ۵۰ درصد بود و البته در این میان خطر مرگ هاردیسون هم وجود داشت.
از ۳۰ بیماری که تا حالا مورد پیوند کامل صورت قرار گرفتهاند، ۵ نفر به خاطر عوارض ناشی از رد پیوند، درگذشتهاند.
جامههای امروزی در دهه 50
جشنواره فیلم فجر سال گذشته تبدیل به جولانگاه فیلمسازان جوان و فیلم اولی شده بود. هم هیات انتخاب و هم مردمی که به تماشای فیلم ها می نشستند به این عمر که جوانان از پیشکسوتان جلو افتاده اند اذعان داشتند. خلاصه حسابی بخش نگاه نو در سی و سومین جشنواره فیلم فجر پر حرارت و جذاب دنبال می شد. یکی از این فیلم اولی ها حمیدرضا قطبی بود که فیلم جامه دران را به جشنواره فجر آورده بود. قطبی گرچه متولد 1340 است و خیلی هم جوان نیست اما خوب فیلم اولی حساب شده و در کنار بسیاری از جوانان به رقابت پرداخت. او که در کارنامه خود دستیاری کارگردان و بازیگری را نیز به همراه دارد ، فیلم اش جامه دران در جشنواره سی و سوم نامزد بهترین کارگردانی ، بهترین فیلم و فیلمنامه اقتباسی شد،که نهایتا دیپلم افتخار جشنواره را به خاطر بهترین فیلمنامه اقتباسی ازآن خود و همکار نویسنده اش ناهید طباطبایی کرد. فیلم جامه دران که به تازگی اکران خود را آغاز نموده ، بر اساس مجموعه داستانی به همین نام نوشته ناهید طباطبایی توسط حمیدرضا قطبی و خود ناهید طباطبایی اقتباس شده است.ناهید طباطبایی که فیلم چهل سالگی علیرضا رئیسیان نیز از رمان او به همین نام اقتباس شده بود، نوشتن آثاری همچون : بانو و جوانی خویش/ مجموعه داستان ، حضور آبی مینا / مجموعه داستان، جامه دران/ مجموعه داستان، چهل سالگی/ رمان، خنکای سپیده دم سفر/ رمان، آبی و صورتی/ رمان و مجموعه داستان برف ونرگس/ در دست انتشار را در کارنامه خود دارد. فیلم جامه دران قرار است که از سه زاویه مختلف به سرگذشت یک خانواده بپردازد. بدین شکل که سرگذشت خواهر و برادری که پس از 30 سال یکدیگر را یافته اند از زبان و زاویه دید چند شخص مختلف روایت می شود. شیوه ای که براساس کشف و شهود اتفاق می افتد و نمونه های مختلفی نیز در سینما دارد ، مثل نمونه درخشان خارجی، فیلم راشامون ساخته آکیرا کوروساوا که در آن سرگذشت شخصیت ها از زوایای مختلف و توسط افراد مختلف روایت می شود و نمونه ایرانی، فیلم چه کسی امیر را کشت ساخته مهدی کرم پور که سرگذشت شخصیتی به نام امیر را از زاویه دیدهای کوناگون دنبال می کند.
اما یکی از مشکلات فیلمنامه جامه دران در خود اقتباس اتفاق افتاده . یعنی متن هنوز بیش از اینکه نمایشی و سینمایی باشد در قالب داستانی خود باقی مانده است و شبیه به داستان ها و متل های مادربزرگان است که بیشتر شنیدنی هستند تا دیدنی. به عبارت دیگر ما در روند فیلمنامه شاهد آنچنان فضای تصویری و نمایشی نیستیم و بیشتر داستان و روایت نمود دارد. که این ضعف به هیچ عنوان در نمونه ای مثل راشامون دیده نمی شود و کاملا بالعکس است . حتی در نمونه ایرانی چه کسی امیر را کشت نیز این ضعف با بازی درخشان بازیگران و ارتباط شان با دوربین از بین رفته است. جامه دران که قرار بوده درام عاشقانه را به ما نشان دهد در این عمر نیز موفق عمل نکرده و تکلیف اش با خودش روشن نیست. یعنی در فیلمنامه چیزی که نمایان گر عشقی مابین شخصیت های قصه باشد به درستی دیده نمی شود و ما نمی دانیم که واقعیت این خانواده در بین خود عشقی را حفظ کرده اند یا که نه. به جز نقش باران کوثری که قدری مادر بودن اش و مهر مادری اش نسبت به فرزندانش دیده می شود، آن هم به واسطه بازی باران و نه نقش نوشته شده در فیلمنامه. ضمن اینکه قصه دارای کنش آنچنان جزابی نیز نیست . یعنی تاثیر دراماتیک و کاتارسیس گونه ای را هم بر مخاطب نمی گذارد. فقط برای چند دقیقه ای تعلیق نصفه و نیمه ای را به وجود می آورد که آن را هم بسیار سردستی و به بدترین شکل رو می کند. نقش های درون فیلمنامه نیز به درستی به بار ننشسته اند و شخصیت پردازی مناسبی هم در کا نبوده است. یعنی نه تنها مخاطب ارتباطی با نقش ها نمی گیرد خود نقش ها نیز در دل قصه با