بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
جنگلی که ما را بلعید
|پیام ما| کتاب «جنگلی که ما را بلعید» نوشته «منصور علیمرادی» از سوی انتشارات «پرتقال» به چاپ رسیده است. منصور علیمرادی نویسنده، شاعر، نویسنده و پژوهشگر فرهنگ اصالتاً اهل جنوب کرمان است. علاوهبر داستاننویسی و سرودن شعر، در زمینه فرهنگ بومی جنوب استان کرمان هم پژوهشهایی انجام داده.
کاخ خاموش معشوقه خسروپرویز
قصر جمیلان، بنایی که امروز در دل محله سنبلستان اصفهان رو به فراموشی گذاشته، تنها یک ساختمان متروکه نیست؛ بلکه گرهگاهی است میان اسطوره و تاریخ. این قصر که در متون کهن با نامهایی همچون «چنبلان»، «چملان» و «سنبلستان» از آن یاد شده، ریشه در روزگاری دارد که اصفهان هنوز در چارچوب تاریخ مدون شناخته نمیشد. روایتها از ساخت آن به دست خسروپرویز برای معشوقهاش «شکر اصفهانی» میگویند و نشانههای معماری موجود، لایههایی از عصر دیلمی، سلجوقی، صفوی و قاجاری را بر پیکره آن نشان میدهد. همین درهمتنیدگی اسطوره و معماری است که قصر جمیلان را به یکی از اسرارآمیزترین و درعینحال، مغفولترین بناهای تاریخی اصفهان بدل کرده است.
کنسرت بهمثابه میدان جنگ
هنوز حواشی لغو برگزاری کنسرت «همایون شجریان» تمام نشده که پنجشنبه (سوم مهرماه) خبر لغو کنسرت «سیروان خسروی» و «ایهام» در کاخ نیاوران حاشیهساز شد. «دیگر توان جنگیدن نداریم» جملهای بود که سیروان خسروی در اجرای پایانی خود گفت و اعلام کرد اجراها با فشار «وزارت میراثفرهنگی» لغو شده است. «پیام ما» در پیگیریهای خود از وزارت میراثفرهنگی و معاونت فرهنگی کاخ نیاوران به نتیجه نرسید؛ اما دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد با انتشار اطلاعیهای، دلیل را «اعتراض اهالی نیاوران» عنوان کرد. دلایلی که بهنظر میرسد در شرایطی که مردم به فضاهای شاد نیاز دارند، برگزاری کنسرتها را تبدیل به یک چالش پیچیده کرده است. اگرچه برگزاری کنسرت در بناهای تاریخی چالشی است که مسئولان میراثفرهنگی تا کنون نتوانستند برای با اعلام دستورالعملی از پس آن برآیند اما مسئله اینجاست که در اظهارنظرهای شده کسی داد بناهای تاریخی را نمیستاند و آسایش همسایهها گویا مسئله اصلی است.
زمین، کاروانسراهای جهانی را میبلعد
پهنههای فرونشست زمین در ایران چنان گسترش یافتهاند كه ۳۵۹ دشت كشور را در خطر فرونشست قرار دادهاند. براساس گزارشی، ۴۱ كاروانسرا از ۵۴ كاروانسرای ثبتجهانیشده ایران در معرض خطر فرونشست قرار دارند و كاروانسراهای ثبتجهانیشده در تهران، اصفهان، البرز، سمنان، مركزی، یزد، بوشهر و خراسانجنوبی هستند. خطر فرونشست علاوهبر كاروانسراهای ثبتجهانیشده ایران آثار تاریخی دیگر كشور را نیز تهدید میكند.
داستان کلاسیکبازها
دستهای حرکت میکنند، یک جای مشخص قرار میگذارند، جمع میشوند و معمولاً خانوادگی به دل جاده میزنند. همین حرکت دستهجمعی و دورهمیشان است که جذابیتشان را بیشتر میکند. خودروهایی که ۳۰ الی ۵۰ سال پیش تولید شدهاند و برای چند نسل خاطرهسازی کردهاند، همچنان سرپا هستند و حالا به یکی از جذابیتهای گردشگری و سفر تبدیل شدهاند.
رشت بعد از مشهد مقصد سفر عراقیها میشود
|پیام ما| در نشست خبری به مناسبت هفته گردشگری، «انوشیروان محسنی بندپی» معاون گردشگری، سؤالات روزنامهنگاران درباره چالشهای پیش روی گردشگری در ایران را پاسخ داد.
