بایگانی مطالب برچسب: مهاجرت

پادکست ۱۸ تیر

رنگ زخم‌ها

«نور زنطه» احساس خفگی می‌کرد. قتل‌عام برج ساعت حمص و شلیک به غیرنظامیان را به چشم دیده بود و آن روز دستور داده بودند که کسی خانه‌اش را ترک نکند. همان روز بود که به وسایل هنری‌اش دسترسی نداشت و فهمید دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نخواهد شد. وقتی باید بین مرگ حتمی یا تبعید انتخاب می‌کردند، خانواده‌اش سوریه را ترک کردند و این‌طور شد که مثل بسیاری دیگر از هنرمندان سوری، خانه را رها کرد، اما تصاویر دلخراشی که دیده بود، در آثارش ماندگار شد؛ موضوعی که در آثار سایر هنرمندان سوری هم می‌توان انعکاس آن را دید.

خاطره‌های شکسته در آیینه آینده

پادکست ۱۱ تیر

نامشان «غیرمجاز» است

|پیام ما| جنگ و دستگیری چند تبعه افغانستانی، اخراج اتباع غیرمجاز را کلید زد. حتی آنانی که از دل آتش جنگ و کابوس طالبان گریخته و به ایران پناه آورده بودند، حالا درگیر موجی شدند که زندگی‌شان را دوباره به لرزه انداخت. از آغاز این روند، ویدئویی در فضای مجازی دست‌به‌دست شد؛ مردی با صدایی لرزان و چشمانی اشک‌آلود می‌گفت: «من پاسپورت داشتم… پاسپورت من را پاره کردند.» این جمله، تلخی روزهای تلخ پناهجویانی را نشان می‌دهد که در جست‌وجوی امنیت، حالا در محاصره اضطراب و ناامنی قرار گرفته‌اند و نظرات متفاوتی درباره اخراجشان وجود دارد.

وقتش نرسیده قلبمان برای همخانه‌هایمان بلرزد؟

خانه‌هایمان در جنگ لرزید

یک چمدان اضطراب و نگرانی

ورودی شهر رشت و در نزدیکی ترمینال مسافربری «گیل»، پر از آدم‌هایی است که زندگی‌شان را در یک چمدان جا کرده‌اند و آمده‌اند. چند کیلومتر آن‌‌طرف‌تر، ماشین‌ها از شدت ترافیک به‌ندرت تکان می‌خورند. چشم که بچرخانی، از هر ۱۰ پلاک ماشین، حداقل سه پلاک برای تهران یا شهرهای دیگر است. برخی جایی برای ماندن دارند؛ قرار است در ویلا و خانه خودشان، یا در خانه دوست و آشنا یا اقوامشان بمانند. برخی دیگر اما بلاتکلیف‌ترند. پناهگاهشان یک چادر مسافرتی یا همان ماشین‌ کوچکشان است. بااین‌حال، هر دو گروه در یک موضوع مشترکند؛ ماندنشان در گیلان نامعلوم است و نمی‌دانند قرار است چه بلایی بر سر خانه و زندگی‌ و آینده‌شان بیاید.

دیوار جدید ضد ایرانی در مرزهای آمریکا

با تصویب فرمان جدید ممنوعیت ورود ایرانی‌ها به آمریکا، بار دیگر سرنوشت عده کثیری از ایرانیان به تصمیمات دولت این کشور گره خورده است.