یکدیگر بیگانه هستند، نه عشق شان به هم معلوم است و نه دلیل نفرت شان از یکدیگر. اینها همگی به خاطر تبدیل نشدن یک متن از وجه داستانی به نمایشی می باشد. اما مشکل اصلی فیلم در کارگردانی و شیوه اجرای فیلمنامه است. از سوتی های متعدد راکوردی که بگذریم، تازه می رسیم به سوتی های زمان سینمایی اثر. یعنی از نوع و مدل ماشین ها گرفته تا نوع و مدل لباس ها که به هیچ عنوان با زمان روایت شده در فیلم سنخیت و همخوانی ندارند. از لهجه تهرانی و شیک امروزی شخصیت ها حتی بچه ای 5 ساله که مثلا 40 سال قبل در یک روستای دورافتاده زندگی می کرده گرفته تا طرز فکر امروزی کارکتر ها در در 40 سال قبل که در آن روستا زندگی می کردند. مثلا نقشی را که پگاه آهنگرانی بازی می کند و در فلاش بکی جوانی افسر اسدی است ، گرچه دختری روستایی در 50سال قبل است ، اما همچون دختران روشنفکر امروزی ساکن تهران فکر می کند ، عمل می کند و حتی لباس می پوشد. حال خارج از تمام این مسائل به لحاظ فکری
و رفتاری با زمان 50 سال بعد اش هم هیچ تفاوتی نکرده است. یعنی پرسوناژ به هیچ تحولی دست نیافته و گویی هیچ زمانی بر او نرفته است. گرچه بازیگران مطرحی همچون : باران کوثری ، مهتاب کرامتی ، پگاه آهنگرانی ، افسر اسدی ، جلال اجلالی و مصطفی زمانی در این فیلم ایفای نقش کرده اند ، اما بازی ها همگی باسمه ای و غیر قابل باور از کار در آمده اند . مصطفی زمانی که چون همیشه بد و غیر قابل قبول ظاهر شده و مابقی نیز بازی خوبی ندارند ، جز لحظاتی باران کوثری که توانسته به واسطه توانایی شخصی اش نسبتا قابل قبول ظاهر شود. فیلم در موسیقی ، قاب بندی و تدوین نسبتا موفق عمل کرده و برای یک فیلم اولی قابل قبول است. جامه دران فیلم خوبی نیست اما در اوضاع این روزهای سینما ایرا ن که آثار قابل تحمل کم پیدا می شوند ، می توان آن را بر روی پرده سینما به تماشا نشست.
* منتقد و سینماگر
سه ماه فرصت برای زنان سرپرست خانوار
سه ماه فرصت برای زنان سرپرست خانوار
در خیابان شریعتی نرسیده به هلال احمر و دقیقا روبروی قدمگاه در کوچکی قرار دارد که بر تابلوی بالای آن این کلمات را نوشته اند: (نمایشگاه دائمی محصولات تولیدی سازمانهای مردم نهاد کرمان) از آن در کوچک که وارد بشوید سمت چپ شما بانوانی غرفههای کوچکی دارند از فروش پوشاک گرفته تا غرفهای متعلق به مواد غذایی و نان تازهای که همانجا تولید میشود و با قیمت بسیار ناچیزی عملا پیش کش مردم علاقمند میشود، راهرو را که تمام کنید وارد محوطهی بازی میشوید که در میان آن جدولکاری شده و چمن و درخت اندکی هم دو طرف حوض کوچکی که وسط محوطه است گسترده شده، و در دوسوی این گل و گیاهها مغازههای کوچک و بزرگی برپا شده که در آنها زنان سرپرست خانوار و عدهای از فعالین سازمانهای مردم نهاد کرمان مشغول تولید و کسب و کارند. پای صحبت چندتن از زنان سرپرست خانوار شاغل در نمایشگاه دائمی محصولات تولیدی سازمانهای مردم نهاد کرمان نشتسیم، که هرچند نامی طولانی دارد اما قصهی این نمایشگاه آن قدر تکرار شده به کرر و آنقدر نمونههای مختلفی از آن دیدهایم که دیگرپرداختن به آن از جهاتی شاید خستهکننده هم باشد. به هر روی چندی پیش برحسب اتفاق با چندتن از زنانی که در این نمایشگاه مشغول به فعالیت بودند هم کلام شدیم و از نواقص و نیکیهای این پروژه پرسیدیم که گزیدهای از این پرسشو پاسخها را پیش کش نظرتان میکنیم.
در کل داستان این مجموعه چیست؟
این مجموعه با همکاری آموزش و پرورش و به مدیریت خانم محمدی وعدهای از زنان سرپرست خانوار و سازمانهای مردم نهاد که در زمینهی خودکفایی بانوان و خانوادههای نیازمند استان فعالیت میکنند، برپا گردیده است.هرچند ارگانهای دیگری مثل خیریهی انصارالرسول و یا بهزیستی هم در برپایی این مکان مشارکتهایی داشتهاند اما این مکان درآمد زایی کافی را ندارد. مثلا روبه روی ما بچههای توانا هستند که فیلتر تولید میکنند اما متاسفانه با وجود قیمتهای پایین و تخفیف زیادی که کل مجموعه به مراجعین میدهند بازهم هیچ درآمدی ندارند.
