بایگانی مطالب برچسب: ایران
ظرف گردشگری «کندوان» بزرگتر میشود
از میان هشت روستای ایرانی معرفیشده به سازمان جهانی گردشگری یک قرعه بهنام «کندوان» آذربایجانشرقی افتاد و این روستای صخرهای به شبکهٔ جهانی روستاها وصل شد. حالا وضعیت این منطقه فرق کرده، برند جهانی شده است و باید چهرهٔ بینالمللی به خود بگیرد. این نکته را «مریم جلالی»، معاون صنایعدستی وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هم تأیید کرده و گفته است که «ثبتهای ملی و جهانی امتیاز نیست بلکه مسئولیت است، برایناساس باید برنامهریزی ویژهای برای کندوان داشته باشیم»؛ برنامههایی که باید در دو بخش دولتی و خصوصی اجرایی شود و امکانات کندوان را برای پذیرایی بیشتر از گردشگران خارجی محیا کند.
تاکید معاون دبیر کل سازمان ملل بر رهبری ایران در کاهش مشکل گرد و غبار
فرونشست در نیمی از دشتهای کشور
از ۶۰۰ محدودهٔ مورد مطالعه در ایران ۴۲۱ مورد ممنوعه و ممنوعهبحرانی هستند و بیش از ۳۰۰ دشت دچار فرونشست شده است. دلیل این رخداد چیزی جز برداشت گسترده از سفرههای آب زیرزمینی نیست. اینها گفتههای «حمید رحمانی»، در نشست آبهای زیرزمینی است با این توضیح که وابستگی ۸۳ درصدی روستاهای ایران به آبهای زیرزمینی و وابستگی ۵۷ درصدی شهرها به این منابع آبی، موجب شده است سالانه پنج میلیارد مترمکعب بیشبرداشت آب داشته باشیم. برداشتی که توان تولید آب در آبخوانهای کشور را بهشدت کاهش داده است.
شکایت آبی عراق از ایران، قابل پیگیری نیست
عراق اعلام کرده است که شکایتی علیه ایران به دیوان بینالمللی دادگستری برده است تا موضوع حقابهٔ کردستان عراق از رودخانهٔ زاب را پیگیری کند. این موضوع درحالیاست که کارشناسان امور بینالملل میگویند این شکایت عراق قابل پیگیری نیست؛ چراکه وجاهت و شرایط لازم را ندارد. پیشتر مدیرکل دفتر رودخانههای مرزی شرکت مدیریت منابع آب ایران از عدم وجاهت این شکایت صحبت کرده بود. عراق درحالی میخواهد موضوع حقابه را از عالیترین مقام حقوقی بینالمللی و بدون رعایت الزامات پیگیری کند که خودش درحال سدسازی در بالادست رودخانهٔ اروند بدون در نظر گرفتن حقوق ایران است. همچنین ایران در مرز شرقی هنوز بر سر حقابهٔ ایران از هیرمند مناقشه دارد، اما روش مذاکره سیاسی را انتخاب کرده است. برخی کارشناسان میگویند شاید وقتش رسیده است ایران هم روش سیاسی را بهنفع استفادهٔ ابزار حقوقی کنار بگذارد تا «بازندهٔ تلاش برای نفوذ سیاسی» در منطقه نباشد.
کاهش آبهای زیرزمینی تمدن ایران را تهدید میکند
چرا به رغم اینکه درباره کاهش روزافزون منابع آب زیرزمینی در کشور اتفاق نظر وجود دارد، سیاستهای مخرب همچنان ادامه مییابند؟ این پرسش و پرسشهای مربوط به آن موضوع گفتوگوی یک ساعت و نیمه با مردی است که ۳۱ سال در مسئولیتهای مختلف بخش آب در وزارت نیرو خدمت کرده است. عبدالله فاضلی فارسانی، دانشآموخته زمینشناسی است و اکنون مسئولیت معاونت حفاظت و بهرهبرداری حوضه آبریز فلات مرکزی و شرق کشور را بر عهده دارد. فاضلی در مقام عضو هیات رئیسه کمیته تخصصی آب زیرزمینی انجمن علوم و مهندسی منابع آب ایران در گفتوگو با «پیام ما» دلایل ناکامی طرحهای حفاظت از منابع آب زیرزمینی را مرور کرد. او به صراحت هشدار داد که «سرزمین ایران در خطر است.» فاضلی فارسانی به سیاستگذاران توصیه کرد که نباید اجازه دهیم با کاهش منابع آبی و ذخایر آب، کشور وارد بحران گستردهتر شود. از «سعید سلیمانیها»، پژوهشگر حوزه آب که هماهنگی انجام این گفتوگو را در «اندیشکده تدبیر آب ایران» فراهم کرد، سپاسگزاریم.
