بایگانی مطالب: محیط زیست
وحشت تاریخ «دیلمان» از بازگشت کارخانه سیمان
|پیام ما| در کوههای «نیاوُل» و «سیدسرا»، جایی که غارهای هفتهزارساله و گورستانهای عصر آهن قرار دارد، کارخانه «سیمان گیلان سبز» با مجوزهایی مبهم و نظارتی نیمبند، به تخریب طبیعت، کوهها و محوطههای باستانی مشغول است. گزارشهای رسمی میراثفرهنگی میگویند بیش از ۵۵ درصد از محوطههای باستانی روستای نیاوُل در اثر فعالیتهای این کارخانه و معدن آن از بین رفته است. حالا مدتی است که نشانهگذاریهای جدید روی زمینهای اطراف روستا، اهالی را نگران کرده. نشانهگذاریهایی که خبر از اجرای فاز دوم فعالیتهای کارخانه و تخریب گستردهتر میراثفرهنگی و طبیعی دیلمان میدهد. بهرغم اینکه ادعا میشد فعالیت این کارخانه متوقف شده، این نشانهها نهتنها از تداوم فعالیت این کارخانه که خبر از برنامهریزی برای توسعه فعالیتها و گسترش تخریبها دارد. درصورت اجرایی شدن این برنامه بهیقین آثار تاریخی و فرهنگی بیشتری در این منطقه تخریب خواهد شد. منطقهای که در مطالعات اولیه باستانشناسان بالغبر ۱۴۰ اثر تاریخی از دورههای مختلف از نوسنگی تا قاجار در آن شناسایی شد و در شعاع ۱۵ تا ۲۰ کیلومتری محلی که معدن این کارخانه فعالیت دارد، گورستانهای هزاره اول و قلعههای تاریخی وجود دارد.
زبالهسوز ۶ هزار تنی، فاجعه آرادکوه را تمام میکند؟
«وضعیت بحرانی است» این جمله را هم مدیرکل حوزه معاونت خدمات شهری و مدیر پروژه پسماندسوز نوین کلانشهر تهران میگوید و هم معاون پردازش و دفع سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران. آنها میگویند زمان کمی برای مدیریت وضعیت آرادکوه باقی مانده و ورودی روزانه شش هزار و ۸۰۰ تن زباله و دفن بیش از ۶۰ درصد زبالهها در این نقطه کار را به جایی رسانده که دیگر زمینی برای دفن باقی نمانده است. این بحران در کارگروه ملی پسماند که یک ماه قبل با موضوع بررسی وضعیت مدیریت پسماند در مجتمع «آرادکوه» تهران برگزار شد، هم مطرح شد. هرچند شهردار تهران در این جلسه حضور نداشت، اما صحبت از خرید زبالهسوز ششهزارتنی یکبار دیگر به میان آمد که با مخالفتهای سازمان حفاظت محیطزیست، وزارت بهداشت و مجلس روبهرو شد. حالا «محمدمهدی عزیزی»، مدیر پروژه پسماندسوز نوین، و «حسین حیدریان»، معاون پردازش و دفع سازمان پسماند شهرداری تهران، به «پیام ما» میگویند این تکنولوژی جدید که قرار است از چین وارد شود، با مخلوطسوزی تنها راهی است که میتواند آرادکوه را از شر تصاحب زمین بیشتر و آلودگی نجات دهد. این درحالیاست که تاکنون زبالهسوزهای ۲۰۰ تا ۶۰۰ تنی در شهرهایی چون تهران و نوشهر و زبالهسوزی که در رشت و ساری بعد از سالها به بهرهبرداری نرسیده، نگاهها به این تکنولوژی را با تردید همراه کرده است. آنها میگویند «مهمترین در بستهای که با آن روبهرویند عدم شناخت است» و امیدوارند با ورود این تکنولوژی و بهرهبرداری از آن، تا سه سال آینده وضعیت از حالت بحران خارج شود.
