بایگانی مطالب برچسب: محوطههای تاریخی
غارهای پارینهسنگی آغل گوسفندان شده بودند
«محوطه پیشازتاریخ (پارینهسنگی) دره خرمآباد» بهعنوان بیستونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسانهای نئاندرتال و دورههای مختلف پیشازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای دادهاند. این محوطه بهعنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سالهای گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راهآهن» هم حضور داشت.
از جان انسانها و میراثفرهنگی دفاع کنیم
ایران، در کمتر از نیمقرن، برای دومینبار خود را درگیر جنگی تمامعیار میبیند. جنگها تنها جان انسانها، امنیت، آینده و زیرساختهای حیاتی را هدف نمیگیرند، بلکه زیرساختهای فرهنگی و میراثفرهنگی نیز در معرض خطر در آتش جنگ قرار دارند. همین است که کنوانسیونهای متعدد برای حفظ زیرساختهای فرهنگی در جنگها شکل گرفته است؛ گنجینهای که هویت، تاریخ و حافظه جمعی این سرزمین را در دل خود نگه داشته. در جنگ ایران و عراق، زمانی که آتش جنگ شهرها و موزهها را به یک اندازه درگیر کرده بود، تجربهای ارزشمند در حفاظت از میراثفرهنگی ایران رقم خورد. هر چند در همان روزها هم آثار بسیاری قربانی توحش دشمن و پایبند نبودنش به تعهدات بینالمللی شد، اما درعینحال اقدامات دلسوزانه مانع از آن شد که آثار ارزشمند ایران بیش از آن آسیب ببینند. امروز که دوباره آتش جنگ زبانه کشیده، میتوان از آن تجربهها آموخت و از هر آنچه ریشههای ما را تعریف میکنند، دفاع و حفاظت کرد.
انفجار حوالی تاقبستان
اینبار یکی از موشکهای رژیم صهیونیستی، در نزدیکی یکی از مهمترین محوطههای تاریخی کشور زمین را شکافت. در ادامه حملات رژیم صهیونیستی به ایران، صبح یکشنبه (۲۵ خرداد)، در سومین روز درگیری، موشکی در سه کیلومتری تاقبستان فرود آمد؛ حملهای که نهفقط جان انسانها که میراث بشری را نیز در معرض تهدید قرار داد. این نخستینبار نیست که موشکها به محوطههای تاریخی نزدیک میشوند؛ اما شاید از معدود دفعاتی است که تاقبستان اینچنین آشکار در تیررس دشمن قرار میگیرد.
نگهبانی از میراث در زمان جنگ
ایران چند روز است که چشم روی هم نگذاشته، صداهای مکرر آسمانش را فتح کرده و خواب را از چشم این سرزمین گرفته است. نگرانی، دیگر پنهانکردنی نیست. نگرانی از فردای این سرزمین؛ سرزمینی که قرار است بماند و این روزها را روایت کند برای فرزندانش. ایران ما ملتهب است و در میان این التهاب بخشی از جامعه در کنار تمام دلنگرانیهایشان وظیفه دیگری هم دارند و آن حفظ میراث و فرهنگ ایرانزمین است. میراثی که از دل حوادث عبور کرده و مانده تا به امروز ما برسد و وظیفه ماست تا آن را برای آیندگان حفظ کنیم. اما در میان این هیاهو چطور باید حافظ این میراث بود؟ پیشازاین، پاسخ این سؤال در دنیا داده شده است. دنیایی که جنگ بخشی جدانشدنی از آن است، به حفظ مواریث سرزمینها فکر کرده و برایش راهکارهایی پیدا کرده است. از جنگ جهانی دوم تا جنگ اخیر اوکراین، بودند و هستند کسانی که زیر آتش و خون وظیفه والاتری برای خود تعریف کردند و آن حفظ نشانههای تمدنی برای نسلهای بعدی است. در کنوانسیونهای متعدد بینالمللی بارها به موضوع مصون ماندن مراکز فرهنگی و تاریخی از آتش جنگ اشاره شده است. هرچند برای جنگافروزانی که مرزی برای جنون نمیشناسند و بیمارستان و مدرسه را زیر آتش میگیرند، حمله نکردن به مراکز فرهنگی و تخریب میراث تاریخی محلی از اعراب ندارد. بااینحال، پروتکلهایی برای مواجهه با آثار تاریخی و فرهنگی در رویاروییهای نظامی تدوین شده است و کشورهای بسیاری آن را پذیرفتهاند.
