بایگانی مطالب : اقتصاد
از دل خاک تا بوم ایران
| پیام ما | در قلب دیار کریمان، جایی که آوای فرهنگ بومی در خانههای خشتی و عطر طبیعت در کویر لوت طنینانداز است، نخستین جشنواره ملی بومگردی ایران با حضور سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی برگزار شد. این جشن، به بهانه روز ملی بومگردی، نهفقط یک گردهمایی که تلاشی است برای بهتصویرکشیدن ریشههایی که هنوز در خاک ماندهاند و شاخههایی که بهسوی آینده قد کشیدهاند. این آیین، صحنهای است برای درخشش اقامتگاههای بومگردی که با بیش از چهار هزار واحد فعال در سراسر ایران، نهفقط سقفی برای گردشگران که تپشهای زنده گردشگری پایدار و پاسدار هویت فرهنگی کشوراند.
زندگی در «اقتصاد بقا»
هر از چندگاهی در کشور ما حوادثی رخ میدهد که در عمق خود بحرانها و ضعفهای ساختاری ریشهداری را آشکار میسازند. پرسش کلیدی همواره این است که آیا از این بحرانها درس آموخته و عبرتگیری لازم صورت میگیرد؟ حادثه تلخ و تکاندهنده خفه شدن متوالی هفت نفر در یک چاه در شهر کونانی از توابع شهرستان کوهدشت، یکی از این وقایع بود که شوکی بزرگ به جامعه وارد کرد و سؤالات جدیای را در سطوح مختلف مطرح ساخت. جدا از ابعاد انسانی و داغی که بر دل خانوادههای داغدار نشست، این فاجعه پرسشی محوری را پیش میکشد: چرا زندگی در چنین مناطقی، و تلاش روزمره برای معاش یا حتی اقدام فداکارانه و تحسین برانگیز این افراد برای نجات جان همسایه، باید به قربانی کردن جان خود و چنین فرجام تراژیکی منجر شود؟ چرا در این جوامع، زندگی روزمره با چنین سطح بالایی از ریسک همراه است؟
«رفع تداخل» یا سلب مالکیت
|پیامما| شش دهه از تصویب قانون ملی جنگلها میگذرد. چه در دوران پیش از انقلاب و چه پس از آن، موضوع رفع تداخلات اراضی جامعه محلی با آنچه بهنام منابع ملی میشناسیم، همواره یکی از موضوعات مهم دولت بوده است. تداخلی که معمولاً بهدلیل محدودیتها هم به ضرر جامعه محلی تمام شده است و هم به ضرر منابع ملی. این میان، سوداگری گروهی اندک در قالب طرحهایی که بهعنوان زمینخواری مطرح میشود نیز مطرح است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی در گزارشی کارشناسی اعلام کرده است که پس از انقلاب اسلامی تصویب «قانون افزایش بهرهوری بخش کشاورزی و منابع طبیعی» و ایجاد کمیسیونهای مربوط به آن در استانها، بهعنوان اقدامی مؤثر در این زمینه بود. قانونی خوب که شیوه اجرای آن، کارایی لازم را از آن گرفته بود. بهنظر میرسد این مطالعه کمیسیونهای مربوطه فقط رفع تداخلات را میبینند نه مدیریت آن را؛ همین نبود مدیریت، زندگی جامعه محلی را خدشهدار کرده است. همچنین، این گزارش هشدار میدهد کمیسیونها نباید بهبهانه رفع تداخل در حدود مالکیت تداخل کنند.