شرایط کاری شما در این مجموعه چیست؟
آموزش و پرورش این غرفهها را در اختیار ما قرار داده و این شرط را هم گذاشته که برای مدت سه ماه هیچ گونه اجاره یا حتی پول آب و برق هم از ما اخذ نخواهد شد، اما پس از اتمام این سه ماه اگر این مجموعه بازده اقتصادی داشت ما موظف میشویم که ۳۰ درصد از درآمدمان را به عنوان اجاره بها به این ارگان بپردازیم و اگر هم درآمد کافی حاصل نشد که بازارچه تعطیل خواهد شد.
بیشتر کارکنان اینجا خانمهایی هستند که سرپرست خانوارند. و همهی غرفه داران به شدت نگران به پایان رسیدن این دوره سه ماهه هستند.
خوب علت این هراس چیست ؟چرا اینجا مخاطب کافی ندارد؟
مشکلات مالی و اقتصادی قاعدتا، ما توان مالی برای انجام تبلیغات و معرفی این مرکز را به مردم نداریم هرچند در این مدت چندین روز چای صلواتی دادیم و به بهانههای مختلف مردم را به درون اینجا کشاندیم و مردم هم خوشبختانه متمایل بودند و همیشه میپرسیدند اینجا کجاست و چرا تا بحال اینجا را نمیشناختیم و … که اگر ما توان مالی تبلیغات را داشتیم که نیازمند به پشتیبانیهای دیگر هم نبودیم.
پس غرفهداران چگونه غرفههای خود را تجهیز کردند؟
از دیگران اطلاعات کافی ندارم اما غرفهی من به همت خیریهی انصارالرسول مجهز شد و اکثر وسایل را ایشان به ما دادند تا بتوانیم تولیداتی داشته باشیم و آنها را برای امرار معاش به فروش برسانیم.
تا بحال چقدر از آن بازه سه ماهه گذشته ؟
یکماه گذشته و ما فقط دو ماه دیگر فرصت داریم،ما علاقهای به این شاخه و آن شاخه پریدن نداریم و همگیعلاقمندیم که همین کاری را که شروع کردهایم به اتمام برسانیم اما در حال حاضر این وضعیت پاسخگوی هزینههای ما نیست تا جائی که مشتریان زیادی ابراز تمایل میکنند که اگر فلان اجناس را داشتید ما خریدار بودیم اما خوب بواسطهی مشکلات مالی توانایی تهیهی مواد اولیهی آن اجناس را نداریم.
قبلا هم در همین زمینه مشغول بودید؟
خیر من جای دیگری شاغل بودم که کار بسیار سختی بود و حتی بعضی اوقات در هفته دو یا سه روز بچههایم را نمیدیدم که متاسفانه پس از بیکار شدن از آن محل با این مجموعه آشنا شدم و از زمانیکه با اینجا آشنا شدم همیشه با دل و جان فعالیت کردم و اولین کسی هستم که به ین مجموعه وارد میشودو آخرین کسی هستم که مجموعه را ترک میکنم.
آیا بیمه هم هستید؟
خیر البتهبیمهی سلامت داریم اما تامین اجتماعی و یا بیمهای که بازنشستگی داشته باشد و آیندهی روشن را ترسیم کند از ما دریغ شده است.
فکر میکنید بتوانید بعد از این سه ماه از نظر مالی بازده تولید کنید و به گونهای موفق شوید این مرکز را باز نگهدارید؟
در واقع خیریه مدتیاست که حقوق و یا مزایایی که برای ما در نظر گرفته بوده نپرداختهاند و هرچند لطف و خدمتهای گوناگونی در حق ما کردهاند اما اگر از زیر نظر خیریه خارج شویم شاید بتوانیم با جلب سرمایهاز کانالهای دیگر بتوانیم حداقل کسب و کار خود را حفظ کنید اما همهی اینها در حد حدس و گمان است.
حدس میزنید بتوانید چقدر ماهانه اجارهبها بپردازید؟آیا این کار هم تبدیل به یک کار موقت میشود؟
حقیقتا نمیدانم اما مبلغ زیادی نیست حتی ۴۰۰ تومن هم نمیتوانیم بپردازیم اما به بهبود اوضاع امیدواریم. هرچند متاسفانه چیدمان مناسبی غرفهها نداشتهاند و مثلا زیاد اتفاق میافتد که مردم با دیدن غرفهای که دم در ورودی مجموعه است فکر کنند کل مجموعه به فروش همانگونه اجناس تعلق دارند و دیگر حتی وارد مجموعه هم نشوند. ما بارها چایی صلواتی گذاشتیم و من خودم شخصا دم در به مردم چایی تعارف میکردم که همین باعث میشد مردم متمایل بشوند و سوالاتی درباره بازارچه بپرسند و حتی برای خرید و بازدید هم به مجموعه سر بزنند.اما کماکان همان شبهه موجود است که شاید نتوانیم همهی هزینهها را پرداخت کنیم اما بازارچه پتانسیل برآورده کردن توقعات برپا کنندگانش را دارد.البته اگر تبلیغات کافی انجام بشود.