فرهنگ بیثبات، هنر در انتظار سرمایه
اقتصاد فرهنگ و هنر در ایران، همچنان بهجای رشد و پایداری، گرفتار چرخه هزینههای کوتاهمدت و گذرا است. چارهاش هم سرمایهگذاریهای هوشمند و مستمر است تا بتواند به موتور پویای توسعه فرهنگی و اقتصادی تبدیل شود. «حسین انتظامی»، معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد، روز جمعه (۲۸ شهریور) در رویداد ملی سرمایهگذاری برای تولید بازیهای رایانهای حوزه مقاومت که در اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد، بر اهمیت این نگاه تأکید کرد و گفت: «بازی میسازیم، فیلم میسازیم، کتاب منتشر میکنیم و توضیح میدهیم، اما چه زمانی اقتصاد فرهنگ و هنر به وضعیت پایدار میرسد و حیات طبیعی خود را تجربه میکند؟» اما اقتصاد پایدار در حوزه فرهنگ و هنر دقیقاً به چه معناست و عوامل دخیل در آن چیست؟
اعلامیه فوت قناتی زنده
«نبادان» هنوز زنده است، اما حکم مرگش را امضا کردند. مسئولان امور آب ابرکوه، هیئتامنای قنات و بهرهبرداران محلی در جلسهای، فوت قنات را اعلام کردند. مثل اینکه برای بیماری که در تخت بیمارستان بستری است، فاتحه بخوانند و برای خاکسپاریاش برنامه بریزند. بدون اینکه مهم باشد آب جاری در رگهای نبادان، صدها و بلکه هزاران سال است، سرو ابرکوه را سیراب میکند. با لوله پولیکایی که از قنات بهسمت زمینهای کشاورزی کشیدند، مزرعههایشان را سیراب کردند و مظهر نبادان را خشکاندند. اکنون سرنوشت سرو کهنسال ابرکوه چه میشود؟
هزار سفر نرفته به زخم
وقتی صحبت از گردشگری به میان میآید، نخستین تصویر در ذهن ما سواحل آفتابی، کوههای سرسبز یا شهرهای تاریخی است. اما نوع دیگری از گردشگری وجود دارد که نه بهدنبال زیباییهای طبیعی است و نه آرامش تاریخی؛ بلکه از ویرانی، خشونت و خاطرههای تلخ تغذیه میکند. گردشگری سیاه به بازدید از مکانهایی گفته میشود که با مرگ، تراژدی، فجایع انسانی یا بلایای طبیعی پیوند خوردهاند. بازدید از اردوگاه مرگ نازیها، موزههای فجایع طبیعی مثل هیروشیما یا حتی مکانهای سقوط هواپیما و حوادث تروریستی، همگی در این دسته قرار میگیرند. گردشگری سیاه به انسانها این امکان را میدهد تا با بخش تاریک تاریخ روبهرو شوند؛ بخشهایی که اغلب در حافظه جمعی یک ملت ماندگار است. گردشگری جنگ زیرمجموعهای مهم از گردشگری سیاه است. در اینگونه سفرها، گردشگران به مکانهایی میروند که در گذشته صحنه جنگ بوده یا آثار آن را در خود حفظ کردهاند. این نوع گردشگری میتواند بازدید از موزههای جنگ و نمایشگاههای نظامی، یادمانها و بناهای یادبود شهدا و قربانیان، میدانهای نبرد قدیمی و مناطق ویرانشده، خانهها و بناهای بازمانده از جنگ با آثار گلوله و خمپاره و گورستانهای جنگی و آرامگاه سربازان را دربربگیرد. ایران یکی از کشورهایی است که تجربه سنگین جنگ را پشت سر گذاشته است. جنگ هشتساله ایران و عراق ردپای عمیقی بر شهرهایی چون خرمشهر، آبادان، اهواز، سردشت، ایلام، مریوان و... بهجا گذاشته است. همزمان با ۳۱ شهریور و آغاز هفته دفاع مقدس، «پیام ما» به گفتوگو با «مجتبی گهستونی»، راهنمای گردشگری، پرداخته. کسی که سالها علاقهمندان را با گوشهگوشه خوزستان آشنا کرده و روایتگر خوشیها و ناخوشیهای مردم این بخش از سرزمینمان بوده است.
میراث را به یونجه فروختند
اینجا «ربط» است، یکی از مهمترین محوطههای باستانی آذربایجانغربی؛ جایی که گمان میرود حلقه اتصال تمدن آشور، اورارتو با مانناییان باشد. باوجوداین، مشاهدات میدانی «پیام ما» تکاندهنده است. کشاورزان روی شیب این تپه باستانی سخت مشغول به کشتوکارند. اینجا دیگر نه بحث حریم مطرح است و نه حتی عرصه، روی محوطهای که کشفیات آن جامعه باستانشناسی را به سرنخهای دنیای کهن متصل میکند، کشاورزی در حال انجام است. پیگیریهای «پیام ما» اما به نتایج عجیبتری هم میرسد؛ مدیران میراثفرهنگی شهرستانها، خودشان اجازه کشاورزی را دادهاند! بررسیهای بعدی گویای آن است که اجاره دادن زمینهای عرصه و حریم محوطههای باستانی که به تملک وزارت میراثفرهنگی درآمدهاند، در استان آذربایجانغربی به رسمی عادی بدل شده است و حتی کارمندان میراثفرهنگی این استان، به آن وجهه حفاظتی و قانونی میدهند و سعی در توسعه آن دارند. هرچند مدیرکل دفتر ثبت آثار وزارت میراثفرهنگی این اتفاق را تخلفی آشکار میداند و مدیرکل میراثفرهنگی استان آن را تکذیب میکند، این رویه اما روی عرصه تپههای باستانی «ربط»، «قلایچی» و «موتآباد» دیده میشود. جالب اینجاست که مدیران اداره میراثفرهنگی شهرستانها از کشاورزان اجارهبها میگیرند؛ اما آنقدر اندک که گاهی به یک یا دو میلیون هم نمیرسد. سؤال اینجاست که چطور تا امروز این مسئله از سوی مدیران ارشد وزارتخانه میراثفرهنگی نظارت نشده و هیچ مسئولی عملکرد مدیران این استان را زیر سؤال نبرده و مانع نابودی محوطههای باستانی نشده است؟