مسئولیت اجتماعی شفافسازی میشود؟
بیش از یکدهه از ورود مفهوم مسئولیت اجتماعی بنگاهی(Corporate Social Responsibility) به عرصه مدیریت و بنگاهداری کشور میگذرد، اما هنوز این مفهوم برای ما ایرانیان روشن و شفاف نیست و عموماً با خیریه و تبلیغات اشتباه گرفته میشود. فعالیتها و طرحهایی که در ذیل این مفهوم به اجرا درمیآیند، هیچ شفافیتی ندارند؛ بنگاههای بزرگ اقتصادی، اعم از نفتی و معدنی و دیگر صنایع، از هزینهکردهای کلان خود در این حوزه میگویند و همچنان محیطزیست محل فعالیت خود، اعم از آب و خاک را آلوده میکنند و جوامع بومی در جوار این صنایع هیچ انتفاعی اقتصادی از فعالیت این بنگاهها نمیبرند. بعد از دههها نبود شفافیت و فساد و رانت، دیروز «ابوتراب طالبی» در همایش ملی «تجارب مسئولیت اجتماعی در ایران» از تلاش برای ایجاد شفافیت در حوزه مسئولیت اجتماعی بنگاهها گفت. دبیر کمیسیون فرهنگی و اجتماعی هیئت دولت قصد دارد با آییننامه، مسئولیت اجتماعی بنگاهها را نظاممند کند و بر اصل شفافیت و ارائه گزارش به مردم تأکید دارد. با اینهمه چنانچه در این همایش مطرح شد، در این مسیر با کارشکنیهای بسیاری روبهرو هستیم. آیا اینبار امید به تغییر میتواند بر رانت و فساد پیروز شود؟
تفاوت CSR و DEI در کسبوکارها
امروزه مشتریان و کارکنان بیش از پیش به ارزشها و اخلاقیات یک کسبوکار توجه دارند. شرکتها نمیتوانند بدون تلاش برای ایجاد تأثیر مثبت درون و بیرون سازمان، موفق باشند. برنامههای CSR و DEI ابزارهایی برای این کار هستند، اما هدف و دامنه آنها متفاوت است.
چرخهای صنعت گیرکرده در بیبرقی
پنج تشکل صنفی، در نامهای به رئیسجمهور خواستار بازنگری فوری محدودیت برق شدهاند. از نگاه انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران، انجمن سنگآهن ایران، انجمن نوردکاران فولادی ایران، خانه معدن و انجمن صنفی کارفرمایان صنعت سیمان کشور محدودیت ۹۰ درصدی برق فرقی با اعلام تعطیلی ندارد. وزیر صمت تأکید کرده است این تصمیم که بدون حضور نماینده این وزارتخانه اتخاذ شده، در تضاد کامل با تفاهمنامه اخیر با وزیر نیرو است و وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در گفتوگو با «پیامما» میگوید، در شرایط ناترازی شدید، بهترین راه برای کنترل اوضاع این است که بهاندازه سال گذشته، برق در اختیار هر استان قرار گیرد.
نانواها «نان» میخواهند
مشکلات معیشتی واحدهای نانوایی در سراسر کشور به میزانی رسیده که بسیاری از این واحدها را به تعطیلی کشانده است. قیمت نان در برخی استانها طی یک سال و در برخی استانها طی سه سال ثابت مانده است. قطع مکرر برق بر زیان این واحدها افزوده است. واحدهایی که برای جبرانِ نبودِ برق از موتورهای بنزینی تولید برق استفاده میکنند نیز میگویند حالا هزینه بنزین به مخارجشان اضافه شده و ایمنی نانواییها با این «بمبهای متحرک» در خطر است. نانواییهای فعال عنوان میکنند که چارهای جز «اداره خانوادگی نانوایی» ندارند و دیگر امکان استفاده از «کارگر متخصص» وجود ندارد. دولت وعدههایی برای اعلام نرخ جدید داده، اما صاحبان این کسبوکارها که از یکسو، معیشتشان را میبینند و از سوی دیگر نانی که باید به دست مردم بدهند، چندان به تصمیمات دولت امیدوار نیستند.
