بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
آینده موزهها در عصر شتابزدگی
صف بلند مقابل موزه هنرهای معاصر برای بازدید از نمایشگاه «چشم در چشم» و بعد از آن نمایشگاه «پیکاسو در تهران» آنقدر پدیده عجیبی بود که بسیاری رسانهها آن را خوشبینانه «نشانی از تغییر در جامعه ایرانی» تعبیر کردند و بسیاری این نکته را یادآور شدند که اگر محتوای خوب ارائه شود، مخاطب خود پا به موزه خواهد گذاشت و موزه دیگر مکانی راکد و فراموششده نخواهد بود.
رؤیای روایت تاریخ در خیابانهای شهر
در شهرهایی با لایههای تاریخی متراکم، باستانشناسی نه در دل کوهها و بیابانها، بلکه در پیادهروها، خیابانها، خانهها و کوچهها جریان دارد. در چنین شهرهایی، موزه نه در چهاردیواریهای معمول، بلکه در بطن زندگی جاری است. «موزه باز شهری» مفهومی است که به رابطه زنده بین شهر، باستانشناسی و مردم اشاره دارد؛ مفهومی که هنوز در ایران جایگاه دقیق و اجرایی نیافته است، اما ظرفیتهایی عظیم برای خوانش تازهای از شهر و هویت شهری فراهم میآورد. در این گزارش بهبهانه روز جهانی موزه و هفته میراث فرهنگی، با سه پژوهشگر و باستانشناس به گفتوگو نشستهایم تا این ایده را واکاوی کنیم.
سلبریتیزدگی و ماجرای امضای کتاب «سووشون»
نقدی بر فروکاستن فرهنگ به شهرت
موزه متعلق به جامعهای است که به آینده میاندیشد
پیش رفتن بهسوی جهانی نو
نمایش بدون متن در ویترین
کتابسازی، آفت پنهان
پس از برگزاری ۳۶ دوره از نمایشگاه کتاب، اکنون این رویداد فرهنگی جایگاهی دلخواه برای همه کسانی شده است که با کتاب و نشر آن پیوند دارند. هرساله تازهترین عنوانها، در نمایشگاه بهدست دوستداران کتاب میرسد و آگاهی از آنچه در گذر یک سال چاپ و پخش شده است، در این میعادگاه فرهنگی بهدست میآید. ازاینرو، شاید برگزاری نمایشگاه کتاب را بتوان مهمترین رویداد فرهنگی دانست که با صنعت نشر ایران پیوند دارد. همواره و هرساله نیز شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه فزونی میگیرد و خواستاران کتاب را، که شمارشان البته بسیار نیست، بهسوی خود میکشد. اما نباید شمار این بازدیدکنندگان را سنجهای برای دلبستگی ایرانیان برای خواندن کتاب دانست؛ زیرا شوربختانه بازدیدکنندگان بسیاری هستند که تنها برای سرگرمی و گذران وقت راهی نمایشگاه میشوند! این را از شمارگان و تیراژ پایین کتاب در ایران میتوان گمان بُرد. هنوز برای آنکه عادت پسندیده کتابخوانی در میان مردم آنگونه گسترش پیدا کند که همسنگ با دیرینگی تمدن و فرهنگ ما باشد، راهی دراز در پیش است.
شکست قاچاقچیان در تختجمشید
گامهای بیاجازه، شبانه به حریم تاریخ نفوذ کرده بودند. نیروهای یگان حفاظت گوشبهزنگ بودند و کتیبهای ارزشمند، مدتی بود زیر ذرهبینشان بود. نشانهها و اخباری به گوششان رسیده بود که عدهای در پی سرقت کتیبهاند. آن شب بالاخره آمدند. آسوده در حال حفاری بودند که نیروهای یگان حفاظت مرودشت به محل نزدیک و با پرتاب سنگهایی از سوی حفاران روبهرو شدند. درگیری آغاز شد. یکی از نیروها مجروح شد و نزاع بالا گرفت، دو طرف حالا گلاویز شده بودند. مأمور یگان دستبندش را بیرون کشید تا خاطی را بازداشت کند، اما کاردی تیز، عمیق به رگ دستش نشست تا حفاران بتوانند از مهلکه جان به در برند، او اما با وجود زخم عمیق تیغ، آن فرد را رها نکرد. پنج ضربه چاقو، مأمور یگان حفاظت میراث را راهی بیمارستان کرد. همکارش هم که با پرتاب سنگ آسیب دیده بود، همراه او شد. کتیبه عجالتاً در امان مانده و ضارب بازداشت شده است. به دستور دادستان نه وثیقه و نه ضمانت برای آزادیاش پذیرفته نشد و همچنان، در بازداشت بهسر میبرد تا تعیینتکلیف شود. دشت مرودشت و کوهستانهای اطراف آن و بسیاری از مناطق این سرزمین همچنان جولانگاه حفاران غیرمجاز است. آنها در امنیتی عجیب در سایه ضعف قوانین، بیپروا به فعالیت مشغولند و با جسارتی گستاخانه به روی حافظان تاریخ این سرزمین تیغ میکشند.
