بایگانی مطالب نشریه
سلامت مردم باید تضمین و ضمانت شود
سلامت مردم باید تضمین و ضمانت شود
بهناز رهبر مهرپو*
جوش شیرینی که سالهاست به نان زده می شود و تیغ هیچ کس هم برنده آن نیست. شیر و مواد لبنی آلوده به روغن پالم، برنجهای وارداتی آلوده، سبزیجات و صیفیجات آبیاری شده با فاضلاب، گوشتهای وارداتی تاریخ مصرف گذشته، شیرهای مخلوط شده با وایتکس و مواد شوینده و 99 درصد آبلیموهای موجود در بازار که تقلبی است (گفته رئیس سازمان غذا و دارو )، تنها بخشی از پرونده قطور مواد غدایی ناسالم در ایران است. وزارت بهداشت که همه این خبرها را تایید کرده است، حال و به یکهو آمده است و می گوید که پرونده بسته شد ! مردم نگران نباشند وشیر بخورند ! اما آیا واقعا وزارت بهداشت ضمانت می کند و تضمین می دهد که دیگر این امر و مشابه آن تکرار نشود ؟ وزارت بهداشت باید پاسخ بدهد، سلامت شهروندانی که به خاطر مصرف این نوع مواد غذایی و آشامیدنی آلوده در معرض خطر قرار گرفته است، با کیست ؟ و چه کسی و ارگانی ذاتا وظیفه مراقبت از سلامت عمومی را داشته،ولی بواسطه کوتاهی آن بر سر سلامت عمومی این آمده است. در ایران بیش از 30 ارگان و سازمان وظیفه نظارتی بر عهده دارند و یا به آن می پردازند، با این همه متولی ! معلوم نیست چرا این همه مساله باید بر سر سلامت عمومی آورده شود. در سالهای گذشته بارها خبرهایی مبنی بر ناسالم و غیر استاندارد بودن مواد غذایی در ایران منتشر شده و مسئولان دولتی در بهترین حالت وعده پیگیری موضوع را دادهاند. بهار 1389و پس از پیگیری کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، سرانجام دولت پذیرفت که هشت نوع برنج وارداتی به ایران، غیربهداشتی و آلوده به سرب است.همان زمان که بحث بر سر برنجهای آلوده بالا گرفت، مدیرعامل میادین میوه و ترهبار تهران گفته بود « مرغهایی که در تهران توزیع میشود دارای 47 درصد سرب و 17 درصد کادمیوم هستند.» گوشتهای اوکراینی آلوده به مواد رادیواکتیو یکی دیگر از پروندههای گشوده شده برای مواد غذایی غیرسالم در مجلس است. در حالیکه نمایندگان مجلس از بررسی و تائید آلوده بودن این گوشتها سخن میگفتند، سازمان نظام پزشکی و سازمان انرژی اتمی هرگونه آلودگی گوشتهای اوکراینی را تکذیب کردند.چایهای آغشته به مواد شیمیایی هم که از سوی نماینده آمل در مجلس مطرح شد، همچنان بدون اقدام خاصی از سوی نهادهای نظارتی و دولتی در بازار ایران توزیع میشود. دو ماه پیش بود که عکس هایی تکان دهنده از بکارگیری فاضلاب در جنوب تهران برای آبیاری سبزی جات توسط عکاس خبرگزاری دولت «ایرنا»، منتشر شد که سر وصدای بسیاری به پا کرد اما مانند همه ی دفعات باز هم دست ها به هم داده شد تا با وعده ی برخورد، افکار عمومی آرامش پیدا کند. موضوع استفاده از فاضلاب مساله جدیدی در کشاورزی جنوب تهران نبود و نیست و هنوز هم ادامه دارد. خود «اعتماد» تاکنون بارها و بارها به این مساله پرداخته است، ولی توجهی که لازمه پایان دادن به این وضعیت اسفبار در امنیت غذایی است، دیده نشده است. مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گزارش چشمانداز امنیت غذایی در ایران، افزایش واردات و کاهش خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی را یکی از دلایل کاهش امنیت غذایی اعلام کرده است، اما به نظر می رسد که واقعیت امر بیشتر از این موضوع ناشی می شود که نهادهای مسئول به وظیفه نظارتی خود آنگونه که شایسته است و باید باشد، نپرداخته اند. افکار عمومی نمی تواند و نباید در برابر امنیت غذایی آشامیدنی و بهداشتی خود کوتاه بیاید. هنوز افکار عمومی در گیر و دار زیانبار بودن و یا نبودن امواج آنتن های مخابراتی بسیار در شهر است که یک روز تایید و روز دیگر تکذیب می شود. وزارتخانه های مسئول و سازمانهای دولتی ناظر باید با تعهد مبنی بر اجازه ندادن به تکرار چنین اعمال مجرمانه و جنایتکارانه ای که قانون چنین عنوانی را برای آن بکار می برد، سلامت بهداشتی مردم راتضمین و ضمانت کنند.
* روزنامه نگار و کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک
رونمایی از طرح نان سالم
طرح تولید نان سالم با حضور امام جمعه و استاندار کرمان در نشست شورای ادارای استان رونمایی شد. ایرنا این طرح سال گذشته تدوین شد و دهم مرداد امسال مورد تایید استاندار کرمان و مدیران دستگاه های متولی قرار گرفت و از سه شنبه به صورت رسمی اجرایی شد./ ایرنا
نمایشگاه عکس موسسه خیریه
بچه های آفتاب
1 الی 7 مهرماه 1394
ساعت 17 الی 20
کرمان، خیابان بیست متری نادر، کوچه شماره یک، نگارخانه هومهر
بعضی چیز ها را باید بنویسم
نه برای اینکه همه بخونن،
برای اینکه خفه نشم
روزگار عجیبیست،
سالهاست که زنده بودن را فراموش کرده ام
تو خوب میدانی،
همچی از یادم میره ، مگه یادم ،که همیشه یادته
رفتن بهتر است
باید بروم تا بیادت بیایم،
من مترسک جالیز نیستم
عکس: یاسر خدیشی
امین افضلی
به جمع خوانندگان پاپ پیوست
افضلی را می توان یکی از بهترین ترانه سراهای فارسی زبان دانست که اولین مجموعه اش را تحت عنوان رویای تلخ در سن 15 سالگی سرود. آثار زیادی در این حوزه تاکنون توسط وی نگارش شده است.
