بایگانی مطالب : جامعه
فرمان تخریب یا اظهارنظر؟
حدود ۴۰ سال بعد از اولین نقدها به حفاظت از بناهای تاریخی و جلوگیری از تخریب آنها و بعد از سالها تلاش برای آموزش و فرهنگسازی بین مردم برای حفاظت و مرمت از بناهای تاریخی، حالا اظهارات یکی از مسئولان مذهبی شهر اصفهان که بناهای جهانی آن آوازهای بلند بین کشورها دارد، نگرانیهای زیادی را مطرح کرده و به واکنشهای زیادی بین فعالان میراثی و فعالان فضای مجازی منجر شده است.
«تخریب» نمای بانک ملی لار نو به جای «مرمت»
ورزشگاه روی تمدن ۴ هزارساله
دو دهه پیش، وقتی خواب کنارصندل آشفته شد و بخشی از حافظه تاریخیاش به یغما رفت، بودند کسانی که به دادش برسند و صدایش را به گوش دنیا برسانند. «حمیده چوبک» و «یوسف مجیدزاده» و بسیاری از کسانی که ایران و تمدن کهن آن برایشان ارزشمند بود، تمام تلاششان را برای شناسایی این محوطه باستانی بهکار گرفتند. جیرفت و کنارصندل شهرت جهانی پیدا کرد. آنها نمیدانستند کنارصندل قرار است دو دهه به حال خود رها شود و بعد هم دهیار روستا لودرها را راهی تپه باستانی کند. او با صراحت تمام میگوید: «برای من مردم مهم هستند، نه ثبت جهانی و محوطه باستانی.» او درباره کدام مردم حرف میزند؟ لودرها کارشان را شبانه پیش بردهاند، یکهفتهای میشود که مشغول کارند و مخالفتهای پایگاه میراث ملی جیرفت راه به جایی نبرده و مثل همیشه از مسئولان بالادستی وزارتخانه هم خبری نیست. حالا تپه کنارصندل پر از تکههای سفال شده و تخریبی سازمانیافته در قلب نشانههای تمدن «ارته» رخ داده است؛ بدون اینکه کسی کاری کند. جیرفت قرار بود جهانی شود، قرار بود تاریخ بینالنهرین را تغییر دهد، قرار بود از تمدنی ارزشمند بگوید؛ حالا اما لودرها کنارصندل را شخم زدهاند، همانطورکه دو دهه پیش حفاران غیرمجاز سوراخسوراخش کردند و همانطورکه ۲۰ سال به حال خود رها شد و همانطورکه امروز کسی دم نمیزند و به تخریب نشانههای یک تمدن بزرگ واکنشی نشان نمیدهد.
سووشون؛ توقیف یا تبلیغات؟
سریال «سووشون» که قرار بود روایتگر رنج و مقاومت در روزگار آشوب باشد، خود گرفتار آشوب و حاشیه تمامنشدنی شده است. توقیف و همزمان از دسترس خارج شدن نماوا، پلتفرم میزبان این سریال، آخرین ماجرایی بود که سووشون با آن درگیر شد. اتفاقی که چندی پیش سریالی دیگر در یک پلتفرم شبکه نمایش خانگی هم با آن مواجه شد و حالا این پرسش پیش میآید آیا چنین روندی در پخش و توقف، گامی حسابشده در مسیر یک کمپین تبلیغاتی پرسروصدا برای سریالی است که حاشیههایش از خود روایت جذابتر شدهاند؟
شورای امنیت در تهران
وقتی آدم بزرگها بازی میکنند؛
بستن شریانهای تنفسی تهران یا مدرسهسازی در پارکها؟
