بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

صحنه پس از آتش‌بس

نهم تیر می‌شود؛ شش روز پس از روزی که آتش‌بس میان ایران و اسرائیل اعلام شد. شش روز است که آرام‌آرام زندگی به نظم پیشینش بازمی‌گردد و مردم به خانه‌ها و شهرهایشان بازگشته‌اند. هرچند که از جنگ، بی‌خانگی یا ازدست‌دادن عزیزی سهم برخی از آنها شده، با این‌همه، در میان ویرانی‌ها و ترس‌های باقیمانده، نشانه‌هایی از حیات دوباره دیده می‌شود. گالری‌ها و صحنه‌های تئاتر که چند روز پیش در خاموشی و اضطراب فرو رفته بودند، حالا دوباره کم‌کم به روزهای گذشته خود بازمی‌گردند و سینماها که در دوران جنگ ۱۲روزه هم فعال بودند، شاهد اکران فیلم‌های تازه می‌شوند. فرهنگ، بار دیگر خود را در دل خاکستر جای داده و آرام‌آرام جوانه می‌زند. بازگشایی تدریجی فعالیت‌های فرهنگی، از تمرین نمایش‌های نیمه‌تمام تا برگزاری نمایشگاه‌ها، نشانه‌ای است از اینکه هنر نیروی بازسازی است.

آخرین فرصت برای آماده‌کردن فهرست قرمز

|پیام ما| «ایران فهرست قرمز آثار تاریخی ندارد.» با اینکه این خبر دیروز بر صدر اخبار نشست و مربوط به گفت‌وگوی خبرگزاری ایسنا با رئیس کمیته ملی ایکوم بود، اما خبر جدیدی نبود. سال‌هاست درباره ضرورت تهیه این لیست هشدار داده می‌شود و سال‌هاست که انجام این مهم هر بار بدون هیچ دلیل قانع‌کننده به تعویق می‌افتد. حالا با بالا گرفتن جنگ باز هم ضرورت تهیه این فهرست مطرح شده است و هشدارهایی درباره آن داده می‌شود، اما کیست که نداد قرار است با فراهم شدن آرامش نسبی باز این موضوع نیز کنار گذاشته شود؛ تا بحران بعدی و هشدار بعدی و ابراز نگرانی‌های بعدی.

پادکست ۰۸ تیر

صیانت از «جان اشیاء» در موشک‌باران تهران

موشک‌باران صدام به تهران رسیده بود. قرار شد همه آثار موجود در بخش‌های موزه ایران باستان به گنجینه منتقل شوند. مکانی که زیر حیاط موزه و مرکز باستان‌شناسی از چند سال پیش برای تحویل و نگهداری آثاری که از کاوش‌های باستان‌شناسی به دست می‌آمد، ساخته شده بود. آن موقع من دیگر در بخش تاریخی و لرستان موزه کار نمی‌­کردم.

ادعایی که از اساس پوچ بود

|پیام ما| در روزهای پیش از حمله اسرائیل و آمریکا به سایت‌های هسته‌ای ایران، رافائل گروسی در سخنانی که رویترز در روز 20 ژوئن آنها را منتشر کرد، اعلام کرده بود: «اصفهان، محل یکی از بزرگ‌ترین تأسیسات هسته‌ای ایران، مکانی است که قرار بود یک مرکز غنی‌سازی اورانیوم در آن راه‌اندازی شود.»

میراث جهانی اصفهان دستمایه شایعه‌سازان

در سال‌های اخیر، کارزارهای رسانه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران، شکلی پیچیده‌تر و چندلایه‌تر به خود گرفته است؛ به‌گونه‌ای که علاوه بر فضاسازی‌های سیاسی و اقتصادی، هویت تاریخی و میراث فرهنگی کشورمان نیز آماج شایعه‌سازی‌ها و عملیات روانی قرار گرفته است. تازه‌ترین نمونه از این رویکرد از آن‌جا آغاز شد که برخی رسانه‌های معاند با انتشار بخشی از مصاحبه قدیمی رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، مدعی شدند که ایران اورانیوم غنی‌شده خود را در بناهای تاریخی اصفهان پنهان کرده است؛ در حالی که اصل این مصاحبه مربوط به سال ۲۰۲۴ میلادی است و در آن، گروسی صرفاً به‌طور فرضی درباره امکان چنین سناریویی صحبت کرده بود و هیچ‌گاه چنین ادعایی را تایید نکرد.

حمله به حافظه تاریخی ایران

شایعه‌سازی علیه میراث فرهنگی

مخازن امن برای آثار فرهنگی و تاریخی بسازیم

نجیب‌زاده اشکانی در پناه سنگر شنی

همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمه‌شبی که تهران با انفجارهای پی‌درپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمی‌دانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزه‌ها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم  ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش می‌رسد، آنها اما در سالن‌های موزه مشغول‌اند. موزه‌داران و کارکنان میراث‌فرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایت‌هایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان می‌داد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه به‌کار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسه‌های شن پنهان شده‌اند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفته‌اند. جنگ است و این آثار قرار است قرن‌ها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟ 

هنرمندانی که جنگ خانه‌هایشان را آوار کرد

|پیام ما| در میان ویرانه‌هایی که پس از دوازده روز از حملات اسرائیل به نقاطی از ایران باقی مانده، نام‌هایی آشنا به چشم می‌خورد؛ هنرمندانی که خانه‌هایشان تخریب شد یا مورد آسیب قرار گرفت. اما با وجود این ویرانی‌ها، امید همچنان در دل آنها زنده است و صدای زندگی در وجودشان خاموش نشده.