بایگانی مطالب برچسب: مدیریت بحران
دست وپاهای کوچک بدون صاحب
میپرسد: «بچهها هم مردن؟» این سؤال خواهرزاده کوچک ششساله من است. دوست ندارم فکر کنم مادرش و مادران دیگر جواب کودکانشان را چطور میدهند. من به صحبتهایی فکر میکنم که ساعاتی قبل در بیمارستانها شنیدهام: «کودکی ۱۴ساله در بیمارستان شهید شد»، «پرنیان عباسی و برادر کوچک و خانوادهاش در همین بیمارستان شهید شدند»، «سردخانهها دستوپاهایی کوچک و بدون صاحب دارند»، «هنوز پیکر ۱۰ کودک-شهید زیر آوار مانده است»، «هر دو کودکش را از دست داده است. فرزند بزرگتر فقط هشت سال داشت.» اینها گواه جنایت متجاوز صهیونیست در این کشور است. گواهی از جنایتی که دیگر نمیشود ندید. جنایتی که تمام نمیشود و ادامه دارد. اسنادی که زیر آوارها و اتاقهای سفید بیمارستانهای تهران مانده است.
اعلام هشدار رسمی ایران به یونسکو
اصفهان، این نگین درخشان در جغرافیای فرهنگی ایران و جهان، بار دیگر در معرض تهدیداتی قرار گرفته که نهتنها امنیت شهروندان بلکه موجودیت میراث جهانی آن را هدف گرفته است. شهری که در تاریخ معاصر نیز طعم تلخ جنگ و تهدید را چشیده است؛ از جمله در دوران جنگ تحمیلی که مسجد جامع تاریخی آن در حملات هوایی رژیم بعث عراق آسیب دید. اکنون و در بحبوحه تنشهای منطقهای و تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی، مسئلهای فراتر از سیاست در مرکز توجه قرار گرفته است؛ حفاظت از هویت تاریخی و تمدنی یک ملت. «امیر کرمزاده»، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان اصفهان، پیشتر در گفتوگوهایی با رسانهها هشدار داده بود که هرگونه آسیب به آثار تاریخی، بهویژه آثار ثبتشده در فهرست جهانی یونسکو، نهتنها یک خسارت مادی یا فرهنگی، بلکه طبق کنوانسیونهای بینالمللی جنایت جنگی محسوب میشود. او تأکید کرده بود حتی موج انفجار و آلودگی صوتی ناشی از آن میتواند به سازههای چندصدساله، آسیبهای جبرانناپذیری وارد کند؛ تجربهای که در جنگهای مدرن، متأسفانه بارها و بارها شاهد آن بودهایم. درحالیکه نهادهای بینالمللی مانند یونسکو، ایکوم و ایکوموس، همچنان در برابر تهدیدات مستقیم یا غیرمستقیم به این آثار سکوت کردهاند، ادارهکل میراثفرهنگی اصفهان وارد فاز عملیاتی و حفاظتی اضطراری شده است. انتقال اشیای موزهای به مخازن طبقهبندیشده و فوقامنیتی، پلمب موزهها، استقرار نیروهای امنیتی و فعالسازی نقشه جامع حفاظت اضطراری از بناهای جهانی، همه، نشان از آن دارد که رویکردی کاملاً پیشگیرانه و سنجیده در جریان است. در گفتوگوی اختصاصی با «امیر کرمزاده» او با صراحت، شفافیت و جزئیاتی که تاکنون در هیچ رسانهای منتشر نشده، از مکاتبات رسمی با یونسکو، هشدارهای حقوقی، طراحی نقشه واکنش سریع، تدوین سناریوهای چندلایه حفاظتی و هماهنگی با نیروهای نظامی و انتظامی سخن گفت. گفتوگویی که تنها روایت وضعیت نیست بلکه سندی رسانهای برای ثبت دقیق آن چیزی است که امروز بر میراث جهانی اصفهان میگذرد.
چگونه پناهگاه بسازیم؟
|پیامما| وقت مراقبت شدید از خودمان و نزدیکانمان رسیده است. کشور در شرایط ناآرامی است و همه ما شهروندان روزها و شبهای سختی را تجربه میکنیم. فشار اخبار بد از یکسو، کشته شدن و زخمی شدن هموطنان از سوی دیگر همراه با اضطراب ناشی از حملات هوایی، لحظههای سنگین و سختی به بار آورده است. لحظههایی که باید از پس گذران آن بر آییم و دست آخر بهسلامت آنها را طی کنیم. اینروزها توجه به نکات ایمنی سلامت جسم و روان بسیار اهمیت دارد. مراقبت از خود بهمعنای برداشتن بار از روی دوش نیروهای امدادی و کمکردن فشار روانی جامعه است؛ اگرچه گاهی ممکن است شرایط اصلاً در اختیار ما نبوده باشد. سازمان امدادونجات و جمعیت هلالاحمر کشور، همچنین کمیته مداخله در بحران انجمن روانشناسی برای ایمنی جسم و روان در شرایط جنگ دستورالعملهای سادهای ارائه دادهاند. همچنین، صبح دیروز سخنگوی دولت اعلام کرد زینپس ورودیها و خروجیهای مترو در پایتخت بهصورت ۲۴ساعته باز است تا ایستگاههای قطار شهری بهعنوان مکان امن از سوی شهروندان مورد استفاده قرار گیرد.
