بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ

شهرداری علیه تاریخ کهن اصفهان

در سه روز گذشته، سحرگاهان بیل‌های مکانیکی سکوت شبانگاهی یکی از کهن‌ترین بافت‌های تاریخی اصفهان را شکافتند. در حاشیه میدان عتیق و در دل محوطه‌ای موسوم به گذر «کمرزرین»، عملیات گودبرداری توسط شهرداری منطقه ۳ بدون اخذ مجوز رسمی و بدون حضور ناظران باستان‌شناسی، منجر به تخریب لایه‌هایی شد که به گواه کارشناسان، بخشی از شناسنامه معماری، دینی و سیاسی شهر اصفهان محسوب می‌شود. منطقه‌ای که به‌گفته «محسن جاوری»، یکی از معدود برجستگی‌های طبیعی باقیمانده در بافت کهن شهر است و از دوره ساسانی تا صفوی، شواهدی از زندگی، آیین، معماری و تجارت در دل آن نهفته است. این بار ماجرا فراتر از یک پروژه عمرانی غیرمجاز یا یک گودبرداری بدون مجوز است. این‌بار خاکی جابه‌جا شد که به‌گفته «علیرضا جعفری‌زند»، نه‌فقط خشت و آجر بلکه تاریخ آل‌بویه، پیش‌ازآن و پس‌ازآن، در آن جای داشت. حفاری در این محدوده، به‌وضوح نشانه‌ای است از آنچه «فرسایش تدریجی حافظه تاریخی» در ساختار مدیریت شهری و حتی در بدنه اداره میراث‌فرهنگی استان نامیده می‌شود. از سکوت‌های مکرر مسئولان گرفته تا تخریب لایه‌هایی از عصر دیلمیان، ساسانیان و صدر اسلام، همه و همه نشانه‌هایی‌ است از زنگ خطر خاموشی تاریخی اصفهان؛ شهری که هیچ‌گاه در طول تاریخ متروک نشد، اما شاید برای نخستین‌بار در آستانه متروک‌شدن حافظه‌اش قرار گرفته است. در پی واکنش‌ها به این اقدام، دیروز «سیدمحمد موسویان»، دادستان اصفهان، در بازدید سرزده از کمرزرین، اعلام کرد: «با توجه به انجام عملیات عمرانی در بخشی از این گذر و طبق گزارش‌های واصل‌شده مبنی‌بر وجود آثار باستانی و تاریخی در این مکان، دستور برای توقف فوری عملیات اجرایی این پروژه توسط دادستانی صادر و برای تعرض‌کنندگان به حریم این آثار، پرونده قضائی تشکیل شد. به‌نظر می‌رسد بعضی از اشخاص حقوقی و حقیقی در این مورد به وظایف و تکالیف فردی، اجتماعی و قانونی خود در حراست از آثار تاریخی و باستانی عمل نمی‌کنند که این موضوع بسیار نگران‌کننده است و به‌طور قطع، دادستانی با این ترک فعل‌ها برخورد خواهد کرد.» در این گزارش، «پیام ما» روایت فاجعه کمرزرین را از زبان کارشناسان این حوزه بازخوانی می‌کند: «محسن جاوری» باستان‌شناس و مسئول سابق کاوش‌های میدان عتیق، «علیرضا جعفری‌زند» حقوق‌دان و پژوهشگر میراث‌فرهنگی و «امیر کرم‌زاده» مدیرکل میراث‌فرهنگی استان اصفهان. آنچه در ادامه می‌خوانید، تحلیلی مستند از آن چیزی است که در دل گذر کمرزرین فروریخت: «تاریخ، هویت، و اعتماد عمومی». در این میان، هم‌زمانی سکوت مرجع نظارتی با شتاب بولدوزرهای اجرایی، آن‌هم در یکی از حساس‌ترین هسته‌های باستان‌شناسی پایتخت فرهنگی ایران، این پرسش را در ذهن‌ها پررنگ کرده: اگر این حجم از تخریب می‌تواند در چند شب اتفاق بیفتد، چه چیزی می‌تواند از فردای تاریخ ما حفاظت کند؟