کتاب شعر و ترانه خلوت عشق آخرین اثر این ترانه سرای جوان است که هم اکنون در مرحله چاپ می باشد. علاوه بر این می توان تهیه آلبوم موسیقی «دست گرمی» را مهم ترین فعالیت این روزهای افضلی عنوان کرد. برای این هنرمند جوان آرزوی موفقیت می نماییم.
کنسرت گروه تنبورنوازان مولانا
سرپرست: احسان قربانی
خواننده: امید سلیمانی فر
10 و 11 مهر ساعت 20
محل اجرا: تالار ایرج بسطامی/پارک مادر
محل فروش بلیط: فروشگاه محصولات فرهنگی چشم انداز، خیابان شفا- آموزشگاه موسیقی رامتین، خیابان استقلال
کمپهای غیرمجاز ترک اعتیاد فرآیند درمان فرد را مختل میکنند
رئیس سازمان بهزیستی کشور هشدار داد که تنها مراکز ترک اعتیادی که از سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت مجوز اخذ کرده باشند قادر به فعالیت بوده و در غیر این صورت نسبت به تعطیلی مراکز غیرقانونی فورا اقدام خواهد شد.
کمپهای غیرمجاز ترک اعتیاد آثار بسیار سوء بر روند بهبودی معتادان داشته و معتقدیم اتفاقاتی در این مراکز رخ میدهد که به طور کلی فرایند درمان فرد را مختل کرده و باعث میشود فرد معتاد دیگر به هیچ مرکزی برای ترک اعتیاد مراجعه نکند. رئیس سازمان بهزیستی کشور در ادامه ضمن اشاره به آنکه در حال حاضر اعتیاد پس از بیماریهای قلبی عروقی و تصادفات به عنوان سومین عامل مرگ و میر در ایران شناخته شده است اظهار کرد: اعتیاد یک معضل اجتماعی است و پیامدهای منفی بسیاری را برای سلامت اجتماعی و بهداشتی آحاد جامعه به همراه دارد. همچنین رضازاده، معاون پیشگیری و درمان اعتیاد سازمان بهزیستی کشور نیز در گفتوگو با ایسنا، ضمن بیان آنکه کمپهای ترک اعتیاد همان مراکز اقامتی میان مدت هستند، اظهار کرد: فعالیت مراکز اقامتی میان مدت به صورت» پرهیز مدار» است به طوری که فرد مبتلا به مدت یک ماه در آنجا اقامت داشته و علاوه بر فراگیری مهارتهای اجتماعی باید با وسوسه و عود مصرف خود نیز مقابله کند. رضازاده ادامه داد: در حال حاضر حدود 1037 مرکز اقامتی میان مدت طبق مجوز سازمان بهزیستی کشور در حال فعالیتند اما پیش از آنکه سازمان بهزیستی فعالیتهای خود را در راستای مجوز دهی به این مراکز آغاز کند حدود هشت سال پیش شاهد آن بودیم که افراد مختلفی اقدام به راه اندازی کمپهای ترک اعتیاد میکردند که عمده آنها نیز خود از افراد بهبود یافته بودند.
جوانان ما توان زندگی مشترک را ندارند
عبدالله پور کارشناس معاونت اجتماعی پیشگیری از وقوع جرم دادگستری در گفتگو با پیام ما:
جوانان ما توان زندگی مشترک را ندارند
عرفان زارعی
در چند روز گذشته آمار قتل و خشونت به طرز نگران کننده ای در کرمان افزایش داشته ، در تاریخ 26 شهریور سرهنگ رضا بنی اسدی فرمانده نیوری انتظامی کرمان به خبرنگار ایسنا گفت: در طرح چهار روزه (جوادالائمه) در راستای پاکسازی شهر کرمان 330 کیلو تریاک 72 نفر سارق 148 مورد سرقت و 116 نفر تحت تعقیب دستگیر شدند و با همکاری تیمهای مجرب 20 نفر هم از اراذل و اوباش کرمان به دست عدالت سپرده شده اند. وی افزود نیمی از جرایم استان در شهر کرمان اتفاق می افتد.