بعد از حصارکشی در بوستانهای بزرگ تهران و پیشنهاد ساخت مسجد و مخزن آب و… حالا پیشنهاد ساخت مدرسه در بوستانهای کموسعتتر مطرح شده است. اسفند پارسال بود که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، از شهرداریها خواست به حل مشکل کمبود مدرسه کمک کنند. امسال در دیدار رئیسجمهوری با شهرداران کلانشهرها این حرفها تکرار شد و از نهضت مدرسهسازی صحبت به میان آمد. چند روز بعد از این دیدار «علیرضا زاکانی»، شهردار تهران، خبر همکاری دولت و شهرداری تهران برای ساخت مدرسه را تأیید کرد. بهگفته او، لایحه احداث ۸۰ مجتمع آموزشی به شورای شهر تهران ارائه میشود. چند هفته گذشته جلسهای درباره تبادلنظر برای ساخت مجتمعهای آموزشی برگزار شد و در آن، حدود ۸۷ پلاک برای ساخت ۵۶ مدرسه در چند منطقه تهران پیشنهاد شد؛ پلاکهایی که با همگی آنها در جلسه استانداری موافقت شده است. یافتههای «پیام ما» نشان میدهد حدود ۶۶ درصد از این پلاکها براساس پهنهبندی طرح تفصیلی در پارکهای عمومی و پارکهای ویژه قرار دارند. هرچند که «ناصر امانی»، عضو شورای شهر تهران، هفته گذشته به شهرداری تهران برای احداث این مدارس در پارکها تذکر داد، اما «مجید پارسا»، مدیرکل آموزش پرورش شهر تهران، ۶ خرداد تأکید کرد عملیات اجرایی ساخت این مدارس دو تا سه هفته دیگر آغاز میشود. در همین حال، یک پژوهشگر توسعه و محیطزیست در گفتوگو با «پیام ما» مدرسهسازی در پارکها را کاستن از فضای عمومی معنی میکند؛ آنهم در شهری که سرانه فضای سبز کم و جزیرههای گرمایی دارد.
میراث قجری پشت دیوار سیمانی پس از هشت ماه پنهانکاری
|پیام ما| درِ ورودی بوستان بسته است. نگهبان میگوید چند ماه است که اجازه ورود به کسی داده نمیشود. وقتی درباره کشف آثار تاریخی در بوستان میپرسم، میگوید: «شما کی هستی؟ از کجا میدانی؟» بالاخره در را باز میکند و میگوید: «هر چی هست پشت این دیوارهای سیمانی پیدا شده.» حدود دو متر دیوار سیمانی را اسفندماه گذشته دور گودالی عمیق که آثار در آن پیدا شده، کشیدهاند. تابستان سال گذشته بود که آثار تاریخی در بوستان مادر و کودک (یاس) کشف شد و تا هفته گذشته که رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران و شهردار منطقه۳ آن را رسانهای کردند، نه مسئولان میراثفرهنگی استان تهران و نه مدیران شهرداری درباره آن صحبت نکرده بودند. «محسن سعادتی»، معاون میراثفرهنگی استان تهران، به «پیام ما» میگوید: «پژوهشگاه میراثفرهنگی به موضوع ورود کرده و در حال بررسی است. ما منتظر نتایج پژوهشگاه بودیم تا اظهارنظر کنیم.» حفاری پروژه متوقف شده، اما هنوز اطلاعاتی درباره انجام مطالعات و جزئیات بررسیها در دست نیست. تنها اظهارات کلی «احمد علوی»، رئیس کمیته گردشگری شورای شهر تهران، درباره قدمت آثار کشفشده در دست است که گفته: قدمت آثار مربوط به دوران قاجار و پهلوی اول است. از طرفی نشانهای از انجام مطالعات باستانشناسی در محوطه محصورشده دیده نمیشود و نگهبان هم میگوید: «تا جایی که من دیدم، همان روزهای اول چند نفر از میراث و شهرداری آمدند، دیدند و بعد رفتند و خبری نشد.» چندی پیش هم که در بهشت زهرای تهران آثاری بهدست آمد، مسئولان در مورد حفاریهای بهشت زهرا سکوت کرده بودند، تا روزی که یکی از فعالان شبکههای اجتماعی موضوع کشف آثار باستانی در این محدوده را منتشر و مسئولان را مجبور به واکنش کرد؛ هر چند در قبال این موضوع هم مسئولان میراثفرهنگی ابراز بیاطلاعی و دوباره سکوت پیشه کردند و مسئله را به گذر زمان سپردند و امید به هیاهوی اخبار روز بستند.