جهان علیه گنجیابی
|پیام ما| مسئله حفاظت آثار تاریخی تنها به یک جغرافیا و کشور خاص محدود نمیشود. یکی از مهمترین دغدغهها بین تصمیمگیران و سیاستگزاران کشورهایی که دارای نشانهای تمدنی و آثار شاخص تاریخی هستند، حفاظت از این آثار و تحویل آنها به نسلهای بعدی است. مسئله حفاریهای غیرمجاز بهعنوان یکی از اصلیترین تهدیدات در این حوزه، سالها است که در قوانین و سیاستهای کشورها دیده شده است و راههایی برای مقابله با آن وجود دارد. آمارهای یونسکو از ثبت ۳ هزار سایت میراث جهانی تا سال ۲۰۲۳ حکایت دارند، اما زنگ خطر آنجاست که نزدیک به یکچهارم این گنجینههای فرهنگی در سراسر جهان در معرض تخریب و نابودی قرار دارند. ایران نیز که وارث تمدنی هزارانساله است، در سالهای اخیر با رشد نگرانکننده جرائم مرتبط با حفاری غیرمجاز مواجه بوده و همین مسئله ضرورت بازنگری در قوانین، سازوکارهای نظارتی و بهرهگیری از تجربه کشورهای موفق را دوچندان کرده است. استفاده از تجربیات جهانی میتواند تا حدودی امکانات و راهکارهای موجود را برای مدیران و تصمیمگیران و قانونگذاران کشور تبیین کند. با همین رویکرد مرکز پژوهشهای مجلس هفته گذشته گزارشی منتشر کرد با عنوان: «رویکردهای مواجهه با حفاری غیرمجاز برای کاوش آثار تاریخی فرهنگی» و در آن با بررسی تطبیقی کشورهای منتخب قوانین و راهکارهای مواجهه با این معضل جهانی را بررسی کرد. این گزارش همچنین برای مدیریت این بحران که هر روز عمیقتر میشود هم پیشنهاداتی ارائه کرده است.
قناتها زنده شوند، زمین جان میگیرد
| پیام ما | اینکه در تمام نشستهای تخصصی مسئله فرونشست و تهدید آثار تاریخی پای ثابت سخنان کارشناسان و هشدارهای آنان شده، موضوع نگرانکنندهای است و نشان از بحرانی جدی دارد که اگر از کنارش عبور کنیم، ضربهای مهلک ما را بیدار خواهد کرد و بیداری دیرهنگام ثمری جز حسرت ندارد. در نشستهای متعددی که با حضور کارشناسان حوزه میراث فرهنگی در هفته اخیر و بهبهانه روز جهانی بناها و محوطههای تاریخی برگزار شد، خبرهای نگرانکنندهای درباره وضعیت بناهای تاریخی در معرض فرونشست مطرح شد. هرچند در این میان خبری هم به گوش رسید، اما هنوز جزئیات آن منتشر نشده است. «حمید پورمحمدی»، رئیس سازمان برنامهوبودجه، در نشستی که با وزیر میراثفرهنگی و معاونان این وزارتخانه داشت از «آغاز طرح ملی پایش فرونشست در محدوده بناهای تاریخی» خبر داده است. باید دید این پایش و بررسی از چه زمانی آغاز میشود و قرار است با تکیه بر اطلاعات آن چه اقدامی از سوی وزارت میراثفرهنگی انجام شود. باید منتظر ماند و دید تا چه اندازه در حل بحران فرونشست به دانش بومی و میراث گذشتگان توجه میشود. پیشکسوتان میراث فرهنگی معتقدند توجه به دانش گذشتگان از جمله احیای قناتها تا حد زیادی راهگشاست.