به عنوان کلام آخر فقط همین را بگویم که در این بازارچه تقریبا ارزانترین مواد غذایی و برای مثال از نظر کیفیت و بهداشت بهترین نوع نان تولید میشود که کاملا طبیعی و سبوس داراست و از همه جا ارزانتر است اما متاسفانه موفق به جذب مخاطب نمیشود و همه چیز وابسته به تبلیغات است
رضا یزدانی به دنبال دریافت مجوز برای کنسرت در شهرستان ها
رضا یزدانی با انتشار این عکس در کانال خود در تلگرام نوشت: سپاس از استقبال بینظیرتون از ترانه هاى «هفته دلتنگى و این روزا»… و لطفى که به من داشتید و انرژیهاى خوبتون … در هیچیک از شاخه هاى هنرى، سلایق به اندازه موسیقى متفاوت و گسترده نیست، و ما با علم بر این موضوع و حفظ خط قرمزهامون، همیشه سعى بر این داشتیم که کارهایى متفاوت و متنوع رو براى شما عزیزانم در نظر داشته باشیم… به شدت و وسواس بسیار مشغول کار بر روى البوم جدید هستیم و همین باعث شده که امسال البوم نداشته باشیم و انتشار البوم به اوایل سال اینده موکول شده… البومى کاملا متفاوت…
اولین اجراى ترانه هاى جدید هم در کنسرت ۲۸ دى تهران که اخرین کنسرت امسال تهران میباشد و شهرهاى دیگه هم در مرحله دریافت مجوز هستیم…
ساعات خوبى داشته باشید…
نوروز بازار
برنامهی بزرگ «نوروز بازار» با هدف یادآوری هویت فرهنگی و گردآوردن و همگرایی جامعه و مردم حول ارزشهای فرهنگی نوروز که متاسفانه تحت تاثیر دگرگونیهای اجتماعی و فرهنگی قرار گرفته است، برگزار میشود.
نمایشگاه گروهی نقاشی
زمان : 18 الی 23 دی ماه ساعت : 16 الی 20
مکان : 20 متری نادر ، کوچه 1 ، نگارخانه هومر
کرمان کنسرت
وب سایت کرمان کنسرت اولین و تنها مرجع فروش الکترونیکی بلیط با امکان انتخای صندلی در استان کرمان است. کرمان کنسرت آمادگی خود را برای همکاری با برگزار کنند گان کنسرت و سایر رویدادهای فرهنگی و هنری اعلام می دارد.
کرمان کنسرت تنها یک مرجع فروش بلیط نیست بلکه می توانید فروش بلیط را در چند نقطه به صورت آنلاین مدیریت کنید.
www.kermanconcert.com
09352520005
روایت سفیر ایران در سوریه از نظر بشار اسد درباره سردار سلیمانی: او اسطوره نجات است
محمدرضا رئوف شیبانی، سفیر ایران در سوریه نظر بشار اسد رئیس جمهور سوریه درباره سردار سلیمانی را اینطور عنوان کرد: در حال حاضر، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران به سمبل مقاومت و اسطوره نجات در اذهان عمومی و رسانههای جهان تبدیل شده است و هر اقدامی حتی کوچک منتسب به او، بازتابی بسیار گسترده دارد.
قسمتی از گفت و گوی سفیر ایران با رسانه «حوزه» که به سردار سلیمانی مربوط است را در ادامه به نقل از ایسنا بخوانید:
تاثیرات حضور این شخصیت برجسته در سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟
خداوند سردار سلیمانی را سلامت بدارد. حضور ایشان در ایشان در جبهه های مقاومت سوریه قطعاً تاثیرات بزرگ روانی دارد. حاج قاسم خودش را سرباز مقاومت می داند و ابتکار عمل هایی که در طول این مدت در رزمآوری نظامیان سوری انجام داده، نزد دوست و دشمن کاملاً محسوس است.
میتوان ادعا کرد که اگر وجود چنین شخصیتی نبود، اکنون سوریه به یک مخروبه تبدیل میشد؟
بله، صد در صد. بدون تردید سردار سلیمانی از اصلی ترین عناصری بود که عراق را در برابر تروریست ها نجات داد. ایشان مهم ترین فردی بود که در سخت ترین شرایط یعنی زمانی که سوریه در آستانه تسخیر توسط گروه های تروریستی و سقوط دمشق بود، به داد آن رسید.
نظر آقای بشار اسد در مورد سردار سلیمانی را می دانید؟
رئیس جمهور سوریه با تمام مردم منطقه نسبت به سردار سلیمانی هم نظر است. از نظر آقای اسد، سردار سلیمانی اسطوره نجات است و همزمان، اسطوره رعب و وحشت برای جریان های مقابل. این مصداق بارز تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ است. ایشان نمونه مجسم یک انسان متکامل است و بحمدلله چنین شخصیت هایی در جمهوری اسلامی ایران بسیار داریم. به برکت انفاس روحانی امام خمینی(ره) و مدیریت و حکمت عالی مقام معظم رهبری، انقلاب اسلامی شخصیت های بسیاری نظیر سردار سلیمانی را تربیت کرده است که در هر مقطعی خودشان را نشان می دهند.
