بایگانی مطالب برچسب: پژوهشگاه میراث
دانش تاریخی، حلقه مفقوده مقابله با فرونشست
رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری خبر داد:
قناتها زنده شوند، زمین جان میگیرد
| پیام ما | اینکه در تمام نشستهای تخصصی مسئله فرونشست و تهدید آثار تاریخی پای ثابت سخنان کارشناسان و هشدارهای آنان شده، موضوع نگرانکنندهای است و نشان از بحرانی جدی دارد که اگر از کنارش عبور کنیم، ضربهای مهلک ما را بیدار خواهد کرد و بیداری دیرهنگام ثمری جز حسرت ندارد. در نشستهای متعددی که با حضور کارشناسان حوزه میراث فرهنگی در هفته اخیر و بهبهانه روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی برگزار شد، خبرهای نگرانکنندهای درباره وضعیت بناهای تاریخی در معرض فرونشست مطرح شد. هرچند در این میان خبری هم به گوش رسید، اما هنوز جزئیات آن منتشر نشده است. «حمید پورمحمدی»، رئیس سازمان برنامهوبودجه، در نشستی که با وزیر میراثفرهنگی و معاونان این وزارتخانه داشت از «آغاز طرح ملی پایش فرونشست در محدوده بناهای تاریخی» خبر داده است. باید دید این پایش و بررسی از چه زمانی آغاز میشود و قرار است با تکیه بر اطلاعات آن چه اقدامی از سوی وزارت میراثفرهنگی انجام شود. باید منتظر ماند و دید تا چه اندازه در حل بحران فرونشست به دانش بومی و میراث گذشتگان توجه میشود. پیشکسوتان میراث فرهنگی معتقدند توجه به دانش گذشتگان از جمله احیای قناتها تا حد زیادی راهگشاست.
حل معمای آپادانا
|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی بهیادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما بهجا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستانشناسان بسیاری تلاشهایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سالها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستانشناسان روشن شده است. معدنی که سنگهای این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستانشناسی در خاورمیانه در سالهای اخیر است و علاوهبر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل میکند، میتواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.
حکمرانی گردشگری در کشور نداریم
|پیام ما| مسافران بیمحابا خاک ساحل نقرهای را در هر چیزی که دم دستشان است پر میکنند تا سوغاتشان باشد از جزیره هرمز برای خانهای در دوردستها، بیآنکه فکر کنند و شاید حتی بدانند که اهمیت این ساحل و ماسههای منحصر به فردش در طبیعت و اکوسیستم منطقه چقدر است. گردشگری غیرمسئولانه مسافران نوروزی تنها به هرمز محدود نشد، آنها در حافظیه و تختجمشید و بسیاری دیگر از مقاصد گردشگری کشور هم ردپایی به جا گذاشتند که بیش از هر چیز لزوم توجه به آگاهیبخشی عمومی را در مورد فرهنگ سفر و حفاظت از تاریخ و طبیعت در طول سفر متذکر میشد. این اما تمام ماجرا نبود. نوروز امسال کاهش سفرهای خروجی در نتیجه مشکلات معیشتی و افزایش نرخ ارز، باعث روآوردن مسافران به ایرانگردی و افزایش سفر به مقاصد داخلی شد. موضوعی که به نظر میرسد متولیان گردشگری دستکم در مقاصد فرهنگی برنامهریزی دقیقی برای آن نداشتند. ازدحام غیرمعمول مسافران در برخی مقاصد باز هم به یادمان آورد که هنوز توجه به مدیریت مقصد در میان مدیران و تصمیمگیران بخش گردشگری جایگاهی ندارد. مسئلهای که «ارشک مسائلی» عضو هیئتعلمی پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری در مورد جای خالی آن و آسیبها و تبعاتش بر مقاصد گردشگری هشدار میدهد و معتقد است تغییر نگرش سیاستگذاران در این مورد یکی از ضروریات گردشگری کشور است.
صدای ۳۰۰۰ ساله واسکس خاموش میشود
تخریب آثار تاریخی و محوطههای باستانی در جریان پروژههای توسعه در دهههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است. قانون این امر را دیده و دستگاههای اجرایی را موظف کرده است پیش از انجام پروژههای عمرانی از میراث فرهنگی استعلام کنند تا اگر احتمال وجود نشانهها و آثار تاریخی و باستانی در محدوده اجرای پروژه وجود دارد، مطالعات لازم صورت گیرد و بعد پروژه عمرانی اجرایی شود. حال نهتنها این قانون چندان مورد توجه مجریان پروژههای بزرگ عمرانی نیست که حتی وقتی وزارت میراثفرهنگی با اجرای پروژه در محلی مخالفت و اعلام میکند پروژه از روی یک محوطه باستانی عبور میکند، باز هم مجریان کار خود را طبق روال برنامهریزیشده پیش میبرند و توجهی به هشدارها و مخالفتهای میراثفرهنگی نمیکنند. اما موضوع جایی دردناک میشود که شواهدی از همکاری مدیران میراثفرهنگی با مجریان پروژه دیده میشود. این پروژه اولین پروژهای نیست که این اتفاق را از سر میگذراند، آخرین هم نخواهد بود. تا زمانی که تعاملی سازنده میان وزارت میراثفرهنگی و دستگاههای اجرایی و مجریان پروژههای بزرگ عمرانی و راهسازی شکل نگیرد، این اتفاق بهکرات تکرار خواهد شد.