حفاظت از بناهای تاریخی: سرمایهگذاری برای گردشگری پایدار
اعتراف، انتقاد یا شعار؟
|پیام ما| یک مناسبت دیگر از سر میراث فرهنگی ایران گذشت و بزرگداشت و سخنرانی و برنامه و نشست هم بهبهانه آن برگزار شد. سخنانی گفته شد و نقدهایی مطرح شد؛ گاهی تکراری، گاهی هم مناسب تیتر یک خبرگزاریها، گاهی نقدی محافظهکارانه یا جسورانه، و گاهی وعدهای که گوینده هم به تحققش امیدی ندارد. اما آنچه در پس تمام این اتفاقات حقیقتی عریان را به نمایش میگذارد، وضعیت بناها و محوطههای تاریخی است که همچنان بدون هیچ تغییر مثبتی قرار است به حال خود رها شوند و شاید ماندن در وضعیت فعلی و تشدید نشدن بحرانهای موجود در آنها بهترین اتفاقی باشد که برای این محوطهها و بناها میافتد. نگاهی به اظهارات و واکنشها و نقدهای مطرحشده در این چندروز در نشستهای مختلف و کنار هم گذاشتن سخنان و کارنامه عملکرد دستگاهها و انجمنها و شوراهای تخصصی نشان میدهد قرار نیست کسی در روال و روند مدیریتش تغییری ایجاد کند. قرار نیست محوطهها و بناهای تاریخی و در نگاهی جامعتر، میراث فرهنگی ایران شاهد تغییری مثبت در حوزه مدیریت باشد.
نوروز روی صحنه شهر
نوروز ۱۴۰۴، صحنهای از نمایشهای خیابانی و اجراهای تئاتری در سراسر ایران بود. از تهران تا شیراز و اهواز، هنرمندان با اجرای نمایشهای خیابانی و صحنهای، جاذبهای فرهنگی برای گردشگران ایجاد کردند. اجراهایی که در صورت ادامهدار بودن در شهرهای مختلف، نه فقط هنرمندان را به مخاطبان نزدیکتر میکند، بلکه در زندهنگهداشتن هنرهای نمایشی و تقویت صنعت گردشگری کشور هم میتواند مؤثر باشد.
صدای ۳۰۰۰ ساله واسکس خاموش میشود
تخریب آثار تاریخی و محوطههای باستانی در جریان پروژههای توسعه در دهههای اخیر شتاب بیشتری گرفته است. قانون این امر را دیده و دستگاههای اجرایی را موظف کرده است پیش از انجام پروژههای عمرانی از میراث فرهنگی استعلام کنند تا اگر احتمال وجود نشانهها و آثار تاریخی و باستانی در محدوده اجرای پروژه وجود دارد، مطالعات لازم صورت گیرد و بعد پروژه عمرانی اجرایی شود. حال نهتنها این قانون چندان مورد توجه مجریان پروژههای بزرگ عمرانی نیست که حتی وقتی وزارت میراثفرهنگی با اجرای پروژه در محلی مخالفت و اعلام میکند پروژه از روی یک محوطه باستانی عبور میکند، باز هم مجریان کار خود را طبق روال برنامهریزیشده پیش میبرند و توجهی به هشدارها و مخالفتهای میراثفرهنگی نمیکنند. اما موضوع جایی دردناک میشود که شواهدی از همکاری مدیران میراثفرهنگی با مجریان پروژه دیده میشود. این پروژه اولین پروژهای نیست که این اتفاق را از سر میگذراند، آخرین هم نخواهد بود. تا زمانی که تعاملی سازنده میان وزارت میراثفرهنگی و دستگاههای اجرایی و مجریان پروژههای بزرگ عمرانی و راهسازی شکل نگیرد، این اتفاق بهکرات تکرار خواهد شد.