پادکست خبری ٢٢ تیر

هنر زندگی در عصر پارینه‌سنگی‌

نخستین دنیای خصوصی بشر، جایی که با همان امکانات اولیه، به ثبت تفکرات خود پرداخت و نشانه‌هایی به‌جا گذاشت؛ گویی می‌خواست جاودان باشد و به سفر زمان برود در دل تاریخ و به جهانی متفاوت از جهان خود، درباره زیست و دنیایش نشانه‌ها و پیام‌هایی ارسال کند. غارها نخستین جهان شخصی برای بشری بودند که هنوز زیست متمدنانه را آغاز نکرده بود؛ شکارچی‌ای که جهانش در تلاش برای حیات خلاصه شده بود. اما شواهد نشان می‌دهند برای او فقط بقا مهم نبود، او به هنر، نماد و نشانه نیز باور داشت. نقوش روی دیوارها این را می‌گویند و ابزارهایی که در خود نشانه‌هایی از هنرنمایی، ارگونومی و نمادگرایی را حفظ کرده‌اند. غارهای پارینه‌سنگی خرم‌آباد از همین جنس‌اند؛ پر از رمزوراز، پر از داستان‌هایی که از پسِ قرون سر برآورده‌اند تا ماجرای او را بازگو کنند؛ او که جهانش شباهتی به دنیای سرعت‌زده‌ ما نداشت. غارها انسان عصر تکنولوژی را به سفر در زمان می‌برند؛ سفری به دوران سنگ چخماق، ابزارهای اولیه شکار و پناهگاهی ساده، اما پر از راز با نقوشی عجیب. در طول تاریخ، غار همواره محل مراجعه انسان بوده است؛ حتی پس از متمدن شدن. غار برای او جایی بوده برای خلوت، نیایش، پناه و بازگشت به گذشته‌ خویش؛ جایی که آرامش و سکون او را فرامی‌خواند. اکنون بخشی از این غارها در ایران جهانی شده است؛ بخشی که روایتگر زیست انسان در دره خرم‌آباد و قدمت این سرزمین است.

غارهای پارینه‌سنگی آغل گوسفندان شده بودند

«محوطه پیش‌ازتاریخ (پارینه‌سنگی) دره خرم‌آباد» به‌عنوان بیست‌ونهمین اثر ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد. غارهایی با قدمت بیش از ۶۰ هزار سال که با شواهد ارزشمندی از زندگی مستمر انسان‌های نئاندرتال و دوره‌های مختلف پیش‌ازتاریخ با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال را در خود جای داده‌اند. این محوطه به‌عنوان نخستین اثر مستقل استان لرستان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده، اما در سال‌های گذشته لرستان در دو پرونده مشترک «کاروانسراها» و «راه‌آهن» هم حضور داشت.

کتابخانه‌های بدون دیوار

تصاویر هوایی از مبل‌هایی رنگارنگ که در میان فضای سبز شهری چیده شده‌اند، نمایی از افرادی را نشان می‌دهد که روی آنها لم داده‌اند و در حال مطالعه‌اند. اینجا کتابخانه‌های فضای باز سئول است، در میدان گوانگوامون و در امتداد نهر چئونگ‌گه؛ مکانی که فراتر از دیوارهای کتابخانه‌های سنتی، علاوه‌بر فضایی برای مطالعه، برای ارتباط با طبیعت و درک عمیق‌تر ارزش‌های محیط‌زیستی فراهم می‌کند و استقبال از آنها آنقدر زیاد بود که در عرض سه ماه، یک میلیون بازدیدکننده جذب کرده‌اند.