«رمون» در تنهایی سوخت
«رَمون» در آتش سوخت و روایت مردم محلی میگوید ۷۰ درصد یک روستا خاکستر شد. آتشی که گویا بهدلیل عبور غیراستاندارد کابلهای برق فشار قوی از اراضی باغی و بیتوجهی شرکت توزیع برق به هشدارهای مردم اتفاق افتاده است. بیش از یک سال از اعتراض و زنهارهای مردم که جرقههای اتصال شبکه را در میان درختان میدیدند و برقگرفتگی یک باغدار میگذرد، اما هیچ اقدامی انجام نشده است. حالا باغها سوخته، دامها سوخته، خانهها سوخته و اهالی در نبود توزیع اقلام مورد نیاز امدادی، «حاشیهخوابِ جاده» شدهاند. تنها چشمه تأمینکننده آب روستاها هم سوخته است و اهالی میگویند: «حالا از آب رودخانه مینوشیم.» آبی که نهتنها بهداشتی نیست بلکه میتواند منشأ بسیاری از بیماریها باشد: «حتی چشمه سوخته است.» رمون به محرومیت عادت دارد. در این منطقه نه مدرسهای وجود دارد، نه خانه بهداشتی و نه جاده و مسیر دسترسی قابلاعتنایی که حتی نیروهای امداد را زودتر به آنان برساند. رمون جایی در مناطق صعبالعبور جیرفت استان کرمان، در تنهایی خودش و مردمانش سوخت. مسئولان کرمان اما میگویند: «هنوز ارزیابی خسارت انجام نشده است. میزان خسارت را اعلام میکنیم.» میزان کدام خسارت؟ آتش یا محرومیت سالها مانده بر تن رمون و ساکنانش؟
برنج؛ ترجیح واردات به تولید
|پیامما| «کدام محصول را میتوانیم یک سال در انبار خانه خود نگه داریم و بعد بفروشیم؟ چه بکاریم که حداقل هزینههای کار حتی بعد از یک سال به ما برگردد؟ ناچاریم برنج بکاریم. میگویند آب نداریم برنج نکارید. مگر آب برای بقیه محصولات هست؟! لااقل برنج خراب نمیشود، ما هم باید درآمد داشته باشیم، چطور وزارت جهادکشاورزی متوجه این موضوع نیست؟» این صحبتهای یک شالیکار در استان اصفهان است؛ یکی از استانهایی ممنوعه برای کشت برنج. شبیه همین حرفها را شالیکاری دیگر در خوزستان میگوید. جملههایی که آغاز دردسر برای شالیکاران در شمال کشور بهویژه گیلان است. جای دیگری که نباید، برنج میکارند و شالی شمالیها روی دستشان میماند. اما فقط شالیزارهای استانهای ممنوعه نیستند که مشکلات متعددی برای استانهای مجاز به کشت برنج ایجاد میکنند، بلکه واردات بیرویه این محصول هم هست. وارداتی که با ارز ترجیحی انجام میشود و دو سال پیاپی برنج گیلانیها را روی دستشان گذاشته است. آنهم برای تأمین چه میزان برنج؟ برای تأمین محصولی که روزانه ۸ تن آن هدر میرود.
تیغ دولبه «بازچرخانی» آب
موضوع بازچرخانی آب طی چند سال اخیر به یکی از مهمترین عناوین سیاستگذاری در مدیریت منابع آب کشور تبدیل شده است. موضوعی که دولت برای گسترش آن حتی مجلس را نیز همراه کرد و این مبحث را به برنامه هفتم توسعه کشور نیز وارد کرد؛ بهویژه بخش صنعت و پسازآن، کشاورزی در اولویت برنامههای وزارت نیرو برای استحصال آب از این منبع نامتعارف قرار گرفته است. مرکز پژوهشهای مجلس نیز بهتازگی در گزارشی کارشناسی اجرای بیچونوچرای آن را زیر سؤال برده و مزایای بازچرخانی را مشروط به ملاحظات بیشماری اعلام کرده است. کارشناسان و صنایع اما با دولت تفاهم بیشتری دارند. بهعقیده این گروه در مورد تأمین آب مورد نیاز صنایع، بازچرخانی نه یک پیشنهاد بلکه یک ضرورت است.
