بایگانی مطالب برچسب: سینما

مرگ در حضور دیگران

یک ماه پیش که وزیر فرهنگ و ارشاد از هنرمندان خارج از کشور دعوت کرد تا به ایران بازگردند، بیش از بیست سال از ساخت آخرین فیلم «ناصر تقوایی» که حتی از ایران هم نرفته بود، می‌گذشت. او که در ایران مانده بود و «هنرمند خارج‌نشین» نام نمی‌گرفت، بعد از «کاغذ بی‌خط» نتوانست فیلم بسازد و تا پایان عمرش هم دلیل توقف «چای تلخ» و «زنگی و رومی» که آخرین فیلم‌هایش بودند را نفهمید و می‌گفت «من مطمئنم کم‌کاری نکردم». ترجیح داد در سکوت و انزوا بماند و فیلمسازی را که شیفته‌اش بود، به خاطراتش بسپارد. با رقم‌خوردن مرگش در روز بیست‌ودوم مهرماه در یکی از بیمارستان‌های تهران، بعد از مرگ «داریوش مهرجویی»، «ابراهیم گلستان»، «فرخ غفاری» و…، یکی دیگر از آخرین بازماندگان نسل سینمای موج نو ایران هم از دست رفت. اگرچه که او همان بیست سال پیش و پس از سال‌ها دور ماندن از سینما از دست رفته بود.

وفای «مرضیه وفامهر»

وقتی هنرمند در هم می‌شکند

«ناصر تقوایی» سال‌های زیادی بیکاری کشید و طبعا نسبت به هم‌نسلانش کمتر فیلم ساخت اما خودش می‌گفت من فیلم کم ساختم اما فیلم بد نساختم و درست هم می‌گفت.

رقصی معکوس بر لبه مرگ و معنا

مروری بر فیلم «زندگی چاک»

«کشتن خواجه»؛ نفس تازه‌ای در سینمای ضد جنگ

پدر را ول کن؛ پسر را بچسب

«پیرپسر» و واکنش‌های تند‌وتیزی که برانگیخته است

جنجال پساجنگی پیرپسر

«پیرپسر»، ساخته اکتای براهنی، پس از چهار سال توقیف، در روزهایی بر پرده سینما رفت که جامعه ایران هنوز با تبعات جنگ، بحران‌های تازه‌ای چون بی‌آبی و فضای پرتنش فرهنگی دست‌به‌گریبان است. فیلمی که در ظاهر روایتی خانوادگی دارد اما در لایه‌های پنهان‌تر، به بحران قدرت، فرسودگی ساختارهای پدرسالار و نافرمانی نسلی تازه می‌پردازد. «پیرپسر» در همین بستر، با استقبال موافقان و نقدهای مخالفان، به نشانه‌ای از جان‌گرفتن دوباره سینمای اجتماعی تبدیل شده است؛ سینمایی که سال‌ها در سایه فیلم‌های کمدی و غیرسیاسی به حاشیه رانده شده بود. پیام ما تلاش کرده در گفت‌وگویی با «محمد هاشمی»، دکترای فلسفه هنر و پژوهشگر سینما به دلایل دیده‌شدن این فیلم، کیفیت ارجاعات نمادین آن و نسبتش با وضعیت فرهنگی و اجتماعی امروز بپردازد

هیچ خونی سرخ‌تر نیست

غایب بزرگ قاب‌ها

چرا استفاده از مشاور محیط‌زیست در آثار سینمایی و تلویزیونی لازم است؟

آن تنهایی پرهیاهو

«جعفر پناهی» دست‌هایش را بالا برد و پشت سرش گره کرد. برای دقایقی با لبخندی به پهنای صورت، نشسته بر صندلی، نظاره‌گر تشویق بی‌وقفه دیگران شد. انگار که خستگی سال‌ها فیلمسازی در خفا را پشت سرش گره زد و دور انداخت. او برای فیلم «یک تصادف ساده» جایزه نخل طلای هفتادوهشتمین جشنواره فیلم کن را از دستان «کیت بلانشت» و «ژولیت بینوش» دریافت کرد. جایزه‌ای برای دومین‌بار در تاریخ سینمای ایران و درست بیست‌وهشت سال پس از اینکه «عباس کیارستمی» برای فیلم «طعم گیلاس» این نخل طلا را با خود به ایران آورد. هرچند که همان بیست‌وهشت سال پیش هم مسئولان وقت در برابر این جایزه بزرگ سکوت کردند.

نخل طلا یا پیام سیاسی؟

درخشش سینمای ایران مهم است

پادکست ۲۵ اردیبهشت