بایگانی مطالب برچسب: فرش دستباف
سرنوشت نامعلوم فرشهای دستباف مسجد نصیرالملک شیراز پس از جایگزینی با فرشهای ماشینی
حدود شش ماه از جایگزینی فرشهای ماشینی با فرشهای دستباف قدیمی در مسجد تاریخی نصیرالملک شیراز میگذرد؛ تغییری که پرسشهایی درباره سرنوشت فرشهای دستباف این بنای وقفی و تاریخی ایجاد کرده است.
فرش ایرانی در انتظار ناجی
|پیام ما| شرکت سهامی فرش روزی بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده فرش دستباف ایرانی بود، امروز اما در سکوتی سنگین تنها خاطرات افتخاراتش در دل اسناد خاکخورده باقی مانده است. چه شد که این نماد ملی و اقتصادی به این حال و روز افتاد؟ شرکت سهامی فرش ایران در سال ۱۳۱۴ با این هدف: «تثبیت جایگاه جهانی فرش ایرانی و ارتقای کیفیت تولید و توسعه صادرات» و با هویتی دولتی آغاز به کار کرد. از همان آغاز، نهفقط یک نهاد اقتصادی بلکه بازوی فرهنگی دولت در بازاریابی بینالمللی برای فرش ایرانی بود. در دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی، به یکی از موتورهای محرک تولید فرش کشور بدل شد؛ تولیدی که گاه از مرز ۵۰ هزار مترمربع در سال عبور میکرد. اقداماتی از جمله بافت بزرگترین فرشهای دستباف جهان و تولید برخی از باکیفیتترین فرشهای سنتی ایرانی، نام این شرکت را در میان کلکسیونرها، بازارهای اروپایی، عربی و آسیایی بهعنوان یک نشان استاندارد ملی مطرح کرد. اما چه شد؟ مسیری که با افتخار شروع شده بود، چگونه به اینجا رسید؟ برخی از کارشناسان معتقدند که تراژدی واگذاریها، سوءمدیریتها، انجماد تولید و فساد پنهان و پیدا این مجموعه را به رکود کشانده است.
دستهای زخمی، نقشهای ناتمام
«پشت انگشتها و بند انگشتها را نخهای عمودی ساییده بودند. پوست اول کنده شده بود و پوست نو، سفید و کبرهبسته بود. کارگاه نیمتاریک بود و سه پله بزرگ از کف حیاط پایینتر بود... بچهها مثل مارمولک به قالی نیمهبافته چسبیده بودند. روی رنگها کله میکشیدند. چشمها در تاریکروشن قالیبافخانه برق میزد. چشمها درشت و سیاه بودند و از ته گودی صورتهای زرد، نخ را میپاییدند. نگاهها و پنجهها خسته و دقیق درگیر ساخت و پرداخت گلهای ریز و درشت سرخ و زرد و شاخ و برگهای سبز قالی بودند.» در طول گفتوگو با «علیرضا چوبینه» وقتی او از لزوم توجه به ارگونومی در کارگاههای صنایعدستی و قالیبافی میگفت و از ضرورت توجه به سلامت هنرمندان، این تصاویر را که «هوشنگ مرادی کرمانی» در کتاب «بچههای قالیبافخانه» ترسیم کرده بود، مرور میکردم و قصه «اسدو» و «نمکو» در ذهنم جولان میداد. در روزگار آنها که این حرفها جایی نداشت و این واژهها حتی وارد دایره لغات علوم روز دنیا هم نشده بود. امروز اما بعضی قسمتهای قصه عوض شده، علم میتواند به کمک هنرمندان بیاید؛ میتواند بخشی از آن آسیبهایی را که سالها به جان بچههای قالیبافخانه نشست و تا آخر عمر هم رهایشان نکرد و باعث شد مثل اسدو؛ از قالی و قالیبافی و قالیبافخانه و «از آنها که با کفش روی قالی راه میروند» بدشان بیاید؛ از هنرمندان امروز دور کند. میتواند پلی باشد بین هنرهای اصیل ایرانی و سلامتی هنرمندان، تا همان اندازه که مخاطب از دیدن آثار هنری و صنایعدستی لذت میبرد، هنرمند هم از فرایند تولید بدون فشار مضاعف و آسیب جسمی لذت ببرد. «علیرضا چوبینه» در حال حاضر استاد تمام گروه ارگونومی دانشگاه علومپزشکی شیراز است. او در پژوهشهایی که تا به حال انجام داده، بارها به سراغ صنایعدستی رفته؛ تز دکترای خود را با موضوع «طراحی ارگونومیک ایستگاه کار قالیبافی» ارائه کرده و چندین جلد کتاب و صدها مقاله در این زمینه تألیف و منتشر کرده است. علاوهبر جوایز متعدد داخلی، در سال ۲۰۲۲ موفق به دریافت جایزه «Lifetime Achievement Award for Academic Research» از انگلستان شده و در سال ۲۰۲۴ نیز جایزه «گسترش ارگونومی در کشورهای در حال توسعه» را از انجمن بینالمللی ارگونومی دریافت کرده است. با چوبینه درباره چالشها و فرصتهای جدیدی که در مسیر تحول صنایعدستی ایران با استفاده از اصول ارگونومیک وجود دارد، گفتوگو کردیم. او از تجربیاتش برای وارد کردن این تخصص به حوزه صنایعدستی گفت و از اهمیت این علم برای ارتقای سلامت صنعتگران و کیفیت محصولات صنایعدستی. از این گفت که هرگز لذت دیدن نتایج تلاشها و پژوهشهایش را در سطح گسترده و در بازار صنایعدستی ایران تجربه نکرده است. او معتقد است یک حلقه گمشده در این حوزه وجود دارد، حلقهای که باید حوزه تخصص ارگونومی را به حوزه تخصصی صنایعدستی وصل کند.