سبزشویی تخریب
گردشگری در حاشیه بسترهای آبی
کودکان، قربانیان فراموششده آلایندهها
محیطزیست در تاروپود زندگی ما تنیده شده است؛ ما در آغوش طبیعت زاده میشویم، در بستر آن رشد میکنیم و بیآن، معنای زندگی فرومیپاشد. هر نفسی که میکشیم، هر جرعه آبی که مینوشیم و هر دانه نانی که بر سفره میگذاریم، یادآور وابستگی بیچونوچرای ما به زمین است. محیطزیست صرفاً عرصهای بیرونی یا منبعی برای بهرهبرداری نیست؛ بخشی از وجود ماست و تداوم حیات ما در آن ریشه دارد. ازهمینرو، حق محیطزیست سالم، نه امتیازی اجتماعی بلکه حقی ذاتی و مادرزادی است؛ حقی که با تولد انسان یا شاید حتی قبل از تولد انسان آغاز میشود و تا واپسین دم حیات با اوست.
محیطزیست و مرزهای سیاسی
۳۰ هزار مترمربع از «بوجاق» زیر تیغ تصرف
|پیام ما| نظریه کارشناسی دادگاه تجدیدنظر، ۳۰ هزار مترمربع از اراضی پارک ملی بوجاق در بندر کیاشهر استان گیلان را خارج از منطقه پارک ملی و جزو مستثنیات اعلام کرده است. برخی از این زمینها که در دهههای گذشته زیر نظر سازمان منابعطبیعی بودند، بعد از تغییر وضعیت منطقه به پارک ملی همچنان محل مناقشهاند. حالا اما رئیس پارک ملی بوجاق به «پیام ما» میگوید هنوز حکم قطعی دراینباره صادر نشده و آنها در تلاشاند این زمین را که فرد متصرفش سند آن را ندارد، پس بگیرند. او میگوید نمیداند کارشناس بر چه اساسی چنین نظریهای داده، اما باید این نظر تغییر کند.
تغییراقلیم با دریاهای ما چه کرد؟
هر سال ۲۴ اکتبر، روزی مهم برای افزایش آگاهی درباره اثرات گرمایش زمین و اهمیت حفاظت از اکوسیستمها و کرهزمین است؛ روزی که به ما یادآوری میکند تکتک افراد روی زمین، دولتها و شرکتها با ترویج سیاستها، فناوری و عادات سازگار با محیطزیست میتوانند در کاهش انتشار گازهای گلخانهای و مراقبت از اکوسیستم مشارکت کنند. مجمع عمومی سازمان ملل برای ارتقای آگاهی عمومی و تقویت تعهدات بینالمللی حاصل از توافقنامههایی مانند معاهده پاریس، این روز را انتخاب کرده است که در آن کشورها به محدود کردن افزایش دمای جهان و ترویج اقداماتی برای کاهش و سازگاری متعهد شدند. در سه دهه گذشته دمای سطح آبها بیش از هر زمان دیگری (از سال ۱۸۸۰ که نظارت بر آن آغاز شده) بهطور مداوم افزایش یافته است. از طرف دیگر، با افزایش دمای هوا بهدلیل گرمایش زمین و تغییراقلیم، اقیانوسها گرمتر شدهاند و بیش از ۹۰ درصد از گرمای ناشی از گازهای گلخانهای را جذب میکنند. در این میان تغییراقلیم تأثیر چشمگیری بر ایران داشته است. بهگزارش یونیسف، میانگین دمای ایران از دهه ۱۳۴۰ تاکنون ۲ درجه سانتیگراد افزایش یافته، میزان بارندگی در ۲۰ سال گذشته ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده و الگوهای بارش نیز تغییر کردهاند. در این گزارش اما پیگیر اوضاع دریاها هستیم. سؤال این است که تغییراقلیم با کاسپین یا خزر بزرگترین دریاچه جهان و خلیجفارس در جنوب ایران چه کرده است؟
تغییراقلیم و زیستپذیری شهری
حشرات در خط مقدم بحران اقلیم
ملخهایی که به جان مزارع کشاورزان میافتند یا مراتع دامداران را شخم میزنند، ورود پشه آئدس به جنوب ایران و احتمال شیوع انواع و اقسام بیماریها، حضور انواع و انواع حشرهها در مناطقی که قبلاً دیده نشده بود و...، تنها پیامدهای تغییراقلیم نیستند. تغییراقلیم یعنی حشرهای که هنوز کشف نکردهایم، منقرض شود و نفهمیم حتی جزئی از سرمایههای طبیعی ما بوده! تغییراقلیم یعنی خالی شدن اکوسیستم از گونهها و سکوت شبانه در منطقهای که پیشتر صدای حشرات، نشان زندگی در آن بود. «علیرضا نادری»، پژوهشگر تنوعزیستی و پروانهشناس، از معدود کسانی است که در ایران روی این مقوله کار و پژوهش میکند. او در این گفتوگو تبعات تغییراقلیم بر زندگی حشرات و اکوسیستم را شرح داد. این حشرهشناس تأکید کرد نباید همهچیز را گردن تغییراقلیم انداخت و نقش عامل انسانی در این تحولات را نادیده گرفت.
