بایگانی مطالب برچسب: جنگ
روزنامهنگارانی که جنگ را روایت کردند
بازار کار دچار شوک بزرگی نخواهد شد
هنوز آتشبس میان ایران و اسرائیل قطعی نشده بود و گمانهزنی سیاستمداران غرب و شرق درباره آن به یقین نرسیده بود که بسیاری از کسبوکارها به فکر تعدیل نیرو افتادند؛ تعدیلی که برای برخی از کارمندان و کارگران از جنگ هم ترسناکتر بود. اما ریشه این تعدیل نیروها چیست؟ آیا صاحبان کسبوکار و سرمایهگذاران به این نتیجه رسیدهاند که روزهای بدتری در راه است و دیگر نمیتوانند به کارمندان و کارگرانشان حقوق دهند؟ آیا جنگ ۱۲روزه شرایط را دشوارتر از پیش کرده است؟ «محمد وصال»، اقتصاددان و مدرس دانشگاه شریف معتقد است مسئله تعدیل نیرو بیشتر انعکاسی از شرایط پیش از جنگ است و انعکاسی از نااطمینانیهای قبل است. او میگوید: اخراج و کنار گذاشتن نیرو برای کسبوکارها زمانی توجیه دارد که کسبوکار در افق میانمدت و بلندمدت نخواهد کسبوکار فعلی را حفظ کند؛ زیرا اگر اکنون بخواهد افرادی را از کسبوکار بیرون کند و یک یا دو ماه دیگر دوباره بخواهد آنها را استخدام کند، هزینه استخدام و اخراج بهقدری زیاد است که اصلاً توجیه ندارد. برداشت بنده آن است که برای روشن شدن مسائل چند هفته یا حتی چند ماه زمان لازم داریم. در بخشی از این گفتوگو او درباره اینکه سیاستگذار باید در شرایط فعلی دست به چه اقدامی بزند، توضیح داد.
چه کسی خاطرههای ما را ثبت میکند؟
کودکانی که پیش از آتشبس کشته شدند
موشکباران آسمان آستانه اشرفیه فقط چند ساعت پیش از شروع آتشبس اتفاق افتاد. حملهای وحشیانه که مانند تمام حملات پیشین رژیم غاصب، جان کودکان را هم نشانه گرفت. با اینهمه ناظم مدرسهای ابتدایی در آستانه اشرفیه میگوید جنگ دنیای کودکانه را از بین نمیبرد، اگرچه مستقیم انگار سراغ کودکان میرود. او از یکی دانشآموزان آسیبدیدهاش روایت میکند که با همه دلهره و اضطرابی که از خرابشدن خانه و صدای انفجار مهیب موشک داشته است، نگران بازی کامپیوتریاش بود که سالم از زیر آوار بیرون بیاید. بااینحال، زخم جنگ در همین خاطرات خودش را ماندگار میکند. اهالی آستانه میگویند اندوه پیشآمده بیش از تحمل آستانه است و جای این زخم به این سادگیها ترمیمشدنی نیست. اهالی در حالی با «پیام ما» گفتوگو میکنند که بهگفته خودشان آوار، مانده بر شهر و بادی که با هر وزش غبار خانههای ویران را بلند میکند، نمیگذارد کسی آتشبس را بهخاطر بیاورد. برای آستانه جنگ هنوز تمام نشده، نه لااقل تا وقتی که خرابیها پابرجاست.
