بایگانی مطالب برچسب: وزارت نیرو
«کوهرنگ» دیگر نمیجوشد
|پیام ما| کوهرنگ را پرآبترین چشمه ایران میخوانند و در آوازهای بختیاری از زلالیاش میگویند. اما اکنون دبی این چشمه چنان کم شده که دیگر سرریزی ندارد. درواقع، تمام آبی که از این چشمه خارج میشود، به خط انتقال میرود تا آب شرب چند شهرستان را تأمین کند. با وجود تداوم خشکسالی و کاهش بارش در استان چهارمحالوبختیاری، این وضعیت قابل پیشبینی بود، اما با تشدید این روند، دور نیست که چشمه کوهرنگ برای نخستینبار در دهههای اخیر از جریان بیفتد و بهطور کامل خشک شود.
با این دستفرمان خوانسار خشک میشود
این روزها بازار روایت نابودی محیطزیست و مصادیق تخریب از گوشهوکنار سرزمین مادری داغ است؛ خشکی تالابها، رودخانهها، مراتع، سدها و کاهش ارتفاع و پهنای عرصههای جنگلی، جولان ریزگرد، فرونشست و ترکها و فروچالههای وحشتآور. این داغ و روایت سرخ کی تمام میشود؟ حد و مرز آبادانی و تخریب کجاست؟ علت ترویج این دامنه از تخریب چیست و توسط چه نهادهایی جریان دارد؟ راهحلها چگونه و چه زمانی به کار گرفته خواهد شد؟ همه شدهاند منتقد و چشمشان خیره در دستان منجیانی که خود مسبب این چالشها هستند. بیان حقیقی و نقادانه اشکالات و برجسته کردن نقاط ضعف و قوت نهادی و فرایندهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، محیطزیستی تنها نیمی از مسیر حل مسئله است و نیم دیگر بیان راهحلهایی که عزمی ملموس برای کاربست میدانی آنها دیده نمیشود.
تمدنی که زیر آب مدفون شد
|پیام ما| توسعه بیضابطه بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و محیطزیستی، سالهاست که میراث ارزشمند تاریخی ایران را در معرض نابودی قرار داده است. در رأس این طرحها، سدسازی بهعنوان یکی از پرهزینهترین اشکال مداخله در طبیعت، همواره با تخریب گسترده محوطههای باستانی، جابهجایی آثار تاریخی و بیتوجهی به الزامات قانونی همراه بوده است. در نشستی با حضور کارشناسان حوزه میراث و باستانشناسی، ابعاد این بحران و راهکارهای مواجهه با آن مورد واکاوی قرار گرفت. این نشست نگاهی انتقادی به سیاستهای توسعه و چالشهای قانونی، نهادی و فرهنگی در زمینه حفاظت از میراث تاریخی در برابر طرحهای عمرانی داشت.
رشد چشمگیر تولید برق از نیروگاههای تجدیدپذیر کشور
بررسیهای رسمی وزارت نیرو نشان میدهد روند توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر در کشور نهتنها متوقف نشده، بلکه با شتابی بیسابقه ادامه دارد و ظرفیت تولید برق از منابع پاک در سال جاری بیش از دو برابر شده است.
بستر «رودخانه حفاظتشده چالوس» را اجاره دادند!
مناقشههای پیدرپی در سیاهترین روزهای منابع آبی و رودخانههای خشک و سدهای خالی ایران؛ بعد از سدسازیها، حالا اجاره بستر رودخانهها به بخش خصوصی و با هدف گردشگری، نیمجان مانده رودخانههای ایران را هدف قرار داده. بهنظر میرسد وزارت نیرو از آنهمه سدسازی غیراصولی و بیضابطه که منجر به نابودی تالابها و رودها و بروز ریزگرد حتی در شمال کشور شده، درس نگرفته و اندک تغییری در رویکرد توسعه از جنس ناپایدار خود نداده است. حالا بدون رعایت اصول قانونی و با وجود اعلام مخالفت صریح از سوی منابعطبیعی مازندران-نوشهر و بدون استعلام از محیطزیست مازندران، دست به اقدام دیگری زده است که میتواند اندک نای رودخانه نیمهجان چالوس را بگیرد و آن را برای همیشه از نقشه ایران پاک کند؛ مانند بلایی که این وزارتخانه همراه با وزارت جهادکشاورزی و راهوشهرسازی وقت، بر سر دریاچه ارومیه آورد. شگفتآورتر اینکه این رودخانه حفاظتشده و در محدوده مناطق چهارگانه حفاظتی سازمان حفاظت محیطزیست قرار دارد.
درآمدزایی به قیمت آلودگی هوا
کشور در تابستانها با قطعیهای گسترده برق و زمستانها با بحران شدید کمبود گاز مواجه است. وضعیت ناترازیهای این دو بخش بهشکلی است که دولت برای تأمین برق زمستانه ناچار است در کمبود گاز و سوخت مایع از مازوت، یکی از آلایندههای معروف هوای ایران، استفاده کند. حالا این سؤال اساسی مطرح میشود که چرا دولت همچنان بهدنبال صادرات برق است؟ درحالیکه اخبار این روزها از از سرگیری صادرات برق به افغانستان و پاکستان حکایت دارند، آیا در شرایط بحرانی انرژی، این تصمیم واقعاً بهنفع مردم و صنایع داخلی است؟ یا اینکه این سیاست، بیشتر بهدنبال منافع اقتصادی کوتاهمدت است و منافع بلندمدت داخلی را قربانی میکند؟ بخش خصوصی صنعت برق معتقد است در این شرایط، اولویت باید تأمین نیازهای داخلی باشد و برنامههایی مانند تبدیل ایران به «هاب انرژی منطقه» باید به تعویق بیفتند؛ بهویژه زمانی که تأمین برق بیشتر برای صادرات، بهمعنی مصرف بیشتر مازوت و سوخت مایع در نیروگاههاست.
برنامههای ناکافی برای نجات «اصفهان»
برنامه هفتم توسعه، دولت را مکلف به استفاده از پساب برای تأمین آب مورد نیاز آبیاری فضای سبز و صنایع کرده است. حالا شهرداری اصفهان از طرحی رونمایی کرده که به «رینگ پساب» موسوم است و طبق گفته شهرداری، میتواند تمام آب مورد نیاز فضای سبز اصفهان را از طریق تصفیهخانهها فراهم کند. شهرداری اصفهان مدعی است مزایای طرحی که حداقل پنج سال احداث و تکمیل آن به درازا خواهد کشید، بیشتر از این حرفهاست و رینگ پساب آبخوانها را هم تغذیه میکند. کارشناسان اما میگویند اقدام شهرداری برای نجات درختان نصف جهان عالی است، اما راهحل نجات کلانشهر اصفهان و زایندهرود نیست و تمرکز بر آن بهعنوان راهحل اصلی، مسئله را به حاشیه میبرد: «طرحهای پساب و انتقال آب در کنار هم نمیتوانند نیمی از اضافهبرداشت از حوضه آبریز زایندهرود را هم جبران کنند. همهچیز کاهش برداشت و احیای زایندهرود و زندهکردن طبیعی آبخوانهاست. این موضوعی است که نباید به حاشیه برود.»
وقتی طالبان میراب منطقه میشود!
از بیآبی هامون تا بیتوجهی مسئولان