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها
کارگاههای حفاری مترو زیر بافت تاریخی شیراز همچنان فعال هستند و در روزهای اخیر سفالهای قرون میانه اسلامی که احتمالاً متعلق به قرون ۵ تا ۱۰ هجری قمری هستند، در میان نخالههای یکی از کارگاههای حفر تونل مترو که قرار است به عبور اتوبوسهای برقی از زیر زمین در بافت تاریخی شیراز اختصاص پیدا کند، کشف شده است. این درحالیاست که بهگفته فعالان میراث فرهنگی شیراز، قرار بود تا پایان مطالعات و صدور مجوز وزارت میراثفرهنگی برای حفر مترو در بافت تاریخی شیراز، هیچ اقدامی از سوی شهرداری شیراز برای حفر تونل مترو انجام نشود.
وسوسههای گنجیابی
حفاریهای غیرمجاز و قاچاق آثار تاریخی در برخی نقاط ایران، بهویژه در محوطههای باستانی به معضلی جدی تبدیل شده است. در بسیاری از مناطق با وجود تلاشهای گسترده برای جلوگیری از این اقدامات همچنان آثار باستانی در معرض تهدید قرار دارند. بازار قاچاق آثار تاریخی رونق یافته و حتی در شبکههای اجتماعی نیز شیوههای حفاری و فروش این آثار به نمایش گذاشته میشود. اما چرا برخی از افراد بهجای واگذاری این میراث به دولت و نهادهای مسئول، بهدنبال دستیابی به ثروت از طریق کشف این گنجینههای تاریخی هستند؟ درحالیکه مسئولان میراثفرهنگی طی سالها، مشارکت مردمی را یکی از راههای اساسی در حفاظت از این سرمایههای تاریخی میدانند.
گنجیابهای سیاسی
|پیام ما| «یکی از سیاسیون که ارتباط گرفتن با ایشان هم بسیار سخت است، چندبار به بنده گزارش دادند که بنابر گزارشهای یک زمینشناس معروف، در فلان نقطه گنجینهای وجود دارد، ما هم تحقیق میدانی را آغاز کردیم؛ چندین متر آن منطقه را به پایین و چپ و راست حفاری کردیم و درنهایت دستور توقف دادیم، چون چیزی پیدا نشد.» این جملات مربوط به اظهارات بیپرده «عزتالله ضرغامی»، وزیر سابق میراثفرهنگی، در جمع فرماندهان و مدیران پایگاههای یگان حفاظت میراثفرهنگی است که در اردیبهشت ۱۴۰۱ بیان شده است، در این جلسه ضرغامی از حفاریهای سفارشی پرده برداشت و نکاتی در مورد گزارشهای سیاسیون مبنیبر وجود گنجینه در نقاطی از کشور بیان کرد. نکتهای که نشان میدهد بزرگترین چالش میراث فرهنگی کشور که «گنجیابی» و حفاری غیرمجاز است، تا چه سطحی نفوذ کرده و چرا با آن برخورد قاطعی صورت نمیگیرد. نکته قابلتأمل اما این است که این روند محدود به یک دوره خاص نبوده و بهگفته قائممقام وزارت میراثفرهنگی سفارشها برای حفاری و پیدا کردن گنج از سوی مقامات به وزارت میراث همچنان ادامه دارد.
چوب حراج بر دانش میراث
نتایج بررسیهای صورتگرفته توسط مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری، بهعنوان نهاد تخصصی پژوهشی و علمی این حوزه، دچار مشکلات جدی از جمله محقق نشدن اهداف و ضعف در استفاده از ظرفیتهای موجود شده است. بهرغم تلاشهای اولیه برای تبدیل این پژوهشگاه به بازوی علمی و پژوهشی میراثفرهنگی کشور، تغییرات پیدرپی ساختاری و نبود یک سند راهبردی مشخص، تحقق اهداف این مجموعه را با چالش مواجه کرده است. بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد تنها ۲۷ درصد از اهداف تعریفشده در اساسنامه پژوهشگاه محقق شده است و بیش از ۸۵ درصد اهداف برنامههای بالادستی این نهاد به نتیجه نرسیده است. در چنین شرایطی بهنظر میرسد بازنگری در ساختار، تقویت نظارت علمی و عملیاتی بر پروژههای اجرایی و استفاده مؤثر از ظرفیتهای موجود در این مرکز از ضروریات است. در ماههای اخیر برخی افراد مسائلی درباره انحلال پژوهشگاه مطرح کردهاند که با واکنش پیشکسوتان و کارشناسان میراث فرهنگی روبهرو شده است. در گفتوگو با «جلیل گلشن»، رئیس اسبق پژوهشگاه میراثفرهنگی و «سعید شفیعا»، معاون دفتر مطالعات آموزش و فرهنگ مرکز پژوهشهای مجلس، دیدگاه آنها را در مورد عملکرد پژوهشگاه، ایدههای مطرحشده در مورد تغییرات ساختاری آن و راهکار بهبود عملکرد این مرکز جویا شدیم. آنها معتقدند انحلال پژوهشگاه اشتباه بزرگی است و ضربه جبرانناپذیری به میراث فرهنگی کشور وارد میکند، اما درعینحال این نهاد نیاز جدی به بازنگری در راهبردها و اصلاحات اساسی در رویکردهای مدیریتی دارد.