شوک منفی جنگ به اقتصاد
تعدیل نیرو ترسناکتر از جنگ
پدافندها در آسمان شلیک میشد و بمبها روی زمین منفجر، که «پریا» بیکار شد. شرکت خصوصی او چهار روز بعد از حمله اسرائیل به ایران تصمیم گرفت برای امنیت جان کارمندان، شرکت را بسته نگه دارد. سه روز بعد از اعلام تعطیلی موقت، مدیران شرکت تصمیم گرفتند پریا را در فهرست نیروهای تعدیلی قرار دهند. مدیران توضیحاتی به پریا ندادند، تنها به گفتن همین جملهها بسنده کردند: «شرایط اقتصادی مطلوب نیست. مجبوریم. متأسفیم.» دو روز بعد از پایان جنگ و آتشبس، پریا مانده و کار و درآمدی که دیگر ندارد. مانند پریا کم نیست، «محمد»، یکی از کارمندان شرکتی بزرگ در حوزه فناوری غذایی، میگوید: مدیران بالادستی به او اعلام کردند برای جلوگیری از تعدیل نیرو، درآمدش تا حدود ۲۰ درصد کمتر میشود: «من با کمشدن درآمد موافقتر بودم. ترجیح میدهم، در این شرایط همه سرکار بمانیم و کسی اخراج نشود.» جنگ علاوهبر کشتن آدمها، اقتصاد را هم تحتتأثیر قرار میدهد. کم نیستند کسانی که بعد از جنگ باید با وضعیت مالی جدید دستوپنجه نرم کنند.
نجیبزاده اشکانی در پناه سنگر شنی
همه شهر غافلگیر شدند در آن نیمهشبی که تهران با انفجارهای پیدرپی از خواب پرید. هر کس تدبیری داشت برای نجات و رفتن به جایی امن. جنگ شروع شده بود و کسی نمیدانست کی قرار است تمام شود. پس بهتر آن بود که هرکس خود را به جایی امن برساند. روایت آنها اما متفاوت بود. آنها که ساعاتی بعد از آن انفجارها بلافاصله راهی محل کارشان شدند؛ راهی موزهها. قرار بود پیش از آنکه خود را به محلی امن برسانند، شرایطی امن برای آثار تاریخی موزه فراهم کنند. آسمان پایتخت در روزهای بعد هم ناآرام است و همچنان صدای انفجارها به گوش میرسد، آنها اما در سالنهای موزه مشغولاند. موزهداران و کارکنان میراثفرهنگی در ۱۲ روز جنگ روزهای متفاوتی را سپری کردند؛ روزهایی که شاید در آینده نزدیک روایتهایش را نقل کنند. چند روز پیش تصاویری از موزه ملی ایران منتشر شد که نشان میداد تدابیر حفاظتی برای حفظ آثار موزه بهکار گرفته شده است. کتیبه بارعام و پلکان کاخ شورا پشت کیسههای شن پنهان شدهاند. داریوش و مرد شمی هم در حصاری شنی قرار گرفتهاند. جنگ است و این آثار قرار است قرنها بمانند، پس باید به سنگر بروند. اما این اقدامات تا چه اندازه منطبق بر ضوابط و استانداردهای حفاظت بودند؟
قلمهای مستندنگار؛ چراغی روشن در میدان جنگ
جنگافروزان آرزوهای محمد را پرپر کردند
بدن زنان و نظمی که فرومیپاشد
تاریخ روایت جنگ، تاریخ حذف بدن زنانه است. در میان روایتهای مرسوم از جنگ اغلب جای یک روایت خالی است: آنچه بر بدن زنان میگذرد. بدن زنانه معمولاً یا بهمثابه قربانی خاموش دیده میشود یا تصویری نمادین از صبوری و فداکاری. حال آنکه بدن زنان صرفاً شاهدی خاموش بر وقایع نیست، بلکه خود میدان نبردی است که جنگ در آن رخنه میکند و اثر میگذارد. در روزهایی که جنگ میان ایران و اسرائیل به شدیدترین شکل خود رسید و ترس و اضطراب به زندگی روزمره میلیونها نفر سایه افکند، بدن بسیاری از زنان، بهویژه در مناطق در معرض تهدید، دچار تغییرات عمیق و نگرانکنندهای شد؛ از قاعدگیهای نامنظم و دردناک گرفته تا زایمانهای زودهنگام و تجربههای پراضطراب مادری در سایه بمب و آوار.
بس دل و دیده که در خون جگر خواهد بود
درباره زخمهایی که پس از جنگ، سر باز کرده است
پادکست ۰۵تیر
