بایگانی مطالب : جامعه
از تکاب برای بچههای میناب
سکوت قلعه «شفیعآباد» با همهمه کودکان شکسته میشود. «گوجینوییها» دوباره پای قناتهایشان گرد هم آمدند و این بار دخترکان کویر لوت به یاد یکصد و هفتاد یاس مینابی، همدردیشان را با پهن کردن بساط نقاشی در کنار آب و قنات روستایشان به تصویر کشیدند. آنها با دستهای کوچکشان روی برگهای سفید دفترهایشان روسیاهی جنگ را رنگبهرنگ تصویر کردند.
بنبست آموزش
سیستم آموزشی کشور در طول یکسال گذشته، با طوفانی از چالشها دست و پنجه نرم کرده. مواجه با دو جنگ، آلودگی هوا و ناترازیها، سایهای سنگین بر سال تحصیلی انداخته و کلاسهای درس را به فضای مجازی کشانده است. از سوی دیگر، رویکرد سنتی آموزش که بر حفظیات و رقابت نمره تاکید دارد، فرصت شکوفایی تفکر انتقادی، پرسشگری و خلاقیت را از دانشآموزان سلب کرده است. پرونده آموزش روزنامه «پیام ما» در روز جهانی خلاقیت و نوآوری به این چالشها پرداخته است.
بخشنامه مزد ۱۴۰۵ ابلاغ شد +به همراه توضیحات
وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با ابلاغ بخشنامه مزد سال ۱۴۰۵، حداقل مزد روزانه را برای کلیه کارگران مشمول قانون کار مبلغ ۵ میلیون و ۵۴۱ هزار و ۸۵۰ ریال تعیین کرد. این بخشنامه که حاصل مصوبه شورای عالی کار است، شامل افزایش ۴۵ درصدی سایر سطوح مزدی، پایه سنوات، کمک هزینه اقلام مصرفی خانوار و حق تأهل میشود و جزئیات آن برای اجرا از ابتدای سال آینده لازمالاجراست.
مسئولیت اجتماعی در روزهای پساجنگ
| پیام ما | درحالیکه بخشی از زیرساختها و معیشت مردم در جریان جنگ آسیبدیده، شرکتهای بزرگ صنعتی و معدنی که از گزند مستقیم درگیریها مصون ماندهاند، اکنون در موقعیتی قرار دارند که میتوانند فراتر از نقش اقتصادی خود، به بازیگرانی مؤثر در بازسازی اجتماعی و تقویت تابآوری جوامع محلی بدل شوند.
قنات جهانی گوهرریز ۴ ماه پس از تخریب همچنان مدیر ندارد
بیتوجهی وزارتخانه میراثفرهنگی به میراث جهانی کرمان
تنگه اینترنت
زیستن در زمانه ناپایدار
«جامعه معاصر در بستر تنشهای پیوسته شکل میگیرد؛ بقای آن نه نتیجه گریز، که حاصل توانایی بازاندیشی مداوم در وضعیت و ساماندادن به نیروهایی است که آن را در آستانه فرسایش یا تحول نگاه میدارند.» این چشمانداز «زیگمونت باومن»، جامعهشناس لهستانی، تصویری روشن از وضعیت کنونی جامعه ما ارائه میدهد. در جهانی که سایه جنگ و بحران، چون ابری تیره، آسمان زیستن را پوشانده و تنش، همچون نبضی نامنظم، در رگهای زندگی جاری است، پرسش اساسی این است؛ چگونه میتوانیم به شکلی معنادار به زندگی ادامه دهیم؟
تأملی بر وجدان جمعی و جنایت جنگی
در دورانی که سایه جنگ، زندگی هموطنانمان را فراگرفته، انتشار اخباری مبنی بر تخریب آثار تاریخی و حفاظت از آنچه باقی مانده، پرسشهایی را برمیانگیزد. این پرسشها اغلب در تضادی دردناک میان بقای جمعی و حفظ میراثفرهنگی شکل میگیرد. در شرایطی که جان انسانها در خطر است و جامعه در سوگ عزیزان خود فرورفته، اولویتبخشی به آسیبهای یک بنای تاریخی چه جایگاهی دارد؟ چرا در بحبوحه چنین بحرانی، دغدغههای فرهنگی باید مطرح شوند؟ اظهارنظر برخی از مسئولان در این وضعیت، همچنین، اثربخشی اقدامات پیشین آنان در حوزه حفاظت از میراثفرهنگی را زیر سؤال میبرد و ما را با این پرسش مواجه میکند که آیا تا کنون از تمام آثار بهدرستی حفاظت شده است که حالا بخواهیم با نصب «سپر آبی» اقدامات نمادین انجام دهیم؟! در واقع، این پرسش فراتر از خسارات مادی است؛ ما باید بدانیم که آیا آسیب به این میراث، تنها یک تخریب فیزیکی است یا نوعی تعرض به وجدان جمعی یک ملت که میتواند در قالب یک «جرم» تعریف شود؟
انسانهایی که تاب آوردند
آیا زندگی زیباست؟
