بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
پادکست ۲۷ فروردین
آینده چگونه حافظ گذشته میشود
|پیام ما| شناخت گذشته بیش از هر زمان دیگری با کمک ابزارهای آینده ممکن شده است. هوش مصنوعی و فناوریهای نوین، دیگر فقط ابزارهای تخصصی برای حوزههای خاص نیستند؛ آنها سالهاست که به کمک تاریخ و میراث فرهنگی آمدهاند. از رباتهای راهنمای موزه گرفته تا الگوریتمهایی که کیفیت کاوشهای باستانشناسی را دگرگون کردهاند، از آرشیوهای دیجیتال گرفته تا تکنیکهای مستندسازی و رمزگشایی دادههای تاریخی، همه در خدمت حفظ، معرفی و بازآفرینی میراث فرهنگی هستند. اما در کشوری چون ایران، با گنجینهای غنی از تاریخ و تمدن، نهتنها بهرهای از این فناوریها گرفته نمیشود که حتی ابتداییترین اصول حفاظت و معرفی آثار تاریخی نیز نادیده گرفته میشود. روز جهانی محوطهها و بناهای تاریخی، بهانهایست برای مرور وضعیت میراث فرهنگی در جهانی که بهسرعت در حال تحول است؛ جهانی که از ابزارهای نوین برای شناخت بهتر ریشهها و روایت دقیقتر گذشتهاش بهره میبرد. نگاه به وضعیت امروز میراث فرهنگی ایران، تصویری نگرانکننده ترسیم میکند: فرونشست زمین، آرام و بیصدا، آثار ارزشمند تاریخی را تهدید میکند؛ بسیاری از بناها و محوطههای تاریخی زیر سایه بیتوجهی و نبود برنامههای اصولی، روزبهروز فرسودهتر میشوند. نبود ساختارهای مشخص برای مستندسازی و اطلاعرسانی، نهتنها پژوهشگران و علاقهمندان را از دسترسی به اطلاعات پایه محروم کرده که راه معرفی و آشنایی بیشتر با میراث تاریخی برای عموم مردم را مسدود کرده است. نگاههای محدودکننده به دادههایی که میتوانند بستری برای شناخت بهتر میراث باشند هم این شکاف را عمیقتر کرده است. فاصله ما از استانداردهای جهانی، روزبهروز بیشتر میشود. درحالیکه بسیاری از ابزارها در دسترساند، اما آنچه جای خالیاش بیش از هر چیز احساس میشود، ارادهای جدی برای استفاده درست از این ظرفیتها در مسیر حفاظت، معرفی و آگاهیبخشی پیرامون میراث فرهنگی است.
پایان فصل یک اسطوره
«او زندگی طولانی، پرماجرا و ثمربخشی داشت و آثارش همچنان زنده خواهند ماند». زندگی «ماریو بارگاس یوسا» شاید در همین چند کلمه خلاصه شود که فرزندانش در بیانیهای اعلام کردند. بارگاس یوسا زندگیاش همچون یک رمان بود؛ پیچیده و پرنوسان. او با آثارش تاریخ و سیاست را به چالش کشید و تصویری عمیق از قدرت و شکست انسانها ترسیم کرد. حالا ۸۹سالگیاش با مرگی به پایان رسیده که پیشتر درباره آن گفته بود: «دوست دارم مرگ در حالی مرا بیابد که در حال نوشتنم، مثل یک حادثه.»
نوروز سرد صنایعدستی در داغی دلار
نوروز همواره یکی از اصلیترین فصلهای فروش برای فعالان صنایعدستی در سراسر کشور بوده است. اما نوروز ۱۴۰۴ با آنچه انتظار میرفت، فاصلهای چشمگیر داشت. با وجود افزایش چشمگیر سفرهای نوروزی، بسیاری از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایعدستی که بهشکل ثابت در فروشگاههای دائمی خود فعالیت میکنند، از کاهش محسوس فروش در مقایسه با سالهای قبل خبر میدهند. آنها میگویند مشتری هست، اما خرید نیست. گزارش حاضر حاصل گفتوگو با شش نفر از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایعدستی در رستههای متنوع از نقاط مختلف کشور است. گفتوگوهایی که پرده از دغدغههایی مشترک و ساختاری برمیدارد؛ از نبود حمایت اصولی گرفته تا سیاستگذاریهایی که در عمل به زیان فعالان ثابت این حوزه تمام شده است.