تا کی باید مسئولیت تمام جرایم و خشونت های مختلف از کلامی گرفته تا خشونت هایی که در خانوادهها رواج پیدا کرده و سهم زیادی از ازدواج ها را ختم به طلاق نموده را به گردن نیروی انتظامی بیاندازیم و متوقع باشیم نیروی انتظامی تمام مشکلات جامعه را حل کند؟ به نظر نگارنده نیروی انتظامی نهادی بازدارنده است و رویکرد این ارگان به جرایم عکس العملی است، باید ریشه را هدف گرفت و سعی کرد مشکلات را با نگاهی عمیق تر حل کرد. طی چند روز گذشته با وجود اجرای طرح جوادالائمه و دستگیری این تعداد از اراذل و اوباش کماکان شاهد حوادث دلخراشی از قتل در حین نزاع خیابانی گرفته تا حمله به فروشگاه آلات موسیقی و کشتن فروشنده بخاطر یک ارگ آیا به گفته آقای عبداللهی باید دنبال عامل این حوادث در خانواده ها باشیم ؟آیا قاتلینی که بخاطر سازی چند ملیونی با فروشنده گلاویز شده بودند این کارشان ریشه در عدم مهرورزی پدرشان با ایشان دارد یا مشکلات اقتصادی کار را به جایی رسانده که هم فروشنده تا پای حان بخاطر سازی که در مغازه دارد می جنگد و هم سارقین حاضر به اقدام چنین جنایتی می شوند بخاطر چند میلیون پول؟
خبرنگار سرویس اجتماعی پیام ما در این ارتباط وعلی الخصوص موضوع طلاق گفت وگویی با عبدالله پور کارشناس ارشد روانشناسی مشغول خدمت در معاونت اجتماعی پیشگیری از وقوع جرم دادگستری داشت که متن این گفت و شنود پیش کش حضورتان می شود. معاونت اجتماعی پیشگیری از وقوع جرم دادگستری کل استان کرمان ساختمانیاست خلوت واقع در کوچه شماره دو خیابان شریعتی که احساس کردیم بهتر است گفتگویی با یکی از کارشناسان این معاونت انجام دهیم.هر چند به اعتقاد این کارشناس منشا اصلی وقوع جرم و همچنین افزایش طلاق به خود خانوادهها بر میگردد و گویا از ماست که بر ماست
دقیقا کار معاونت اجتماعی پیشگیری از وقوع جرم چیست؟
این معاونت از سال ۸۸ شکل گرفته و در راستای پیشگیری از وقوع جرم و کاهش آسیبهای اجتماعی در سه حوزه فعالیت میکند اداره پیشگیریهای انتظامی وضعی اداره پیشگیری های قضایی حقوقی، اداره برنامه ریزی و دبیرخانه شورای پیشگیری از وقوع جرم استان، اداره پیشگیری های اجتماعی فرهنگی تلاش ما بیشتر در این راستاست که موازی کاریها کم بشود و فعالیتهای دیگر حوزهها را جهتدارتر کنیم به نفع پیشگیری از وقوع جرم. برای مثال در بحث مشاورههای طلاق بهزیستی سازمانیست که با این امور ارتباط تنگاتنگی دارد ما نیز تلاش میکنیم برای مشاورین ایشان دورههای آموزش بهتر و بیشتری برگزارکنیم تا کیفیت مشاورهها بالاتر برود و هدفمندتر هم بشوند و در سایر زمینهها همینطور مثلا در زمینه حقوق قضایی با دادگستری و دادگاه نظام،دادسرا و کلیه قضاتی که در این حوزهمیتوانند کمک کنند با آنها در ارتباطیم و همکاری داریم.
در چند روز گذشته جرم قتلهای زیادی در کرمان اتفاق افتاده فکر میکنید علت این آمار بالای قتل نفس در استان چیست؟
من عذر میخواهم اما قتل یک بحث تخصصیست و من در این حوزه نظری ندارم مقوله قتل در تخصص قضات هست و خود قضات محترم در این باره نظرخواهند داد.
اما به هر حال شما کارشناس معاونت پیشگیری از وقوع جرم هستید و قتل هم یکی از جرائمی هست که اتفاق میافتد.
ببینید حالا اینکه قتل اتفاق میافته خیلی دلایل میتونه دخیل باشه از مشکلات شخصیتی فرد گرفته تا وضعیت خانواده مثلا فرد میتونه یک خانواده آشفته و درگیر داشته باشد و از بعد اقتصادی اگر نگاه کنیم خیلی از مشکلات اقتصادی میتونه دخیل باشه در رخداد این جرم، حالا بخشی از این سوال که ما چکار میتوانیم بکنیم در این باره؟ خوب بخشی مربوط میشود به بخش حقوقی و قضایی که در تخصص من نیست اما در بحث مسائل اجتماعی و پیشگیریهایی از این دست بهترین کار شاید همین بحثآموزشهاست و مشاورهها که ما در این زمینه مشغول به کاریم تا افراد را کمک و تشویق کنیم که به سمت مشاوره بروند و آموزش مهارتهای زندگی که الآن خیلی مطرحه و در سنین دبستان بهزیستی که نهاد مجری این امور است در حال کار در این زمینه هست و از این مورد گذشته الآن بحث اجرای لایحه شخصیت هست که در سیستم در حال پیگیری هست که برای هر فرد که وارد سیستم قضایی میشود و پروندهای برای او شکل میگیرد یک پروندههم به نام پروندهشخصیت برای او ساخته میشود که از لحاظ روانی فرد چک میشود و بررسیهای روانشناسی روی فرد انجام میشود و کمکهای روانشناختی به او داده میشود و آموزشهایی از این دست
آمار غیررسمی در حال حاضر حاکیاز این هست که ۷۰درصد ازدواجها در استانختم به طلاق میشود،آیا این آمار صحیح هست؟و اصولا وضعیت طلاق در استان چطور هست؟
شاید یک بخشی از این آمار صحیح باشد اما بخشدیگر رو برای اولین بار از زبان شما میشنوم نمیدونم چقدر صحت داشته باشه اما چند سالی هست که ما پیگیر این روند هستیم و شاهد یک روند افزایشی هستیم هرچند در سال ۹۳ ورودی پروندههای طلاق دادگستری کاهش داشته و امسال هم کاهش بیشتری داشتیم اما خوب بحث طلاق بحث گستردهایست وعوامل زیادی روی آن تاثیر دارد از عوامل سیاسی و اجتماعی گرفته تا مسائل فردی و روانشناختی و جامعه شناختی ولی این اتفاق به گونهای سال به سال بیشتر و بزرگتر میشود.
علت این روند صعودی چه هست؟
به نظر من این موضوع بین جوانان ما رایج شده چون جوانان ما تحمل و توان و تجربه زندگی مشترک را ندارند این جوانان متاسفانه مهارتهای زندگی مشترک را در کودکی و نوجوانی یاد نمیگیرند و خانوادهها هم درگیر مسائل اقتصادی و روزمرهی خود هستند و از آموزش دادن به بچهها و یاد دادن نوع زندگی کردن و نوع محبتکردن و نوع ارتباط و ارتباطات سالم و درست متاسفانه غافل میمانند و وقتی با زوجین صحبت میکنیم در رابطه با علل طلاقشان معمولا میگویند ما تفاهم نداریم یا حرف یکدیگر را نمیفهمیم یا بلد نیستیم به هم محبت کنیم و درد دل یکدیگر را گوش کنیم خوب همه اینها با آموزش مهارتهای کنار آمدن با یکدیگر حل میشد و یا مهارتهای زندگی اینکه ما بتوانیم اعتماد به نفس داشته باشیم و برای دیگران ارزش و احترام قائل باشیم که همه اینها به شکلی بحث مهارتهای زندگیاست که در خانوادهها کم میبینیم و نتیجه نبود این آموزشها این است که فرد انسان بیکار بی مسئولیت عصبانی پرخاشگر و یا معتادی میشود که نتیجه همه اینها میشود طلاق یعنی فردی که این مشکلات را داراست خود بهخود توان مدیریت زندگی را ندارد و شاهد فروپاشی زندگی مشترک خواهیم بود.
