بایگانی مطالب: میراث و فرهنگ
موزهها تعطیلاند؛ جامعه تنهاست
|پیام ما| موزهها و مراکز تاریخی ایران امسال تعطیلی کمسابقهای را تجربه کردند. در مقطعی همزمان با جنگ تعطیل شدند و حالا هم بیش از یک ماه است که با شروع ناآرامیها، درهایشان را به روی بازدیدکنندگان بستهاند. هرچند این تعطیلیها بهدرستی و برای حفاظت از اشیای موزهها صورت گرفته -البته هنوز کسی نمیداند موزهها تا چه اندازه به مخازن امن مجهز هستند و اشیا تا چه اندازه در این مخازن در اماناند- اما با نگاهی به توصیههای نهادهایی از قبیل ایکوم برای ایفای نقش اجتماعی موزهها در بحرانها، میتوان گفت موزههای ایران تبدیل به یک انبار برای حفاظت از آثار شدهاند. بی آنکه تلاشی برای ایفای نقش اجتماعی خود در جامعهای که دچار یک ترومای جمعی شده؛ داشته باشند. موزهها برای حفاظت از آثار تعطیلاند و در عرصه اجتماع، غایب.
عتیقههای خونین
|پیام ما| تجربه کشورهایی که دچار جنگ، بیثباتی سیاسی یا ناآرامیهای گسترده شدهاند، نشان میدهد میان کاهش کنترل حاکمیتی و افزایش حفاریهای غیرمجاز رابطهای مستقیم وجود دارد. در چنین شرایطی آثار تاریخی تنها قربانی تخریب نیستند، بلکه به کالایی اقتصادی تبدیل میشوند که میتواند هزینه ادامه درگیریها را تأمین کند.
داستانی از تلاش و پایداری
نگاهی به کتاب «چرخ خیاطی» که روایتی از امید در دل تاریکیهای مهاجرت است
میراث تاریخی در بحران فرو میریزد
|پیام ما| «اشراری که در مسیر تخریب میراثفرهنگی حرکت میکنند، همیشه آمادهبهرکاباند؛ چه در دوران بحران و چه در دوران ثبات. تفاوت اینجاست که در دوران بحران، شمشیرشان تیزتر و رکابشان محکمتر میشود؛ چون توجه و حواس مدیران شهری و کشوری به آنچه پیشینه و فرهنگ ما را تعریف میکند، کمتر میشود و همین غفلت، میدان را برای تخریب بازتر میکند.» این جمله «مهدی تمیزی» شاید چکیده دیدگاه ده کنشگر میراثفرهنگی در شهرها و استانهای مختلف ایران باشد که در گفتوگو با «پیام ما» از وضعیت امروز میراثفرهنگی گفتند. کسانی که بیش از یک دهه است که در این حوزه فعالیت دارند و بهخوبی با چالشها و مشکلات آن آشنا هستند.
آیندهای که به تصمیمهای امروز گره خورده است
هشدار پیش از فاجعه
مسجدجامع عتیق اصفهان، کهنترین سند زنده معماری اسلامی در ایران و یکی از شاخصترین آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو، این روزها با بحرانی چندوجهی روبهروست؛ بحرانی که دیگر صرفاً در حد «نمزدگی موضعی» یا «نشتی محدود تأسیسات» باقی نمانده و بهگفته کارشناسان، به مرحله هشدار جدی رسیده است. شکستگیهای مکرر لولههای آب و فاضلاب در حریم و جوار مسجد، افزایش محسوس رطوبت در بدنه و پی بنا و همزمانی این رخدادها با عبور خط ۲ متروی اصفهان از نزدیکی این مجموعه تاریخی، مجموعهای از نگرانیهای فنی، حقوقی و مدیریتی را ایجاد کرده که نمیتوان آن را با توضیحات مقطعی یا اقدامات کوتاهمدت فروکاست.