داستان مرگ ناگهانی اکد و شهر سوخته
«شهر سوخته» را یکی از عجیبترین تمدنهای کهن بشری در جنوبشرق ایران میدانند. تمدنی با پنج هزار سال قدمت و مردمانی بسیار پیشرفته در مقایسه با تمدنهای همدورهشان! که در علم، صنعت و اقتصاد حرف اول را میزدند. در هنر چنان پیشرو بودند که در جامی زیبا نخستین انیمیشن جهان را خلق کردند. کشفیات این شهر باستانی نشان میدهد ساکنانش جمجمه جراحی و چشم مصنوعی طراحی میکردند. اما شهر سوخته با تمدن عجیب و پیشرفتهایی که داشت، یکباره از صفحه روزگار ناپدید شد. باستانشناسان سالیان طولانی گورها و تپههای شهر سوخته را کاویدند تا شاید دلیلی محکم و قانعکننده برای فروپاشی ناگهانی تمدن بزرگ مردمان شهر سوخته پیدا کنند؛ چراکه تمدن شهر سوخته با آنهمه ویژگیهای منحصربهفرد تمدنی، هیچگاه نتوانست در طول تاریخ احیاء شده و به اوج شکوفایی بازگردد. باستانشناسان براساس یافتههای علمی میگویند چراغ زیباترین و روشنترین تمدن بشری جهان در شرق ایران ناگهان و برای همیشه خاموش شد و از هزارههای گذشته تا آغاز دوره اسلامی در دل تاریکی فرو رفت. بهاعتقاد آنها، شهر سوخته تنها تمدنی نبود که به این سرنوشت محکوم شد، بلكه تمدن اکد در بینالنهرین بهعنوان بزرگترین تمدن بشری جهان نیز دچار همین سقوط تاریخی شد. اما دلیل نابودی این تمدنها چه بود؟ این گزارش براساس مستندات علمی و در گفتوگو با «حسن فاضلی نشلی» پاسخهایی برای این سؤال دارد.
گلسنگها مهاجمان خاموش میراث کهن
گلسنگها، موجودات زیستی که از ترکیب قارچها و جلبکها بهوجود میآیند، سالهاست که حیات آثار باستانی و تاریخی ایران را تهدید میکنند. از برج قابوس تا تختجمشید و از بیستون تا تنگ چوگان در معرض آسیبهای ناشی از رشد گلسنگها هستند. رشد این موجودات روی سنگها، دیوارها و بناهای باستانی میتواند منجر به تخریب تدریجی و آسیب به ساختار آنها بهویژه در مورد سنگنبشتهها و نقشبرجستهها شود. در سالهای اخیر، این موضوع نگرانیهای زیادی برای متخصصان مرمت و حفاظت از میراث فرهنگی ایجاد کرده است. هرچند برخی معتقدند تشدید این پدیده در سالهای اخیر به موضوع تغییراقلیم برمیگردد و برخی فعالیت مراکز صنعتی را در نزدیکی این آثار در تشدید رشد گلسنگها بیتأثیر نمیدانند. اما برخی کارشناسان معتقدند همچنان باید در مورد ریشههای بروز و شدت گرفتن این پدیده مطالعات دقیق صورت گیرد. در آخرین اظهارنظر «زهره بزرگمهر»، مدیرکل پیشین دفتر فنی حفظ و احیا وزارت میراثفرهنگی، به ایسنا گفته است: «تنها دلیل ایجاد گلسنگ مربوط به هوا و وجود رطوبت است و هیچ ربطی به آلایندههایی نظیر پتروشیمی ندارد.»