به نظر شما عادلانه است که همه کاسه و کوزهها را سر خانواده بشکنیم به قول مارکس وبر ما بیشتر از اینکه محصول خانوادهمان باشیم محصول اجتماعمان هستیم و سیستم آموزشیمان و اقتصاد حاکم بر جامعه سهم مثلا نظام آموزشی در وضعیت امروز طلاق چیست؟
طبیعتا همینجوریست که شما میفرمایید و ما نمیتوانیم خانواده را مقصر تمام این مسائل بدانیم ولی خانواده رکن اصلی اجتماع هست و جاییست که همه آموزشهای ما و الگوهای ما آنجا شکل میگیرد پایه خانواده است اما خوب نظامآموزشی هم میتواند جهت بدهد به این موضوع و صحبت من این هست که ما باید از همون قدم اول به بچهها راههای درست زندگیکردن و زندگیسالم داشتن را آموزش بدهیم و طبیعتا این کمکهای آموزشی را آموزش و پرورش و دانشگاهها باید به جوانان بکنند اما اتفاق زمانی میافتد که خانواده و پس از آن سیستم آموزشی این مهارتهای زندگی را آموزش ندهد و همه بحث آموزش و پرورش درسهایی مثل ریاضی و علوم و… نباشد بلکه بخشی را هم قرار بدهند تحت عنوان شیوههای درست زندگیکردن و یا شیوه تصمیم گیریصحیح و انتخاب دوست و حل مسئله و دیگر مسائل که البته به بحث تخصصی دارد که چرا در این حوزه دانشگاهیان و یا آموزش و پرورش وارد نمیشوند و یا کمتر وارد میشوند این مطمئنا نیاز به کمک همه ارکان جامعه دارد که یک فرد انسان مفید و سالمیبرای همه بخشعای جامعه باشد
فکر میکنید سهم بیشتر در سوق دادن خانوادهها به سمت طلاق به گردن مسائل فرهنگیاست و یا اقتصادی؟
به نظر من سهم بیشتر مشکل بخاطر مسائل فرهنگی است به نظر من آموزش کلا در جامعه ما رها شده است و بچهها از کلاساهی چهارم و یا پنجم رفته رفته مستقل میشوند در حالیکه اصلا نوجوان نباید اینقدر مستقل باشد و باید حتما ارتباط تنگاتنگی با خانواده داشته باشد الآن اگر از نوجوانی سوال کنید که پدرت چند بار تو را میبوسد میگوید شاید سالی دوسالی آن هم چه اتفاقی حادث شود که پدرم مرا ببوسد کما اینکه باید خانواده ها ارتباط عاطفی بسیار نزدیکتری با نوجوانان و جوانان خود داشته باشند اگر ما فردی را تربیت کنیم که اعتماد به نفس کافی داشته باشد و برای خود هدف داشته باشد و آیندهای برای خود پیش نظر داشته باشد خوب این فرد خود به خود بیمه هست و حالا ممکن هست یک سری مشکلات داشته باشد اما مشکلاتی که عمیقا تاثیر منفی در زندگی اوبگذارند و باعث از هم گسیختگی زندگی او بشوند رخ نخواهند داد.
در حال حاضر چند مرکز مشاوره برای مشاور پیش از طلاق داریم؟
از سال ۹۰ و ۹۱ این مبحث آغاز شد و تا امروز نزدیک به ۲۱ مرکز مشغول به ارائه مشاوره پیشاز طلاق هستند که ۳ مرکز دولتی هستند و بقیه متعلق به بخش خصوصی هستند و ناگفته نماند که در سال ۹۱ میزان سازش بین زوجین خیلی پایین بود و با ارزیابی و سازماندهی و دورههای آموزشی ویژه طلاق که برای مشاورین گذاشته شد که منجر به دو برابر سازش بین زوجین شد و ما خودمان هم چند دورهآموزشی برای کارشناسان ویژه مشاوره طلاق داریم که امیدواریم بتوانیم آمار سازش را بازهم بالاتر ببریم
پیعنی همه مواردی که تقاضای طلاق دارند ارجاع داده میشوند به مراکز مشاوره؟
خیر محدودیتهای قانونی در این بین هست که ما فقط پروندههای طلاق توافقی را میتوانیم ارجاع به مرکز مشاوره بدهیم اما در بحث پروندههایی مثل عدم تمکین و مهریه و نفقه و درخواست زوجه یا زوح با جلساتی که با رئیس محترم دادگاههای شهرستان و در شورای پیشگیری از جرم انجام شده و با توجه به نوع پرونده و صلاحدید قاضی باز هم در خیلی از پروندههای دیگر هم ارجاع به مرکز مشاوره داریم
فکر میکنید چقدر نقش بازدارندگی دارد مرکز مشاوره، و چقدر موفق هستند در پیشگیری از رخداد طلاق؟
قبلا چیزی حدود ده یا پانزده درصد بوده که امسال تا ۳۰ درصد هم رسیدیم مطمئنا تاثیر گذارهست و ما هم میخواهیم که به پرونده کمک شود و به فرد مثلا مشکلات شخصیتیاش گوشزد شود و تلاش شود تا این معایب را فرد بر طرف کند و خوب این افراد معمولا جوان هستند و خیلی از ایشان قصد ازدواج دوباره دارند که سعی میشود با توجه مشکلاتی که این ازدواج را ختم به طلاق کرد مشاورههایی به افراد داده شود تا اشتباهی را تکرار نکنند و حداقل ازدواج دوم موفقی داشته باشند در مجموع از دو حیث نگاه میشود به این موارد از یک سو در راستای صلح و سازش و از سویی در راستای کاهش آسیب است.