پادکست ۲۱ تیر

پروازهای لغوشده، مطالبات بلاتکلیف

|پیام ما| می‌گوید قرار بوده برای دیدن فرزندانش که در اروپا تحصیل می‌کنند، چند روزی سفر کند، بلیت و ویزا هم گرفته بوده که جنگ شده، حالا او مانده و ویزای آلمان و بلیتی که تکلیفش مشخص نیست. پیگیری‌هایش هم به جایی نرسیده. یک نفر دیگر منتظر است تا هزینه پرواز لغوشده‌اش را پس بگیرد تا زمینی به ترکیه برود، چون سفر کاری داشته و جنگ پابندش کرده و تا بیست روز دلش آشوب بوده که روند کارش چه می‌شود. کافی است در شبکه‌های اجتماعی و دوستان و اطرافیان موضوع لغو پروازها را مطرح کنید تا با تجربیات متعدد افراد در این مورد روبه‌رو شوید؛ کسانی که بسته شدن بیست‌روزه آسمان ایران به‌نوعی خسارت مالی و روحی به آنها وارد کرده. حالا سازمان هواپیمایی اعلام کرده که تمامی خسارات به افراد عودت داده می‌شود، اما این پروسه آنقدر زمان‌بر شده که طاقت بسیاری از مسافران را طاق کرده. پلتفرم‌های فروش بلیت توضیحات خود را دارند و می‌گویند بخشی از خسارات مسترد شده و برخی در پروسه استرداد است. دفاتر خدمات مسافرتی مسافران را به ایرلاین‌ها ارجاع می‌دهند و سازمان هواپیمایی اعلام کرده «هزینه حدود ۸۰۰ هزار بلیت به مردم مسترد شده و بهای حدود ۳۹ هزار بلیت نیز باقی مانده.» از طرفی بخشی از مطالبات مردم مربوط به هتل‌ها و ایرلاین‌های خارجی است که حاضر به استرداد مبلغ نیستند. در چنین شرایط پیچیده‌ای همچنان موضوع بدهی مردم از بخش گردشگری کشور، چالشی است که بخش زیادی از مسافران با آن مواجه‌اند و از سویی می‌تواند موجب سلب اعتماد مردم به بخش‌هایی از این ساختار شود.

مسافران با شوق آمدند، با ترس گریختند

ما فقط شنیدیم که آسمان ایران بسته است، که راه‌ها مسدود است و جاده‌ها شرایط ویژه دارند، که فقط ۲۰ لیتر بنزین به هر خودرو می‌دهند، که فرودگاه‌های کشور تعطیل است، که بانک‌ها هک شدند، که یک مجتمع مسکونی در بمباران تخریب شده، که اینترنت ملی شد، که خروجی‌های تهران ترافیک کیلومتری دارند، که… . بسیاری از اخبار را شنیدیم، بسیاری را زندگی کردیم و خودمان بخشی از خبر بودیم، بسیاری خبرها زندگی‌مان را تحت‌تأثیر قرار داد یا فلج کرد، از کنار بسیاری هم گذشتیم و شاید فکر نکردیم آدم‌هایی که بخشی از داستانشان با این اخبار جنگ گره خورده، چه تجربه‌ای را از سر گذراندند. طبیعی هم بود. ما دچار یک ترومای جمعی شده بودیم و هر کداممان در بخشی از این داستان پررنج، آسیب دیده بودیم و درگیر همان بخش بودیم و کمتر به دیگرانی که در جای دیگری از این داستان با بحران دست‌وپنجه نرم می‌کردند، فکر کردیم. ما هر کدام به‌شکلی بخشی از روایتی تلخ بودیم که یک نقطه مشترک داشت: «جنگ». حالا که پای حرف هم می‌نشینیم، می‌بینیم آن دوازده روز را هر کس به‌شکلی سپری کرده، با بحران مواجه شده و بحران را مدیریت کرده و توانسته از آن عبور کند. روایت راهنمایان گردشگری هم بخشی از این داستان است که با جمله: «وقتی جنگ شد...» آغاز می‌شود.

دومین بازارچه شهاب‌سنگ در “شهر دایناسورها” برگزار می‌شود

دومین بازارچه محلی خرید و فروش شهاب سنگ در زرند، شهری که به خاطر کشف ردپاهای دایناسور مشهور است، در آذرماه امسال برگزار می‌شود. این بازارچه که در پی موفقیت نخستین جشنواره ملی شهاب سنگ‌ها برگزار می‌شود، با هدف رونق گردشگری و اقتصاد منطقه برنامه‌ریزی شده است.

پادکست ۱۸ تیر