آشفتگی پایدار در گردشگری
نوروز، واژهای که نشان از نو شدن دارد و پیامآور صلح و نیکی است. هرساله در نوروز و در طول تعطیلات نوروزی، شاهد سفرهای بیشماری به اقصی نقاط ایران هستیم. باتوجهبه گسترش چشمگیر رسانههای اجتماعی در زندگی مردم، آشنایی بیشتر مردم با شهرهای زیبای ایران افزایش یافته است؛ از جمله جزیره هرمز که بهدلیل موقعیت زمینشناسی خاص خود، زیبایی خارقالعادهای دارد و امسال مورد بازدید بیشمار گردشگران قرار گرفت. اما در اتفاقی بسیار تلخ و دردآور، جزیره با حادثهای روبهرو شد؛ خاک سرخ جزیره هرمز، توسط گردشگرانی که فاقد فرهنگ صحیح گردشگری بودند، در بطریهای پلاستیکی ریخته و به سرقت برده شد. این حادثه تلخ آسیب بسیار چشمگیری به جزیره وارد کرده است. خاک سرخ هرمز در اثر فرایندهای زمینشناسی و آتشفشانی طی حدود ۶۰۰ میلیون سال شکل گرفته است. برداشت این خاک، باعث برهم خوردن تعادل زیستی، رطوبتی و میکروبی جزیره میشود. خاک سرخ هرمز، تنها قربانی ایام نوروز نبود؛ حضور گردشگران و صید خرچنگها نیز از دیگر آسیبهایی بود که توسط دوربینها ثبت شد. خرچنگها که عامل مهمی در تعادل محیطزیست دریایی بهشمار میروند، تبدیل به غذای مسافرانی ناآگاه شدند. این فجایع تنها به جزیره هرمز محدود نماند. بالا رفتن گردشگران از سیوسهپل، نوشتن یادگاری روی دیوارههای پل و موارد بیشمار دیگری که به طبیعت و تاریخ این سرزمین آسیب میزنند، نمونههای بارز عدم آموزش گردشگر نسبت به رفتار صحیح با منطقه مورد بازدید و نیز ضعف مدیریتی در کنترل حجم ورودی گردشگران، فراتر از ظرفیت مناطق گردشگری است. گردشگری در ایران، ظرفیت قابلتوجهی برای رشد اقتصادی دارد؛ از صنایعدستی جوامع محلی گرفته تا اکوسیستم و فرهنگ غنی. اما بهدلیل نبود مدیریت صحیح، برنامهریزیهای نادرست، بهرهبرداریهای غلط و... بهسمت ناپایداری سوق پیدا کرده است؛ که این مسئله، چالشهای فراوانی برای آینده این بخش در کشور بهوجود آورده است.
حل معمای آپادانا
|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی بهیادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما بهجا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستانشناسان بسیاری تلاشهایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سالها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستانشناسان روشن شده است. معدنی که سنگهای این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی در خاورمیانه در سالهای اخیر است و علاوهبر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل میکند، میتواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.
بیمه ضرورتی مغفول در بناهای تاریخی
|پیام ما| مرکز پژوهشهای مجلس در اظهارنظری کارشناسانه درباره لایحه اصلاح قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی-فرهنگی، این لایحه را مورد نقد قرار داده و پیشنهادهایی برای بهبود آن ارائه کرده است. یکی از مهمترین مواردی که این گزارش بر آن تأکید دارد، موضوع مردمیسازی حفاظت از این بافتها و همچنین تأمین منابع مالی پایدار برای این حفاظت است. اما نکته قابلتوجه در این گزارش تأکیدی است که بر موضوع بیمه بناهای تاریخی شده است. مسئلهای که بارها از سوی ناظران و کنشگران مطرح شده، اما موانع متعدد باعث کنار گذاشتن آن شده است. این گزارش اما راهکارهایی برای رفع این موانع ارائه کرده است که میتواند راهگشا باشد؛ هرچند موانع دیگر از جمله عدم تمایل شرکتهای بیمه به این مقوله بهدلایل مختلف، همچنان بر قوت خود باقی است.
سریال تاریخی علیه بنای تاریخی؟
سه سال پیش وقتی فیلمبرداری سریال سووشون در باغ عفیفآباد و مسجد نصیرالملک شیراز همراه با وارد آوردن آسیب به این آثار ملی شد و اعتراض فعالان میراث فرهنگی و کنشگران محلی را بهدنبال داشت، «نرگس آبیار» در صفحه اینستاگرامش توضیحاتی را منتشر و در بخشی از آن تأکید کرد: «خودم یک فعال میراث فرهنگی هستم و دغدغه میراث فرهنگی دارم.» اما او بهعنوان «فعال میراث فرهنگی» وقتی سریال بعدی خود را کلید زد و باز هم برای لوکیشن سریالش به سراغ بناهای تاریخی رفت، باز هم بیتوجهی به ضوابط میراث فرهنگی در حفاظت از بناهای تاریخی را در پیش گرفت. چندی پیش تصاویری از حسینیه امینیها در قزوین منتشر شد که نشان میداد عوامل سریال «بامداد خمار» بدون توجه به قدمت بنا داربستها و الحاقاتی به آن اضافه کردهاند و حالا تصاویری از مسجد عتیق قزوین منتشر شده است که نشان میدهد دیوارهای این بنای ثبت ملی بهشکل غیرمسئولانهای توسط گروه فیلمبرداری رنگی شده و آسیب دیده و بعد از اتمام فیلمبرداری به حال خود رها شده است؛ هرچند پس از رسانهای شدن موضوع، روابطعمومی این سریال رنگپاشی به دیوارهای مسجد را تکذیب و اعلام کرد: «تا جایی که امکانپذیر بوده از دیوارهای کاذب و پرتابل در این پروژه استفاده شده است». این اولینبار نیست که موضوع آسیب گروههای فیلمبرداری به بناهای تاریخی موجب نگرانی میشود. پیشازاین، بارها این مسئله محل اعتراض فعالان میراث فرهنگی بوده است، اما گویا نه وزارت میراثفرهنگی در اجرای قانون جدیت لازم را دارد و نه گروههای فیلمبرداری توجهی به رعایت ضوابط فعالیت در این اماکن دارند.
خطر فروریختن خانه باقرخان «سالار ملی» در تبریز
خانه تاریخی منتسب به باقرخان، سالار ملی از قهرمانان جنبش مشروطه ایران با وسعت 4850 متر مربع در تبریز رها شده و احتمال فروریختن آن به دلیل فرسایش بنا افزایش یافته است.
چرا «هگمتانه» از اماکن پربازدید نوروزی جا ماند؟
محوطه باستانی هگمتانه در نخستین نوروز جهانی شدن، نه تنها در لیست اماکن پربازدید کشور قرار نگرفت بلکه در میان جاذبههای گردشگری استان نیز همانند سالهای قبل در جایگاه چهارم باقی ماند.