هزینههای این مراکز چگونه هست؟
در مراکز دولتی که رایگان هست اما در مراکز خصوصی طبق تعرفهای که بهزیستی و یا نظام روانشناسی مقرر کرده عمل میکنند و اگر اشتباه نکنم برای یک جلسهی ۴۵ دقیقه تا ۱ ساعته کارشناس ارشد ۳۱ هزارتومان و برای دکتر فکر میکنم ۳۵ هزار تومان باشد و حالا بستگی به نوع مشکل زوجین دارد و اینکه چند جلسه تشریف ببرن آنجا و گاهی اوقات روانشناسان ترجیح میدهند مثلا مداخلهای در محیط زندگی آن فرد داشته باشند و یا مثلا تشخیص داده میشود که فردی یک مشکل اختلال شخصیت هم دارد پس باید یک آزمون معتبر روانشناختی هم اجرا کند و ممکن هست هزینههایی اضافه شود اما از یک جلسه تا سه جلسه باید زوجین تشریف ببرن
چرا مسئله طلاق در این معاونت مورد رسیدگی قرار میگیرد؟ آیا به طلاق به عنوان یک جرم نگاه میشود؟
چون صیغه طلاق که جاری میشود باید از مجاری حقوقی و قانونی عبور کند و این موضوع محول شده به قوه قضاییه در نتیجه رسیدگی به این مساله و کاهش آسیب آن به دوش این معاونت افتاده تا جرم هایی که ارتباط مستقیم با طلاق دارند هم کاهش پیدا کند.
گزارش پیام ما از معتادان خیابان خواب زندگی با طعم کارتن
گزارش پیام ما از معتادان خیابان خواب
زندگی با طعم کارتن
مریم سعیدیحوالی ساعت نه و نیم شب بود که به جمع فعالان موسسه ی خیریه ی طلوع پیوستم. برای من که اولین بار در این جمع شرکت می کردم، همه چیز غریب و نا آشنا بود. جمع طلوعیان را در حالی دیدم که همگی حلقه زنان ایستاده بودند و تعداد نسبتا زیادی غذای بسته بندی شده در آنجا به چشم می خورد. چند نفر از اعضا که تحت حمایت موسسه، اعتیادشان را ترک کرده بودند به معرفی خود و اینکه چه مدت پاک شده بودند، پرداختند.
من به عنوان کسی که هیچ آشنایی ای با آن ها نداشتم از شدت خوشحالی نسبت به موفقیتشان در این نبرد سر از پا نمی شناختم، وای به حال موسسین و افرادی که به مددجویان ترک اعتیاد کمک کرده بودند، زیرا آن ها تولدی دوباره به این افراد که سال ها در باتلاق اعتیاد لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر فرو می رفتند، بخشیده اند.
پس از اینکه همگی دست های هم را گرفتیم و دعای مخصوصی که مضمونش یاری گرفتن از خدا بود را خواندیم به چند گروه تقسیم شدیم و هر گروه چند بسته غذا را برای توزیع به همراه خود برداشت.
من و تعدادی از تعدادی از دوستان به سمت شهرک پدر حرکت کردیم. وقتی به محل موعود رسیدیم تنها چیزی که به ذهنم می رسید این بود: مگر کسی این جا زندگی می کند؟!
خانه هایی! خانه نه فقط می توان گفت سرپناه هایی خالی از هر گونه امکانات، مردمانی که چهره شان با فقر عجین شده بود! زنان، مردان و کودکانی که طبق معمول هر سه شنبه شب منتظر غذا بودند. دیدن این چهره های غمگین و آلوده به اعتیاد، لحظه به لحظه گلویم را فشرده تر می کرد.
با اینکه هنوز زمستان از راه نرسیده است ولی سرما را می توان احساس کرد. علی الخصوص در جایی که افراد به خاطر مشکلات اقتصادی و فقر در نزدیکی کوه مسکن گزیده اند. اما این خانوارها در چنین مکانی و با نبود هیچ گونه امکاناتی چگونه زمستان سرد را به پایان می رسانند. پاییز و زمستانی که باران و برفش برای خیلی از ماها شادی را به دنبال دارد و شاید بعضی از ما فقط غصه ی تنهایی را بخوریم در هوای به اصطلاح دو نفره!
اما این بندگان خدا چه باید بگویند؟ مگر آن ها غیر از ما هستند؟ یا خون ما رنگین تر از آن هاست؟
کسانی که به دلیل بعضی جبرهای اجتماعی از بدو تولد به دلیل اعتیاد والدین معتاد شده اند و از زمانی که پا به این دنیا گذاشته اند تنها و تنها طعم فقر را چشیده و حسرت نداشته ها را خورده اند.
آیا از چنین فردی می توان توقع روحیه ای سالم و به دور از هیچ عقده و گره روحی داشت؟
علی رغم اینکه شاید گاهی اوقات خود این افراد مقصر بعضی مسائل هستند اما باز هم همه ی مشکلات و معضلات اجتماعی جای بحث دارد.
در حین پخش غذا خانوم جوانی به اسم محبوبه جلو آمد و با گرمی از ما استقبال کرد. وی چهار سال پیش با مرد معتادی ازدواج کرده بود که خودش و فرزندش نیز به دام اعتیاد افتادند. با وی به گفت وگو ایستادم. وی بالغ بر 5 ماه ترک کرده بود و می گفت: از وضعیتم خسته شده بودم. اعتیاد روزگارم را سیاه کرده بود. از هر راهی مثل تکدی گری و … فقط و فقط می خواستم پول موادم را دربیاورم. ولی در این پنج ماه که ترک کرده ام احساس می کنم انسان جدیدی شده ام.
پس از توزیع غذا در شهرک پدر به سمت میدان بیرم آباد حرکت کردیم.
