بایگانی مطالب: فرهنگ
بازگشت یک رمان پس از ۳۵ سال
«شب ملخ» با نگاهی طنزآمیز به ترس و خشونت نهادینه دوران جنگ میپردازد
حکایت مرد دانا
زنِ کنشگر در سینمای بیضایی
ما همه «باشو»ایم آقای بیضایی!
بیضایی؛ غریبه مدرن
زنِ «مرگ یزدگردم»، من «گلرخ کمالیام»!
راوی ایران تا آخرین نفس
|پیام ما| «زمین زیر پایم سست است وقتی او بر آن راه نمیرود. هوا برایم تنگ است وقتی او در کنارم نفس نمیکشد.» «مژده شمسایی»، همسر بهرام بیضایی، با انتشار این متن، خبر درگذشت او را اعلام کرد. بیضایی درست در روز تولدش که به ۸۷سالگی رسید، درگذشت و بار دیگر یکی از میراثداران سینما و نمایش ایران از دست رفت.
امضا: دانشآموزان مدرسه غیرقانونی «ثقلین»
پای نامهشان امضا زدهاند: «با احترام دانشآموزان دهم و یازدهم و دوازدهم دبیرستان غیرقانونی ثقلین». مدرسهشان در چهارمین ماه سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ پلمب شده است. دانشآموزان علاوهبر مبالغ هنگفت شهریه، حتی موفق نشدهاند پرونده تحصیلی خود را پس بگیرند و بدون کد دانشآموزی به مدرسهای قانونی و البته دورتر فرستاده شدهاند. ۱۲ معلم هم بدون کار و حقوق، بلاتکلیف ماندهاند. معلمها و دانشآموزان، همگی از مدیر این دبیرستان غیردولتی در تهرانپارس شاکیاند.
بازخوانی تاریخ؛ وقتی «تمدن» یک فاجعه بود!
زمین سوخته
ساعتِ روی میز هنوز روی ۱۰:۲۰ ایستاده است؛ همان لحظهای که «احمد محمود»، خالق رمانهای «زمین سوخته» و «همسایهها» صبح روز دوازدهم دی ۱۳۸۱، از دنیا رفت. مدادها کنار هم چیده شدهاند، عینک روی میز است، عصا تکیه داده به دیوار و دمپاییها جفتوجور شدهاند؛ انگار نویسنده فقط برای چند دقیقه از اتاق بیرون رفته باشد. خانهای که سالها محل نوشتن مهمترین آثار احمد محمود بوده است، امروز در میدان ۲۲ نارمک تهران در میان فروختن و فروریختن معلق مانده است؛ نه از سوی نهادی خریداری و ثبت ملی میشود و نه توان نگهداریاش برای خانواده مانده است. «بابک اعطا»، فرزند او، به «پیام ما» میگوید: «خیلی سعی کردم دفتر بابا را به همان شکل نگه دارم. مثل یک عکس. اما این عکس تا کی میتواند ماندگار بماند؟» و حالا ممکن است این خانه به سرنوشت خانه پدری نویسنده در اهواز دچار شود؛ فروش، تخریب و پاکشدن یکی از نمادهای ادبیات معاصر ایران.
