بایگانی مطالب: گزارش روز

پرپر شدن شکوفه‌های میناب

من مادرم، مادری که هر روز صبح لقمه صبحانه دخترکش را با عشق در کوله پشتی‌اش می‌گذاشت و دخترک شاد و شیطانش را راهی مدرسه می‌کرد؛ من مادرم، مادری که با عشق مادرانه‌اش او را می‌بوسید و می‌بویید اما غافل از آنکه این آخرین دیدار مادرانه من است. این آخرین بوسه‌های مادرانه من بر گونه و پیشانی دخترکم است؛ آه از این غم و از آن صبحی که به جای زنگ تفریح، آخرین نفس‌هایت با صدای بمب فرو نشست.

جنگ شد

|پیام ما| «بچه‌ام مدرسه است...حالا چه خاکی به سر کنم؟» زنی از خانه‌اش در محدوده «هفت‌تیر» جیغ می‌زد و از مردم کمک می‌خواست. صدای انفجار از هر طرف پایتخت به گوش می‌رسید. حدود ساعت ۹:۳۰ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، هنوز بچه‌ها مدرسه بودند که آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کردند و بسیاری دیگر از شهرها با موجی از حملات روبه‌رو شدند. ‌شورای‌عالی امنیت ملی هم از پاسخ کوبنده ایران خبر داد. این آغاز تحولاتی تکان‌دهنده در منطقه است: آغاز جنگ.

سریال تلخ خودسوزی کارگران خوزستانی

خبر تلخ و کوتاه است: «کارگر میدان نفتی آزادگان شمالی در مقابل ورودی محل کارش، خودسوزی کرد.» او اولین کارگری نیست که در اعتراض به وضعیت کار و استیصال از شرایطش اقدام به خودکشی کرده است. سریال خودسوزی کارگران خوزستان از مهر ۱۴۰۳ شروع شد، وقتی کارگر ۴۸ساله نی‌بر فصلی نیشکر هفت‌تپه، پدر چهار فرزند، به‌دلیل اختلاف با کارفرمای واحد خود، اقدام به خودسوزی کرد. «کریم بوعذار» هم دلایل مشابه دارد‌، حقوق اندک،‌ شرایط سخت اقتصادی و عدم توجه به خواسته‌هایش توسط مدیران!

چهارمین روز اعتراض‌های دانشجویی

|پیام ما| دانشجویان شماری از دانشگاه‌های کشور برای چهارمین روز پیاپی تجمع‌های اعتراضی برگزار کردند. سه‌شنبه پنجم اسفند، دانشگاه‌های شریف، علم و صنعت، علم و فرهنگ، هنر و معماری پارس، خواجه‌نصیر و صنعتی اصفهان میزبان تجمع‌کنندگان بودند.

نبرد برای نان

افزایش شتابان قیمت خوراکی‌ها در روزهای پایانی سال در کنار بلاتکلیفی مزد ۱۴۰۵، معادله معیشت را به مرحله هشدار رسانده است؛ هزینه تأمین حداقل‌های تغذیه‌ای از توان بسیاری از خانوارها پیشی گرفته و خطر گسترش ناامنی غذایی بیش از هر زمان دیگری جدی شده است. اگرچه هنوز رقم رسمی سبد معیشت اعلام نشده است، برخی گزارش‌های غیررسمی از رقم ۶۵ میلیون تومانی می‌گویند؛ رقمی که با حداقل‌های دستمزد فاصله چندبرابری دارد. این درحالی‌است که به‌گفته یک نماینده مجلس، الگوهای استاندارد تغذیه تابع تورم نیست و باید این موضوع را دولت و نهادهای حمایتی مد نظر قرار دهند.