اولین صحنه ای که چشم مرا به خود خیره کرد، دیدن دو نفر زیر یک پارچه ی سیاه رنگ بود که در گوشه ای نشسته بودند و شعله ی نوری فضای زیر پارچه را روشن کرده بود. من که خیره خیره در حال تماشایشان بودم به ناگاه یکی از آن دو نفر که جوان خوش رو وبلند قامتی بود، سرش را بیرون آورد و معلوم بود حال طبیعی ندارد.
یکی از فعالان طلوع جلو آمد و گفت همراه من بیا و اینجا نایست. این دو نفر در حال مصرف شیشه هستند. شنیدن اسم شیشه تنم را به لرزه در آورد.
شیشه همان ماده ی مخدر شایع که سبب توهم بسیار می شود. همان که علت بسیاری از خانواده کشی ها و همسرکشی ها است. حالا از نزدیک شاهد این فاجعه بودم. با حیرت و علامت سوال های بسیاری که در ذهن داشتم آن جا ترک کردم و وارد یک زمین خاکی شدیم.
به سمت پیرمردی که کارتن خواب بود رفتیم. شروع به صحبت کردن کرد. گفت من از جازموریان آمده ام، کارهای ساختمانی انجام می دادم اما سنم بالا رفته و توانم کم شده است. به دام هروئین افتاده ام. می خواهم مرا به کمپ ببرید و ترک کنم. از وضعیتم خسته شده ام.
در جوی های اطراف، افرادی که روی کارتون خوابیده و از شدت سرما به خود پیچیده بودند به چشم می خورد و من که تا آن لحظه این چنین صحنه هایی را ندیده بودم، با حیرت به اطرافم نگاه می کردم و به این موضوع می اندیشیدم، چه طور تا به حال در خواب غفلت بودم. ای کاش افراد متمولی که در شهر ما هستند برای یک بار هم که شده طلوعیان را همراهی می کردند تا ببیند زیر پوست شهر چه می گذرد. ای کاش جوانانی که ماشین های لوکس سوار می شوند و تنها به فکر خرید لباس های مارک دارهستند بیایند تا ببینند کودکانی را که با لباس های مندرس سرما و گرما را سپری می کنند. مگر آن ها غیر از ما هستند؟ و هزاران ای کاش دیگر…
حوالی ساعت 12 شب بود که توزیع غذا به پایان رسید و بار دیگر همگی در محلی جمع شدیم و حلقهی همیشگی را بستیم. همه حالمان خوب بود از اینکه تا حد توانمان به هم نوعانمان کمک کرده ایم و حالمان بد بود از این همه معضلات اجتماعی.
به آسمان نگریستم. طبق معمول زیبا و درخشان بود. اما زیر آسمان این شهر شاهد اتفاقات ناگواری هستیم. کرمان شهری است ثروتمند با مردمانی دست و دلباز و دریا دل. شایسته نیست که تعدادی از هم نوعانمان این چنین با فلاکت به گونه ای که در رفع نیازهای اولیه ی خود بازمانده اند، زندگی کنند.
با امید اینکه شاهد مشارکت روز افزون مردم و مسئولین برای رفع مشکلات شهرمان باشیم میدان بیرم آباد را ترک کردیم.
در راه برگشت با خود می اندیشیدم با وجود تعداد زیادی از اطرافیانمان که از لحاظ مالی توانایی کمک کردن دارند و بعضا به داشتن ثروت مشهورند، چرا حضورشان برای فعالیت در چنین امور خیری کم رنگ است و بعضا حضوری ندارند؟!
شاید بسیاری از آن ها از وجود چنین موسساتی بی اطلاع هستند. پس لازم است به معرفی اجمالی موسسه ی طلوع بپردازم.
موسسه ی طلوع در زمینه ی خدمت رسانی به معتادین و خانواده ی ایشان فعالیت می کند و کار خود را از اواسط بهمن ماه سال گذشته با تهیه و توزیع غذای رایگان میان نیازمندان در شهرک پدر، شهرک صنعتی و میدان بیرم آباد آغاز کرد.
فعالان این موسسه از طریق صحبت کردن با معتادین و کارتن خوابان، افرادی را که قلبا خواهان ترک اعتیاد و بازگشت به جامعه هستند، به کمپ های ترک اعتیاد معرفی می کنند و با هزینه ی مجموعه ی طلوع در پیگیر ترک کردن و بازگشت وی به زندگی ای عادی هستند.
به امید روزی که جامعه ای داشته باشیم سالم و شاداب، به دور از هر گونه فقر و اعتیاد. جامعه ای که مشارکت و هم دلی در آن موج بزند و چنانچه هر یک از ما رو به هر گونه انحرافی بودیم، دیگری بدون هیچ سرزنش کردنی، مانعمان شود. یادمان باشد همه ی ما در معرض هر خطایی هستیم.
حجاج عمداً مُردند و منتقدان حسود و کینه توزند! سمیرا زند
حجاج عمداً مُردند و منتقدان حسود و کینه توزند!
سمیرا زند
این روزها با انجام مناسک حج، شاهد اتفاقات ناگوار و بعضا بی سابقه ای در سرزمین عربستان می باشیم. آتش سوزی در هتل حجاج، سقوط جرثقیل در مسجدالحرام که منجر به جان باختن 118 نفر که از این تعداد 11 نفرشان ایرانی بودند، حادثه ی رمی جمرات که طبق اظهارات امام جمعه ی کرمان این امر « به دلیل ضعف مدیریتی دولت سعودی برای بستن برخی راهها بدون هماهنگی قبلی و اعلام عمومی باعث ازدحام و خفگی و مرگ تعداد زیادی از زائران درحال احرام بیت الله بود» که طی آن 131 حاجی ایرانی کشته و 365 نفر مفقود شده اند، همچنین آتش گرفتن 8 چادر از حجاج مصری!