حمید معصومینژاد: اگر مشکلی هست رُرررم را یواشتر میگویم
تماشاگران امروز نوشت: خبرنگار واحد مرکزی خبر در ایتالیا، توضیح داده که در 26سال گذشته چه سختیهایی کشیده. او که ستاره این روزهای فضای مجازی است، با بزرگمنشی به جوکهایی هم که برایش ساختهاند واکنش نشان داده است. صدایش پشت تلفن پر هیجانتر از آن است که بارها از تلویزیون شنیدهایم. لحن کلامش هم به خشکی آن چیزی که سالهاست در تلویزیون میبینیم، نیست. بگو بخند میکند، صمیمی است و وقتی به ایتالیایی صحبت میکند، سرعت کلامش تندتر میشود. او مشهورترین و خاصترین ایرانی اروپا برای ما ایرانیهاست. سالهاست نوع «رم» گفتنش را سوژه کردهایم و گزارشهای یکنفره و ویژهاش را تحسین کردهایم. کسی که از پشت میز، متن نمیخواند، تصاویر آرشیوی شبکههای خارجی را مونتاژ نمیکند که به عنوان گزارش تولیدی(!) برایمان بفرستد، خودش در متن اتفاقات حضور دارد و یکنفره همه کارها را پیش میبرد. او کسی نیست جز «حمید معصومینژاد»ی که رم به ته فامیلش پیوند عجیبی خورده. صحبت کردن با او، حتی اگر یک ربع وقت داشته باشد، هیجانانگیز است. بهخصوص وقتی که تلفن را قطع کنید و متوجه شوید به دلیل همان صمیمیت، نیمساعتی گپ زدهاید و گذر زمان را متوجه نشدهاید.
معصومینژاد در جای جای این نیمساعت، مدام تأکید میکند اهل «مصاحبه» نیست و برای رعایت اصول اخلاقی و اینکه دوستانش در ایران از او دلخور نشوند -که چرا با آنها حرف نزده- دوست ندارد این گپ و گفت به شکل مصاحبه باشد. ما هم به حرفهای گفته و ناگفته او، اخلاقا احترام گذاشتیم و نتیجه این متنی شد که میخوانید.
26 سال قبل، میخواست برای ادامه تحصیل برود آمریکا ولی چون فقط ایتالیا ویزای تحصیلی میداد، سر از رم درآورد و پاگیر همین پایتخت ایتالیایی شد. ابتدا کارمند «هما» شد، پزشکی میخواند ولی وقتی طعم شیرین خبرنگاری زیر زبانش رفت، استعفا کرد، تحصیلاتش را به خبرنگاری تغییر داد و تمام وقتش را گذاشت برای همین کار. البته کارهای فرهنگی و اجتماعی انجام میدهد که همهاش به حوزه فعالیت خبرنگاری ارتباط دارد: «دو تا کتاب در ایتالیا نوشتهام یکی به نام «ایران، گنجینههای پارسی»، و دیگری هم «ایران: سفر به کشوری میان شرق و غرب» است که برای آشنایی ایتالیاییهایی که میخواهند به ایران سفر کنند، مؤثر است». اقامت دائم ایتالیا دارد، ولی پاسپورت ایرانیاش همیشه همراهش است. تابستان همین امسال به ایران آمده، البته همراه با خانواده: «بچههایم ده سالی میشد که ایران را ندیده بودند، آمدیم و یک سری هم به صداوسیما زدم. همان موقع سردبیر خبر 20:30 بیمقدمه در حیاط گفتوگویی را با من شروع کرد و پخش هم شد.»
معصومینژاد حتی موقع صحبت کردن دارد کار انجام میدهد و دنبال سوژه میدود: «صدها نفر به من گفتهاند بیشتر از اینکه خبرنگاران ایتالیایی از ایتالیا خبر بدهند، من از ایتالیا خبر میدهم. چون من واقعاً همه اتفاقات را پوشش میدهم و همیشه هم در آن نقاط حضور دارم. علاوه بر گزارشهای تلویزیون و رادیو که بیشتر مردم میشنوند، گزارشهایی به زبان ایتالیایی برای رادیو ایتالیای جمهوری اسلامی ایران میفرستم.» دلش نمیخواهد درباره دستگیریهای هفتگی پلیس ایتالیا حرف بزند و اینها را حاشیههای بیحاصلی میداند که در کارش خللی ایجاد نمیکنند ولی با همه این مشکلات، تلاش میکند گزارشهایش افت نکنند: «برای من مهمترین نکته این است که گزارشهایم متنوع باشند و باعث خستگی مردم نشوند. معتقدم باید در گزارش، رنگها و صحنههای زیبا باشد. گزارشها کوتاه و متنوع باشند. چون نظرم این است که مردم را نباید خسته کرد و عشق به کار در من آنقدر هست که به پولش فکر نکنم و مقایسه نکنم که بعد از این همه سال چقدر درآمد دارم.» وقت خداحافظی یادش میافتد که این نکته را بگوید تا ایرانیهای تلگرامباز بدانند: «در تلگرام کانالی ندارم. شنیدهام کسی به نام من کانالی ساخته که برای من نیست…».
