بایگانی مطالب : گزارش روز
جهان ساکت ماند
پیام ما: صبح روز شنبه ۱۵ فروردین سایت نیروگاه اتمی بوشهر بمباران و یک عضو تیم حفاظت فیزیکی آن کشته شد، بهعلاوه یک ساختمان کمکی هم آسیب دید. این چهارمین حمله به این نیروگاه است. نیروگاهی که هر گونه صدمه به آن میتواند حیات را در یک محدوده گسترده دچار اختلال کند و فاجعهای بزرگ را رقم بزند.
بیماران خاص زیر آتش تخریب زیرساختهای درمان
پیامما - از آغاز جنگ تا ظهر ۱۵ فروردین به ۲۵ واحد تولیدی، توزیعی و داروسازی حمله نظامی شده است. صددرصد انستیتو پاستور در حمله نظامی ۱۳ فروردین، تحتالشعاع قرار گرفته است. در دل این تخریب، نامهایی از بین رفتهاند که برای جامعه علمی معنا دارند از جمله آزمایشگاههای مرجع، بخشهای بیوتکنولوژی، بانکهای سلولی و واحدهای تحقیقاتی که سالها داده، تجربه و زیرساخت را در خود انباشته بودند. حسینعلی شهریاری، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس در همین ارتباط اعلام کرد که تخریب به حدی است که باید ۱۰۰درصد انستیتو پاستور بازسازی شود. آمار شهدای سلامت ۲۴ نفر است؛ اما در پی هدف قراردادن قطبهای داروسازی ایران، هزاران بیمار صعبالعلاج در مرز بین مرگ و زندگی قرار دارند. آخرین حمله نظامی مربوط به پژوهشکده لیزر و پلاسما در ۱۴ فروردین بود. ساختمان و آزمایشگاهی که در دانشگاه بهشتی بمباران شد، یکی از مهمترین آزمایشگاههای فوتونیک ایران نیز بهشمار میرفت. چند سال اخیر داشتند روی روشهای جدید تصویربرداری از مغز با روشهای اپتیکی و فوتونیکی کار میکردند. طبق اعلام میعادفر رئیس سازمان اورژانس کشور، در دوران جنگ تحمیلی، ۳۶۰ مورد آسیب به زیرساختهای حوزه سلامت و ۴۶ دستگاه آمبولانس ثبت شده است. تبعات حمله نظامی به انستیتو پاستور و واحدهای تولیدی، توزیعی و داروسازی اما در اعداد و ارقام نمیگنجد. فاجعه انستیتو پاستور ایران را باید در قاب یک حمله به یک مرکز صدساله علمی و بهداشتی دید. روایت رسمی از آن چه رخداده، تصویری از یک تخریب گسترده را ترسیم میکند. به گفته حسین کرمانپور، سخنگوی وزارت بهداشت، حمله به این مرکز «تجاوز به ستون صدساله بهداشت جهانی» بوده؛ تعبیری که نشان میدهد ابعاد ماجرا فراتر از یک خسارت موضعی است. آن چه هدف قرار گرفت، مجموعهای از آزمایشگاهها، بانکهای زیستی و بخشهای تحقیقاتی بود که هرکدام بخشی از زنجیره کنترل بیماری در ایران و حتی منطقه را تشکیل میدادند.
از رنگ گل تا رنج خار
بحران، خواه جنگ، نسلکشی، مهاجرت اجباری، سرکوب سیاسی یا همهگیری، وضعیتی است که نظم نمادین، ثبات معنایی و انسجام روانی فرد و جامعه را مختل میکند. بحران نهتنها ساختارهای سیاسی و اقتصادی، بلکه روایتهای بنیادینی را که انسانها از خود و جهان دارند، متزلزل میسازد. در چنین شرایطی، هنر و ادبیات صرفاً تولیدات فرهنگی نیستند؛ بلکه به عرصهای برای بازسازی معنا، ثبت تجربه، مقاومت و التیام روانی تبدیل میشوند. از سوی دیگر، بحران در شرایط سرکوب، فقط بهمعنی تخریب فیزیکی نیست؛ بلکه حذف حافظه و روایت است و هنر میتواند حافظه را حفظ و در برابر انکار، مقاومت کند و آن را به نسلهای بعد انتقال دهد. بنابراین، در شرایط جنگ و سرکوب، هنر نمیتواند بیطرف بماند و سکوت هنرمند، بیمعنا به نظر میرسد. ازاینروست که «ساموئل بکت» پس از جنگ جهانی دوم نمایشنامه «در انتظار گودو» را مینویسد و ساختار روایی کلاسیک را فرو میریزد و بیمعنایی جهانِ پس از فاجعه را به بیساختاری در فرم تبدیل میکند. «پیام ما» در گفتوگو با «آزاده سهرابی»، دکترای روانشناسی، به بررسی جایگاه هنر در روزگار بحران و تأثیر آن بر روح و روان آدمها، چه خالقان هنر، چه مخاطبان آن پرداخته و اینکه در روزگار بحرانی، کارکرد هنر چیست؟ یک ضرورت است یا یک تجمل؟
اگر جنگ تمام شود
گفتن و نوشتن از نوروز در سالی که لباس عزای جنگ دوازدهروزه و وقایع تلخ دیماه را از تن درنیاوردهایم و ناگهان عزای جنگی جدید را بر تنمان کردهاند، سخن به گزاف گفتن است. نوروزی که اگرچه زمین و آسمان برایش نو میشوند و درختان در زیر بمباران، شکوفه میدهند از آنطرف مصیبتی که بر ما میرود هم نو میشود. اما آدمی است و امید. آدمی است و میل به زیستن. حالا در آستانه نوروزی تاریخی از جمعی از مردم این سؤال را پرسیدیم که اگر جنگ تمام شود، نخستین کاری که انجام میدهید، چیست؟ چراکه امید به پساجنگ، خود نوید زیستن و آینده را میدهد.