بی تدبیری و بی مبالاتی های سران دولت آل سعود که بیشتر رنگ و بوی جنایت علیه بشریت و جای بسی تاسف دارد. دولتی که داعیه ی اسلامی بودن دارد، بر همه ی اصول اخلاقی پای نهاده و به راحتی سبب مرگ زائرین حرم امن الهی شده است و حال با وقاحت تمام مفتی دربار سعودی می گوید: حجاج عمداً مُردند و منتقدان حسود و کینه توزند!
باید این چنین گفت ای مفتی دربار آل سعود! حجاج عمدا نمردند، عمدا کشته شدند به سبب خودکامگی و بی توجهی «سلمان بن عبدالعزیز» جانشین ولیعهد سعودی، پسر شاه و وزیر دفاع عربستان سعودی، نسبت به جان هزاران انسان. به نقل از روزنامه الدیار: حقیقت این است که هنگام ازدحام حجاج در منا، محمد بن سلمان تصمیم گرفت در این مراسم شرکت کند، پس با کاروانی شامل 200 نیروی ارتشی و 150 نیروی پلیس که از همه طرف آن را همراهی می کردند وارد جمعیت شد و به مرکز منا رسید. در این لحظه جهت حرکت حجاج تغییر و حتی به جهت عکس حرکت اولیه تبدیل شد و به سرعت ازدحام شدیدی میان حجاج حاصل شد. باید به مقامات عربستان از جمله مفتی دربار سعودی بگوییم: با جان هزاران انسان بازی کردید، سبب مرگ چندین نفر شدید، دیگر چرا نمک بر زخم داغ داران و خانواده ی زائرین از دست رفته می ریزید؟!
مگر شما بویی از انسانیت نبرده اید؟ آیا آموزه های دینی را فراموش کردید؟ آخرین پیامبر از سرزمین شما مبعوث گشت تا شما دست از فسق، فجور و خونخواری بردارید. ماه های حرام را فراموش کردید؟ در ماه حرام این گونه با زائرین خانه ی خدا برخورد می کنند؟
شاید این همان مهمان نوازی ویژه ی آل سعود است! مهمان را می کشید و می گویید خودش خواست که بمیرد!
جای بسی تامل!
کشف 13هزار لیتر مشروبات الکلی دست ساز در دلفارد جیرفت
به نقل از روابط عمومی وارتباطات دادگستری کل استان کرمان دادستان عمومی و انقلاب شهرستان جیرفت از کشف 13 هزار لیتر مشروبات الکلی دست ساز در منطقه دلفارد جیرفت خبر داد.
مجید رستمی در تشریح جزئیات این خبر گفت: طبق کارهای اطلاعاتی صورت گرفته این کارگاه ساخت مشروبات الکلی در منطقه دلفار جیرفت شناسایی ومنهدم گردیده است. وی افزود: صبح امروز با حضور بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب جیرفت به همراه ماموران نیروی انتظامی با حضور در محل این گارگاه ، مقدار 13 هزار لیتر مشروبات الکلی را کشف و معدوم نمودند. این مقام قضائی بیان داشت: فعالیت های این افراد شبانه بوده و در این کارگاه با سیستم پیشرفته ای مشروبات تولید وتوزیع گسترده صورت می گرفته است. وی گفت: در این رابطه یک متهم 37 ساله دستگیر و سه متهم دیگر متواری و تحت تعقیب می باشند.
کامیون، با 20 میلیون ریال خلافی
روانه پارکینگ شد
به گزارش پایگاه خبری پلیس: فرمانده ی نیروی انتظامی شهرستان ریگان از توقیف یک دستگاه کامیون با بیش از 20 میلیون ریال خلافی پرداخت نشده توسط ماموران پلیس راهور این شهرستان خبر داد.
سرهنگ عباس احمدپور در تشریح این خبر گفت: در راستای طرح برخورد با خودروهای متخلف، یک دستگاه کامیون متوقف و پس از استعلام مشخص شد خودروی مذکور دارای 2 میلیون و 130 هزار ریال خلافی پرداخت نشده می باشد. وی در ادامه خاطر نشان کرد: خودرو کامیون توقیف و جهت گذراندن سیر مراحل قانونی روانه پارکینگ شد. فرمانده ی نیروی انتظامی ریگان در پایان گفت: طبق قانون در صورتی که مبلغ جریمه خودرویی به 10 میلیون ریال برسد پلیس مراتب را به مالک خودرو اعلام و چنانچه ظرف مدت یک ماه از تاریخ ابلاغ، مالک خودرو نسبت به پرداخت جریمه اقدام نکند، خودرو توقیف و از تردد آن جلوگیری خواهد شد.
برخورد تندر 90 با پژو 405 سه کشته و زخمی بر جای گذاشت
به نقل از پایگاه خبری پلیس: در پی وقوع تصادف بین یک دستگاه خودروی سواری تندر 90 و پژو 405 در محور راور – کرمان یک نفر کشته و دو نفر دیگر مجروح شدند.
سروان جواد خواجه پور جانشین فرمانده ی انتظامی شهرستان راور گفت: با اعلام یک فقره تصادف فوتی در کیلومتر 45 محور راور به کرمان به مرکز فوریت های پلیسی 110، بلافاصله عوامل گشت کلانتری مرکز و پلیس راه به محل حادثه اعزام شدند. وی در ادامه افزود: یک دستگاه سواری تندر 90 که از سمت راور به کرمان در حال تردد بود، با یک دستگاه سواری پژو 405 که از روبه رو ادامه مسیر می داد به شدت برخورد و تندر90 دچار حریق می شود وبلافاصله سرنشینان خودرو را ترک می کنند. سروان خواجه پور گفت: متاسفانه در این سانحه یک نفر از سرنشینان خودروی پژو 405 در دم فوت و دو نفر دیگر به شدت مجروح که به اورژانس بیمارستان راور منتقل می شوند. جانشین فرمانده انتظامی شهرستان راور بیان داشت: کارشناس پلیس راه راور-مشهد علت حادثه را انحراف به چپ از سوی تندر 90 اعلام کرد. سروان جواد خواجه پور در پایان با اشاره به اینکه سبقت غیر مجاز یکی از عوامل اصلی تصادفات مرگبار در دوطرفه بودن برخی از جاده ها است به رانندگان هشدار داد:در هنگام رانندگی ضمن رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی با احتیاط کامل وبا صبر و حوصله اقدام به رانندگی کنند.