ما بخشی از طبیعتایم، نه فاتح آن
وقتی نام جین گودال به میان میآید، چیزی فراتر از یک دانشمند یا پژوهشگر در ذهن نقش میبندد. او نهفقط زیستشناسی برجسته و رفتارشناسی بینظیر، بلکه صدای زمین بود؛ صدای آرام اما استواری که در تمام عمرش از انسان خواست جهان را با چشمانی مهربانتر و مسئولانهتر بنگرد. زنی که با یک دفترچه، یک دوربین ساده و قلبی پر از شگفتی، به دل جنگلهای تانزانیا رفت تا ناشناختههای بشر را لمس کند؛ روح حیوانات. او با مشاهده دقیق و سالها همزیستی با شامپانزهها نشان داد فاصله میان انسان و طبیعت آنقدرها که گمان میکردیم، عمیق نیست. در روزگاری که علم رفتارشناسی حیوانات در قید تعاریف خشک و عددهای بیاحساس گرفتار بود، گودال جرئت کرد به آنها نام بدهد، احساسشان را درک کند و حتی تاریخچهای انسانی برایشان قائل شود؛ کاری که در آن زمان نوعی شورش علمی محسوب میشد. اما همان نگاه متفاوت، دروازه درک تازهای از طبیعت را گشود؛ نگاهی که در آن علم و عشق به یک زبان سخن میگفتند. او در طول بیش از شش دهه فعالیتش نهتنها شناخت ما از حیوانات را تغییر داد، بلکه مفهوم انسان بودن را نیز بازتعریف کرد. جین گودال به ما آموخت که احترام به حیات، از مرز گونهها فراتر میرود. او در تمام سخنرانیها و سفرهایش، از زمین چون خانهای مشترک یاد میکرد؛ خانهای که اگر به صدای درختان، پرندگان و حتی خاک گوش ندهیم، دیر یا زود سکوش ما را در خود خواهد بلعید. این گفتوگویی است با زنی که عمرش را وقف روشن کردن گوشههای تاریک جهان کرد. در صدای او، میشد هم خستگی سالها سفر را شنید و هم شوق کودکی را که هنوز از دیدن یک برگ تازه شگفتزده میشود. گودال، تا واپسین روزهای زندگیاش، امید را از یاد نبرد. او باور داشت حتی در تیرهترین زمانهها، جرقهای از مهربانی در وجود انسان زنده است؛ کافی است آن را بیدار کنیم. قرار بود این مصاحبه با توجه به شرایط کاری گودال و برنامه فشردهاش در دو مرحله انجام شود و درنهایت با یک فیلم کوتاه از او خاتمه یابد؛ اما او دو هفته پیش، چشمهایش را برای همیشه بر جهان بست. جالب آنکه گودال در طی مصاحبه پیگیر «عبدالحسین وهابزاده» و پروژه «مدرسه طبیعت» بود. اکنون که او در میان ما نیست، صدایش از میان برگهای جنگل و چشمان شامپانزههایی که روزی با آنها زندگی کرد، شنیده میشود. این مقدمه، ادای دینی است به انسانی که بیش از هر کس دیگر به ما یاد داد چگونه انسان باشیم.
