بایگانی مطالب برچسب: سیستان و بلوچستان
دو روایت متناقض از کمبود معلم
این روزها اخبار کمبود معلم از سراسر کشور بهویژه شهرهای بزرگ، بیشتر از همیشه شنیده میشود. مسئلهای که برخی استانهای کمبرخوردار سالهاست به دلیل شرایط جغرافیایی، زیرساختهای ضعیف، فقر و… با آن مواجه هستند. یکی از این استانها سیستان و بلوچستان است. هفته گذشته معینالدین سعیدی، نماینده چابهار از کمبود ۱۵ هزار معلم در این استان خبر داده بود. البته داوود گلی، مدیر روابط عمومی اداره کل آموزش و پرورش سیستانوبلوچستان درباره این آمار میگوید: «این آمار مربوط به امسال نیست و انباشت تاریخی کمبود معلم از سالهای گذشته است.» او در گفتوگو با «پیام ما» کمبود معلم در سال جاری تحصیلی را هم رد کرد. سخنان فعالان اجتماعی و معلمان در این استان اما با ادعای مسئولان آموزش و پرورش تناقض دارد. این همه درحالی رخ داد که وزیر آموزشوپرورش در روزهای اخیر در اظهاراتی از کسری۷۹ هزار معلم در کشور خبر داده است.
«سُوچِن» دوباره متولد شد
«سُوچِن» انگار گره خورده باشد به تاریخ بلوچستان؛ هنری که گرچه نمیتوان تاریخ مشخصی برای ابتدایش یافت، اما از وقتی که رودوزیها خود را به جزئیات لباسها اضافه کردند به دست زنان بلوچی و روی لباسهای این خطه جای گرفت. دخترکان بلوچی نیازی به آموزش ندارند، آنها از وقتی که میتوانند سوزن به دست بگیرند و روی پارچه کوک بزنند، دوختها را از بر هستند؛ آنچه در خیال دارند را روی پارچه میآورند تا نقوش هندسی از گلها، بتهها و ترکیب رنگها شکل بگیرد که گاهی در سفالهای کلپورگان (روستای جهانی سفال) میبینید و گاهی در طرحهای هندسی برجای مانده در نقوش تاریخی. هرچند برخی معتقدند این نقوش برگرفته از نقش سنگنگارههای پیش از تاریخ است، اما از نگاهی دیگر به نظر میرسد بیش از هر چیز، هنرمندان بلوچ با ارائه طرحها، نقش و نگارها، محیط، جامعه، باورها و رفتارها، خواستهها و آرزوهای خودشان را بازگو میکنند. بلوچیدوزی گرچه هنری فراموش شده نیست و بعد از دوره اوج در دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۳۰ در یک دهه گذشته هم پای خود را به دنیای مد و فضای مجازی باز کرده است، اما از نگاه محلیها و کارشناسان تا رسیدن به جایگاه واقعی فاصله دارد.
رهبر انقلاب: همه کارها و راهها برای تأمین حق مردم زابل در مورد آب باید پیموده شود
رهبر انقلاب هماکنون در دیدار مردم سیستانوبلوچستان و خراسان جنوبی: اگر مصوبات سفر استانی اوائل دهه۸۰ را دولتها عمل میکردند امروز چهره سیستان و بلوچستان فرق میکرد.
کسی از «کمبر» خبر ندارد
«کمبر» تولهخرس سیاه آسیایی گم شده است و مسئولان اداره کل محیط زیست سیستانوبلوچستان هم نمیگویند کجاست. تصاویر او که تولهای نر است نیمه خرداد امسال برای اولین بار در حالی در منطقه «حفاظت شده باهوکلات» سیستانوبلوچستان منتشر شد که گردنش با طنابی به درخت بسته شده بود. اداره کل محیط زیست سیستانوبلوچستان اعلام کرد که توله را چوپانی پیدا کرده به سازمان تحویل داده است. تیرماه خبر آمد که خرس از محل نگهداریاش در اداره محیط زیست گریخته و آتشنشانی توانست او را زندهگیری کند. حالا بعد از چند ماه دوباره خبری از تولهخرس نیست و فعالان حوزه میگویند تماسهایشان برای اطلاع از وضعیتش بینتیجه بوده است. رئیس اداره حفاظت و مدیریت حیات وحش اداره کل محیط زیست سیستانوبلوچستان هم «پیام ما» را به روابط عمومی و مدیر کل این اداره ارجاع میدهد اما حتی آنها هم جوابی نمیدهند. این وضعیت در حالی است که از خرداد پارسال تاکنون، پنج تولهخرس سیاه آسیایی کشف شده که از نگاه فعالان حوزه حیات وحش اخبار درباره وضعیت آنها به صورت قطرهچکانی و با مخفیکاریهای فراوان منتشر میشود و معلوم نیست مقصد نهایی این تولهها کجا بوده است.