تهدید شیرابهٔ زباله برای آب هراز
ضربالاجل تعیین شده است تا در همین هفتهای که در آن قرار داریم تصمیمی برای زبالههایی که به لندفیل «عمارت» یا همان «سایت زبالهٔ آمل» برده میشده، گرفته شود. ضربالاجل را علی سلاجقه، رییس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده و دلیل آن را هم صحبتهای وزارت نیرو دربارهٔ آبگیری «سد هراز» دانسته است. سد تنهبهتنه سایت زباله ساخته شده است و در سالهای گذشته هم هرچه دربارهٔ جانمایی اشتباه آن گفته شده، اثری نداشته و حالا صحبت از آبگیری آن، دمل چرکین عمارت را هم یکبار دیگر باز کرده است. با اینحال عطااله کاویان، مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران، به «پیامما» میگوید تلاشهای آنها باعث شده است امسال سازمان برنامهوبودجه پولی به وزارت نیرو برای آبگیری پرداخت نکند و وزارت نیرو و آب منطقهای باید دو سال قبل از آبگیری سد، فکری برای ساماندهی این وضعیت بکنند و زبالهٔ جدیدی به عمارت آورده نشود. هنوز مشخص نیست برای مدیریت زبالههای آمل که قرار است از هفتهٔ آینده جایی در «عمارت» نداشته باشند، چه راهکاری مورد قبول قرار میگیرد؛ اما آنچه پیداست، کلاف سردرگم پسماند و سوءمدیریت آن در دهههای اخیر است که حالا با آبگیری سد هراز ابعاد متفاوتتری به خود گرفته است.
«کاسپین» یا «خزر»
خاک ایرانشهر را از شمال، بزرگترین پهنهٔ آبی زمین در خشکیها، «دریاچهٔ فیروزهفام کاسپیان» و از جنوب، «خلیج همیشه پارس» در برگرفته است. از نیلگون خلیج همیشه پارس و دریای مَکُران» بسیار گفته و شنیده شده. شوربختانه که دربارهٔ «کاسپیان»، این بنیانِ استوار فروریزش باران و رویش جنگلهای سرزمین هیرکان، کمتر گفته و نوشتهایم. هر دوی این پهنههای آبی درگیر چالشهای سیاسی، اقتصادی، مرزبندی و همچنین چالشهای فرهنگی و هویتی هستند و از این نگاه همدرد و همداستان. اگرچه خلیج فارس، همیشهٔ تاریخ در برابر دستدرازیهای بیگانگان و آزمندیهای مرزی و فرهنگی و هویتی بیگانگان از پشتیبانی درخور و شایستهٔ همهٔ مردم این سرزمین برخوردار بوده است، ولی شوربختا که دریای شمالی ایران با چراییهای ناشناخته، در برابر زباندرازیها و دستدرازیهای مرزی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و هویتی رواشده به آن، همچنان بیپشتوانه و تنهاست. از فروکاست سهم کشورمان از اندوختههای انرژی بستر دریاچه از سوی دیگران تا سزاوار نپنداشتن نام ایرانی کاسپیان از سوی خودمان و پافشاری بیبنیان بر کاربرد نام اَنیرانی «خزر» بر این نیلگون پهنهٔ آبی، همگی بیانگر تنهایی این بزرگترین دریاچهٔ زمین است.
حال ناخوش خزر
خزر گوهری بود و هست که اگر قدرش را بدانیم، سرمایهٔ بزرگی برای کشور محسوب میشود
