بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

عودلاجان در میانه توسعه و تخریب

۲۴ اسفند محله «عودلاجان» وارد بیستمین سالی شد که بافت تاریخی‌اش ثبت ملی شد، اقدامی که باید از بافت تاریخی حفاظت و به ساماندهی آن کمک می‌کرد، اما به تنها چیزی که در این بافت بها داده نشد، همین حفاظت و ساماندهی در طول ۱۹ سال گذشته بود؛ درست مانند طرحی که چند ماه قبل زمزمه انجام آن شنیده شد، طرحی که اجرایی کردنش نیازمند تخریب بخش زیادی از بافت تاریخی بود.

قفل شهرداری بر در اندیشه

خبر کوتاه و تلخی در آخرین روزهای سال ۱۴۰۳ کام اندیشمندان و اهالی علوم انسانی را تلخ کرد؛ شهرداری ملک خانه اندیشمندان را پس گرفت. گفته می‌شود حکم قرارداد واگذاری این ملک در دیوان عالی کشور باطل شده است و حالا قرار است بعد از ۱۰ سال اندیشمندان بدون خانه بمانند.

تا محو کامل کتیبه ساسانی خیلی نمانده است!

سنگ نبشتۀ پهلوی ساسانی «سَراب سیاه» پیش از آن‌که رمزگشایی شود درحال نابودی است. مسئول میراث فرهنگی شهرستان رستم نورآباد در استان فارس که این سنگ‌نبشته در آنجا قرار دارد، می‌گوید این کتیبه حدود ۵ ماه از سال از آب بیرون است، برای همین نجات آن دشوار شده است.

صدای ۳۰۰۰ ساله واسکس خاموش می‌شود

تخریب آثار تاریخی و محوطه‌های باستانی در جریان پروژه‌های توسعه در دهه‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته است. قانون این امر را دیده و دستگاه‌های اجرایی را موظف کرده است پیش از انجام پروژه‌های عمرانی از میراث فرهنگی استعلام کنند تا اگر احتمال وجود نشانه‌ها و آثار تاریخی و باستانی در محدوده اجرای پروژه وجود دارد، مطالعات لازم صورت گیرد و بعد پروژه عمرانی اجرایی شود. حال نه‌تنها این قانون چندان مورد توجه مجریان پروژه‌های بزرگ عمرانی نیست که حتی وقتی وزارت میراث‌فرهنگی با اجرای پروژه در محلی مخالفت و اعلام می‌کند پروژه از روی یک محوطه باستانی عبور می‌کند، باز هم مجریان کار خود را طبق روال برنامه‌ریزی‌شده پیش می‌برند و توجهی به هشدارها و مخالفت‌های میراث‌فرهنگی نمی‌کنند. اما موضوع جایی دردناک می‌شود که شواهدی از همکاری مدیران میراث‌فرهنگی با مجریان پروژه دیده می‌شود. این پروژه اولین پروژه‌ای نیست که این اتفاق را از سر می‌گذراند، آخرین هم نخواهد بود. تا زمانی که تعاملی سازنده میان وزارت میراث‌فرهنگی و دستگاه‌های اجرایی و مجریان پروژه‌های بزرگ عمرانی و راهسازی شکل نگیرد، این اتفاق به‌کرات تکرار خواهد شد.

نمایش محصور

تئاتر شهر، این روزها بیش از هر زمان دیگری غریبه و فراموش‌شده به‌نظر می‌رسد. حصارهای آهنی اطراف آن برای طرح تعیین حریم که در دولت گذشته با وجود مخالفت‌های زیاد ایجاد شد، حالا به دیوارهایی بلند تبدیل شده‌اند که نه‌فقط چهره این یادگار هنری را مخدوش کرده‌اند، بلکه آن را از شهر و مردمش جدا ساخته‌‌اند. ساخت‌وسازهای بی‌قاعده و نبود برنامه‌ای روشن برای حریم این بنا، آن را به یک نقطه گمشده در قلب تهران تبدیل کرده و هویت شهری این نقطه از پایتخت را تهدید می‌کند. تهدیدی که «سعید سادات‌نیا»، معمار و شهرساز، درباره آن می‌گوید درصورت ادامه بی‌توجهی به وضعیت حریم تئاتر شهر، در بلندمدت به بافت فرهنگی این منطقه آسیب وارد خواهد شد.