استاندار کرمان در نشست شورای دانشگاه باهنر: نمایندگانی توسعه گرا و همزبان با دولت انتخاب کنیم
نشست شورای دانشگاه باهنر با استاندار کرمان روز گذشته با حضور استاندار، معاون سیاسی، امنیتی استاندار و معاون عمرانی استاندار در محل دانشگاه باهنر برگزار شد. استاندار کرمان در این نشست با اشاره به اینکه بخش عمده ای از مشکلات مطرح شده از سوی اساتید و مسئولین دانشگاه به راحتی قابل حل می باشد، گفت: بخش عمده ای از این مشکلات به دلیل عدم ارتباط دانشگاه با دولت در کرمان بوجود آمده است. علیرضا رزم حسینی اظهار داشت: طی دو سال گذشته بسیاری از مشکلات معدن را حل کردیم، از جمله معدن خمرود که بعد از 30 سال اجرائی شد و امیدواریم سال آینده این معدن با تولید 700 تن زغالسنگ جدید به بهره برداری برسد. وی با اشاره به اینکه توانستیم معدن تیتان که 40 سال مورد بحث بود را در دولت یازدهم تعیین تکلیف کنیم افزود: اگر به میدان کرومیت اسفندقه مراجعه کنید می بینید که در هر پهنه ای عده ای چنگ زده اند و بخشهایی از این معادن را به بخش خصوصی واگذار کردیم. استاندار کرمان عنوان کرد: استان کرمان در حوزه معدن قطب معدنی کشور است و یکی از کارهای اساسی که در بحث معدن انجام داده ایم این است که توانستیم از 40 سال قبل اکتشافات را به 23 درصد افزایش دهیم و تاکنون 1500 پهنه آزاد و به بخش خصوصی واگذار شده است. وی افزود: دغدغه ی همه مدیران ما عمران و آبادانی استان کرمان است و ما وظیفه داریم استان کرمان را بسازیم. رزم حسینی اظهار داشت: باید برای دانشگاه موقوفاتی ساخته شود تا برای دانشگاه درآمدزایی ایجاد شود زیرا نمی توان از بودجه های دولتی انتظار داشته باشیم. استاندار کرمان با اشاره به مشکل بنیاد مستضعفان با دانشگاه شهید باهنر کرمان در بحث تملک دانشکده فنی تصریح کرد: مشکل دانشکده فنی به راحتی از طریق تهاتر قابل حل می باشد. وی با اشاره به اینکه باید مطالبه گر باشیم افزود: باید کارها را به صورت شبانه روزی پیگیری کرد و بنده برخی از پروژه ها را شبانه روزی پیگیری می کنم و متاسفانه سیستم بروکراسی ما جهان سومی و فرسوده است .
رزم حسینی با اشاره به اینکه میدان مشتاقیه بهترین میدان جنوبشرق خواهد شد، تصریح کرد: عده ای حسادت می کنند و بخل دارند و منافع شان در خطر است اما ما باید کار خودمان را انجام دهیم . استاندار کرمان گفت: طرح همیاران آب را با ظرفیت خود استان کرمان اجرایی کردیم و از کارشناسان و اساتید دانشگاه باهنر استفاده کردیم. وی با اشاره به اینکه حاشیه نشینی یکی از موارد بحرانی استان کرمان و کشور است، گفت: مشکل حاشیه نشینی باید توسط مسئولین حل شود. دولت 450 هزار میلیار تومان پروژه نا تمام دارد و در حالی که بودجه عمرانی کشور سالانه 30 هزار میلیارد تومان است و با اقتصاد نفتی نمیتوان منتظر حل مشکلات توسط حکومت مرکزی بود. رزم حسینی با اشاره به اینکه زمانی مشکلات ما به وجود آمد که برنامه پنجم توسعه را اجرا نکرده و گفتند که این برنامه غربی است، افزود: به سند چشم انداز بیمحلی کرده و با تصمیمات عجولانه و سیاسی کاری کشور را به وضعیت بحرانی امروز رساندیم. اگر تیم مذاکره کننده ما نبود باید امروز از داعش در تهران پذیرایی می کردیم.
وی با اشاره به انتخابات پیش رو اظهار داشت : انتظار ما این است که در متن حضور پیدا کنید، انتخابات در سرنوشت کشور تاثیرگذار است، به ویژه انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی زیرا در دو سال گذشته تاثیر نمایندگان مجلس را دیدهام و معتقدم در شرایط کنونی نماینده عافیت طلب و راحت طلب نمیخواهیم. استاندار کرمان افزود: ما نمایندگانی را می خواهیم که درد را احساس کنند و باید نمایندگان موثر، وفادار به دولت، همزبان با دولت و توسعه گرا را انتخاب کنیم.