شاهنامهخوانها کوچ میکنند؟
فردوسی پس از هزار سال دوباره به دنیای ما بازگشته است. شاهنامه را این روزها بسیاری از پدرومادرها برای کودکانشان میخوانند و در شبکههای مجازی دورههای آموزشی آن با روشهای نوین برگزار میشود. سیاوش و رستم و فریدون و… نام بسیاری از متولدان نسل زد شده است. اسطورهها و افسانهها، بههمراه روایتهای تاریخی هویتبخش هر ملتی است. هویت ما ایرانیان نیز ریشه در اسطورهها و داستانهای حماسی و روایت تاریخی پرباری دارد که همگی در شاهنامه جمع آمدهاند. شاهنامه در نسل کهن و پیش از ورود ایرانیان به جهان آموزشی مدرن در خانه بیشتر مردم ایران بود و بزرگان خانواده برای کودکان میخواندند اما این سنت در دورههایی رنگ باخت و حال دوباره ظهور شاهنامه سوالات بسیاری را برای گروههای مرجع جامعه ایجاد کرده. آیا این اقبال و توجه به شاهنامه، میتواند هویتیابی و وطندوستی نسل جدید را بههمراه داشته باشد؟ آیا میتوان به کلاسها و جلسههای شاهنامهخوانی دلخوش باشیم و امید ببندیم که فرزندان ایران، با هویت ایرانی آزاده و آزاداندیش باشند؟ هرچند که در تب بازگشت این شاعر پارسیگوی آمارهای مهاجرت نسل زد تکاندهنده است. بهبهانه روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی از «بهروز محمودی بختیاری» که عضو هیاتعلمی دانشگاه تهران است، پژوهشهای مختلفی در زمینه زبان فارسی و آموزش زبان فارسی دارد و در زمینه ارتباطات در گروه هنرهای نمایشی آموزش میدهد، درباره توجه عمومی به شاهنامه و زبان فارسی، این دو هویتساز ایرانی، پرسیدیم و اینکه آیا این جریان، میتواند پایا و هویتبخش باشد؟ محمودی بختیاری اما الفت با شاهنامه را الفت دیرین همه ایرانیان میداند که اتفاقاً در عصر ارتباطات و در بیتوجهی ایرانیان، زیر انبوهی از تبلیغات مهاجرت در حال خفه شدن است.
قابهای شکسته مستندهای سبز
در غیاب دوربینهای مستندسازان محیطزیست، بحرانها در حال شدتگرفتناند. در سالهای اخیر، با توجه به تشدید خشکسالی، تغییراقلیم، نابودی زیستگاهها و خطر انقراض گونههای جانوری اهمیت ساخت این نوع مستندها بیشتر به چشم میآید. بااینحال، چالشهایی که بر سر راه مستندسازان این حوزه قرار دارد، روند تولید را کند میکند. «پیام ما» در بررسیهای خود تلاش کرد به آماری از روند و تعداد ساخت این مستندها برسد، اما ازآنجاکه آمار جامعی از ساخت این نوع مستندها وجود ندارد، مقایسه تعداد مستندهای حاضر در جشنوارههای داخلی مانند فجر و سینما حقیقت طی سالهای مختلف حاکی از کاهش یافتن تعداد آنهاست. این درحالیاست که در شرایط کنونی که کشور با بحرانهای محیطزیستی مختلف دستبهگریبان است، چنین مستندهایی میتوانند برای تحلیل این مسائل و پیدا کردن راهحل مناسب راهگشا باشد. اما با اینکه این نوع مستندها در محفلهای محیطزیستی و بین مخاطبان بیشتر مورد اقبال عمومی قرار میگیرند، در بین مسئولان دولتی نادیده گرفته میشوند. این نکتهای است که مستندسازان این حوزه هم در گفتوگو با «پیام ما» به آن اشاره میکنند و از نبود حمایتهای لازم در روند تولید و پخش میگویند.