ارتباط مستقیم فرمانده انتظامی استان کرمان با مردم در سامانه 197
به نقل از پایگاه خبری پلیس: دفتر نظارت همگانی بازرسی پلیس کرمان ، در اطلاعیه ای از برگزاری جلسه ارتباط مستقیم فرمانده انتظامی و رئیس گزینش و استخدام فرماندهی انتظامی استان با مردم ، در روز دوشنبه مورخه 6 مهرماه سال جاری خبر داد .
جلسه ارتباط مستقیم مردم با فرمانده انتظامی استان کرمان ، روز دوشنبه از ساعت 0930الی 1100با حضور سرهنگ رضا بنی اسدی، فرمانده انتظامی استان در دفتر نظارت همگانی بازرسی استان برگزار می شود . گفتنی است رئیس گزینش و استخدام استان نیز در این دیدار، فرمانده انتظامی استان را همراهی خواهد کرد. هم استانی های عزیز میتوانند برای بررسی مشکلات، انتقادات و … در ارتباط با عملکرد فرماندهی انتظامی استان در محل دفتر نظارت همگانی (197) واقع در شهر کرمان ، خیابان شهید ناصر فولادی، جنب پلیس آگاهی ، دفتر نظارت همگانی(197) حضور یافته و با فرمانده انتظامی استان دیدار کنند و یا با شماره تلفن 2185736 تماس حاصل نمایند. لازم به ذکر است ، شماره تلفن 197 به صورت متمرکز در مرکز استان آماده دریافت پیشنهاد ، انتقاد و تقدیر مردم از عملکرد پلیس از سراسر استان است.
طرحمجلس برای افزایشتعرفهوارداتخودرو
طرحمجلس برای افزایشتعرفهوارداتخودرو
در پی تشکیل کمپین «نخریدن خودرو ملی» جمعی از نمایندگان با تدوین طرح حمایت از تولید ملی و کارگران خودروسازی و حمایت از مصرف کنندگان خودروی داخلی خواهان تقویت تولید ملی در کنار حفظ و صیانت از حقوق مصرف کننده شدند.
به گزارش خانه ملت، جزئیات طرح مذکور به شرح ذیل است:
تولید هر پدیده ملی نیازمند صیانت، صبوری بردباری است. اگر در شرایط اقتصاد بازار به خوبی از آن صیانت نشود، قوی ترین صنایع و بنگاه ها منهدم خواهند شد. به طور مشخص می توان از صنعت نساجی که در طول دهه 70 این اتفاق برای آن افتاد یاد کرد. به جای برطرف کردن عیب مدیران و نوسازی، کالاهای خارجی و شاید هم در بسیاری از موارد کم کیفیت تر بر پارچه و منسوجات ایرانی ترجیح داده شد. امروز صنعت خودرو و صنایع وابسته به آن که به تقریب نهصد هزار شغل را در خود جای داده است، به واسطه حضور کمپین های خلق الساعه و عدم درایت پاره ای از مدیران و کم توجهی به خواست مشتریان و بی حوصلگی در جهت حل مشکلات می رود تا ابتدا تضعیف و سپس مانند صنعت نساجی واژگون شود.
لازم است با توجه به تأکید مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی و اصرار همکاران بر این مسیر، تلاش جدیدی برای صیانت از خودرویی که امروز در معرض همه گونه جفاکاری قرار گرفته است، صورت پذیرد. امروز هم خودروهای کم کیفیت اما با ظاهر بزک کرده تر، صنعت خودروی ما را تهدید می کند و از طرف دیگر بعد از برطرف شدن تحریم ها، خودروهای پرسابقه ممکن است تهدید برای این صنعت باشند. اصولا برای مقابله دو راه بیشتر وجود ندارد یا ممنوعیت خارجی ها برای حضور در این بازار یا وضع تعرفه ای که در قله وضع شود و به موازات این صنعت سبک تر شود. این طرح در شرایط پرخطر امروز با هزار درصد عوارض گمرکی که برای واردات مطلق وضع گردیده، می کوشد تا مانعی برای از میان رفتن اشتغال این صنعت باشد.
در ماده واحده طرح مذکور آمده است: کلیه واردکنندگان و تولیدکنندگان و قطعات خودرو مکلفند در قبال واردات خودرو قطعات آن تا حد هزار درصد عوارض، تعرفه و مالیات بر حسب نظر وزارت صنعت، معدن و تجارت و وزارت اقتصاد و دارایی به میزان ساخت، پرداخت نمایند.
تبصره 1- خودرویی که از نظر میانگین حجم و ارزش بالاتر از 70 درصد آن در داخل ساخته شده باشد، ساخت داخلی محسوب شده و در بقیه موارد، به نسبت سهم کوچکتر ساخت داخل تا واردات مطلق، عوارض به شکل پلکانی حسب آیین نامه ای که توسط وزارت صنعت، معدن و تجارت پیشنهاد و به تصویب هیأت وزیران می رسد، تعیین می گردد.
تبصره 2- خودروسازان داخلی به نسبت سهم ساخت داخل بالاتر از 70 درصد از همین محل جوایز تشویقی بنا به پیشنهاد شورای رقابت با در نظر گرفتن سطح کیفیت بالاتر و خدمات بهتر به مشتریان دریافت خواهند داشت.
تبصره 3- وزارت صنعت، معدن و تجارت مکلف است طی آیین نامه ای برای حمایت از خریداران خودروی داخلی، حسب خدمات پس از فروش و توجه به فرهنگ مشتری مداری، شرکت ها را مورد تشویق یا آنها را وادار به قبولی شروطی در قراردادهای فروش نظیر تعویض کالا یا جمع آوری کالاهای معیوب از بازار نماید.