روزگار آشفته فرهنگ و هنر
صفهای طولانی جشنواره فجر در خاطرتان هست؛ آن هیجان دیدن فیلمها و خرید بلیت و نقدهای مفصلی که دربارهشان نوشته و گفته میشد؟ چه کسی است که آن روزها را از یاد ببرد و حتی مقایسهای تصادفی از روزگار اکنون هنر با آن سالها در ذهنش نگذرد. شرایط اجتماعی و سیاسی ایران باعث شد جشنوارهها یکییکی از سوی هنرمندان تحریم شوند و آنچه باقی ماند فیلمهای کمرمق بود و نشستهای خبری کمرمقتر و سینماهای خلوت. پس از سال ۱۴۰۱ هنرمندان زیادی ممنوعالکار شدند و ممنوعالکار باقی ماندند. حوادث امسال در همزمانی با جشنواره تئاتر و فیلم فجر به این منجر شد که بسیاری از شرکت و حضور در این جشنوارهها کنارهگیری کنند تا شاهد همراهی کمرنگ دوباره هنرمندان با جشنواره فجر باشیم. اما این موضوع تنها بخش تاریک این روزهای فرهنگ و هنر نیست و نهادهای صنفی این حوزه از بازداشت و دستگیری بسیاری از هنرمندان موسیقی و سینما خبر دادهاند؛ هرچند که آمارها هنوز شفاف و دقیق نیست.
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
رقص عزا
رقص صیادان انزلی در کومههای روی آب، دستان درهم تنیده عزاداران ساکن جنوب زاگرس در مراسم چمری و حرکت توام با شعر هوسه در رقص یزله موارد مشابهی از رقص غم در جایجای ایران است. رقص، تلفیق هنرمندانه حس و حرکت است و بهگواه برخی از منابع تاریخی میتوان آن را تغییریافته سوگ سیاوش دانست؛ کنشی بدنمند که جسم در خدمت روح قرار میگیرد تا هدف یا خواستهای را بیان کند. در رقص غم نیز شاهد تمنای غمبار بدن در فراق عزیزی هستیم. گویی دست، آسمان را برای جستن و در آغوش کشیدن عزیزی میجوید. پا در جستوجوی فرزندی به اینسو و آنسو میرود تا شاید بتوانند ردی از او بیابد. این کنش بدنی همراه با غلیان احساسات، این روزها ماهیتی اعتراضی از سوگواری یافته است. در گفتوگویی که «پیام ما» با پژوهشگران رقص و فرهنگ عامه دارد، به ابعاد مختلف و بازتعریف نویی از رقص غم میپردازیم.
لزوم هوشیاری بینالمللی در مواجهه با میراث ایران
|پیام ما| گروهی از متخصصان موزه در (IMPD) و فعالان میراثفرهنگی در روزهای اخیر نامهای هشدارآمیز منتشر کرده و از موزهها، خانههای حراج، دلالان و مجموعهداران خصوصی در سراسر جهان خواستهاند در قبال هر شیء با منشأ فارسی/ایرانی یا با پیشینه محتمل ایرانی، دقت و بررسی حرفهای مضاعف را به کار گیرند. این نامه در ظاهر یک هشدار حرفهای خطاب به موزهها و بازارهای جهانی هنر است؛ اما در روزهایی که این نامه منتشر میشود، میتوان گفت مخاطب اصلی آن ایران است. در شرایطی که بیثباتی سیاسی و فشارهای ساختاری، خطر قاچاق و خروج غیرقانونی اشیای تاریخی را بهطور معناداری افزایش میدهد، این هشدار تنها یک توصیه نیست، بلکه بازتاب نگرانی عمیقتری است. این نگرانی که میراثفرهنگی در دورههای بحران بیش از هر زمان دیگری در معرض غارت، انتقالهای شتابزده و مشروعسازی در بازارهای رسمی جهانی قرار میگیرد.