بیکاری ۲۰۰ هزار بافنده فرش
|پیام ما| رئیس مجمع نمایندگان آذربایجانشرقی با بیان اینکه کاهش صادرات فرش دستباف، بیکاری ۲۰۰ هزار بافنده استان و تعطیلی ۴۰۰ کارگاه و یکهزار و ۲۰۰ مغازه فروش فرش را در پی داشته است، گفت: «این موضوع باید در بالاترین سطح مطرح و برای رفع موانع و احیای جایگاه گذشته فرش تبریز برنامهریزی شود.»
از پته کرمانی تا هوشمصنوعی
تار و پود از هم گسیخته: فرش ایرانی بیصدا فرو میریزد
فرش دستباف ایران که روزگاری نماد فرهنگ و هنر ایرانی بود، امروز در بحران و رکود دستوپا میزند. مسئولان بیتوجه، برنامههای ناقص و مشکلات ساختاری و زیرساختی، این هنر ملی را به ورطه نابودی کشانده است. در این گزارش سه کارشناس برجسته این حوزه، در گفتوگو با «پیام ما» واقعیتهای تلخی درباره وضعیت فرش دستباف کشور بیان میکنند.
ناکامی در اشتغال
|پیام ما| در سالهای اخیر توجه به توانمندیها و ظرفیتهای روستایی اتفاقاتی را در زمینه گردشگری و صنایعدستی و بهطور مشخص توسعه اقامتگاههای بومگردی رقم زده که تا حدی موجب متنوعسازی فعالیتهای روستایی شده است. اما بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد آنچه در عمل اتفاق افتاده است با ظرفیتی که برای این امر در قانون در نظر گرفته شده، فاصله دارد و از طرفی ارائه تسهیلات در این زمینه بدون برنامه صورت گرفته است. در پژوهشی که این مرکز در روزهای اخیر منتشر کرده، ظرفیت موجود در قانون «حمایت از توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری» و عملکرد وزارت میراثفرهنگی بهعنوان متولی اصلی توسعه گردشگری و فعالیتهای صنایعدستی مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج نشان میدهد اهداف مربوط به تسهیلات در توسعه گردشگری و صنایعدستی در این قانون در هفت سال گذشته محقق نشده است.
انزوای فرش ایرانی
|پیام ما | نمایشگاه صنایعدستی و گردشگری امروز در شهر جهانی فرش به کار خود پایان میدهد؛ نمایشگاهی که بنا داشت فرصتهای گردشگری و صنایعدستی کشور را به نمایش بگذارد. اما اینروزها گردشگری و صنایعدستی ایران هر روز بیش از قبل فرصتها را به اخبار تلخ میبازند و میدان فعالیتشان هر روز کوچکتر از قبل میشود. با اینهمه، هنرمندان و فعالان این حوزهها همچنان به کمترین امیدها دل بستهاند. تبریز و صنایعدستی همنشینی دیرینه باهم دارند و نمایشگاه صنایعدستی و گردشگری که با هدف ارائه ظرفیتهای صنایعدستی و گردشگری در استانهای مختلف برگزار شده بود، میتوانست بهانهای باشد تا به مهمترین ظرفیت صنایعدستی تبریز یعنی فرش دستباف توجه شود.