«بیوطنی» یا «وطنفروشی»؟
|پیام ما| چهارمین فیلمواره «چشم هفتم در میراث»، در حالی در موزه سینما برگزار شد که مستندسازان نسبت به توجه و حمایت متولیان میراثفرهنگی به این حوزه ابراز ناامیدی کردند. رئیس ایکوم ایران در این مراسم گفت: سینما یک رسانه جامع و کامل است که میتواند مفهومی را منتقل کند که گاه با زبان و گاه با قلم امکان بیان آن وجود ندارد، اما افراد زیادی را داریم که در سینمای مستند این حوزه، فعالیت میکنند و حتی سالها بعد میتوان به آنها استناد کرد. «سیداحمد محیط طباطبایی»، با اشاره به جشنواره فیلمهای مستند «یادگار» که تا سال ۸۴ با همکاری سازمان وقت میراثفرهنگی، سازمان صداوسیما و انجمن مستندسازان برگزار میشد، ابراز امیدواری کرد شاید «فیلمواره چشم هفتم میراث» بخش کوچکی از آن جشنواره را جبران کند. او وجود امضای مؤلف پای کار مستند را مهمترین نکته مستندسازان سالهای گذشته دانست و ادامه داد: دهه ۴۰ را میتوان دهه طلایی سینمای مستند ایران دانست، زمانی که فیلمسازان ما همه مؤلف بودند و کارشان روایتگری صرف نبود.
امنیت رانندهها را تأمین کنید تا بارها را بردارند
پس از گذشت چند روز از اعتصاب کامیونداران، وعدههایی برای پاسخ به مطالبات آنها داده شده است، اما مسئله «تضمین اجرای این وعدهها از سوی دولت» است. «جلال موسوی»، نایبرئیس کانون کشوری کامیونداران، در گفتوگو با «پیام ما» از مطالبات رانندگان میگوید. او مدعی است عدهای با سوءاستفاده از نارضایتی این صنف، فضا را برای آنها ناامن کردهاند و نمیگذارند رانندگان به کار برگردند. ازهمینرو، آنها خواستار تأمین امنیت رانندگان هستند.
رقص «گوران» روی موجهای خلیجفارس
ریشسفیدها با آن دشداشههای پاکیزه که زیر آفتاب بهاری ساحل برق میزند، پابهپای جوانترها هر کدام یک گوشه کار را گرفتهاند. انگار که یاد جوانی کنند و بخواهند خاطراتشان را از آیین به آب انداختن لنج زنده کنند. با رقص و موسیقی، نازکشان لنج را بهسمت دریا میبرند. ریشسفیدها به آخرین لنجی که ساخته شد و به دریا رفت فکر میکنند، چند سال پیش بود؟ کسی به خاطر دارد؟ جوانها اما به اولین لنجی که به دریا میبرند، به «گوران»، فکر میکنند، به آینده لنجسازی که شاید با همتشان امیدوارکننده باشد. ناخدای پیر خوشحال است و میرقصد، روی ساحل، روی لنج، در جمع همسن و سالهایش، خود را به موسیقی سپرده، خوشحال است که عمرش قد داده تا دوباره ببیند به آب افتادن یک لنج دیگر را، آن دیگری سراغ بادبان رفته، یک نفر بر داریه میکوبد و یک نفر میانداری میکند. هر گوشه این اتفاق یک بخش از داستان بلند لنجی چوبی است که روانه دریا شده. لنج که شش هزار سال مرکب و امید معیشت و بخش مهمی از زندگی مردمان جنوب ایران بوده، حالا قرار است بار دیگر از «گوران» قشم، با نام «آرورا» و نمادی از «شاهین بحری» و «درختان حرا» بر پیشانیاش، با هزار امید مردم جنوب، خرامان بر تن خلیجفارس روان شود. آن تلاش عرقریز بعدازظهر آخرین روز اردیبهشت در گوران، میگوید لنج ایرانی قرار است زنده بماند، تمام آدمهایی که آن را تا نقطه مد آب کشیدند این قرار را با خود گذاشتهاند. حالا نخستین لنج گردشگری چوبی ایران راهاندازی شده هر چند بندریها دردودلها دارند آنها از خرید ۵۰۰ لنج چوبی از شهرهای جنوبی ایران توسط قطر میگوید و اینکه آنها این ۵۰۰ لنج را بازسازی و در جامجهانی از آن بهرهبرداری کردند و ما نشستیم و تماشا کردیم.