نباید شان دانشگاه را با ادارات دیگر همسان بدانیم
در ادامه این نشست رئیس دانشگاه شهید باهنر کرمان با اشاره به اینکه 14 هزار و 420 دانشجو در 82 رشته کارشناسی، 141 رشته کارشناسی ارشد و 83 رشته دکترا در دانشگاه باهنر تحصیل میکنند، گفت: 57 درصد از دانشجویان دانشگاه شهید باهنر در مقطع کارشناسی دختر و 43 درصد پسر هستند و 59 درصد از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد نیز دختر و 41 درصد پسر هستند. محمدعلی طاهر با تاکید براینکه دانشگاه باهنر با حضور 90 نفر کار خود را آغاز کرده است، افزود: دانشگاه باهنر دارای 11 دانشکده، یک موسسه آموزش عالی، شش پژوهشکده و دو مرکز پژوهشی و 645 نفر هیئت علمی در دانشگاه شهید باهنر کرمان در 306 رشته و گرایش تحصیلی است.
وی با اشاره به اینکه پردیس دانشگاهی دانشگاه شهید باهنر از سال 90 مجوز دریافت کرده و نخستین پذیرش را از سال 91 داشته است، یادآور شد: فضای کتابخانه دانشگاه شهید باهنر محدود است و نیاز به توسعه این فضا داریم تا بتواند خدمات بیشتر و بهتری را به دانشجویان ارائه دهد. رئیس دانشگاه شهید باهنر کرمان، فرسودگی فضاهای دانشگاه را یکی از مشکلات وجود دانست و گفت: بسیاری از تاسیسات دانشگاه نیاز به تعوض دارند که برای تعویض تاسیسات پردیزه هزینه برآورد شده مبلغ 26 میلیارد تومان می باشد. طاهر گفت: نیاز است که شان و احترام دانشگاه و اعضای هیئت علمی حفظ شود و نباید شان دانشگاه را با برخی از ادارات دیگر همسان بدانیم؛ بعضی از اعضی هیئت علمی ما در دنیا مطرح هستند.
طاهر با تاکید براینکه سال گذشته حدود 3 میلیارد تومان برای تعمیر خوابگاه های دانشگاه هزینه شده است، خاطر نشان کرد: برای رساندن وسائل و تجهیزات آزمایشگاهی دانشگاه برآورد هزینه 50 میلیارد تومانی شده و کمبود فضاهای آموزشی و پژوهشی از دیگر مشکلات دانشگاه شهید باهنر کرمان است.
ماجرای ناکامی اختلاس 860 میلیاردی از یک بانک
بعد از اختلاس 3000 میلیارد تومانی معروف در تاریخ اقتصادی کشور که پای چند بانک در میان بود، این بار یکی از این بانکها تا پای اختلاس حدود 1000 میلیارد تومانی پیش رفت .به گزارش ایسنا، هنوز آثار اختلاس 3000 میلیاردی که در سال 1390 از آن پرده برداشته شد از میان نرفته و حتی برخی متهمان آن پای محاکمه ننشسته اند که شبکه بانکی بازهم درگیر تهدید به اختلاسی نزدیک به یک سوم رقم قبلی شد. اخیرامعاونت اقتصادی وزارت اطلاعات گزارشی در حوزه تخلفات اقتصاد کلان منتشر و اعلام کرد که باندی در صدد اختلاس و انتقال مبلغ 860 میلیارد تومان از یکی از بانکها برای تبدیل به ارز و خروج از کشور بودهاند که با همکاری مدیریت عامل و حراست بانک و تلاش سازمان اطلاعات استان تهران دستگیر شدند
این گزارش وزارت اطلاعات مهر تاییدی بر اعلام چندی پیشوزارت اقتصاد و دارایی در رابطه با اقدام باند بزرگی که قصد سوءاستفاده از حساب های بانک ملی را داشتند که البته کشف و دستگیر شدند، بود. ماجرا بر این قرار بود که در تاریخ 30 تیرماه امسال گزارشی به مدیریت حراست بانک ملی واصل شد که حاکی از قصد یک باند کلاهبردار با هدایت از خارج از کشور برای سوءاستفاده از حسابهای بانکها ازجمله بانک ملی را داشتند که این موضوع بلافاصله از سوی حراست بانک ملی به سازمان اطلاعات استان تهران منعکس و طی حدود سه ماه موضوع با مدیریت بانک ملی و همکاری حراست، بازرسی بانک و سازمان اطلاعات استان تهران اقدامات و تماسهای آنها مورد درصد قرار گرفته است.
این باند در روزهای ابتدایی آبانماه قصد داشت که از طریق معاون یکی از شعب بانک، مبالغ کلانی را به حساب چند صرافی جهت انتقال بعدی به حسابهای دیگر واریز کند که با توجه به تمهیدات قبلی بانک، تمام حسابها مسدود و اعضای آن توسط سازمان اطلاعات تهران بازداشت شدند، در حالی که این گروه هیچ گونه اطلاعی از کنترل و نظارت بانک ملی و سازمان اطلاعات تهران نداشتند. این در حالی است که برای افراد عامل این سواستفاده و خانواده آنها ویزای شینگن جهت خروج از کشور نیز اخذ شده بود و قصد داشتند با استفاده از تعطیلی ایام تاسوعا و عاشورا انتقال وجوه را تکمیل و از کشور خارج شوند. آنطور که وزارت اقتصاد و وزارت اطلاعات اعلام کردهاند با تدابیری از سوی بانک ملی و همچنین مشارکت سازمان اطلاعات استان تهران این ماجرا خنثی شده و بانک ملی از اختلاسی حدود 1000 میلیارد تومانی که نزدیک بود با مشارکت یکی از معاونین شعب آن انجام شود، گریخت.