میدان پیشروتر از شبکه‌ها

وقتی اعتراضات دی‌ماه آغاز شد، شبکه‌های اجتماعی هنوز میدان اصلی خبر بودند، اما با قطع سراسری اینترنت از ۱۸ دی، ایران در سکوت ارتباطی فرو رفت و روایت‌های شخصی کاربران دیگر امکان گردش نداشت. در این خلأ از یک‌سو صداوسیما روایت رسمی خود را بازگو کرد و از سوی دیگر، تلویزیون‌های ماهواره‌ای ماجرا را تصویر کردند. از ۸ بهمن که اینترنت در وضعیتی ناپایدار و پراختلال در دسترس قرار گرفته، شبکه‌های اجتماعی صحنه بازخوانی دو شب خون‌بار و سوگواری جمعی برای هزاران کشته‌اند. در جریان این اعتراضات به عکس یک دهه گذشته، شبکه‌های اجتماعی نقش متفاوتی داشتند و کاربران در نبود امکان شبکه‌سازی از طریق اینترنت، برای خبر گرفتن راهی دیگر را طی کردند.

امید به تغییر رای درباره اعدام‌ها

«به پرونده دسترسی نداریم.» این جمله را «حسن آقاخانی»، وکیل «محمدامین بیگلری»، «یاسر رجایی‌فر» و «شهاب زهدی»، متهمان اعتراضات دی‌ماه که در معرض اعدام قرار دارند، چند بار تکرار می‌کند. او می‌گوید رأی ۱۸ بهمن و برای هفت نفر در این پرونده صادر شده. آنها وکلایی تسخیری داشته‌اند. این وکلا اعتراض زده‌اند، اما بعد از آنکه او و همکار دیگرش وکالت پرونده برای سه متهم را برعهده گرفته‌اند، از دسترسی به پرونده محروم‌اند و همین، کار را برای آنها سخت کرده است. حالا درخواست آنها از قوه قضائیه این است که امکان مشاهده پرونده برای آنها ممکن شود تا بتوانند براساس شواهد موجود به دفاع از موکلانشان بپردازند.

جامعه در دو سوی شکاف

پس از وقایع دی‌ماه فضای اجتماعی ایران به نظر می‌رسد بیش از قبل قطبی است. در چنین فضایی، تضادهای ساختاری، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیش از اختلاف‌نظرهای سیاسی یا عقیدتی پر‌رنگ‌تر به نظر می‌رسند. «احمد بخارایی»، جامعه‌شناس، با هشدار نسبت به تعمیق شکاف‌های اجتماعی از فرسایش سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت سیاسی و افت اعتماد عمومی به‌عنوان نشانه‌های یک جامعه قطبی‌شده یاد می‌کند؛ جامعه‌ای که به‌گفته او، به‌جای حرکت دیالکتیکی به‌سوی حل تعارض‌ها، در چرخه‌ای از کینه، بی‌اعتمادی و ناامیدی گرفتار شده است.

جامعه در گرداب استیصال

پس از وقایع دی‌ماه، جامعه وارد یک نوع استیصال شده است. دلایل این وضعیت به‌گفته «حسین ایمانی جاجرمی»، ناشی از هم‌زمانی بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اخیر است و چشم‌انداز روشنی از بهبود آن دیده نمی‌شود. این استیصال موجب کاهش مشارکت، بی‌تفاوتی نسبت به سرنوشت کشور و فرسایش سرمایه اجتماعی شده است.

اگر موجی دیگر در راه باشد

اعتراض قرار بود فرصت بازگشت احساس عاملیت باشد؛ فضایی که نه‌تنها باعث بیان خواست جمعی به مستقیم‌ترین شکل ممکن می‌شود که حتی شکاف‌های کهنه را هم کنار می‌زند و بین افرادی با زبان، جنسیت و سن متفاوت، هویتی تازه و باوری به سرنوشت مشترک می‌سازد. اما بعید است بتوان با این کلمات آنچه اتفاق افتاد و تجربه مردم معترض در دی‌ماه را خلاصه کرد. حالا واژه‌های اصلی به‌جا و به‌یادمانده، «خشونت و مرگ» است و مردمی مانده‌اند که بازماندگان و سوگواران آن‌اند. خشونتی که نه‌تنها عاملیت را در هم می‌شکند، که سد روانی افراد برای آسیب‌رساندن به دیگران و حتی خود را هم سست می‌کند. به همین دلیل، افزایش نرخ خودکشی یکی از نگرانی‌های پس از این حوادث است.