انفجار در پایتخت تاریخ و تمدن ایران
در روز شانزدهم جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، استان همدان مورد حمله واقع شد. بهگفته معاون سیاسی و امنیتی استانداری همدان، در روز یکشنبه، ۲۴ اسفندماه، یک مرکز نظامی و دو مرکز آموزشی در شهر همدان، یک مرکز دانشگاهی در اسدآباد و یک مرکز نظامی در رزن هدف اصابت جنگندههای دشمن قرار گرفتند. حملهای که تاکنون ۹ کشته و شهید بهجا گذاشته است. اگرچه هنوز مشخص نیست چه تعداد از این ۹ نفر نظامی و غیرنظامی بودهاند؛ اما بهگفته یکی از مخاطبان «پیام ما» که صبح دوشنبه در گورستان باغ بهشت همدان حضور داشت، تعداد کشتهشدهها بیش از ۹ نفر است. پایتخت تابستانی مادها، همدان در غرب ایران واقع است. این استان با داشتن یک اثر ثبت جهانی یونسکو محوطه باستانی هگمتانه، دو کاروانسرای ثبت جهانی تاج آباد و فرسفج و پرشمار بنای ثبت ملی منجمله آرامگاه باباطاهر و آرامگاه بوعلی و نزدیکی به مرزهای غربی ایران از شهرهایی با تمدن چندهزارساله و باقیمانده دوره سکاهاست که آخرین یکشنبه سال برای چندمین بار مورد حمله قرار گرفت.
شمعدانیهای جنگزده مادر
۱۲ اسفندماه پاوه، شمالیترین و خوشآبوهواترین شهر استان کرمانشاه، روزهای پایانی زمستان سرد و برفی را میگذارند. آفتاب سر ظهر هنوز قدرت بهاری پیدا نکرده، اما درخشندگی عجیبی را در آسمان پاک و آبی بر برفهای کوهستان ستبر «شاهو» و کوه «آتشگاه» که همچون مادر و پدری مهربان شهر را در دامن خود گرفتهاند، میتاباند.
خارک هزاران سال در قلمروی ایران
|پیام ما| نام «خارک» این روزها همراه با نگرانی در مکالمات روزمره مردم و همراه با تهدید در میان سخنان مردان سیاست تکرار میشود. این جزیره اما فارغ از نقشی که حالا در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران پیدا کرده، پیشینهای تاریخی هم دارد که مرور آن شاید ما را در پی بردن به اهمیت این جزیره در تاریخ و اقتصاد ایران کمک کند. جزیرهای که این روزها همراه با تنگه هرمز بیش از هر نام دیگری در اخبار ایران و جهان تکرار میشود.
سال خاموشی
در سال ۱۴۰۴ اتفاقات بزرگ و تلخی افتاد که در همه آنها اینترنت را به روی مردم بستند؛ جنگ دوازدهروزه در تابستان، اعتراضات خونبار زمستان و جنگی که اکنون برپاست. کمتر از دو ساعت پس از اولین بمباران در روز شنبه، ۹ اسفند، اینترنت قطع شده و اگر بنا را بر ادامه این وضع تا آخرین روز اسفند بگذاریم، در سال سخت ۱۴۰۴ مردم ایران بیش از دو ماه خاموشی دیجیتال را از سر گذراندهاند؛ وضعیتی که در اظهارات رسمی «محدودیت اینترنت» نامیده میشود، اما چیزی جز «خاموشی مطلق» نیست. در این گزارش آنچه بر همه ما گذشت را مرور میکنیم.
تابآوری برای زندگی
|پیام ما| مردم نه شروعکننده جنگاند و نه قدرت پایان دادن به آن را دارند. در این شرایط تنها چیزی که کمی میتواند روان ما مردم را آرام کند، احساس کنترل هرچند اندک بر زندگیمان است. اینکه با کارهای کوچک مانند تعیین نقطه امن خانه، تنظیم خواب و یا برگشتن به کار و فعالیت، به چنین کنترلی دست یابیم. اینها را «امیرحسین جلالی ندوشن» روانپزشک به «پیام ما» میگوید؛ آنهم در شرایطی که بیش از دو هفته از قطعی اینترنت میگذرد و هیچ راه ارتباطیای با جهان نداریم و حالا مدام از خود زخم خوردهمان میپرسیم آیا کسی در جهان میداند ما زیر بمباران چه میکشیم و چطور صدایمان از دست رفته است؟
قرار بود به خانه برگردند
صبح شنبه، نهم اسفند، تا زمانی که تلفن «سجاد میرانی» زنگ نخورده بود، یک روز عادی بود؛ یک روز کاری معمولی در میناب که قرار نبود او پیکرهایی بسیار کوچک را از زیر آوارهای مدرسه «شجره طیبه» بیرون بکشد، برایشان تابوت بسازد و بعد به خانه برگرداند.