مارکوف ساخت، ما ویران می‌کنیم

|پیام ما| «خطر تخریب ساختمان سینگر» تیتر خبری بود که خیلی زود در میان علاقه‌مندان به تاریخ و میراث فرهنگی دست‌به‌دست شد و صاحب‌نظران و مسئولان میراث‌فرهنگی و مدیران شهری را وادار به واکنش کرد. موضوع در جلسه اخیر شورای شهر مطرح شد و آن‌طورکه مسئولان شهرداری و شورای شهر و میراث فرهنگی می‌گویند سندی مبنی‌بر درخواست مالک برای خروج اثر از فهرست ثبت و یا تخریب و نوسازی بنا در شهرداری و میراث فرهنگی ثبت نشده است. «محسن سعادتی»، معاون میراث‌فرهنگی استان تهران، در اظهاراتی هرگونه اقدام در مورد این بنا را غیرقانونی و «ممنوع» اعلام کرده است. در این میان، اما اظهارات «سید احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، قابل‌تأمل است که در مورد یک بنای ثبت‌ملی‌شده و دارای اهمیت‌ها و شاخصه‌های معماری فراوان، گفته است: «اگر وزارت میراث‌فرهنگی اعلام کند ساختمان فاقد ارزش میراثی است، شهرداری موظف به صدور مجوز تخریب می‌شود.»

وقتی سیاست‌ها هنر را به بند می‌کشند

سوزن، نخ، روایت

قصه سوزن‌دوزی روایت نقش است و نخ. روایت حس‌وحال آدم‌هایی است که ساعت‌ها سوزن به دست؛ نقش روی نقش می‌آفرینند. آدم‌هایی که گذر زمان را نمی‌دانند و وقتی روشنی روز جای خود را به تاریکی شب می‌دهد، با دست‌هایی زخم‌شده از درد سوزن، نگاه به نقش‌و‌نگارهای پارچه می‌اندازند. سوزن‌دوزی گاهی راوی قصه زنان پرغصه‌ای است که جایی برای فوران احساس و شور زنانگی خود ندارند. زنانی که تنها مأمن تنهایی آنان تاروپود پارچه است و سوزن و نخ…

مجازات سنگین برای حفاران غیرمجاز

حفاظت از میراث فرهنگی از اصلی‌ترین ارکان هویت ملی و تاریخی هر کشور است. یکی از عواملی که حفاظت از این میراث ارزشمند را با چالش مواجه می‌کند، حفاری‌های غیرمجاز و کاوش‌های غیرقانونی است. این موضوع در سال‌های اخیر تحت‌تأثیر باورهای غلط، سودجویی و ناآگاهی از ارزش واقعی میراث‌فرهنگی، گسترش یافته است. از سوی دیگر، قوانین و مقررات موجود در برخی موارد نتوانسته‌اند به‌طور مؤثر در مقابله با این معضل عمل کنند. به‌ویژه، در مورد ابزاری چون فلزیاب‌ها و دیگر تجهیزات کاوش پیشرفته، که روزبه‌روز پیچیده‌تر شده و امکان کاوش‌های غیرمجاز را تسهیل کرده‌اند. در این زمینه، تصویب قوانین جدید و به‌روز برای مقابله با حفاری‌های غیرمجاز و حفاظت از میراث فرهنگی، یک ضرورت است که اخیراً در قالب طرح جدیدی که در مجلس اعلام وصول شده است، به‌طور جدی در حال پیگیری است.

پرده قاچاق، بزرگ‌تر از پرده سینما

توقیف، قاچاق و سانسور هنوز هم در یک سناریوی کشدار و چندین‌ساله، مسئله سینمای ایران هستند. هر سال، فیلم‌های بسیاری پشت سد مجوزها متوقف می‌شوند، برخی آثار فقط به چند اکران محدود در جشنواره‌ها بسنده می‌کنند و امیدی به نمایش رسمی آنها نیست و قاچاق فیلم‌ها هم تبدیل به معضل جدی‌تری شده است. در چنین شرایطی، سینماگران یا عطای فیلمسازی را به لقای آن می‌بخشند یا به ساخت فیلم‌های تجاری روی می‌آورند. عده‌ای هم ترجیح می‌دهند خارج از مرزها به فعالیت خود ادامه دهند. درعین‌حال، فیلم‌های داخلی همچنان با محدودیت‌های موضوعی مواجه‌اند. این درحالی‌است که سینمای جهان به مسائلی روزی همچون تغییراقلیم و بحران‌های اجتماعی می‌پردازد، اما در ایران هنوز هم در اکثر موارد روایت‌های تکراری و محتاطانه روی پرده به نمایش درمی‌آیند. سینمای ایران در یک سال اخیر چه مسیرهایی را طی کرده؟ آیا امیدی به تغییر وجود دارد؟ با «احمد طالبی‌نژاد»، منتقد سینما، وضعیت سینمای ایران را در سالی که رو به پایان است، مرور کردیم.