خداحافظی با آینه عقب خودرو
فناوریهای ارایه شده در نمایشگاه محصولات الکترونیکی مصرفی CES لاس وگاس نشان داد چگونه دوربینهای الکترونیکی در یک خودرو میتوانند نسبت به آینههای معمولی به راننده دیده بهتری داده و نقاط کوری که منجر به بروز تصادف میشوند را حل کنند.شرکت خودروسازی ب ام و سیستمی را نمایش داد که در آن دوربینهای کوچک جایگزین آینهها میشوند و یک نمایشگر الکترونیکی به راننده امکان میدهد سه تصویر جداگانه یا یک نمای پانورامایی از محیط پیرامون داشته باشد.سیستم ب ام و به معنای آن است که یک راننده میتواند به مقابل نگاه کند و نیازی نخواهد داشت که سرش را به کنار بچرخاند تا آینههای بغل را نگاه کند و دوربینهای کوچک جایگزین این آینهها میشوند.شرکت سازنده تجهیزات فرانسوی والئو سیستم «اسلایت استریم» را معرفی کرده است که از دوربینها استفاده میکند اما نمایشگرهای الکترونیکی را هم در دو طرف خودرو حفظ کرده است.هر دو شرکت میگویند سیستمهایشان مزایای متعددی دارند و دید کاملتری از پیرامون و دید بهتری در شب فراهم کرده و مشکلات آینههای بغل که در زمان مه گرفتگی و بارندگی دیده نمیشوند را ندارند.بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، هیچ یک از این سیستمها هنوز در خودروها بکار گرفته نشده اند اما به نظر میرسد این دوربینها بخشی از خودروی آینده باشند.جنرال موتورز اعلام کرده است آینه داخلی در خودروی برقی «بولت» که به زودی معرفی خواهد شد، میتواند به دوربین متصل شده و مشکل عدم دید راننده به دلیل وجود اشیای بزرگ یا سرنشینان بلند قد در صندلی عقب را حل کند.
ورود FAW به ایران
و تغییر بازار خودرو
بعد از توافقات هستهای ایران و ایجاد تغییرات جدید در اقتصاد کشور در سال ۲۰۱۵ ، برندهای مهم وارداتی اتومبیل در سراسر جهان برای تصاحب سهم بازار خودرو در ایران به رقابت پرداختند. برند افایدبلیو نیز با شروع تغییرات اقتصادی ایران از همان ابتدا روند روبهجلو خود را برای تصاحب فرصتهای جدید و پیشیگرفتن از رقبا در پیش گرفت.
به گزارش شرق، افای دبلیو به عنوان اولین شرکت تحت نظر جمهوری چین با ۶۰ سال سابقه، با بینشی مبتنیبر ارائه کیفیت برتر و خدمات مفید، همواره در پی تسخیر بازارهای جهانی بوده و اکنون ایران را به عنوان یک انتخاب استراتژیک مناسب برای حضور خود برگزیده است. بهطوریکه ورود دو برندB۵۰ و J۶ توسط شرکت افای دبلیو در بازار ایران برای اولینبار در میان برندهای اتومبیل، منجر به ایجاد یک رقابت هوشمندانه در خاورمیانه شده است. برند J۶ از سری خودروهای سنگین (تراکتور) افایدبلیو با پایبندی به محیطزیست، استفاده از فناوریهای پیشرو و پاسخگویی کامل به نیازهای بازار، توانست در سال گذشته جایگاه اول را به خود اختصاص دهد و در تیرماه گذشته به بالاترین میزان فروش دست یابد.ازجمله مزیتهای رقابتی که باعث شهرت J۶ در بازار شده، میتوان به مصرف سوخت فوقالعاده پایین، کیفیت کاملا متفاوت در مقایسه با سایر محصولات چینی و بهرهمندی از محور انتقال بینقص (ZF، تکنولوژی آلمانی) اشاره کرد. موضوع دیگری که موجب استقبال از افای دبلیو و J۶ شده است، ارائه خدمات ویژه پس از فروش و ارتباط نزدیک با مشتری است که در قالب برگزاری ایونتهای (رویداد یا مراسم) خاص انجام میشود. با در پیشگرفتن این روند و همکاری به عنوان اسپانسر تیم فوتبال تراکتورسازی، افای دبلیو توانسته است جایگاه خود را به عنوان تولیدکننده محصولات باکیفیت در ایران تثبیت کند.بهطوریکه با تولید سواری B۵۰ موجب تغییر و تحول در بازار اتومبیلهای اندازه متوسط در ایران شده و به گفته کارشناسان داخلی، هماکنون B۵۰ به عنوان یک محرک در بازار اتومبیل اندازه متوسط در ایران شناخته میشود. علاوه بر سازماندهی در بازار اتومبیل چین و حضور در بازار جهانی، افای دبلیو میکوشد با تکیه بر سه اصل کیفیت محصول، بازاریابی دقیق و تعهد به مشتری، خود را به عنوان یک برند تخصصی خلاق و پیشگام در صنعت تکنولوژی در بازار ایران مطرح کند.