پیشنهادی برای تشکیل شورای همکاری آبی کشورهای همسایه
در منطقهٔ خاورمیانه با مسئلهٔ جنگ آب مواجهیم، پشت پرده مسئلهٔ جنگ آب، ردپای اسرائیل، آمریکا، ترکیه و در برخی موارد هند دیده میشود. اسرائیل، فاقد منابع آب داخلی و متکی به منابع آب خارجی است و برخلاف موافقتنامه «وادی عربه» آبی به اردن نمیدهد و آب رودخانهٔ اردن را به دریاچهٔ طبریه میریزد؛ در گذشته نیز جنوب لبنان را با هدف انحراف آب رودخانهٔ «لیتانی» و انتقال آن به اسرائیل، اشغال کرد که با مقاومت مواجه شد و در سال ۲۰۰۰، مجبور به ترک خاک لبنان شد.
طغیان «سرباز»
روز جمعه و بر اثر فعالیت سامانهٔ مونسون در جنوب استان سیستانوبلوچستان و بارندگی شدید، رودخانهٔ سرباز طغیان کرد و در بخش مرکزی شهرستان سرباز سیلاب جاری شد. سیلابی که بنا به اعلام دفتر مدیریت بحران استانداری سیستانوبلوچستان، راه دسترسی به ۳۳ روستا در شهرستان «قصرقند» و مناطق «کاجو» و «سابورک» قطع شد. همچنین، در پی بارندگی شدید دیروز رودخانهٔ سرباز و طغیان دوبارهٔ آن، در روستای «گوردر» از توابع بخش مرکزی شهرستان سرباز نیز سیلاب جاری شد، اما تاکنون گزارشی از خسارتهای احتمالی ارائه نشده است.
مهاجرت معلمان از استانهای مرزی
مدرسه خوب برای هر کسی تعریفی دارد. برای بسیاری از پدران و مادران دانش آموزان مدارس کلانشهرها مدرسه خوب یعنی معلمان باکیفیت، فضای آموزشی، امکانات مناسب، کلاس فوق برنامه و… اما در شهرهایی از این سرزمین مدرسه خوب یعنی مدرسه ای که با شروع سال تحصیلی صندلی معلمانش خالی نباشد. فقط همین. هر سال صندلی معلمان بسیاری از مدارس مناطق کمبرخوردار خالی میماند. آنهایی هم که گذرشان به این مناطق میافتد کمتر پیش میآید که تا پایان دوره خدمت در آن منطقه بمانند. چرا؟ مگر کار در این مناطق چگونه است که معلمهای کمی پیدا میشوند که عمرشان را در این مسیر صرف کنند؟ قانون جذب نیروی انسانی بومی هم نتوانسته نیازهای این مناطق را برطرف کند. هنوز راههایی برای حضور معلمهایی از استانهای دیگر در مناطق کمبرخوردار وجود دارد که بیایند و یکی دو سالی بمانند و بعد انتقالی بگیرند و به شهرهای دیگری بروند و جایشان خالی بماند. با وجود انگیزه قانون گذار برای جذب نیروهای بومی اما همین قوانین موجود هم پر از حفرههایی است که موجب شده معلم ها صندلیهایشان را ترک کنند. این گزارش دشواریهای جذب و نگهداشت معلمان در استانهای کم برخوردار را روایت میکند.