فاجعه نفتی «مارون» پاکسازی ناتمام، خسارت نامعلوم
بیش از یک هفته از شکسته شدن یکی از لولههای نفت و آلودگی رودخانه مارون در شرق خوزستان میگذرد، اما نه پاکسازی این رودخانه از لکههای نفتی تمام شده و نه مشخص است چه میزان خسارت پس از ورود این حجم آلاینده به مارون وارد شده. حالا ۲۹ انجمن محیطزیستی خوزستان با صدور بیانیهای به خسارتهای مرتبط با این آلودگی نفتی اشاره کرده و آوردهاند: ««این آلودگی، رودخانه و بیشهزار ارزشمندی را که با گونههای متنوع گیاهی و جانوری شریان حیاتی طبیعت و زندگی مردم است، دستخوش آسیب جدی کرده و تهدید جدی برای کشاورزی و سلامت عمومی است.»
زاگرس بمیرد ایران از دست میرود
سوختند تا زاگرس نسوزد
«مامان هیچی نیست»؛ البرز نیمخیز روی برانکارد نشسته بود، در آمبولانس را که جلوی بیمارستان گچساران باز کردند، رو به مادرش این جمله را گفت. بعد صورت سیاهشده از دود و سوختگیاش را به سمت خواهر چرخاند: «مامان را آرام کن، من مشکلی ندارم.» انگار آب سردی روی صدیقه ریختند، جانش آتش گرفت؛ مثل تن و بدن و ریه البرز که برای نجات زاگرس و بلوطهایش سوخته بودند. صدیقه نمیدانست چه بر سر ریه برادرش آمده، باید زمان میگذشت. چه آن روز در بیمارستان گچساران که شش ساعت بیهوده نگهشان داشتند و چه روزهایی که در بیمارستان یاسوج بود. یکییکی مسئولان آمدند، عکس گرفتند و رفتند تا اینکه یک روز پرستاری او را به گوشهای کشید و گفت اگر میخواهی برادرت زنده بماند، بفرستش اصفهان. صدیقه همه این روزها امیدوار بود زخمهای برادرش بهزودی خوب شوند و به خانه برگردند، در اصفهان فهمید که حضور هشتروزه البرز در عملیات اطفای حریق ریهاش را پر از دود بلوطهای آتشگرفته کرده است. البرز عصر جمعه ۳۰ خرداد تمام کرد؛ هر چند راه او ادامه یافت، همچنان که نامش! «مردم از شمال و جنوب با ما همدردی کردند، حتی بعضی از آنها که با من تماس گرفتند نمیتوانستند فارسی صحبت کنند. همه گفتند البرز را دوست داشتند. یکی بهنام البرز در منطقهای دورافتاده در چهارمحالوبختیاری مدرسه ساخت، یکی جهیزیه عروس و داماد را به یاد البرز تهیه کرد. قلههای زیادی را با خاطره او فتح کردند. اگر مردم نبودند، نمیدانم وضع ما چه میشد. افسوس میخورم که مدیران منابعطبیعی و محیطزیست قدر طبیعت را نمیدانند.» آتشسوزی در کوهستان زاگرس در سالهای اخیر جان ۲۱ نفر را گرفته، از این تعداد ۱۹ نفرشان داوطلبانه برای اطفای حریق رفته بودند. آنها پدر و پسر کسانی بودند که زندگیشان پس از سوختن این عزیزان، در آتش افتاده است.
دانشآموزان با تهدید سوار ارابه مرگ شدند
|پیام ما| کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی در گزارش تازهای به بررسی دو فاجعه واژگونی اتوبوس حامل دانشآموزان در شهداد کرمان و زوار مشهد در محور راور پرداخت. این گزارش که در صحن علنی مجلس قرائت شد، از ناوگان فرسوده اتوبوسرانی، قصور گسترده نهادهای نظارتی و فقدان اراده سیاسی برای حل بحران ایمنی حملونقل جادهای پرده برداشت.