هزاران شاهد ششهزارساله خلیجفارس در کام فاضلاب
از هزاران گور شناساییشده تنها ۱۰ گور در سال ۱۳۹۴ از دل خاک بیرون آمد که نهتنها جامعه باستانشناسی ایران را شگفتزده کرد، بلکه ثابت کرد ایرانیان از هزاران سال پیش ساکن کرانههای خلیجفارس بودند. ازآنپس بود که این آثار نقش حیاتی و کلیدی در امر ملی و سیاسی پیدا کردند. باوجوداین، سالهاست این گورها به حال خود رها شدهاند. تهدید جدید اینبار از این قرار است: «احداث سیستم دفع فاضلاب در زیستگاه متعلق به این گورها، حذف بند خاکی برپاشده بهمنظور حفاظت از گورستان و بهسازی معابر روستا روی عرصه». اقداماتی که بهگفته بسیاری از کارشناسان منجر به تخریب این سند باستانی منحصربهفرد میشود. جالب اینجاست که این اتفاق در حالی میافتد که مقامات عالی حکومتی ایران همواره بر اهمیت اثبات نام خلیجفارس تأکید کرده و آن را حق ملت ایران دانستهاند. ملت ایران هم همواره با میلیونها امضا اعلام کردهاند؛ خواستار حفاظت از حقانیت ایرانیان بر خلیجفارس هستند. اما چرا متولیان امر برای نجات این سرمایه فرهنگی، ملی و سیاسی اقدامی جدی و اساسی انجام نمیدهند؟
تعیین حریم یک تیغ دولبه است
|پیام ما| نشست «حریم و حریم مولد» که هفته گذشته به همت ایکوم ایران برگزار شد، به بررسی چالشهای اساسی در تعیین و بازنگری حرایم آثار تاریخی پرداخت و هشدار داد که روندهای جدید در این زمینه میتواند تهدیدی جدی برای حفاظت از میراث فرهنگی کشور باشد. متخصصان حاضر در نشست بر این نکته تأکید کردند که بسیاری از اعتراضات به تعیین حریمها، ناشی از نگاههای اقتصادی است و برخی افراد معتقدند باید حریم آثار کوچکتر شود تا فضای بیشتری برای ساختوسازهای جدید ایجاد شود. چنین نگاهی نهتنها بهلحاظ فنی بلکه از منظر حفظ هویت و ارزشهای فرهنگی، میتواند پیامدهای غیرقابلجبرانی داشته باشد.
ردای قانون بر تن طرحهای تخریبی در بافت تاریخی شیراز
طرح تفصیلی بافت پیرامون حرم شاهچراغ که با عنوان طرح ۵۷ هکتاری هم شناخته میشود، هفته گذشته و در سیزدهمین جلسه شورایعالی معماری و شهرسازی به تصویب رسید. هنوز جزئیات مربوط به این مصوبه منتشر نشده، اما وزارت میراثفرهنگی آن را دستاوردی در جهت حفظ بافت تاریخی شیراز میداند. برخی شنیدهها از حذف خط تخریبی که با نام «خط امیری» در سالهای گذشته توسط پژوهشگاه میراثفرهنگی پیشنهاد شده بود، در این مصوبه خبر میدهند؛ خطی که براساس آن ۹۵ پلاک در بافت تاریخی شیراز تخریب میشد. گویا وزارت میراثفرهنگی خط تخریبی را که خود پیشنهاد داده و مشاور طرح با آن مخالف بود، حذف کرده است و آن را دستاوردی بزرگ جلوه میدهد که موجب حفظ بافت تاریخی میشود. تصویب این طرح که مسئولان آن را منجی بافت تاریخی شیراز میدانند، در شرایطی صورت گرفته که تخریبها پس از ثبت این محدوده تاریخی در فهرست میراث ملی همچنان ادامه دارد و گودبرداری یک پروژه جدید در عرصه این اثر ثبت ملی مدتی است آغاز شده و در محدودهای محصورشده در حال پیشروی است.
