بایگانی مطالب: زنان
شکارچیان سلطنتی یا قربانیان تصورات تاریخی؟
پژوهشی نو بر بقایای اسکلتی چهار هزار ساله در مصر، فرضیهای بحثبرانگیز را مطرح کرده است: آیا شاهدختهای مصر باستان، برخلاف تصورات رایج تاریخی، آموزشهای نظامی میدیدند و در فعالیتهایی مانند شکار شرکت داشتند؟ این نوشتار به بررسی تحلیلهای علمی و تردیدهای کارشناسان درباره این یافتههای باستانشناسی میپردازد.
پابهرکابِ تغییـــــــــر
همزمان با انتشار اخبار موج چندم حمله آمریکا، برگزاری آیین رونمایی از کتاب «زنان پابهرکاب» این پرسش را پیش روی مخاطب قرار میداد که آیا در شرایط جنگ، گفتن و نوشتن از زنان و فرهنگ همچنان موضوعیت دارد؟ پاسخ یکی از کارشناسان حاضر در این نشست، تأملبرانگیز بود: «در شرایط بحرانی، توجه به مطالبهگری و مراقبت از دستاوردهای پیشینیان، بهویژه در حوزه زنان، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد.» گویی یکی از پیامدهای پنهان و مخرب جنگ، از دست رفتن سنگرهایی است که فعالان اجتماعی طی سالها تلاش و با صرف سرمایه عمر خود به دست آوردهاند. تاریخ نیز نشان میدهد هرگاه جوامع درگیر بحرانهای سیاسی مانند جنگ میشوند، دیگر ابعاد زندگی بهتدریج به محاق میرود. از این منظر، برگزاری نشست رونمایی از کتاب «زنان پابهرکاب» در روز شنبه (۲۷ تیر) و در آغاز هفتهای که به گفته دونالد ترامپ «هفته نابودی پلهای ایران» بود، تلاشی برای حفظ و یادآوری دستاوردهای صدها سال مبارزه مدنی زنان برای بازپسگیری حقوق اولیهشان به شمار میآید.
برجی که فرو ریخت، زنی که ایستاد
جنگ، گاهی در تردید یک مادر برای فرستادن فرزندش به جلسه امتحان آغاز میشود؛ در شبهایی که کودکی هفتساله از ترس انفجار خوابش نمیبرد؛ و در زندگی زنی که میان مراقبت از خانواده و حفظ شغلی که سالها برای به دست آوردنش جنگیده، گرفتار مانده است.
بدن زنانه، زیر بار فقر
زن، کار، «ریلیـــــــــف»
هوا هنوز گرگومیش است که زنان از چارسوی کوچه پیدا میشوند. چهارراه روستایی در اطراف داراب، محل قرار همیشگی زنان کارگری است که با کیسههای رنگورورفته روی دوش از راه میرسند. آنها برای تحمل کار طاقتفرسا در مزارع، ناچارند «ریلیف» مصرف کنند؛ مسکنی برای تسکین درد و خستگی مفرط و شاید التیامی برای فشار سنگین نانآوری. در کیسههایشان تنها یک بطری آب، چند تخممرغ و سیبزمینی آبپز، دستکشهای وصلهدار و کلاه آفتابگیر است؛ توشه یک روز معمولی برای نبرد نان.
زنان؛ غایبان مدیریت منابع آب
تازهترین گزارش سازمان ملل متحد با عنوان «آب برای همه مردم، حقوق و فرصتهای برابر»، بحران جهانی آب را بیش از آنکه معضلی فنی یا زیرساختی بداند، بحرانی انسانی و جنسیتی معرفی میکند. این گزارش بر پیوند ناگسستنی میان آب و برابری جنسیتی تأکید دارد و نادیده گرفتن این موضوع را نهتنها ظلمی آشکار به نیمی از جمعیت جهان، بلکه یکی از دلایل اصلی نرسیدن به اهداف توسعه پایدار میداند. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. بر اساس پژوهشهای داخلی، با وجود آنکه زنان بهطور روزمره با مسئله کمبود آب مواجهاند، در تصمیمگیریهای مرتبط با آن مشارکت داده نمیشوند.
رنگ جنسیتـــــــی بیکاری
بازار کار ایران برای زنان، سالهاست با درهای نیمهباز تعریف میشود؛ ورود به آن دشوار است و ماندن در آن دشوارتر. شرایط پس از جنگ و وضعیت اقتصادی، شکافی را که از پیش وجود داشت عمیقتر کرده و بار دیگر زنان را به نخستین قربانیان بحران اشتغال تبدیل کرده است.
وقتــــــــی بدن زن میدان جنگ جمعیتی می شود
از دیرباز، تولیدمثل در ایران مسئولیتی سنگین بر دوش زنان بوده و گاه امتناع از آن بهمثابه رفتاری در تضاد با منافع ملت و دولت تعبیر شده است. با این حال، در سالهای اخیر، رابطه زنان با حاکمیت دستخوش تحولات قابل توجهی شده است: از مطالبه برای پوشش اختیاری و حق موتورسواری گرفته تا کنترل باروری و تصمیمگیری درباره فرزندآوری. این مجموعه انتخابها حول محور «کنترل بر بدن» و حق انتخاب فردی شکل گرفتهاند؛ انتخابهایی که زنان برای به دست آوردن آنها سالها تلاش کرده و هزینههای فراوانی پرداختهاند.
جنگ روایتها زنان را به حاشیه میبرد
«حقیقت زندگی افراد حاشیه همیشه در حرفهایشان نیست؛ گاهی باید این حقیقت را در سکوت و احساسات آنها پیدا کرد» طرح این دیدگاه در کنار این هشدار که «کنشگری مؤثر باید با واقعیت عینی جامعه نسبت داشته باشد» محور اصلی نشست تخصصی «زنان در مواجهه با جنگ» بود. این نشست بر این متمرکز بود که چگونه در میانه جنگ روایتها و تحلیلهای دور از واقعیت، زندگی روزمره زنان به ابزاری برای بازی قدرت رسانهها تبدیل میشود. از سوی دیگر، آمارهای نگرانکننده از حذف زنان از بازار کار، زنگ خطری است که نشان میدهد این روند چگونه جامعه را در روزهای بحران، شکننده میکند. پژوهشگران حاضر در این نشست، راه خروج از این بنبست را شکستن ساختارهای مسلط و پناه بردن به فضاهای کوچک حمایتی میدانند؛ جریانی که میتواند خشم و ناامیدی امروز را به امید و حرکت تبدیل کند.
فصل تازه سرکوب زنان افغانستان
| پیام ما | در هرات، شهری که سالها به فرهنگ، تجارت و زندگی شهری پرجنبوجوش در غرب افغانستان شناخته میشد، خیابان جبرئیل در روزهای اخیر به صحنهای تازه از تقابل زنان بانظم سختگیرانه طالبان تبدیل شد. زنانی که به بازداشتهای اخیر به بهانه پوشش اعتراض داشتند، با نیروهای امنیتی روبهرو شدند. فریاد اعتراض ضعیف بود، اما صدای آن بهسرعت از مرزهای افغانستان عبور کرد. همزمان، در سطح حقوقی نیز فرمان شماره ۱۸ طالبان نگرانیها را درباره آینده دختران و زنان افغانستان عمیقتر کرده است. فرمانی که به گفته نهادهای حقوق بشری، ازدواج کودکان و محدودیت زنان برای خروج از ازدواجهای اجباری را در ساختار حقوقی طالبان تثبیت میکند.