مدیریت بحران یا بحران مدیریت؟
|پیامما| ایران از جمله کشورهایی است که سوانح طبیعی بسیاری در آن رخ میدهد. ضعف در نظام مدیریتی بسیاری بخشها نیز سالانه بر تعداد حوداث و بحرانهای کشور اضافه میکند. با این حال، بهنظر میرسد مدیریت بحران در ایران، هم در بخش اجرای پس از وقوع و هم پیشگیری، چندان موفق عمل نمیکند. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی عنوان کرده است که یکی از آسیبهای نظام مدیریت بحران کشور وجود اسناد بالادستی متعدد است که اتفاقاً در جریان تدوین این اسناد، ردپای نظری بسیار کمرنگ و درعوض، تعجیل عملی بسیار پررنگ است. این گزارش همچنین میگوید در مقام اجرا، سیاستهای وضعشده و متجلی در اسناد، بهدلایل مختلف بهخوبی اجرا نمیشوند. مرکز پژوهشهای مجلس برخی از اسناد تدوینشده در نظام مدیریت بحران کشور مانند «سند راهبرد ملی مدیریت بحران»، «برنامه ملی کاهش خطر حوادث و بحران»، «برنامه ملی آمادگی و پاسخ»، «برنامه ملی بازسازی و بازتوانی» را چندان کارا نمیداند؛ زیرا این اسناد بیشتر ماهیت برنامهای دارند و از جایگاه بالایی بهلحاظ تقنینی برخوردار نیستند. یکی دیگر از هشدارهای این مرکز در حوزه مقررات و قوانین مربوطه، اجتناب از قوانین غیرضروری است که با کلیت نظام مدیریت بحران در تعارض هستند. همچنین، طبق این گزارش اگر جدایی دو بخش «پیشگیری و آمادگی» از «پاسخ و بازتوانی » انجام شود، توان پیگیری و پیشبینی حوادث و همچنین، توان اجرایی و عملیاتی نظام مدیریت بحران کشور را بالا میبرد و این امکان را فراهم میکند که سازمانها بهصورت تخصصی در حوزه کاری خود فعالیت کنند.
«هُماگ» تنها میسوزد
«در این ۵۰ سال آنقدر حواسمان در حفاظت به گونههای بزرگجثه بود که هم سایر گونهها فراموش شدند و هم زیستگاههایشان؛ نمونهاش هماگ!» این را «باربد صفایی مهرو»، دانشآموخته زیستگاهها و تنوعزیستی، میگوید. پنجشنبه اول خرداد آتش به جان منطقه حفاظتشده «هماگ» افتاد، از آن روز تاکنون کمتر کسی اخبار و تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی به اشتراک گذاشته یا خبرهای آن را دنبال کرده است. چند نفر در جمع محیطزیستیها میدانند «هماگ» کجاست؟ و چه گونههایی دارد؟ درحالیکه بهگفته این خزندهشناس «بیراه نیست اگر بگویم هماگ از نظر ارزش حفاظتی حتی برتر از مناطقی مانند پارکهای ملی ارسباران و گلستان است».
زندگی در «اقتصاد بقا»
هر از چندگاهی در کشور ما حوادثی رخ میدهد که در عمق خود بحرانها و ضعفهای ساختاری ریشهداری را آشکار میسازند. پرسش کلیدی همواره این است که آیا از این بحرانها درس آموخته و عبرتگیری لازم صورت میگیرد؟ حادثه تلخ و تکاندهنده خفه شدن متوالی هفت نفر در یک چاه در شهر کونانی از توابع شهرستان کوهدشت، یکی از این وقایع بود که شوکی بزرگ به جامعه وارد کرد و سؤالات جدیای را در سطوح مختلف مطرح ساخت. جدا از ابعاد انسانی و داغی که بر دل خانوادههای داغدار نشست، این فاجعه پرسشی محوری را پیش میکشد: چرا زندگی در چنین مناطقی، و تلاش روزمره برای معاش یا حتی اقدام فداکارانه و تحسین برانگیز این افراد برای نجات جان همسایه، باید به قربانی کردن جان خود و چنین فرجام تراژیکی منجر شود؟ چرا در این جوامع، زندگی روزمره با چنین سطح بالایی از ریسک همراه است؟
آتش بیمهری به جان بازارهای تاریخی
بازارهای تاریخی ایران، از مهمترین و ماندگارترین ساختارهای شهری در بافت کهن شهرهای ایرانی بهشمار میآیند. این بازارها که در دورههای مختلف تاریخی شکل گرفتهاند، علاوه بر نقش اقتصادی، همواره کارکردهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و حتی سیاسی نیز داشتهاند. معماری منسجم و هماهنگ این فضاها، با الهام از اصول معماری اسلامی و ایرانی، جلوهای شاخص از زیباییشناسی، کارکردگرایی و سازگاری با اقلیم ارائه داده است. بازار بزرگ تبریز، بازار وکیل شیراز، بازار اصفهان و بازار تهران از جمله نمونههای برجستهای هستند که همچنان حیات اقتصادی و فرهنگی خود را حفظ کردهاند. در سالهای اخیر، بازارهای تاریخی ایران با چالشهای جدی مواجه شدهاند که حیات این میراث گرانبها را تهدید میکند.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
